فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آنها که دو سهم از رحمت الهی دارند

از آنجا که در آیات گذشته سخن از اهل کتاب و مسیحیان در میان بود، آیات مورد بحث تکمیلی است بر آنچه در آیات قبل آمده است:

نخست می فرماید: ((ای کسانی که ایمان آورده اید، تقوای الهی پیشه کنید و ایمان به رسول او بیاورید)) (یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله).

در اینکه مخاطب در این آیه کیست؟ در میان مفسران دو قول است:

اول اینکه مخاطب، مؤمنانند، منتهی به آنها گفته می شود که ایمان ظاهری کافی نیست، بلکه باید ایمانی عمیق تواءم با تقوی در عمل داشته باشند، تا پاداشهای متعددی را که در ذیل آیه می آید به دست آوردند.

دیگر اینکه مخاطب، مؤمنان اهل کتابند، یعنی ای کسانی که به انبیاء و کتب پیشین ایمان آورده اید به پیامبر اسلام ایمان بیاورید و تقوای الهی پیشه کنید تا مشمول انواع پاداشهای او شوید.

آنچه می تواند شاهدی بر تفسیر دوم باشد همان پاداش مضاعفی است که در ذیل آیه آمده، پاداشی برای ایمان به انبیای پیشین، و پاداشی برای ایمان به پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله).

ولی این تفسیر علاوه بر اینکه با آیه بعد - چنانکه توضیح خواهیم داد - سازگار نیست، با شاءن نزول آیه، و همچنین با اطلاق ((یا ایها الذین آمنوا)) نیز هماهنگ نمی باشد.

بنابراین باید قبول کرد که مخاطب همه مؤمنانی هستند که در ظاهر دعوت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) را پذیرفته بودند ولی هنوز ایمان راسخ، ایمانی که اعماق جان آنها

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 395@@@

را روشن کند و در اعمال آنها ظاهر شود، پیدا نکرده بودند.

سپس در دنباله آیه به سه موهبت بزرگ که در سایه ایمان عمیق و تقوا حاصل می شود اشاره کرده، می فرماید: ((اگر چنین کنید خداوند دو سهم و نصیب از رحمتش به شما می دهد، و به شما نور و روشنائی می بخشد، نوری که در پرتو آن راه زندگی را پیدا کنید، و شما را می بخشد، و خداوند غفور و رحیم است)) (یؤ تکم کفلین من رحمته و یجعل لکم نورا تمشون به و یغفر لکم و الله غفور رحیم).

((کفل)) (بر وزن طفل) به معنی بهره ای است که نیاز انسان را بر طرف کند، و ضامن را از این رو ((کفیل)) گویند که مشکل طرف مقابل را کفایت کرده و بهره و نصیب او را به او می دهد.**بعضی معتقدند که این واژه از (کفل) (بر وزن دکل) گرفته شده و آن چیزی است که بر کفل (قسمت آخر پشت) چهار پایان می نهند، تا شخصی که بر مرکب سوار می شود نیفتد، و لذا به هر چیزی که مایه نگهداری باشد (کفل) گفته می شود، و اگر به ضامن (کفیل) می گویند به خاطر همین معنی است (ابوالفتوح رازی ذیل آیات مورد بحث) ولی از راغب استفاده می شود که این واژه دو معنی دارد یک معنی مطلوب که همان معنی اول است و معنی دیگر شیء پست و بی ارزش است تشبلیه به کفل چهارپایان چرا که هر کس آنجا سوار شود بیم سقوط او می رود (دقت کنید).***

به هر حال منظور از این دو بهره همان است که در آیه 201 سوره بقره آمده: ربنا آتنا فی الدنیا حسنة و فی الاخرة حسنة: ((خداوندا در دنیا به ما نیکی مرحمت فرما، و در آخرت نیز نیکی عنایت کن)).

این احتمال نیز داده شده است که این دو بهره یکی برای ایمان به پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله) است، و دیگری برای ایمان به انبیای پیشین، چرا که هر مسلمانی موظف است به همه انبیای گذشته و کتب آسمانی آنها مؤمن باشد و همه را محترم بشمارد.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 396@@@

بعضی نیز گفته اند که منظور اجرهای پی درپی و مضاعف و مداوم است، جمع میان این معانی نیز ممکن است.

در مورد دومین پاداش آنها (و یجعل لکم نورا تمشون به) بعضی از مفسران گفته اند منظور همان نور ایمان است که در قیامت در پیش روی مؤمنان و از سمت راست آنها حرکت می کند، و ظلمات محشر را با آن می شکافند و به سوی بهشت و سعادت ابدی پیش می روند، چنانکه در آیه 12 همین سوره آمده است یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم.

در حالی که بعضی دیگر آنرا اشاره به نور قرآن می دانند که در دنیا به سراغ مؤمنان می آید، چنانکه در آیه 15 مائده می خوانیم: قد جائکم من الله نور و کتاب مبین: ((از سوی خداوند نور و کتاب آشکاری برای شما آمد)).

ولی ظاهر این است که آیه مفهوم مطلق و گسترده ای دارد، نه اختصاصی به دنیا دارد، و نه آخرت، و به تعبیر دیگر ایمان و تقوی سبب می شود که حجابها از قلب مؤمن برچیده شود، و چهره حقایق را بی پرده ببیند، و در پرتو آن روشن بینی خاصی نصیب او می شود که افراد بی ایمان از آن محرومند. و اینکه در روایات اهل بیت (علیهم السلام) آمده است که منظور از نور در آیه فوق امام معصومی است که مردم به او اقتدا کنند در حقیقت بیان یکی از مصداقهای روشن است.**این روایات در (نورالثقلین) جلد 5 صفحه 252 و 253 نقل شده است.***

و بالاخره سومین پاداش مؤمنان پرهیزگار همان غفران و آمرزش گناهان است، چرا که بدون آن هیچ موهبتی برای انسان گوارا نیست، نخست باید ایمن از عذاب الهی گردد و سپس با نور ایمان و تقوا راه خویش را پیدا کند، و سرانجام به رحمت مضاعف الهی نائل گردد.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 397@@@

آیه بعد که آخرین آیه این سوره است بیان دلیلی است برای آنچه در آیه قبل آمده، می فرماید: ((این پاداشهای مضاعف الهی علاوه بر نورانیت و مغفرت به خاطر آن است که اهل کتاب بدانند که آنها قادر بر چیزی از فضل الهی نیستند و اینکه فضل و رحمت همه به دست او است، و به هر کس بخواهد می بخشد و خداوند دارای فضل و رحمت عظیم است)) (لئلا یعلم اهل الکتاب الا یقدرون علی شیء من فضل الله و ان الفضل بید الله یؤ تیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم).**در اینکه (لا) در (لئلا یعلم اهل الکتاب) زائده است یا اصلی؟ در میان مفسران گفتگو است، بسیاری (لا) را زائده و برای تأکید می دانند (چنانکه در بالا گفتیم) و بنابراینکه (لا) اصلی باشد معانی گوناگونی برای آیه ذکر شده، از جمله اینکه: منظور این است که اهل کتاب بدانند که آنها هم اگر ایمان و اسلام را پذیرا شوند می توانند فضل الهی را برای خود فراهم سازند (و به تعبیر دیگر در اینجا نفی در نفی به معنی اثبات می شود) یا اینکه ما اینهمه مواهب را به مسلمانان دادیم تا اهل کتاب تصور نکنند که مسلمین بهره ای از فضل الهی ندارند، ولی با توجه به ذیل آیه که می گوید و ان الفضل بیدالله و همچنین شأن نزولی که در بالا آورده ایم زائده بودن (لا) مناسبتر به نظر می رسد، بلکه به عقیده بعضی در تمام مواردی که جمله مشتمل بر معنی منفی باشد (لا) زائده خواهد بود، مانند ما منعک الا تسجد اذا مرتک (اعراف 12) و ما یشعرکم انها اذا جائت لایؤمنون (انعام 109) (دقت کنید).***

این پاسخی است به آنها که می گفتند: خداوند به گروهی از اهل کتاب که ایمان به محمد آورده اند (طبق عقیده مسلمانان) دو پاداش می دهد، بنابراین ما که ایمان به او نیاورده ایم دارای یک پاداشیم همانند دیگر مسلمانان!

قرآن به آنها پاسخ می گوید که مسلمانان عموما دارای دو پاداشند، چرا که همه آنها ایمان به رسول خدا و تمام انبیاء پیشین دارند و اما گروهی از اهل کتاب که ایمان نیاورده اند هیچ سهمی ندارند تا بدانند که رحمت الهی در اختیار

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 398@@@

آنان نیست که به هر کس بخواهند بدهند و از هر کس بخواهند دریغ دارند!

این آیه ضمنا می تواند پاسخی به بلندپروازیها و ادعاهای بی اساس گروهی از یهود و نصاری باشد که بهشت و رحمت الهی را منحصر به خود می دانستند، و دیگران را از آن محروم می پنداشتند: و قالوا لن یدخل الجنة الا من کان هودا او نصاری تلک امانیهم قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقین: ((آنها گفتند هیچکس داخل بهشت نمی شود مگر اینکه یهودی یا نصرانی باشد! این آرزوی آنها است، بگو اگر راست می گوئید دلیل خود را بیاورید))؟!

نکته:

رابطه تقوی و روشن بینی

قرآن مجید برای تقوا آثار فراوانی بیان کرده که از جمله آنها برطرف شدن حجابها از فکر و قلب آدمی است.

رابطه ((ایمان و تقوا)) با ((روشن بینی)) در آیات مختلف قرآن به آن اشاره شده است، از جمله در آیه 29 انفال می خوانیم یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا: ((ای کسانی که ایمان آورده اید اگر تقوای الهی پیشه کنید و از گناهان بپرهیزید خداوند وسیله ای برای شناخت حق از باطل برای شما قرار می دهد.

و در آیه 282 بقره آمده است: و اتقوا الله و یعلمکم الله: ((تقوای الهی پیشه کنید و خداوند شما را علم و دانش می آموزد)) و در آیات مورد بحث نیز با صراحت این معنی آمده بود که اگر ایمان بیاورید و تقوا پیشه کنید خداوند نوری برای شما قرار می دهد که در پرتو آن بتوانید گام بردارید))!

رابطه این دو علاوه بر جنبه های معنوی که بعضا برای ما ناشناخته است،

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 399@@@

از نظر تحلیل عقلی نیز قابل درک است، چرا که بزرگترین مانع شناخت و مهمترین حجاب بر قلب آدمی هوا و هوسهای سرکش، و آمال و آرزوهای دور و دراز، و اسارت در چنگال ماده و زرق و برق دنیاست، که به انسان اجازه نمی دهد قضاوت صحیح کند، و چهره حقایق را آنچنانکه هست ببیند، هنگامی که در پرتو ایمان و تقوا این گرد و غبارها فرونشست، و این ابرهای تیره و تار و ظلمانی از آسمان روح انسان کنار رفت، آفتاب حقیقت بر صفحه قلب می تابد، و حقایق را آنچنانکه هست در می یابد، و لذتی توصیف ناشدنی از این درک صحیح و عمیق نصیب مؤمن می شود، و راه خود را به سوی اهداف مقدسی که دارد می گشاید و پیش می رود.

آری تقوا است که به انسان آگاهی می دهد، همانگونه که آگاهیها به انسان تقوا می بخشد، یعنی این دو در یکدیگر تاءثیر متقابل دارند، لذا در حدیث معروفی می خوانیم: لو لا ان الشیاطین یحوطون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات: ((هرگاه شیاطین و خوهای شیطانی بر قلبهای آدمیان مسلط نمی شدند می توانستند به ملکوت و باطن آسمان و جهان هستی بنگرند)).

برای درک بهتر این سخن پای گفتار علی (علیه السلام) می نشینیم فرمود: لا دین مع هوی - لا عقل مع هوی - من اتبع هواه اعماه و اصمه، و اذله و اضله: ((دین با هوای نفس جمع نمی شود... همچنین عقل با هوس یکجا نخواهد بود... هر کس از هوای نفسش پیروی کند او را کور و کر می کند و ذلیل و گمراه می سازد)).**در این زمینه بحث مشروح دیگری در ذیل آیه 29 انفال داشته ایم جلد 7 صفحه 140.***

پروردگارا! ما را از هوای نفس حفظ کن و به ما توفیق تقوی و روشن بینی مرحمت فرما.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 400@@@

خداوندا! تمام فضل و رحمتها به دست تو است ما را از این فضل بی دریغت محروم مگردان.

بارالها! به ما توفیق اقامه حق و عدل و قسط و پاسداری از حریم کتاب و میزان در پرتو بهره گیری از ((بینات)) و ایستادگی در برابر افراد زورگو عنایت فرما آمین یا رب العالمین.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 401@@@