فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

حضور خداوند در هر نجوی

همان گونه که گفتیم خداوند نه جسم است نه عوارض جسمانی دارد و به همین دلیل زمان و مکانی برای او تصور نمی شود، ولی در عین حال اگر تصور کنیم ممکن است جائی باشد که خدا در آنجا حاضر و ناظر نباشد او را محدود ساخته ایم.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 427@@@

به تعبیر دیگر او احاطه علمی به همه چیز دارد در عین اینکه مکانی برای او متصور نیست بعلاوه فرشتگان او همه جا حاضرند و همه اعمال و اقوال را می شنوند و ثبت می کنند. و لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در تفسیر این آیه می خوانیم: انما اراد بذلک استیلاء امنائه بالقدرة التی رکبها فیهم علی جمیع خلقه و ان فعلهم فعله: ((منظور این است که امناء خداوند با قدرتی که به آنها بخشیده بر تمام مخلوقاتش سلطه دارند و چون کار آنها کار او است این حضور به وی نسبت داده شده است)).**تفسیر نورالثقلین جلد 5 صفحه 258 حدیث 20.***

البته این یک بعد قضیه است، و اما در بعد دیگر حضور ذات خداوند مطرح است، چنانکه در حدیث دیگری می خوانیم که یکی از بزرگان علمای مسیحیت از امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پرسید: خداوند کجا است؟ فرمود: هو هاهنا و هاهنا و فوق و تحت، و محیط بنا و معنا، و هو قوله: ((ما یکون من نجوی ثلاثة الا هو رابعهم...)) او در اینجاست و در آنجا، و در بالا و در پائین، و محیط به ما است، و همه جا با ما است، و این است که خداوند می گوید: سه نفر با هم نجوی نمی کنند مگر اینکه خداوند چهارمین آنها است...)).**تفسیر نورالثقلین جلد 5 صفحه 259 حدیث 23.***

و در حدیث معروف ((اهلیلجه)) از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: اینکه خداوند ((سمیع)) نامیده شده به خاطر آن است که سه نفر با هم نجوی نمی کنند مگر اینکه او چهارمین آنها است... سپس افزود: یسمع دبیب النمل علی الصفا! و خفقان الطیر فی الهواء! لا یخفی علیه خافیة و لا شیء مما ادرکه الاسماع و الابصار، و ما لا تدرکه الاسماع و الابصار، ما جلّ من ذلک و ما دقّ، و ما صغر و ما کبر ((صدای راه رفتن مورچه را بر سنگ سخت می شنود، و صدای برخورد بالهای پرندگان را در هوا، چیزی بر او پنهان نمی ماند، و آنچه را

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 428@@@

گوشها و چشمها درک می کنند و آنچه را درک نمی کنند از کوچک و بزرگ همه برای او ظاهر و آشکار است)).**همان مدرک صفحه 258 حدیث 21.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 429@@@

آیه 8-10

آیه و ترجمه

أَ لَمْ تَرَ إِلی الَّذِینَ نهُوا عَنِ النَّجْوَی ثمَّ یَعُودُونَ لِمَا نهُوا عَنْهُ وَ یَتَنَجَوْنَ بِالاثْمِ وَ الْعُدْوَنِ وَ مَعْصِیَتِ الرَّسولِ وَ إِذَا جَاءُوک حَیَّوْک بِمَا لَمْ یحَیِّک بِهِ اللَّهُ وَ یَقُولُونَ فی أَنفُسِهِمْ لَوْ لا یُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِمَا نَقُولُ حَسبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصلَوْنهَا فَبِئْس الْمَصِیرُ(8)

یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِذَا تَنَجَیْتُمْ فَلا تَتَنَجَوْا بِالاثْمِ وَ الْعُدْوَنِ وَ مَعْصِیَتِ الرَّسولِ وَ تَنَجَوْا بِالْبرِّ وَ التَّقْوَی وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ تحْشرُونَ(9)

إِنَّمَا النَّجْوَی مِنَ الشیْطنِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ لَیْس بِضارِّهِمْ شیْئاً إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلی اللَّهِ فَلْیَتَوَکلِ الْمُؤْمِنُونَ(10)

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 430@@@

ترجمه:

8 - آیا ندیدی کسانی را که از نجوی نهی شدند سپس به کاری که از آن نهی شدند باز می گردند و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا به نجوی می پردازند، و هنگامی که نزد تو می آیند تو را تحیتی می گویند که خدا به تو نگفته است، و در دل می گویند چرا خداوند ما را به خاطر گفته هایمان عذاب نمی کند؟ جهنم برای آنها کافی است! وارد آن می شوند و بد جایگاهی است!

9 - ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که نجوی می کنید به گناه و تعدی و معصیت رسول خدا نجوی نکنید، و به کار نیک و تقوی نجوی کنید، و از مخالفت خدائی که بازگشت و جمع شما به سوی او است بپرهیزید.

