فهرست کتاب


برگی از آسمان (شرحی بر توقیعات حضرت مهدی علیه السلام)

حجت الاسلام میرزا علی بابائی

تقوی نجات از آتش جهنم است

سوره مریم: (71) و ان متکم الاواردها کان علی ربک حتماً مقضیاً (72) ثم
ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیاً
می فرماید همه شما بدون استثناء وارد جهنم می شوید این امری است حتمی و فرمان است قطعی از پروردگارتان
سپس آنها را که تقوی و پرهیزکاری پیشه کردند از آن نجات می دهیم و ظالمان و ستمگران را در حالیکه از ضعف و ذلت به زانو در آمده اند در آن رها می کنیم.
از جابر بن عبد الله انصاری چنین نقل شده که شخصی از او درباره آیه پرسید جابر با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره کرد و گفت مطلبی با این دو گوش خود از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که اگر دروغ بگویم هر دو کر باد، می فرمود الورود الدخول لا یبقی بر و لافاجر لایدخلها فیکون علی المؤمنین برداً و سلاماً کما کانت علی ابراهیم حتی ان للنار او قال لجهنم ضجیجاً منن براها ثم ننجی الله الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها حنیاً
هیچ نیکوکار و بدکار نیست مگر اینکه داخل جهنم می شود آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود همانگونه که بر ابراهیم بود تا آنجا که آتش یا جهنم (تردید از جابر است) از شدت سردی فریاد می کشد سپس خداوند پرهیزکاران را رهائی می بخشد و ظالمان را در آن ذلیلانه رها می کند. **تفسیر نمونه، ج 13، ص 118. ***
در حدیث دیگری از پیامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم تقول النار للمؤمن یوم القیامة جز یا مؤمن فقد اطفأ نورک لهبی آتش روز قیامت به فرد با ایمان می گوید زودتر از من بگذر که نورت شعله مرا خاموش کرد.**همان مدرک. ***

تقوی و امدادهای الهی

بسم الله الرحمن الرحیم
(1) واللیل اذا یغشی (2) و النهار اذا تجلی (3) و ما خلق الذکر و الانثی (4) ان سعیکم لشتی (5) فاما من اعطی و اتقی
قسم به شب در آن هنگام که جهان را بپوشاند و قسم به روز هنگامی که تجلی کند و هنگامی که آشکار و ظاهر گردد و قسم به آن کسی که جنس مذکر و مؤنث (یعنی مرد و زن) را آفرید که سعی و تلاش و کوشش شما در زندگی گوناگون و مختلف است اما آن کس که در راه خدا اعطاء کند و پرهیزکاری و تقوا پیشه کند و به جزای نیک الهی ایمان داشته باشد ما او را در مسیر آسانی قرار می دهیم و به سوی بهشت جاویدان هدایت می کنیم.

شأن نزول سوره اللیل

مفسران برای سوره شریفه شأن نزولی از ابن عباس نقل کرده اند که ما مطابق آنچه مرحوم طبرسی در مجمع البیان آورده است روایت را می آوریم: مردی در میان مسلمانان بود که شاخه یکی از درختان خرمای او بالای خانه مرد فقیر عیالمندی قرار گرفته بود صاحب نخل هنگامی که بالای درخت می رفت تا خرماها را بچیند گاهی چند دانه خرما در خانه مرد فقیر می افتاد کودکانش آن را بر می داشتند. آن مرد از نخل فرود می آمد و خرما را از دستشان می گرفت (و آن قدر بخیل و سنگدل بود که) اگر خرما را در دهان یکی از آنها می دید انگشتش را در داخل دهان او می کرد تا خرما را بیرون آورد. مرد فقیر به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شکایت کرد. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود برو تا بکارت رسیدگی کنم. سپس صاحب نخل را ملاقات کرد و فرمود این درختی که شاخه هایش بالای خانه فلان کس آمده است به من می دهی تا در مقابل آن نخلی در بهشت از آن تو باشد. مرد گفت من درختان نخل بسیاری دارم و خرمای هیچ کدام به خوبی این درخت نیست (حاضر به چنین معامله نیستم) کسی از یاران پیغمبر صلی الله علیه و آله این سخن را شنید عرض کرد ای رسول خدا اگر من بروم و این درخت را از این مرد خریداری و واگذار کنم شما همان چیزی را که به او می دادید به من عطا خواهی کرد فرمود آری. او رفت و صاحب نخل را دید و با او گفتگو کرد صاحب نخل گفت آیا می دانی که محمد صلی الله علیه و آله حاضر شد درخت نخلی در بهشت در مقابل این به من بدهد (و من نپذیرفتم) و گفتم من از خرمای این بسیار لذت می برم و نخل فراوان دارم و هیچ کدام خرمایش به این خوبی نیست. خریدار گفت آیا می خواهی او را بفروشی یا نه گفت نمی فروشم مگر آنکه مبلغی را که گمان نمی کنم کسی بدهد به من بدهی. گفت: چه مبلغ؟ گفت: چهل نخل. خریدار تعجب کرد و گفت عجب بهای سنگینی برای نخلی که کج شده مطالبه می کنی چهل نخل. سپس بعد از کمی سکوت گفت بسیار خوب چهل نخل به تو می دهم فروشنده (طمعکار) گفت اگر راست می گوئی چند نفر را به عنوان شهود بطلب. اتفاقاً گروهی از آنجا می گذشتند آنها را صدا زد و بر این معامله شاهد گرفت. سپس خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد ای رسول خدا نخل به ملک من در آمد و تقدیم (محضر مبارکتان) می کنم. رسول خدا صلی الله علیه و آله به سراغ خانواده فقیر رفت و به صاحب خانه گفت این نخل از آن تو و فرزندان تو است.
این جا بود که سوره اللیل نازل شد (و گفتنی ها را درباره بخیلان و سخاوتمندان گفت) در بعضی از روایات آمده که مرد خریدار شخصی به نام (ابوالداح) بود. **تفسیر نمونه، ج 27، ص 68. به نقل مجمع البیان جلد 10 ص 501. ***
قرآن مجید در این آیات از دو گروه سخن می گوید گروهی مؤمن و باتقوی و پرهیزگار و سخاوتمند و گروهی بی ایمان و بی تقوی و بخیل که نمونه هر دو گروه در شأن نزول به طور وضوح منعکس شده است. گروه اول با استفاده از توفیقات الهی مسیر خود را با سهولت پیموده و به سوی بهشت و نعمتهای آن روان می شوند در حالی که گروه دوم در زندگی با انبوه مشکلات روبرو هستند و اموال سرشار را جمع می کنند و می گذراند و می روند و جز حسرت و اندوه و وبال و مجازات الهی بهره ای عائدشان نمی شود و متاعی نمی خرند!