فهرست کتاب


شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی(جلد دوم)

داود صمدی آملی

جوان در اصطلاح قرآن و روایات

جوانی و پیری به سن بالا و کم نیست؛ بلکه به ایمان بحق تعالی و عدم آن است که درباره اصحاب کهف در کهف قرآن آمده است که: نحن نقص علیک نبأهم بالحق انهم فتیة آمنوا بربهم وزدناهم هدی.
و درباره حضرت ابراهیم و جناب یوسف صدیق و همراه جناب موسی یعنی یوشع بن نون نیز تعبیر به فتی و جوان شده است که بی رابطه با ایمانشان نخواهد بود. چه اینکه در روایت مذکور بر امام حسن و امام حسین علیهماالسلام آقایان جوانان اهل بهشت اطلاق شده است و همه بهشتیان جوان اند.
در هزار و یک کلمه، کلمه 288 آمده است:
فخر الدین علی صفی در لطائف الطوائف آورده است که:
مروی است صفیه بنت عبدالمطلب که عمه آن حضرت است (یعنی حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم)) روزی نزد حضرت آمد در حالی که پیر شده بود گفت یا رسول الله دعا کن تا من به بهشت روم، حضرت بر سبیل طیبت فرمود که زنان پیر به بهشت نخواهند رفت. صفیه از مجلس حضرت برگشت و می گریست.
حضرت تبسم فرمود و گفت او را خبر دهید که اول پیر زنان جوان شوند آنگاه به بهشت روند و این آیت بخواند: انا انشأناهن انشاء فجعلناهن ابکارا (واقعه /56) یعنی به درستی که ما بیافریدیم زنان را در دنیا آفریدنی پس خواهیم گردانید ایشان را دختران بکر و دوشیزه در آخرت که ایشان را به بهشت در آریم.
عارف بزرگوار جامی این واقعه را در عقد سی و دوم سبحةالابرار نیکو به نظم در آورده است:
کرد آن زال کهن سال سوال - از نبی کای شه فرخنده خصال
روز محشر که بهشت آرایند - رستگاران به بهشت آسایند
شود آن منزل عالی وطنان - راحت آباد چو من پیر زنان
گفت حاشا که چنان خوش وطنی - گردد آرامگه پیرزنی
گل آن باغ جوان باشند - غنچه اش تنگ دهانان باشند
پیرزن چون ز نبی قصه شنید - ناله از سینه پر غصه کشید
از فغان زمزمه غم برداشت - وز مژه گریه ماتم بردشت
شد نبی مژده دهش چابک و چست - که همه کهنه عجوزان ز نخست
یک بیک دختر دوشیزه شوند - چون در آن روضه پاکیزه شوند
اول کار جوانی بخشند - آنگه آمال و امانی بخشند
البته مقصود نه این است که سالخورده اگر بخواهد کودک نفس خویش را شیر دایه دنیا باز گیرد محال باشد ولی سخت دشوار است.
11- بیا پیر جوان می باش ای پیر - بیا روشن روان می باش ای پیر
12- تو هم اصحاب کهفی و رقیمی - چو بسم الله الرحمن الرحیمی
نکته اساسی همان است که انسان بسم الله الرحمن الرحیم بشود یعنی حقیقت این آیه در او پیاده شود که به صرف لقلقه زبان نباشد.
خدای رحمت کند جناب فردوسی عزیز را که فرمود:
فریدون فرخ فرشته نبود - به مشک و به عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت آن نیکویی - تو داد و دهش کن فریدون تویی
مهم دارایی و ذوق و چشیدن است نه دانایی مفهومی کما مر کرارا. فافهم.
13- نه هر پیری بود روشن روانی - نه هر پیری بود پیر جوانی
آن پیری روشن روان است که از ابتدا کتاب وجودیش را درست ورق زده باشد. لذا همانند اصحاب کهف باید که در سن پیری بر اثر تقوی و عبودیت جوان بودند که:
14- جوانی گر در ایام جوانی - به پیری بگذراند زندگانی
15- به عقلش از بدیها پاک باشد - براه بندگی چالاک باشد
به مانند یوسف صدیق باشد و یا از باب و أتیناه الحکم صبیا.
16- بیاض دفتر دل را تباهی - نداده است از سیاهی گناهی
در این صورت می شود او را جوان و فتیه نام برد که فرمود:
17- شود پیر جوانی آن نکو فام - که یزدانش به فتیه می برد نام
لذا همه بهشتیان که دفتر وجودیشان را سیاه نساخته اند بلکه با نور ایمان نفس ناطقه انسانی شان را درست در مسیر تکاملی الهی قرار داده اند و با علم نور یقذف لله و عمل صالح، صفات انسانی را ملکه جان خویش ساخته اند، جوان محشر می شوند که الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنة.
بدیهی است که شأن اینگونه روایات و روایت امام صادق (علیه السلام) در مورد اصحاب کهف همان تفسیر انفسی قرآن کریم است.
نفس ناطقه انسانی با دو نور علم و عمل صالح با طراوت می ماند وگرنه به سوی دار البوار می رود که سرزمین نفس بائر می گردد و هرگز از تنور سرد شعله برنخیزد لذا آنان که شکم دائر دارند را چون دلی بایر است پیرند و طراوت انسانی ندارند. الهی آزمودم تا شکم دایر است دل بایر است.
فام - بر وزن و معنی وام است، که به عربی قرض و دین خوانند و به معنی لون و رنگ، و شبه و مانند و نظیر هم آمده است. (فرهنگ برهان قاطع)
18- کند احوال هر پیری حکایت - ز اوصاف جوانیش برایت
19- چو هر طفلی بود آغاز کارش - کتاب شرح حال روزگارش
هر کس هر چه هست و باید بشود از آغاز کار معلوم است. خواجه عبدالله انصاری گوید که همه از آخر ترسند ولی عبدالله از اول، زیرا طومار اطوار وجودی هر شخصی در همان اول پیچیده شده است که تا آخر عمرش همانها شرح و تفصیل می یابد. همانند درخت و ثمره آن که تفصیل و شرح همان هسته اوست.
20- هر آن خوی پدر یا مادرش راست - همان خو نطفه او را بیاراست
21- غذای کسب باب و شیر مامش - بریزد زهر یا شکر بکامش
22- چو از پستان پاکت بود شیرت - تویی فرخنده کیش پاک سیرت
در بخش یازدهم رساله خیرالاثر ص 142 حضرت مولی روحی فداه فرمود:
بدان که احوال و اوضاعی که در حصول مزاج نطفه انسانی مثلا که محل قابل نفس ناطقه و پذیرای آن است، به حصر و ضبط در نمی آید، زیرا تفاوت ازمنه و اختلاف آفاق و اوضاع کواکب و احوال والدین و کیفیات اطعمه و أشربه و هزاران هزار عوامل دیگر در نحوه کیفیت مزاج نطفه دخیل است و آن نطفه کذایی در چنان اوضاع و احوال مطابق طبیعت و جبلت خود منعقد می شود و به وفق آن، قابلیت گرفتن عطایا و هبات باری تعالی پیدا می کند.
شیخ بزرگوار ابن سینا فرماید: و قد ینفع البدن عن هیئة نفسانیة غیر الذی ذکرناها مثل تصورات النفسانیة فانها تثیر امورا طبیعیة کما قد یعرض ان یکون المولود مشابها لمن یتخیل صورته عند المجامعة و یقرب لونه من لون ما یلزمه البصر عند الانزال و هذه اشیاء ربما اشمأز عن قبولها قوم لم یقفوا علی احوال غامضة من احوال الوجود و اما الذین لهم غوص فی المعرفة فلا ینکرونها انکار مالا یجوز وجوده و من هذا القبیل حرکة الدم من المستعد لها اذا اکثر تأمله و نظره فی الاشیاء الحمر الخ.
(قانون ص 195. ط ناصری.)
و نیز در تدبیر رضاع راجع به شرایط مرضعه گوید: و اما شرائط المرضعة فسنذکرها و نبدأ بشریطة سنها فنقول ان الاحسن ان یکون ما بین خمس و عشرین سنة الی خمسة و ثلاثین سنة فان هذا هو سن الشباب و سن الصحة و الکمال.
و اما فی شریطة صحتها و ترکیبها فیجب ان تکون حسنة اللون قویة العنق و الصدر واسعة عضلانیة صلبة اللحم متوسطة فی السمن و الهزال لحمانیة لا شحمانیة.
و اما فی اخلاقها فان تکون حسنة الاخلاق محمودة بطیئة من الانفعالات النفسانیة الردیة من الغضب و الغم و الجبن و غیر ذلک فان جمیع ذلک یفسد المزاج و ربما اعدی بالرضاع و لهذا نهی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) و سلم عن استئظار المجنونة الخ (کلیات قانون ص 360).
و همچنین اوضاع و احوال کواکب را در حصول کیفیات و انحای استعدادات مزاج نطفه و دیگر موالید اهمیت بسزایی است که در علم احکام نجوم آنها را بیان کرده اند و در این موضوع کتابهایی از قبیل: صد کله بطلیموس، الأثمار و الأشجار، لوائح القمر کاشفی، رساله علائیه و برهان الکفایة علی بن محمد شریف بکری، کفایة التعلیم، روضة المنجمین، تنبیهات المنجمین ملا مظفر جنابذی نوشته شده است. و باز هزاران علل و اسباب دیگر است که فکر بشر از دست یافتن بدانها قاصر است.
در این مقام ذکر روایتی بسیار مناسب می نماید که دستور العمل است و دارای اسراری است که پرده از بعضی از اسرار طبیعت برمی دارد، و آن این است که:

آدابی در باب نکاح و جماع

ابن بابویه (شیخ صدوق) از ابو سعید خُدری از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آدابی در موضوع نکاح، و اموری چند در تأثیر اوقات و اوضاع و احوال والدین به خوی و روی فرزند، روایت کرده است که هر یک سری از اسرار طبیعت است.

امالی شیخ صدوق، مجلس 84 حدیث اول

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی ابن ابی طالب (علیهما السلام) چنین سفارش کرد و فرمود:
یا علی چون عروس را به خانه تو آرند وقتی نشست کفش او را بکن و پایش را بشوی و آبش را به در خانه ات بریز که چون چنین کنی خداوند از خانه ات هفتاد هزار رنگ فقر را ببرد و هفتاد هزار رنگ برکت در آن در آورد و هفتاد هزار رحمت بر تو فرو فرستد که بر سر عروس بگردد تا برکت آن به هر گوشه خانه ات برسد. و خداوند عروس را از جنون و خوره و پیسی امان دهد که به او رسند مادامی که در آن خانه است.
سپس فرمود:
ای علی عروس را در هفته نخستین از خوردن شیرها و سرکه و گشنیز (سبزی امزنا) و سیب ترش باز دار زیرا که زهدان از این چار، سرد و نازاینده گردد؛ و بوریا در گوشه خانه به از زن نازاینده است. اگر عروس بر سرکه خوردگی خون حیض بیند هیچگاه به خوبی از آن پاک نگردد. و گشنیز آن خون را در درونش بشوراند و زایمان را بر وی دشوار گرداند. و سیب ترش آن را از آمدن باز بدارد و بیماری بر وی گردد.
سپس فرمود:
1- ای علی در هنگام جماع سخن مگو مبادا که فرزند گنگ و لال گردد.
2- و به عورت زن (در حین جماع) نگاه نکن که سبب نابینایی فرزند شود.
3- و با شهوت زن دیگری در خاطرات با زنت جماع مکن که فرزند مخنث آید.
4- و ایستاده با زنت جماع مکن که از کار خران است و اگر فرزندی آید در فراش کمیز میزنده شود. (یعنی بول کننده.)
5- اول و میانه و آخر ماه مجامعت مکن که دیوانگی و خوره و گیجی بسوی فرزند شتابند.
6- بعد از ظهر جماع مکن که اگر فرزندی آورد قیچ (لوچ و دوبین) شود و شیطان به لوچ بودن انسان شاد است.
7- کسی که با زن خود در بستر جنب است قرآن نخواند می ترسم آتشی از آسمان فرود آید و هر دو را بسوزاند.
8- جماع مکن جز آنکه خودت دستمالی داشته باشی و زنت نیز پارچه دیگر که با یک پارچه خود را پاک نکنید که شهوت بر شهوت افتد که مایه دشمنی بین شما می شود و پس شما را به جدایی و طلاق کشاند.
9- در شب عید فطر جماع مکن که اگر فرزندی آید بسیار شرور گردد.
10- در شب عید اضحی (قربان) جماع مکن که فرزند شش انگشت یا چهار انگشت آید.
11- زیر درخت باردار جماع مکن که فرزند جلاد و آدمکش و کدخدا آید.
12- در مقابل آفتاب و نور آن جماع مکن اگر آنکه هر دو با روپوش باشند که اگر فرزندی آید دائما در سختی و فقر باشد تا بمیرد.
13- میان اذان و اقامه جماع مکن که اگر فرزندی آید خونخوار گردد.
14- اگر زنت باردار شد بی وضو با او جماع مکن که فرزند کوردل و بخیل آید.
15- در نیمه شعبان جماع مکن که فرزند، شوم و با خال چهره آید.
16- در آخر ماه دو روز از آن مانده جماع مکن که فرزند کمر کچی و کمک کننده ظالم آید و جمعی از مردم بدست او هلاک شوند.
17- بر سر پشت بامها جماع مکن که فرزند منافق و ریاکار و بدعت گزار آید.
18- چون قصد سفر داری در شب آن جماع مکن که فرزند ولخرج آید، رسول خدا این آیه را خواند (سوره اسراء /30) براستی مبذرین برادران شیاطین باشند.
19- چون در سفر رفتی تا سه شب جماع مکن که فرزند کمک کننده ظالم و ستمگر بر علیه تو شود.
20- در ساعت اول شب با زنت جماع نکن که اگر فرزندی آید، بسا باشد که جادوگر و دنیا طلب در آید.