فهرست کتاب


شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی(جلد دوم)

داود صمدی آملی

تصرف نفوس کامله اعیان خارجی را

پس وجود انسان کامل ظرف همه حقایق و خزاین اسماء الله است، و این اسماء الله اعیان حقایق نوریه دار هستی اند نه اسمای لفظی، لاجرم صاحب این مقام دارای ولایت تکوینی است که مفاتح غیب یعنی همان نوریه در دست او است و می تواند با اذن و مشیت الهی تصرف در کائنات کند، بلکه در موطن و وعای خارج از بدن انشاء و ایجاد نماید و موجودات خارجی به منزله اعضای وی و خود او به مثابت جان آنها می گردد.
و چون اسماء حقایق اند و قرآن بیان حقایق است و دو کتاب الله تکوینی و تدوینی مقارن هم اند و این حاکی و بیان آن است، لذا انسان کامل وعای حقایق قرآن و کلام الله ناطق است.
شأن همه موجودات آن است که معقول انسان گردند و انسان را هم این شأنیت است که عاقل آنها شود و عقل و عاقل و معقول هم به حسب وجود یک حقیقت نوریه اند پس انسان موید را است که معقولات بالفعل شود، و خزانه معارف نوری، و کانون انواع علوم سبحانی گردد؛ یعنی عالم عقلی مضاهی با عالم عینی شود، انسان کامل که امام قافله نوع انسانی است متصف به این انوار ملکوتی است، و مصباح و سراج منیری است که دیگر ارواح مستعده از آن فروغ می گیرند.
بلکه انسان علاوه بر عالم عقلی مضاهی عالم عینی شدن صاحب ولایت کلیه می گردد که همه عوالم به منزله اعضا و جوارح وی می گردند فیتصرف فیها کیف یشاء چه سعه وجودی و عظمت روحی اولیای الهی موید به روح القدس اوسع و عظم از جمیع ما سوی الله است.
این چنین کسی صاحب علم لدنی است، و صاحب نفس مکتفی است که مستکفی نیز گویند یعنی به حسب فطرت به همان سرمایه خدادادیش و به ذات و باطن ذاتش از علل ذاتیه اش در خروجش از نقص به کمال اکتفا می کند و احتیاج به مکمل خارجی و معلم بشری ندارد، چنانکه نفس ناقص در تحصیل کمالات و خروج از قوه به فعل به مکمل خارجی نیازمند است، و بعد از استکمال به مرتبه تمام یعنی عقل که تام است می رسد و پس از آن خلیفه فوق التمام که واجب الوجود است می گردد.
آن که فرمود: هر یک می کند کار خدایی علاوه از آنچه که مطرح شده است در شرح این مصراع قابل دقت است مطلب دیگری در دارایی ائمه معصومین (علیهم السلام) مراسم اعظم را است.
در جوامع روایی آمده است که اسم اعظم هفتاد و سه حرف است، یک حرف از آن را آصف بن برخیا داشت و دو حرف را عیسی (علیه السلام) و چهار حرف را موسی (علیه السلام) و هشت حرف را ابراهیم (علیه السلام) و پانزده حرف را نوح (علیه السلام) و بیست و پنج حرف را آدم (علیه السلام) و هفتاد و دو حرف را محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) که از یک حرف محجوب است: ان اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا أعطی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد. (اصول کافی معرب ج 1 ص 179.)
و همچنین به ائمه معصومین (علیهم السلام) بعد از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همان هفتاد و دو حرف داده شده است.
در کافی از امام حسن عسکری (علیه السلام) نقل شد که فرمود: اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا کان عند آصف حرف فتکلم به فانخرقت له الارض فیما بینه و بین سبأ، فتناول عرش بلقیس حتی صیره الی سلیمان ثم انبسطت الارض فی اقل من طرفة عین؛ و عندنا منه اثنان و سبعون حرفا عندالله مستأثر به فی علم الغیب. (اصول کافی معرب ج 1 ص 180).
(به باب دهم از انسان کامل از دیدگان نهج البلاغه مراجعه شود.)
