فهرست کتاب


در جستجوی استاد

صادق حسن زاده

(فرق خوف و خشیت )

هر چیز عظیمی باعث خوف می شود و این معنا در عظیم العظمایی که غیر محسوس است بیشتر خواهد شد. و لذا ترس از او نیز زیادتر است، هر آن کسی که ادراکش عظمت حق را بیشتر باشد، ترسش زیادتر است، پس بنابراین، اول شخصی از اشخاص و خائف ترین افراد از عظمت حق، وجود مقدس حضرت خاتم النبیین صلی الله علیه و آله می باشد؛ زیرا ادراک آن جناب از همه مخلوقات بیشتر است و پس از او، حضرت مولی الموحدین اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه السلام است و پس از آن بزرگوار یکی یکی از ائمه اطهار علیه السلام و پس از آنها، انبیا علیه السلام؛ هر یک به مرتبه خود تا برسد به سلسله جلیله علما، که همگی از عظمت و سلطنت حق ترسان اند و این خوف را (خشیت ) نامند؛ زیرا بین خوف و خشیت فرق است. به این که خوف در موردی می باشد که از انسان خطائی صادر شده باشد و از عاقبت کار خود اطلاع نداشته باشد و لذا می ترسد و اما خشیت به معنای ترسیدن از عظمت مقام و از هیبت چیز ذوهیبت است و در قرآن کریم می فرماید: (انما یخشی الله من عباده العلماء )؛ (یعنی به درستی که می ترسند از خدا، بندگان عالم و عارف به خدا )
و نفرمود (انما یخاف الله )، به جهت آن که ترس انبیا و ائمه و علما، از عظمت هیبت بوده نه از قصور در وظایف بندگی.

(حالت شوق چیست؟ )

علت این که ما ترس و خوفی از خدا نداریم آن است که اطلاعی از مقامات ربوبی نداریم. و آن معنا را که در حضرت معصومین علیه السلام است تعبیر به (شوق ) می کنند؛ زیرا شوق عبارت است از این که فرض کنیم انسان، محبوبی داشته باشد و پیوسته در این اندیشه و فکر است که چه موقع بشود خود را به محبوب خویش برساند و از راهی او را حاضر می بیند و از راهی غائبش می داند؛ مثل آن که بین انسان و محبوبش حجاب و پرده حائل است که چون پرده عقب رود او را می بیند لکن نه تمام او را و گاهی که پرده حائل است جدیت می نماید که بلکه بتواند حجاب را از پیش بردارد و باز او را ملاقات نماید؛ پس این حالت را حالت شوق نامند، چه در حال قرب باشد و چه در حال بعد.
آئینه شو، جمال نکو طلعتان نگر - جاروب زن به خانه و پس میهمان ببر
باید دانست که این پرده ها و این حجاب ها از ناحیه خود ما می باشد نه از جانب محبوب؛ چنانکه حافظ فرماید:
جمال یار ندارد حجاب و پرده ولی - غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد
در جای دیگر فرماید:
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست - تو خود حجاب نمودی حافظ از میان برخیز
پس معلوم شد هر که معرفتش نسبت به حق بیشتر است، شوق و دردش زیادتر است. بی دردی، بی درکی است!
هر چقدر پا در مرحله عبودیت بیشتر گذاریم و مدارج معرفت را بیشتر طی کنیم جهل خود را نسبت به عوالم مافوق بیشتر مشاهده می نماییم.
تا بدانجا رسید دانش من - که بدانم همی که نادانم

(توبه واقعی قبول می شود )

آیا توبه شخص توبه کننده حتمی القبول و صحیح است؟ و آیا عقاب آن نیکو یا قبیح است؟ علمای علم کلام را اعتقاد آن است که خداوند عزوجل توبه تائب را قبول می فرماید و اگر او را عقاب فرماید، قبیح و نارواست و کار قبیح از حکیم علی الاطلاق روا نیست... مادامی که چرک معصیت به مغز روح فرو رفته و ظلمت کفر، نور ایمان را زائل نگردانیده است، می توان روح را در حمام توبه برد و با تضرع و زاری به درگاه ایزدی و صابون استغفار و معذرت خواهی او را شستشو داد تا رفع کثافات و نجاسات شده و به صورت اولیه خویش برگردد؛ پس نزد عقل واضح است چون به این طریق شستشو داده شد البته تو به درگاه حضرت احدیت مورد قبول واقع خواهد شد؛ چنانکه لباس کثیف و آلوده به چرک را چون با صابون شستیم پاک و تمیز می شود. اما چقدر فرق است بین توبه قلب و گفتن استغفار به زبان! ولو این که گفتار این ذکر هم بسیار نافع است لکن یک مرتبه با زبان دل توبه کردن بهتر است از صدها هزار استغفار به زبان بی توجه قلب؛ و باید کاری کرد که دل و زبان یکی شود.