فهرست کتاب


شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی(جلد دوم)

داود صمدی آملی

جلوه ای از رخ یار

در کلمه 299 هزار و یک کلمه ج 2 ص 471 فرمود:
تولدم در اواخر سال 1307 ه ش بوده است. خدای تعالی را شاکرم که از پستان پاک شیر خورده ام و در دامان پاک تربیت شده ام. الحمد لله که حقا مادرم دیندار خالص و موحد مخلص و فانی در نور ولایت بود.
با طهارت جفت بود و طاق بود - با ولایت بر سر میثاق بود
از خدایم تاج عزت بر سر است - کو حسن زاده حسن را مادر است
برکاتی که از الطاف الهی نصیبم شده است همه از شیر طیب و دامن طاهر مادرم و روزی حلال پدرم بوده است.
از شیر پاک و دامن قدسی کنام مام - و ز لقمه حلال و مباح پدر مرا
این گفتارم محض صدق و صرف صواب است، نه سخنی از روی تعصب و خوی محبت به پدر و مادر. انتهی.
در ازدواج حرف اطفاء شهوت حیوانی و زناشویی که نیست بلکه زهدان مادر عزیز کارخانه آدم سازی است و این صنع الهی باید به بهترین صورت پاک نگاهداشته شود.
کسب پدر اگر حلال بود شیر مادر هم حلال و به صورت شکر در دهن طفل نهاده می شود و اگر خدای ناکرده حرام بود شیر مادر هم بنحو آلوده و زهر در کام فرزند ریخته می شود. لذا جناب جابر در زیارت اربعین سیدالشهداء در خطاب به حضرت عرض می کند که تو از پستان پاک شیر خورده ای و در دامن مادری پاک تربیت شده ای.
23- منی بذر و نسا حرث و تو حارث - بجز تو حاصلت را کیست وارث
اشاره است به آیه 224 سوره بقره: نساءکم حرث لکم، فأتوا حرثکم أنی سئتم زنان شما کشتزار شمایند پس برای کشت بدانها نزدیک شوید.
24- اگر پاک است تخم و کشتزارت - هر آنچه کشته ای آید به کارت
25- وگرنه حاصلت بر باد باشد - ترا از دست تو فریاد باشد
26- نفخت فیه من روحی شنیدی - ولی اطوار نفخش را ندیدی
27- که اندر نطفه هم بابا و مادر - نماید نفخ هر یک ای برادر
28- تو سبحان الذی خلق الازواج - بخوان در خلقت نطفة امشاج
29- دمد هر یک ز روح خویش در وی - ازین ارواح طومارش شود طی
قوله: نفخت فیه من روحی اشاره به آیه 30 سوره حجر است که فرمود: فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین و نیز آیه 73 سوره ص هم بدین نحو آمده است.
قوله: سبحان الذی خلق... اشاره به آیه 27 سوره مبارکه یس است که فرمود: سبحان الذی خلق الازواج کلها مما تنبت الارض و من انفسهم و مما لا یعملون.
قوله: نطفة امشاج اشاره به آیه 3 سوره دهر است که فرمود: انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا.
کیفیات نفسانی و مزاجی، و احوال ظاهر و باطن والدین در کیفیت مزاجی و حصول استعداد نطفه انسانی سخت دخیلند، و اشخاص مطابق همان کیفیات، دارای اخلاق و احوال گوناگون می شوند چنانکه دارای اشکال گوناگونند، همچنانکه مبادی طین آنان از ناحیه اختلاف آفاق و اوضاع اجرام علوی و احوال کائنات سفلی همه دخیلند و نطفه به خوئی و روئی منعقد می شود. ذلک تقدیر العزیز الحکیم.
و هر چه لیاقت و قابلیت او باشد از مبدأ فیاض می گیرد، و به مثل نطفه آدمی لوح محفوظ او است که هر چه بدواً در وی نوشته شده است بر آن مجبول است؛ و به مثل چون درختی که در تخمی نهفته است و آن متن فشرده درخت به تدریج به فعلیت رسد و درخت بالفعل گردد.
بر این اساس نفخت فیه من روحی از مسیر و جدول خلقت والدین به چنین تعلق می گیرد، لذا از جداول رنگ می پذیرد؛ یعنی کأن پدر و مادر هم هر یک در حقیقت نفخت فیه من روحی شرکت دارند.
شیخ اجل ابن سینا در قانون چهار فصل در تربیت طفل آورده است که هر فصل به ویژه فصل دوم آن در موضوع خود اهمیت بسزا دارد که در اوصاف مُرضِع یعنی شیر دهنده بحث کرده است.
خوی شیر دهنده و روی وی چه مادر و چه دایه از شیر در کودک اثر می گذارد زیرا که بُنیتش از آن شیر است.
بلکه خوی والدین و حتی احوال آنها در اوقات و نیات آنها، بلکه احوال نفس اوقات در گاه انعقاد نطفه و غذای مادر در زمان حمل چون دیگر اوصاف روانی و جسمانی او همه را تأثیر خاص در مزاج طفل است. و حق سبحانه از مجرای وجود والدین نفخ روح می کند که کان هر سه نافخ روحند، و روح از این مجاری رنگ می گیرد چون آب باران از وادیها.
کلمه اول هزار و یک کلمه ج 1 ص 13
لذا جناب رسول رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از دایه گرفتن زن دیوانه نهی فرموده است.
و جناب شیخ اکبر را در فص محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) از فصوص الحکم تحقیق عمیقی در نفخ نفخت فیه من روحی است. خلاصه اش این است.
أن کل واحد من الوالدین سیما الوالدة دخیلا فی النفخ حیث انه یصل منهما الی الجنین، کالماء المنزل من السماء یتلون بأحوال ما علی الارض و أوصافها من المجاری و الاودیة و غیرهما.
حضرت وصی ولی (علیه السلام) فرمود که درست بنگرید که چه کسی به فرزندانتان شیر می دهد زیرا که فرزند بر همان جوان می گردد.
و نیز حضرت امام باقر علوم نبیین (علیه السلام) فرمود برای فرزندتان مرضعی در نظر گیرید که شیر نیکو به وی بخوراند و مبادا برای شیر از زن زشت استفاده کنید که شیر در فرزند سرایت می کند.
و نیز فرمود: بر شما باد که برای شیر فرزند از دایه خوش روی استفاده نمایید که شیر در فرزند اثر می گذارد. (وافی ج 12 ص 208).
در اخلاق زن شیر ده گفته شده است که از اخلاق حسنه و محموده برخوردار باشد و انفعال های نفسانی پست از غضب و غم و اندوه و ترس و غیر اینها را نداشته باشد زیرا همه این امور مزاج را فاسد می کند.
30- دگر باره از آن پیران صادق - بیا بینوش ای یار موافق
31- سگشان را نشاید در عبارت - نمایی مس گرت نبود طهارت
اشاره است به کلمه کلب در آیه 19 سوره کهف که فرمود: و کلبهم بسط ذراعیه بالوصید.
و قرآن را نیز بدون طهارت نمی شود مس نمود لا یمسه الا المطهرون. بینوش یعنی گوش ده.
32- چگونه مسح کنی اسرار هستی - که از پا تا سرت آلوده هستی
33- طهارت بایدت در مس فرقان - چه پنداری تو اندر مس قرآن
فرقان مرتبه کثرت را گویند، و قرآن به مرتبه جمع اطلاق می گردد.
مس فرقان در مرتبه کثرت را طهارتی ظاهری نیاز است ولی مس قرآن در مرتبه وحدت و جمع را طهارت باطنی لازم است. انه لقرآن کریم فی کتاب مکنون، لا یمسه الا المطهرون.
طهارت در هر مرتبه ای مطابق همان مرتبه است و طهارت در هر مرتبه مادون مقدمه است برای طهارت در مرتبه مافوق.
همانطور که قرآن را مراتب است از مرتبه فرقان و کثرت تا مرتبه جمع و وحدت که عین علم عنایی حق است، طهارت را نیز مراتب است، چه اینکه مس را نیز مراتب خواهد بود. فتدبر.
تنها راه برای محرمیت با قرآن فرقان و کلمات وجودی عالم و اسرار آفرینش، طهارت است و مطابق مراتب وجودی آنها طهارت را نیز مراتب است و در صورت طهارت، حشر با قرآن و نظام هستی تحقق می یابد و با تحقق حشر، قرآن و عالم نیز اسرارشان را مکشوف می نمایند، زیرا آیات و سور و حروف و کلمات قرآن فرقان با تمام مراتبشان و کلمات نوریه عوالم وجودی با همه تجلیات شان را زبان حال و مقالی است که:
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم - با شما نامحرمان ما خامشیم
البته دوام بر طهارت نیز بر رزق انسانی می افزاید و وسعت می بخشد که جناب رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: دم علی الطهارت یوسع رزقک.
در رساله وحدت از دیدگاه عارف و حکیم حضرت مولی روحی فداه آمده است:

