جلوه های نور

نویسنده : سید احمد هاشمیان

مقدمه

« بسم اللَّه الرحمن الرحیم »
اگر بشود آنچه را که باید، بنویسیم، و آن را به همه برسانیم شاید بشود امیدوار بود که از این حیث در پیشگاه عدل الهی مسئولیتی نداشته باشیم، آنجا که ذّره ها به حساب است و همه انسانها مسئول خود و دیگران.
انگیزه تالیف:
در ابتدای انقلاب که سخنان ضد و نقیضْ فراوان بود، وجوب امر و نهی ما را به تشکیل جلساتی واداشت که سخنانِ گفته شده در آن جلسات به صورت نوشته نیز تکثیر و برای آشنایان دور و نزدیک ارسال می گردید، و همچنین در سنوات جنگ تحمیلی برای فرزندان و دوستانی که در جبهه بودند فرستاده می شد، تا در صفیر گلوله ها سفیری در توحید و شهادتین و بدرقه کننده ای تا باب المجاهدین باشد.
اکنون این مجلّد، جمع آوریِ آن اوراق پراکنده است که همگان را در استمرار مطالعه آن توصیه می نماید، چه هر نوشته آن کتابی مستقل است که طیف های مختلف جامعه را بهره می دهد. به دانش آموز و دانشجو، به طلبه و استاد، و به همه آنها که بتوانند بخوانند و تفکّر نمایند آرامش و صفا می بخشد.
بانوان را ندای عروج به اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم است و به آنها می نمایاند که زینب کبری علیها السلام چگونه به زیارت قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می رود و می آموزاند که فرزندان خود را از کی و چگونه تربیت نمایند و با چگونه همسری در راه خدا همسفر باشند.
پیک انقلابی است تا ورای مرزها و قلبهای محاصره از پلشتی ها، در تنوّعی از نظم و نثر، و پیامی جهانی در توحید، به دو زبان فرانسه و انگلیسی، در معنای سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که می فرماید: « قُولُوا لا اِلهَ اِلاَّ اللَّهُ تُفْلِحُوا » (بگویید جز خدا خدایی نیست تا رستگار شوید).
والحمدلله رب العالمین
سید احمد هاشمیان 12/2/1377



« بسم اللَّه الرحمن الرحیم »

« رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی » « وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی » « وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی » « یَفْقَهُواْ قَوْلِی »** طه، 25 تا 28.***

1 - اصول عقاید

اصل عقیده اسلامی بر یکتاپرستی قرار دارد. قرآن کریم در بیانی از ابراهیم علیه السلام می فرماید:
« اِنّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَرْضَ حَنیفاً وَ ما اَنَا مِنَ الْمُشْرِکین »** انعام، 79.***
(روی آوردم روی آوردنی یکتاپرستانه به سوی آن که آسمانها و زمین را آفرید و نیستم از مشرکین).
و نیز حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به نقل از ائمه معصومین علیهم السلام و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و جبرئیل از خداوند تبارک و تعالی که می فرماید:
«لا اِلَه اِلاَّ اللَّهُ حِصْنی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنی اَمِنَ مِنْ عَذابی »** بحار الانوار، ج 3، ص 7.***
که (لا اله الا اللَّه دژ من است آن که داخل آن شود از عذاب من ایمن است).
و حضرت در پایان اضافه فرمود به شرطهائی و من از شرطهای آن می باشم که اشاره به امامت آن حضرت و ائمه معصومین علیهم السلام می باشد. و آیات قرآن کریم مؤیّد این حدیث شریف است که می فرماید: « أَللَّهُ لا اِلهَ اِلاَّ هُو »** بقرء، 255.*** « یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوآ اَطیعُوا اللَّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اولِی الْاَمْرِ مِنْکُم... »** نساء، 59.*** (یعنی جز خدا خدائی نیست) (ای کسانی که ایمان آورده اید خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید...) و اولی الامر ائمه اطهار علیهم السلام می باشد چون طبق شرع و عقل اطاعت از شیطان و طاغوت و خاطی جایز نیست. با توجه به آیات کریمه قرآن و حدیث شریف سه اصل توحید و نبوّت و امامت مشخّص می شود و در واقعیّتِ سه اصل مذکور، بحسب کیفیّت، عدل نیز مضمر است، یعنی بدون عدل حقیقت و واقعیّت در جای خود قرار نمی گیرد و لازمه عدل نیز به معاد منتهی می شود.
و اما در باور و ایمان به کلمه طیبه « لا اِلهَ اِلاَّ اللَّه » به معنای اینکه جز خداوند تبارک و تعالی خدائی نیست، لازمه اش از جمیع جهات می باشد، چه در قول، چه در فعل و چه در اصل عقیده و خلوص نیّت و نیز در کلّیّه شرایط زمانی و مکانی و حالات مختلفه انسانی، لذا بایستی استعانت ها، استعاذه ها، استقامت ها، امیدها، توکّل ها و اتّکال ها، همه و همه فقط کرنشی برای خدا، و در راه خدا باشد، و نیز اعمال نیکوئی که به توفیق الهی از ما سر می زند، نباید نقطه اتّکائی در تجسّم منیّت برای ما باشد، بلکه از شمول نعماتی این چنین، حالت شکستگی و خضوع بیشتری به ما دست دهد و بیشتر در بیخودی خود محو شویم. و نیز این گونه باشیم در تحمّل مصائب و محرومیّت ها، چه از دو حال خارج نیست یا برای تزکیه آدمی است که لطف است و یا برای تنبیه و تنبّه است که آن نیز چنین است و نوید آینده ای روشن را به همراه دارد، که در هر دو صورت این نیز برای مردان خداست.

« لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینْ »
س - ه 8/5/62


« بسم اللَّه الرحمن الرحیم »

« رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی » « وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی » « وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی » « یَفْقَهُواْ قَوْلِی »

2 - نماز

در جهان هستی با آن همه عظمت که، نه به شماره می آید، و نه در اندیشه می گنجد، چگونه است حال انسانی آن همه حقیر؟ که در محرابی به فراخنای مُلک و ملکوت به میقات خداوند هستی بخش و هستی آفرین راه می یابد.
در این عظمت حضور، انسان های والا می درخشند، آنها که می دانند هیچ ندارند، و همه هر چه هست از اوست. او که ذرّات کائنات بر او به سجده اند « طَوْعاً وَکَرْهاً »** رعد، 15. ***و کوچکترین جزء یک ذره هم اگر نه این گونه باشد، متلاشی می شود.
کلمه زیبا و جاودانه رستگاری با سخن نماز همراه است، با مؤمنینی که در حال خشوع تا معراج نماز عروج می نمایند تا در بارقه قبول آن، سایر اعمالِ خیر آنها نیز مورد قبول پروردگار قرار گیرد؛ آنها روی دل به حضرت او دارند، با زبانی که در جَهر و اِخفات سخن او را به گوش جان زمزمه می کنند، با اعضائی در رکوع و سجود و قیامی لِلَّه، و دیدگانی که جز به او نمی نگرند.
گفته اند که: «چون زمان نماز فرا می رسید، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم که با ما در سخن بود و ما با او، گوئی دیگر ما را نمی شناخت و ما او را».** بحارالانوار، ج 67، ص 400: «قالت عائشة: کان رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله یُحَدِّثُنا و نُحدِّثُه فإذا حَضَرَتِ الصلاة فکأنّه لَم یَعْرِفْنا و لم نَعْرِفْه».***
و آن روز در اوج نبرد صفّین علی علیه السلام را همّ، همه بر موقوت میقات بود و به همراهش که نه این گونه می پنداشت فرمود: «برای چه با آنها می جنگیم؟ مگر نه اینکه برای نماز است که با آنها می جنگیم»،** بحار الانوار، ج 80، ص 23: «کان علیّ علیه السلام یوماً فی حرب صفّین مشتغلاً بالحرب و القتال و هو مع ذلک بین الصَّفَّیْن یُراقب الشمس فقال له ابن عبّاس یا امیرالمؤمنن ما هذا الفعل قال أَنظُر الی الزوال حتی نصلّی فقال له ابن عباس و هل هذا وقت صلاةٍ انّ عندنا لَشُغلاً بالقتال عن الصلاة فقال علیه السلام عَلی ما نقاتلهم إنّما نقاتلهم علی الصّلاة قال و لم یترک صلاة اللیل قطُّ حتّی لیلة الهَریر».*** و آن زمان که وقت نماز فرا می رسید، مولا را می دیدند رنگ باخته و لرزان می فرمود: «وقت اداء امانت فرا رسید که خداوند تعالی بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه فرمود و آنها از حمل آن اباء نمودند...».** بحارالانوار، ج 41، ص 17: «کان علیّ بن ابی طالب علیه السلام اذا حضر وقت الصلاة یتزلزل و یَتَلوّن فیقال له مالک یا امیرالمؤمنین فیقول جاء وقت امانة اللَّه الّتی عرضها علی السموات و الارض فأَبین أن یحملنها و أشفقن منها و حملها الانسان فلا أدری أُحْسِنُ أداء ما حمِّلتُ ام لا».***
بر ماست که آیه « فَوَیْلٌ لِلْمُصَلّین »** ماعون، 4.*** بسیار بخوانیم و ندبه کنیم، و به یاد آوریم شب عاشورا و زمزمه های آن را، و روز عاشورا، در آن هنگام که امام حسین علیه السلام سر بلند کرد و به یکی از یاران فرمود: «نماز را بیاد آوردی خدا تو را از نمازگزاران ذاکرین قرار دهد، آری اکنون وقت نماز اول وقت است».** بحار الانوار ج 45، ص 21: «... فرفع الحسین رأسه الی السّماء و قال ذکرت الصلاة جعلک اللَّه من المصلّین، نعم هذا اول وقتها ...».*** و در میان آن همه تیر که به سویش نشانه می رفت به نماز ایستاد و حدّ وجوب و اهمیّت نماز را تا همیشه قرون و اعصار عملاً تجسّم بخشید سلام اللَّه علیک یا اباعبداللَّه.

« لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینْ »
س - ه 61-62



« بسم اللَّه الرحمن الرحیم »

« رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی » « وَ یَسِّرْ لِی أَمْرِی » « وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی » « یَفْقَهُواْ قَوْلِی »