در رباعیات دیوان حضرت مولی آمده است:
ای یک ده و دو که جمله روحید همه - از صبح ازل مست صبوحید همه
افتاده به قلزم فنائیم و شما - بر کشتی کائنات نوحید همه
این ذوات نوریه الهیه ولی الله اند که صاحب ولایت کلیه اند؛ چه اینکه به عنوان خلیفة الله به صفات و اوصاف مستخلف اند و معلم به تعلیم اسمای عینی اند. و نیز در هر عصری قطب زمان و قطب عالم امکان اند و مصلح بریة الله می باشند که بقای عالم به بقای آنها است. معدن کلمات الله هستند که دارای مرتبه عمائیه مضاهی مرتبه الهیه است، حجت الله اند که زمین خالی از آن نیست. دارای عقل مستفاداند و همه کمالات فعلیه برای نفوس مکتفیه قدسیه را بالفعل دارند و همه حقایق اسماء را واجدند. آنان ثمره شجره وجود و کمال عالم کونی و غایت حرکت وجودیه و ایجادیه اند لذا به اتحاد وجودی با صادر اول اند، و موید به روح القدس و روح اند. محال مشیت الهیه اند و ظرف همه حقایق و خزاین اسماء الله اند. دارای هفتاد و دو حرف اسم اعظم اند که صاحب رتبه قلب می باشند لذا همه معارف الهیه در قلب آنان سان می یابد. قلب عالم امکان و قلب قرآن و لیلةالقدر الهی اند. لذا خزائن اسرار قرآن کریم اند که قرآن ناطق اند.
13- من و دینداری از تقلید هیهات - برون آ از دعابات و خیالات
14- خداوندم یکی گنجینه صدر - ببخشوده است رخشنده تر از بدر
15- در این گنجینه عرفانست و برهان - در این گنجینه اخبار است و قرآن
16- چو تقلید است یک نوع گدایی - نزیبد با چنین لطف خدایی
17- چو این گنجینه نبود سینه تو - بود آن عادت دیرینه تو
در کلمه 296 هزار و یک کلمه فرمود: من در یکی از نوشته هایم درباره دینداری خودم به عنوان و أما بنعمة ربک فحدث گفته ام که الحمد لله دینداریم به تقلید از پدر و مادر و آباء و اجداد و طایفه و اجتماع نیست بلکه با نور عرفان و برهان دیندار شده ام و در نکته 692 هزار و یک نکته فرمود: این کمترین از دینداری مألوف بدر آمده است، و دوباره دیندار شده است.
در فرمایشات حضرت مولی نوعا این مطلب به گوش می رسد که پیروی من از ائمه معصومین (علیهم السلام) از روی تقلید نیست بلکه با تحقیق کامل در کتب و ادیان و بررسی دقیق حرفی بهتر از کلمات نوریه اهل بیت عصمت و وحی نیافتم و لذا الان که همه کتابخانه های جهان از هم خبر دارند و کسی پیدا بشود و اگر می تواند حرفی بهتر از کلمات ما بیاورد و دستورالعملی بهتر از شرح مقدس اسلام بیاورد و لذا اگر آورد و من ببینم که حرف آنان از گفته های ائمه معصومین ما بالاتر است من تابع آنان می شوم که ندارند و امکان ندارد که در نظام هستی از کره زمین و کرات دیگر حرفی بلندتر از کلام امیر المؤمنین (علیه السلام) و اولاد معصومین او پیدا شود. ما که هر چه گشتیم نیافتیم.
پس دینداری و دوستی با اهل بیت برای من از روی تقلید نیست مضاف به اینکه خداوند نعمت علوم و معارف حقه الهیه اش را در دلهای ما نهاد و با داشتن این همه گنجینه ها معنی ندارد مثل عوام مردم به عادت قدیمی تقلید تن در دهم. و این حرف از روی خودستایی نیست که بیان حقیقت و تحدیث نعم الهی است.
18- علی ما را امام اولین است - امام اولین و آخرین است
19- که سر انبیا و عالمین است - لسان صدق قرآن مبین است
آن که فرمود: سر انبیاء و عالمین است اشاره است به کلام عرشی حضرت شیخ اکبر صاحب فتوحات مکیه درباب ششم آن تحت عنون وصل در معرفت بدء خلق روحانی است که مقام هباء را که از اسامی صادر اول ورق منشور و نفس رحمانی است به جناب خاتم انبیا و حضرت امیر المؤمنین اسناد می دهد. از جناب مولی الموالی امیر المؤمنین (علیه السلام) به امام العالم و اسرار الانبیاء اجمعین نام می برد. لذا حضرت مولی در بیت اول از حضرت امیر به امام اولین و آخرین و در بیت دوم به سر انبیا و عالمین نام می برد.
ای مرکز دائره امکان - وی زبده عالم کون و مکان
تو شاه جواهر ناسوتی - خورشید مظاهر لاهوتی
در رساله امامت از هشت رساله عربی ص 369 آمده است: الائمه بعد الرسول (صلی الله علیه و آله و سلم) هم آله علیهم السلام لا غیر.
الامام بعد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بلا فصل هو علی بن ابیطالب و بعده ابنه الحسن بن علی ابی طالب المجتبی و بعده أخوه الحسین بن علی سید الشهداء ثم ابنه علی بن الحسین زین العابدین ثم ابنه محمد بن علی باقر علوم النبیین ثم ابنه جعفر بن محمد الصادق ثم ابنه موسی بن جعفر الکاظم ثم ابنه علی بن موسی الرضا ثم ابنه محمد بن علی الجواد التقی ثم ابنه علی بن محمد النقی الهادی ثم ابنه الحسن بن علی العسکری ثم ابنه الامام القائم المنتظر الحجة بن الحسن (علیه السلام)، و یدل علیه وجوه من الادلة العقلیة و النقلیة الخ.
کلام شیخ اکبر محیی الدین در فضائل امیر المؤمنین (علیه السلام):
صلوات الله و ملائکته و حملة عرشه و جمیع خلقه من أرضه و سمائه علی سر الاسرار و مشرق الانوار المهندس فی الغیوب اللاهوتیة، و السیاح فی الفیا فی الجبروتیة، المصور للهیولی الملکوتیة، الوالی للولایة الناسوتیة انموذج الواقع و شخص الاطلاق المنطبع فی مرایا الانفس و الافاق سر الانبیاء و المرسلین سید الاوصیاء و الصدیقین، صورة الامانة الالهیة، مادة العلوم الغیر المتناهیة، الظاهر بالبرهان الباطن بالقدر و الشأن، بسملة کتاب الموجود، فاتحة مصحف الوجود، حقیقه النقطة البائیة المحقق بالمراتب الانسانیة حیدر اجام الا بداع الکرار فی معارک الاختراع السر الجلی و النجم الثاقب علی بن ابی طالب علیه الصلاة و السلام.
به شرح مناقب محیی الدین عربی توسط سید محمد صالح بن محمد موسوی خلخالی تهرانی از حکمای معروف قرن دوازدهم هجری متوفای 1306 هجری قمری در فضائل و مناقب حضرت علی (علیه السلام) مراجعه بفرما. و نیز به رساله مدارج قرآن و معارج انسان از ده رساله فارسی و انسان و قرآن حضرت مولی مراجعه بفرما. چه اینکه در شرح بسم الله از بیت اول از باب اول مطالبی تقدیم شده است.
20- دو فرزندش حسن هست و حسین است - که هر یک عرش حق را زیب و زین است
همچنین در مناقب شیخ اکبر در مورد این دو ذات نیز آمده است: صلوات الله و ملائکته و حملة عرشه و جمیع خلقه من أرضه و سمائه علی الثانی من شروط لا اله الا الله. ریحانة محمد رسول الله، رابع الخمسة العبائیة عارف الاسرار العمائیة، موضع سر الرسول، حاوی کلیات الاصول، حافظ الدین و عیبة العلم، و معدن الفضائل و باب السلم، و کهف المعارف و عین الشهود، روح المراتب و قلب الوجود، فهرس العلوم اللدنی لؤلؤ الصدف انت منی، النور اللامع من شجرة الایمن، جامع الکمالین أبی محمد الحسن علیه الصلوة و السلام. و علی المتوحد بالهمة العلیا المتوسد بالشهود و الرضا، مرکز عالم الوجود، سر الواجد و الموجود، شخص العرفان عین العیان، نور الله و سره الاتم، المتحقق بالکمال الاعظم، نقطة دائرة الازل و الابد، المتشخص بالف الاحد، فاتحة کتاب الشهادة، و الی ولایة السیادة الا حدیة الجمع الوجودی الحقیقة الکلیة الشهودی، کهف الامامة، صاحب العلامة، کفیل الدین، الوارث لخصوصیات سید المرسلین، الخارج عن محیط الاین و الوجود، انسان العین، لغز الانشاء، مضمون الا بداع، مذوق الاذواق، و مشوق الاشواق، مطلب المحبین و مقصد العشاق المقدس عن کل الشین ابی عبدالله الحسین صلوات الله و سلامه علیه.
وجود مبارک حسین صلوات الله علیه مظهر ذات مقدس تعالی شأنه و مرآت جهان نمای حق است هم در مقام جمع و هم در مقام فرق و دارای مرتبه وحدت وجودی و کثرت شهودی است. پس این انسان کامل خلیفة الله و مظهر احدیة الجمع وجودی و الحقیقة الکلیة الشهودی است و تمامی فیوضات و تجلیات ابتداء بر حقیقت این انسان کامل افاضه می شود و از آنجا بر سائر مظاهر منشعب می گردد. (به شرح مناقب ابن عربی رجوع شود)
21- علی سجاد زین العابدین است - محمد باقر اسرار دین است
در رساله امامت مولای مکرمم آمده است: هو سید الساجدین وزین العابدین و قدوة السالکین و الزاهدین امام الثقلین ذوالثفنات ابو الحسن علی بن الحسین صلوات الله علیها خلف (علیه السلام) کتابا جذب عقول الحکماء المتألهین الی دقائق حقایقه و شحذ افکار العلماء الشامخین فی درک اسرار لطائفه فغاصوا فی بحار معانیه لاقتناء درره و شمروا عن ساق الهمة لاجتناء ثمره فنالتهم العائره من تلک المائده الالهیة بقدر الواسع و القابلیة ألا و هو زبور آل محمد و انجیل اهل البیت الصحیفة الکاملة السجادیة.
صحیفه سجادیه اش بزرگترین سفره الهی است که همه حکماء متأله را به ادراک اسرار آن فرا می خواند. و آیا برای احدی از علمای متبحر در فنون مختلف این قدرت و توان علمی هست که در ازای معانی بلند همانند صحیفه، عباراتی کوتاه و زیبا بیاورند و آیا از گذشتگان به غیر از هل بیت کسی را داریم که همانند زبور آل محمد برای نسج معانی الفاظی بدین منوال وضع نمایند؟
جناب سید علیخان مدنی در ریاض السالکین گوید: و أعلم أن هذه الصحیفة الشریفة علیها مسحة من العلم الالهی و فیها عبقة من الکلام النبوی کیف لا و هی قبس من نور مشکاة الرسالة و نفحة من شمیم ریاض الامامة حتی قال بعض العارفین: انها تجری مجری التنزیلات السماویة و تسیر مسیر الصحف اللوحیة و العرشیة لما اشتملت علیه من أنوار حقائق المعرفة و ثمار حدائق الحکمة و کان اخیار العلماء و جهابذ القدماء من السلف الصالح یلقبونها بزبور آل محمد و انجیل أهل البیت. طنطاوی صاحب تفسیر از اهل سنت در مورد صحیفه گوید: که من هر چه در آن تأمل بیشتر می کنم می بینم فوق کلام مخلوق و دون کلام خالق است که تصمیم بر شرحی بر صحیفه را گرفته بود.
جناب ابن عربی در تحیت بر سید الساجدین می فرماید: قال فی المناقب:
صلوات الله و ملائکته و حملة عرشه و جمیع خلقه من أرضه و سمائه علی آدم اهل البیت، المنزه عن کیت و ما کیت، روح جسد الامامة، شمس الشهامة، مضمون کتاب الابداع، حل تعمیة الاختراع، سر الله فی الوجود، انسان عین الشهود، خازن کنوز الغیب، مطلع نور الایمان، کاشف مستور العرفان، الحجة القاطعة، و الدرة اللامعة، ثمرة شجرة طوبی القدسیة، أزل الغیب و أبد الشهادة، السر الکل فی سر العبادة، و تد الاوتاد وزین امام العالمین و مجمع البحرین زین العابدین علی بن الحسین (علیه السلام).
جناب شارح خلخانی در شرح آن از جمله گوید: آن حضرت مظهر کلی و نخستین حقیقت عبودیت و انقیاد است و تمامی عبودیتها از شعب و جزئیات عبادت آن حقیقت عبودیتند.
محمد بن طلحة شافعی در مورد امام زین العابدین (علیه السلام) گوید:
هذا زین العابدین و قدوة الزاهدین و سید المتقین و امام المومنین، شمته یشهد له انه من سلالة رسول الله، و سمته یثبت مقام قریة من الله زلفی، و ثفناته یسجل بکثرة صلاته و تهجده، و اعراضه عن متاع الدنیا ینطق بزهده، درت له أخلاق التقوی فیعوقها، و اشرقت لربه أنوار التأیید فاهتدی بها، و ألقته أوراد العبادة فانس بصحبتها، و خالفته و ظائف الطاعة فتجلی بحلیتها، طالما اتخذ اللیل مطیة رکبها لقطع طریق الاخرة، و ظماء هواء حر دلیلا استرشد به فی مفازة المسافرة، و له من الکرامات و خوارق العادات ما شوهد بالاعین الباصرة، و ثبت بالاثار المتواترة، و شهد له أنه من ملوک الاخرة.

امام محمد باقر (علیه السلام)

ابن حجر در صواعق محرقه گوید: ابو جعفر محمد الباقر سمی بذلک من بقر الارض أی شقها و أثار مخبئاتها و مکامنها فلذلک هو أظهر من مخبئات کنوز المعارف و حقایق الاحکام و اللطائف ما لا یخفی الا علی منطمس البصیرة أو فاسد الطویة و السریرة و من ثم قیل، هو باقر العلم و جامعه و شاهر علمه و رافعه صفا قلبه وزکی علمه و عمله و طهرت نفسه و شرفت خلقه و عمرت أوقاته بطاعة الله و له من الرسوخ فی مقامات العارفین ما یکل عن ألسنة الواصفین و له کلمات کثیرة فی السلوک و المعارف لا تحتملها العجالة.
جناب شیخ مفید در ارشاد گوید که از احدی از فرزندان امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از علم دین و آثار و سنت و علم قرآن و سیر و فنون آداب به مثل آنچه که از ابی جعفر ظاهر شده است، ظاهر نشده است.
جابر بن یزید جعفی حضرتش را به وصی الاوصیاء و وارث علوم انبیاء نام می برد.
جناب ابن عربی در مناقب فرماید:
صلوات الله و ملائکته و حملة عرشه و جمیع خلقه من أرضه و سمائه علی باقر العلوم، شخص العلم و المعلوم، ناطقة الوجود، ضرغام اجام المعارف المنکشف لکل کاشف الحیوة الساریة فی المجاری، النور المنبسط علی الدراری، حافظ معارج الیقین وارث علوم المرسلین، حقیقه الحقایق و الظهوریة، دقیقة الدقایق النوریة، الفلک الجاریة فی اللجج الغامرة المحیط علمه بالزبر الغابرة، النبأ العظیم و الصراط المستقیم المستند لکل ولی محمد بن علی (علیه السلام).
مقام ولایت آن حضرت مقام ولایت وجود منبسط و نفس رحمانی است که در جمیع مجاری هستی ساری است و آن حضرت مستند و محل اتکال جمیع عرفاء الهیین و مقربین و اصدقاء و محبین است.
22- امام صادق آن بحر معانی - امام کاظم آن سبع المثانی
مراد از سبع المثانی قرآن است که در شرح بیت سیزدهم از باب اول گذشت.

امام صادق (علیه السلام)

در رساله امامت مولایم می خوانید: کشاف أسرار العلوم و بحر الحقایق ابو عبدالله جعفر بن محمد الصادق صلوات الله علیه، قد تحیرت العقول دونه و أخرست الالسن فیه کیف لا و هو شمس سماء العلم و المعرفة و التوحید قد استنار الکل من نور وجوده و استفادوا من رشحات فیضه و استمطروا سحاب علمه و استدروا سماء جوده و اغترفوا من بحر معارفه و استضاءوا من مشکاة حقائقه، أشرقت أضواء علومه العالم الانسانی و أثمرت شجرة عنصره الطیبة ما ملات الافاق من الاصول الکلیة الحکمیة و العلوم الغریبة المکنونة القیمة و القواعد الرصینة الفقهیة و المطالب النوریه لتزکیة الباطن و تهذیب النفس و المسائل الجامعة الا جتماعید لحفظ نظام الحوزة البشریة حتی بلغ عدد الاخذین عنه (علیه السلام) و المتعلمین من حضرته الی أربعة الاف رجل من أهل الحجاز و الشام و العراق و الخراسان و الفارس و غیرها، و دونت من مجلسه الشریف أربعمأة مصنف فی العلوم هی المسماة بالاصول الاربعمأة.
کمال الدین محمد بن طلحة الشافعی در مورد امام صادق (علیه السلام) گوید:
هو من عظماء أهل البیت و ساداتهم (علیه السلام) ذو علوم جمة و عبادة موفورة و أوراد مواصله و زهادة بینة و تلاوة کثیرة تتبع معانی القرآن الکریم و استخرج من بحر جواهره و استنتج عجائبه و قسم أوقاته علی انواع الطاعات بحیث یحاسب علیه انفسه، ورؤیته تذکرة الاخرة، و استماع کلامه تزهد فی الدنیا، و الاقتداء بهدیه یورث الجنة، نور قسماته شاهد أنه من سلالة النبوة، و طهارة أفعاله تصدع بأنه من ذریة الرسالة، نقل الحدیث و استفاد منه العلم جماعة من اعیان الائمة و أعلامهم مثل یحیی ابن سعید الانصاری، و ابن جریح، و مالک بن أنس، و الثوری، و ابن عیینة، و أبی حنیفة، و شعبة، و أیوب السجستانی و غیرهم وعدوا أخذهم عنه (علیه السلام) منقبة شرفوا بها، و فضیلة اکتسبوها.
جناب شیخ اکبر محیی الدین عربی در مناقب حضرتش فرماید:
صلوات الله و ملائکته و حمله عرشه و جمیع خلقه فی ارضه و سمائه علی استاذ العالم و سند الوجود، مر تقی المعارج و منتهی الصعود، البحر المواج الازلی، و السراج الوهاج الابدی، نافذ خزائن المعارف و العلوم، محتد العقول و نهایة الفهوم، عالم الاسماء، دلیل طرق السماء، الکون الجامع الحقیقی، والعروة الوثقی الوثیقی، برزخ البرازخ، و جامع الاضداد، نور الله بالهدایة و الارشاد، المستمع القرآن من قائله، الکاشف لاسراره و مسائله، مطلع شمس الابد جعفربن محمد بن محمد بن صلوات الله الملک الاحد.
مالک بن أنس گوید: ما رأت عین و لا سمعت اذن و لا خطر علی قلب بشر أفضل من جعفر الصادق (علیه السلام) فضلا و علما و عبادة و ورعا. و کان مالک کثیرا ما یدعی سماعه و ربما قال: حدثنی الثقة یعنیه (علیه السلام).