10 - نجوی تنها از ناحیه شیطان است، می خواهد با آن مؤمنان غمگین شوند، ولی نمی تواند ضرری به آنها برساند جز به فرمان خدا، بنابراین مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.

شان نزول:

در مورد نخستین آیه مورد بحث دو شاءن نزول نقل شده که هر کدام مربوط به یک قسمت از آیه است:

نخست اینکه: جمعی از یهود و منافقان در میان خودشان جدا از مؤمنان نجوی می کردند و سخنان در گوشی می گفتند و گاه با چشمه ای خود اشاره های ناراحت کننده ای به مؤمنان داشتند، مؤمنان هنگامی که این منظره را دیدند گفتند: ما فکر می کنیم خبر ناراحت کننده از بستگان و عزیزان ما که به جهاد رفته اند به آنها رسیده و از آن سخن می گویند، و همین باعث غم و اندوه مؤمنان می شد، هنگامی که این کار را تکرار کردند مؤمنان شکایت به رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) نمودند، پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) دستور داد که هیچکس در برابر مسلمانان با دیگری نجوی نکند، اما آنها گوش ندادند، باز هم تکرار کردند، آیه فوق نازل شد (و آنها را سخت بر این کار تهدید کرد).**مجمع البیان جلد 9 صفحه 249.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 431@@@

در صحیح ((بخاری)) و ((مسلم)) و بسیاری از کتب تفسیر نقل شده که گروهی از یهود خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) آمدند و بجای ((السلام علیک)) گفتند: ((السام علیک)) یا اباالقاسم (که مفهومش مرگ بر تو یا ملالت و خستگی بر تو) بود پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) در جواب آنها فرمود: و علیکم! (همین بر شما باد!) عایشه می گوید! من متوجه این مطلب شدم و گفتم: علیکم السام و لعنکم الله و غضب علیکم: ((مرگ بر شما، خدا لعنت کند شما را، و غضب کند))!

پیامبر به من فرمود: مدارا کن و از خشونت و بدگوئی بپرهیز، گفتم: مگر نمی شنوی می گویند: ((مرگ بر تو)) فرمود: مگر تو هم نشنیدی که من در جواب ((علیکم)) گفتم، اینجا بود که خداوند آیه فوق را نازل کرد که هنگامی که این گروه نزد شما می آیند تحیتی می گویند که خدا چنان تحیتی به شما نگفته است.**(تفسیر مراغی) جلد 28 صفحه 13.***

تفسیر:

نجوی از شیطان است؟

بحث در این آیات همچنان ادامه بحثهای نجوی است که در آیات گذشته بود.

نخست می فرماید: ((آیا ندیدی کسانی را که از نجوی نهی شدند سپس به کاری که از آن نهی شده اند باز می گردند، و برای انجام گناه و تعدی و نافرمانی رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) به نجوی می پردازند)) (الم تر الی الذین نهوا عن النجوی ثم یعودون لما نهوا عنه و یتناجون بالاثم و العدوان و معصیة الرسول).

از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که قبلا به آنها هشدار داده شده بود

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 432@@@

که از نجوی بپرهیزند، کاری که ذاتا تولید بدگمانی در دیگران و نگرانی می کند، ولی آنها نه تنها به این دستور گوش فرا ندادند، بلکه محتوای نجوای خود را انجام گناه و اموری برخلاف دستور خدا و پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) انتخاب کردند.

تفاوت میان ((اثم)) و ((عدوان)) و ((معصیة الرسول)) از این نظر است که ((اثم)) شامل گناهانی می شود که جنبه فردی دارد (مانند شرب خمر) و ((عدوان)) ناظر به اموری است که موجب تعدی بر حقوق دیگران است، و اما ((معصیة الرسول)) مربوط به فرمانهائی است که شخص پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) به عنوان رئیس حکومت اسلامی در زمینه مصالح جامعه مسلمین صادر می کند.

بنابراین آنها در نجواهای خود هرگونه عمل خلاف را مطرح می کردند، اعم از اعمالی که در رابطه با خودشان بود یا دیگران و یا حکومت اسلامی و شخص پیامبر (صلی اللّه علیه و آله).

تعبیر به ((یعودون)) و ((یتناجون)) که به صورت فعل مضارع آمده است نشان می دهد که این کار را پیوسته تکرار می کردند، و قصدشان ایجاد ناراحتی در قلوب مؤمنان بود.

به هر حال آیه فوق به عنوان یک اخبار غیبی پرده از روی اعمال خلاف آنها برداشت، و خط انحرافی آنان را فاش کرد.

در ادامه این سخن به یکی دیگر از اعمال خلاف منافقان و یهود اشاره کرده، می افزاید: ((و هنگامی که نزد تو می آیند تحیتی می گویند که خداوند چنان تحیتی به تو نگفته است)) (و اذا جاؤ ک حیوک بما لم یحیک به الله).