مراتب طهارت

در مراتب طهارت گوییم که طهارت ارواح و قلوب موجب مزید رزق معنوی و قبول عطایای الهیه علی ما ینبغی است و یرزقه من حیث لا یحتسب. و طهارت صورت - به حکم تبعیت عالم صور مر ارواح را در وجود و احکام - مستلزم مزید رزق حسی است. لذا هم طهارت ظاهره باید و هم طهارت باطنه.

اما طهارت ظاهره:

طهارت بدن از ادناس و قاذورات، و طهارت حواس از اطلاق و رها کردن آنها در ادراکاتی که نیاز بدانها نیست.
طهارت اعضاء از اطلاق و رها کردن آنها در تصرفات خارج از دائره اعتدال که به حسب شرع و عقل معلوم است. و به خصوص لسان را دو طهارت است یکی صمت از ما لا یعنی، و دیگر مراعات عدل در آنچه که از آن تعبیر می کند نه به نقص بیان درباره آن جائز باشد، و نه وصفش بدانچه که موصوف بدان نیست.
طهارت ظاهره در مراتب قوای عملیه نفس مرتبه تجلیه است که نفس قوی و اعضای بدن را به مراقبت کامله در انقیاد و اطاعت احکام شرع و نوامیس الهیه وارد نموده که اطاعت اوامر، و اجتناب از منهیات شرعیه را به نحو اکمل نماید تا پاکی صوری و طهارت ظاهریه در بدن نمایان شود و در نفس هم رفته رفته خوی انقیاد و ملکه تسلیم برای اراده حق متحقق گردد و برای حصول این مرتبه علم فقه بر طبق طریقه جعفریه کافی و به نحو اکمل عهده دار این امر است. فقه مقدمه تهذیب اخلاق و اخلاق مقدمه توحید است.