((حیوک)) از ماده ((تحیت)) در اصل از حیات گرفته شده، و به معنی دعا کردن برای سلامت و حیات دیگری است.

منظور از ((تحیت الهی)) در این آیه همان جمله السلام علیک (یا ((سلام الله علیک) می باشد که شبیه آن در آیات قرآن در مورد پیامبران

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 433@@@

و بهشتیان و غیر آنها کرارا آمده است: از جمله در آیه 181 سوره صافات می خوانیم: و سلام علی المرسلین ((سلام بر تمام رسولان پروردگار)).

و اما تحیتی که خداوند نگفته بود و مجاز نبود جمله ((السام علیک)) (مرگ بر تو، یا ملالت و خستگی بر تو) بوده است، این احتمال نیز وجود دارد که اشاره به تحیت عصر جاهلیت باشد که می گفتند: ((انعم صباحا)) (صبحت تواءم با راحتی باد) و ((انعم مساءا)) ((عصرت توام با راحتی باد)) بی آنکه در کلام خود توجهی به خدا کنند و از او سلامت و خیر برای طرف مقابل بطلبند.

این امر گرچه در جاهلیت معمول بود اما تحریم آن ثابت نیست و تفسیر آیه فوق به آن بعید است.

سپس می افزاید: آنها نه فقط مرتکب این گناهان بزرگ می شوند، بلکه آنچنان از باده غرور سرمست هستند که ((در دل می گویند اگر اعمال ما بد است و خدا می داند پس چرا ما را به خاطر گفته هایمان کیفر نمی دهد))؟! (و یقولون فی انفسهم لو لا یعذبنا الله بما نقول).

به این ترتیب هم عدم ایمان خود را به نبوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) ثابت کردند و هم عدم ایمان به احاطه علمی خداوند.

ولی قرآن در یک جمله کوتاه به آنها چنین پاسخ می گوید: ((جهنم برای آنها کافی است و نیازی به مجازات دیگر نیست، همان جهنمی که به زودی وارد آن می شوند و چه بد جایگاهی است)) (حسبهم جهنم یصلونها فبئس المصیر).

البته این تعبیر نفی عذاب دنیوی را درباره آنها نمی کند، ولی این حقیقت را آشکارا می گوید که اگر هیچ کیفری جز عذاب جهنم نباشد برای آنها کفایت می کند و کیفر همه اعمال خود را یکجا در دوزخ خواهند دید.

و از آنجا که مؤمنان نیز گهگاه به خاطر ضرورتها یا تمایلاتی به نجوی

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 434@@@

می پرداختند در آیه بعد روی سخن را به آنها کرده، و برای اینکه در این کار آلوده به گناهان منافقان و یهود نشوند می فرماید: ((ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که نجوی می کنید به گناه و تعدی و معصیت رسول خدا نجوی نکنید، محتوای نجوای شما باید پاک و الهی باشد، به کارهای نیک و تقوی نجوی کنید)) (یا ایها الذین آمنوا اذا تناجیتم فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول و تناجوا بالبر و التقوی).

و از مخالفت خدا بپرهیزید، همان خدائی که بازگشت و جمع همه شما به سوی او است (و اتقوا الله الذی الیه تحشرون).

از این تعبیر به خوبی استفاده می شود که اصل نجوی اگر در میان مؤمنان باشد، سوء ظنی بر نیانگیزد، و تولید نگرانی نکند و محتوای آن توصیه به نیکیها و خوبیها باشد مجاز است.

ولی هرگاه از کسانی همچون یهود و منافقان سر زند که هدفشان آزار مؤمنان پاکدل است نفس این عمل زشت و حرام است تا چه رسد به اینکه محتوای آن نیز شیطانی باشد.

لذا در آیه بعد که آخرین آیه مورد بحث است می افزاید: ((نجوی تنها از ناحیه شیطان می باشد)) (انما النجوی من الشیطان).

((تا مؤمنان ناراحت و غمگین شوند)) (لیحزن الذین آمنوا).

((ولی باید بدانند که شیطان جز به اذن پروردگار نمی تواند به مؤمنان زیان برساند)) (و لیس بضارهم شیئا الا باذن الله).

چرا که هر مؤ ثری در عالم هستی است تاثیرش به فرمان خدا است، حتی سوزاندن آتش و برندگی شمشیر که اگر جلیل نهی کند حتی فرمان خلیل را نمی برند.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 435@@@

((بنابراین مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند، و از هیچ چیز جز او نترسند و بر غیر او دل ننهند)) (و علی الله فلیتوکل المؤمنون).

آنها با روح توکل و اعتماد بر خدا به خوبی می توانند بر تمام این مشکلات پیروز شوند و نقشه های پیروان شیطان را نقش بر آب کنند و توطئه های آنها را در هم بکوبند.

نکته ها: