فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

فضیلت تلاوت این سوره

درباره تلاوت این سوره روایات زیادی در منابع اسلامی ذکر شده است، از جمله در حدیثی از رسول خدا می خوانیم: ((من قراء سورة الواقعه کتب لیس من الغافلین)): ((کسی که سوره واقعه را بخواند نوشته می شود که این فرد از غافلان نیست)).**تفسیر مجمع البیان جلد 9 صفحه 212 و تفسیر برهان جلد 4 صفحه 273.***

چرا که آیات سوره آنقدر تکاندهنده و بیدارکننده است که جائی برای غفلت انسان باقی نمی گذارد.

به همین دلیل در حدیث دیگری از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) می خوانیم: وقتی از آن حضرت سؤال کردند: چرا با این سرعت آثار پیری در چهره مبارک شما ظاهر شده است؟ در پاسخ فرمود: شیبتنی هود، والواقعه، والمرسلات، و عم یتسائلون: ((سوره های هود و واقعه و مرسلات و عم مرا پیر کرد))!**خصال صدوق باب الاربعه حدیث 10.*** (چرا که

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 195@@@

در این سوره ها اخبار تکاندهنده ای از قیامت و رستاخیز و حوادث هولناک و مجازات مجرمان آمده، همچنین داستانهای تکاندهنده ای از سرگذشت اقوام پیشین و بلاهائی که بر آنها نازل شد).

در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: من قراء فی کل لیلة جمعة الواقعة احبه الله، و حببه الی الناس اجمعین، و لم یر فی الدنیا بؤ سا ابدا، و لا فقرا و لا فاقة و لا آفة من آفات الدنیا، و کان من رفقاء امیرالمؤ منین (علیه السلام): ((هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه بخواند خداوند او را دوست دارد و نزد همه مردم محبوب می کند، و هرگز در دنیا ناراحتی نمی بیند، و فقر و فاقه و آفتی از آفات دنیا دامنگیرش نمی شود، و از دوستان امیرمؤ منان علی (علیه السلام) خواهد بود)).**ثواب الاعمال (طبق نقل نور الثقلین جلد 5 صفحه 203).***

در حدیث دیگری آمده است که عثمان بن عفان به عنوان عیادت وارد بر عبدالله بن مسعود شد در همان بیماری که با آن از دنیا رفت، پرسید: از چه ناراحتی؟ گفت: از گناهانم، گفت: چه میل داری؟ گفت: رحمت پروردگارم! گفت: اگر موافق باشی طبیب برای تو بیاوریم؟ گفت: طبیب بیمارم کرده، گفت: اگر مایل باشی دستور دهم عطای تو را از بیت المال بیاورند، گفت: آن روز که نیازمند بودم به من ندادی و امروز که بی نیازم به من می دهی؟!

گفت: مانعی ندارد برای دخترانت باشد، گفت: آنها هم نیازی ندارند، چرا که من سفارش کردم سوره ((واقعه)) را بخوانند، من از رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) شنیدم که می فرماید: من قراء سورة الواقعة کل لیلة لم تصبه فاقة ابدا: ((هر کس سوره واقعه را هر شب بخواند هرگز فقیر نخواهد شد)).**(مجمع البیان) جلد 9 صفحه 212.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 196@@@

و به همین دلیل در روایت دیگری سوره واقعه سوره ((غنی)) نامیده شده است.**(روح المعانی) جلد 27 صفحه 111.***

روشن است که تنها نمی توان با لقلقه زبان اینهمه برکات را در اختیار گرفت، بلکه باید به دنبال تلاوت فکر و اندیشه، و به دنبال آن حرکت و عمل باشد.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 197@@@

آیه 1-14

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا وَقَعَتِ الْوَاقِعَةُ(1)

لَیْس لِوَقْعَتهَا کاذِبَةٌ(2)

خَافِضةٌ رَّافِعَةٌ(3)

إِذَا رُجَّتِ الاَرْض رَجًّا(4)

وَ بُستِ الْجِبَالُ بَسًّا(5)

فَکانَت هَبَاءً مُّنبَثًّا(6)

وَ کُنتُمْ أَزْوَجاً ثَلَثَةً(7)

فَأَصحَب الْمَیْمَنَةِ مَا أَصحَب الْمَیْمَنَةِ(8)

وَ أَصحَب المَْشئَمَةِ مَا أَصحَب المَْشئَمَةِ(9)

وَ السبِقُونَ السبِقُونَ(10)

أُولَئک الْمُقَرَّبُونَ(11)

فی جَنَّتِ النَّعِیمِ(12)

ثُلَّةٌ مِّنَ الاَوَّلِینَ(13)

وَ قَلِیلٌ مِّنَ الاَخِرِینَ(14)

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 198@@@

ترجمه:

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

1 - هنگامی که واقعه عظیم (قیامت) برپا شود،

2 - هیچکس نمی تواند آن را انکار کند.

3 - گروهی را پائین می آورد و گروهی را بالا می برد.

4 - این در هنگامی است که زمین به شدت به لرزه در می آید.

5 - و کوهها در هم کوبیده می شود.

6 - و به صورت غبار پراکنده در می آید.

7 - و شما به سه گروه تقسیم خواهید شد.

8 - نخست ((اصحاب میمنه)) هستند، چه اصحاب میمنه ای؟

9 - گروه دیگر اصحاب شومند، چه اصحاب شومی؟

10 - و سومین گروه پیشگامان پیشگام!

11 - آنها مقربانند

12 - در باغهای پر نعمت بهشت جای دارند

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 199@@@

13 - گروه کثیری از امتهای نخستین هستند

14 - و اندکی از امت آخرین!

تفسیر:

واقعه عظیم!

مسائل مربوط به قیامت در قرآن مجید معمولا با ذکر حوادث عظیم و انقلابی و کوبنده در آغاز آن تواءم است، و این در بسیاری از سوره های قرآن که بحث از قیامت می کند کاملا به چشم می خورد، در این سوره واقعه که بر محور معاد دور می زند نیز همین معنی کاملا در نخستین آیاتش مشهود است.

در آغاز می فرماید: ((هنگامی که واقعه عظیم قیامت برپا شود)) (اذا وقعت الواقعة).**(اذا) منصوب به (ظرفیت) است، و ناصب آن (لیس) است که در آیه دوم آمده، مثل اینکه می گوئیم: یوم الجمعة لیس لی شغل، این احتمال نیز داده شده که ناصب آن (اذکر) مقدر بوده باشد، و یا جمله (کان کذوا کذا) (کشاف ذیل آیه مورد بحث) ولی احتمال اول از همه مناسبتر است.***

((هیچکس نمی تواند آنرا انکار کند)) (لیس لوقعتها کاذبة).

چرا که حوادث پیش از آن به قدری عظیم و شدید است که آثار آن در تمام ذرات جهان آشکار می شود.

((واقعة)) به صورت سربسته اشاره به مساءله رستاخیز است و از آنجا که وقوعش حتمی است از آن تعبیر به ((واقعه)) شده، و حتی بعضی آنرا یکی از نامهای قیامت شمرده اند.

واژه ((کاذبة)) را در اینجا بعضی به معنی مصدری گرفته اند، اشاره به اینکه وقوع قیامت آنچنان ظاهر و آشکار خواهد بود که هیچگونه جای تکذیب

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 200@@@

و گفتگو ندارد، بعضی نیز آنرا به معنی ظاهریش که اسم فاعل است تفسیر کرده اند و گفته اند در برابر وقوع رستاخیز تکذیب کننده ای وجود نخواهد داشت.**مؤنث بودن (ضمیر) به خاطر آن است که در تقدیر (نفس کاذبة) یا (قضیة کاذبة) است (ضمنا (لام) در لوقعتها) را بعضی برای (توقیت) دانسته اند، ولی ظاهر این است که (لام) برای (تعدیه) است).***

به هر حال رستاخیز نه تنها با دگرگونی کائنات تواءم است بلکه انسانها هم دگرگون می شوند همانگونه که در آیه بعد می فرماید: ((گروهی را پائین می آورد و گروهی را بالا می برد))! (خافضة رافعة).**(حافضة رافعه) خبر مبتدای محذوفی است و در اصل (هی خافضة رافعه) بوده است.***

مستکبران گردنکش و ظالمان صدرنشین سقوط می کنند، و مستضعفان مؤ من و صالح بر اوج قله افتخار قرار می گیرند، عزیزان بی دلیل ذلیل می شوند، و محرومان بی جهت عزیز می گردند، گروهی در قعر جهنم سقوط می کنند، و گروه دیگری در اعلا علیین بهشت جای می گیرند، و این است خاصیت یک انقلاب بزرگ و گسترده الهی!

و لذا در روایتی از امام علی بن الحسین (علیه السلام) می خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: ((خافضة)): حفضت و الله باعداءالله فی النار، ((رافعة)): رفعت و الله اولیاءالله الی الجنة: ((رستاخیز خافضه است چرا که به خدا سوگند دشمنان خدا را در آتش ساقط می کند، و رافعه است چرا که به خدا سوگند اولیاءالله را به بهشت بالا می برد))!.**(خصال) طبق نقل (نورالثقلین) جلد 5 صفحه 204.***

سپس به توصیف بیشتری در این زمینه پرداخته می گوید: ((این در هنگامی

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 201@@@

است که زمین به شدت به لرزه درآید)) (اذا رجت الارض رجا).

این زلزله به قدری عظیم و شدید است که ((کوهها در هم کوبیده و خرد می شود)) (و بست الجبال بسا).

((و به صورت غبار پراکنده ای در می آید)) (فکانت هباءا منبثا).

((رجت)) از ماده ((رج)) (بر وزن حج) به معنی حرکت دادن شدید است و ((رجرجة)) به اضطراب گفته می شود.

((بست)) از ماده ((بس)) (بر وزن حج) در اصل به معنی نرم کردن آرد به وسیله آب است.

((هباء)) به معنی غبار است و ((منبث)) به معنی پراکنده، بعضی گفته اند ((هباء)) آن غبارهای بسیار کوچکی است که در فضا معلق است و در حال عادی دیده نمی شود مگر زمانی که نور آفتاب از روزنه ای به درون محل تاریکی بتابد.

اکنون باید اندیشید که آن زلزله و انفجار تا چه حد سنگین است که می تواند کوه های عظیم را که در صلابت و استحکام ضرب المثلند آنچنان متلاشی کند که تبدیل به غبار پراکنده کند، و فریادی که از این انفجار عظیم برمی خیزد از آن هم وحشتناکتر است.

به هر حال در آیات قرآن درباره وضع کوهها در آستانه قیامت تعبیرات گوناگونی دیده می شود که در حقیقت مراحل مختلف انفجار عظیم کوهها را نشان می دهد.

گاه می گوید: ((کوهها به حرکت در می آیند)) و تسیر الجبال سیرا (طور - 10).

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 202@@@

و گاه می گوید: ((کوهها از جا کنده می شوند)) و اذ الجبال نسفت (مرسلات - 10).

و گاه می فرماید: ((برداشته می شوند و در هم کوبیده می شوند)) فدکتا دکة واحدة (حاقه - 14).

و زمانی می گوید: ((به تلی از شن متراکم تبدیل خواهند شد)) و کانت الجبال کثیبا مهیلا (مزمل - 14).

و گاه می فرماید: ((به صورت غبار پراکنده ای در می آیند))! (آیه مورد بحث).

و سرانجام می گوید: ((همچون پشم زده شده ای در فضا پخش می شوند)) که تنها رنگی از آن دیده می شود و تکون الجبال کالعهن المنفوش (قارعه - 5).

البته هیچکس جز خدا دقیقا نمی داند مسیر این حوادث چگونه است؟ و شاید با الفاظ و در قالب سخنان ما قابل توصیف نباشد، ولی این اشارات پرمعنی همگی حاکی از عظمت این انفجار بزرگ است.

بعد از بیان وقوع این واقعه عظیم و رستاخیز بزرگ به چگونگی حال مردم در آن روز پرداخته، و قبل از هر چیز آنها را به سه گروه تقسیم کرده، می گوید: ((و شما در آن روز سه دسته خواهید بود)) (و کنتم ازواجا ثلاثة).

می دانیم ((زوج)) همیشه به جنس مذکر و مؤ نث گفته نمی شود، بلکه به اموری که قرین هم هستند نیز زوج اطلاق می شود، و از آنجا که اصنافی از مردم در قیامت و حشر و نشر قرین یکدیگرند به آنها ازواج اطلاق شده است.

در مورد دسته اول می فرماید: ((نخست اصحاب میمنه هستند، چه اصحاب

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 203@@@

میمنه ای))؟! (فاصحاب المیمنة ما اصحاب المیمنة).**در ترکیب این جمله احتمالات متعددی داده اند که از همه مناسبتر این است که گفته شود (اصحاب المیمنة) مبتدا است و (ما) استفهامیه مبتدای دوم، و (اصحاب المیمنه) خبر آن است، و مجموعا خبر مبتدای اول می باشد و (فاء) در آغاز جمله به عنوان تفریع و تفسیر است.***

منظور از ((اصحاب المیمنه)) کسانی هستند که نامه اعمالشان را به دست راستشان می دهند و این امر در قیامت رمزی و نشانه ای برای مؤ منان نیکوکار و اهل نجات است، چنانکه بارها در آیات قرآن به آن اشاره شده.

یا اینکه ((میمنه)) از ماده ((یمن)) به معنی سعادت و خوشبختی گرفته شده، و به این ترتیب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند.

و با توجه به اینکه در آیه بعد گروه دوم را به عنوان ((اصحاب المشئمة)) (از ماده ((شوم)) معرفی می کند مناسب همین تفسیر اخیر است).**هر چند در آیات بعد بجای اصحاب المشئمة، اصحاب الشمال آمده است.***

تعبیر به ((ما اصحاب المیمنة)) (چه گروه خوشبختی؟) برای بیان این حقیقت است که حد و نهایتی برای خوشبختی و سعادت آنها متصور نیست، و این بالاترین توصیفی است که در اینگونه موارد امکان دارد، مثل این است که می گوئیم: ((فلانکس انسان است، چه انسانی))؟!

سپس به ذکر گروه دوم پرداخته، می افزاید: ((گروه دیگری اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومی))؟! (و اصحاب المشئمة ما اصحاب المشئمة).

گروهی بدبخت و تیره روز و بیچاره و بینوا که نامه های اعمالشان را به دست چپشان می دهند که خود نشانه و رمزی است برای تیره بختی و جرم و جنایت آنها.

تعبیر به ((ما اصحاب المشئمة)) نیز در اینجا نهایت بدبختی و شقاوت آنها را

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 204@@@

منعکس می سازد.

سرانجام گروه سوم را چنین توصیف می کند: ((و پیشگامان پیشگام)) (و السابقون السابقون).**در ترکیب این آیه و آیه بعد احتمالات فراوانی داده شده: نخست اینکه (السابقون) اول مبتدا است، و دومی توصیف یا تأکید آن است، و (اولئک المقربون) مبتدا و خبر می باشد که مجموعا خبر است برای (السابقون) بعضی نیز احتمال داده اند که (السابقون السابقون) مبتدا و خبر است، و شبیه شعر معروف ابوالنجم است که می گوید: (انا ابوالنجم، و شعری شعری) که در واقع یکنوع توصیف عالی است، این احنمال نیز داده شده که (السابقون) اول به معنی سابقون در ایمان، و سابقون دوم به معنی سابقون به سوی بهشت بوده باشد که باز هم مبتدا و خبر خواهد بود.***

((آنها مقربانند))! (اولئک المقربون).

((سابقون)) کسانی هستند که نه تنها در ایمان پیشگامند، که در اعمال خیر و صفات و اخلاق انسانی نیز پیشقدمند، آنها ((اسوه)) و ((قدوه)) مردمند، و امام و پیشوای خلقند، و به همین دلیل مقربان درگاه خداوند بزرگند.

بنابراین اگر بعضی از مفسران پیشگام بودن آنها را تنها به سبقت در طاعة الله (اطاعت خدا) یا نمازهای پنجگانه، یا جهاد، یا هجرت، یا توبه، و امثال آن تفسیر کرده اند، هر کدام گوشه ای از این مفهوم وسیع را مورد توجه قرار داده اند، وگرنه این کلمه اینها و غیر اینها از خیرات و برکات را شامل می شود، و نیز اگر در روایات اسلامی گاه ((سابقون)) به چهار نفر ((هابیل)) و ((مؤ من آل فرعون)) و ((حبیب نجار)) که هر کدام در امت خود پیشگام بودند، و همچنین امیرمؤ منان علی بن ابی طالب (علیه السلام) که نخستین مسلمان از مردان بود تفسیر شده، در حقیقت بیان مصداقهای روشن آن است، و به معنی محدود ساختن مفهوم آیه

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 205@@@

نیست.**این معنی در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده است (مجمع البیان جلد 9 صفحه 215).***

در حدیث دیگری آمده است که رسول خدا فرمود: اتدرون من السابقون الی ظل الله یوم القیامة؟: ((آیا می دانید چه کسانی پیشگامان به سوی سایه لطف پروردگار در قیامتند))؟! اصحاب عرض کردند: خدا و رسولش آگاهتر است، فرمود: الذین اذ اعطوا الحق قبلوه، و اذا سالوه بذلوه، و حکموا للناس کحکمهم لانفسهم: ((آنها کسانی هستند که وقتی حق به آنها داده شود پذیرا می گردند، و هنگامی که از حق سؤال شوند آنرا در اختیار می گذارند، و درباره مردم آنگونه حکم می کنند که درباره خودشان))!.**(تفسیر مراغی) جلد 27 صفحه 134.***

در بعضی از روایات نیز به پیامبران مرسل و غیر مرسل تفسیر شده است.**تفسیر نور الثقلین جلد 5 صفحه 206.***

در حدیثی نیز می خوانیم که ابن عباس می گوید: از رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) درباره این آیه سؤال کردم، فرمود: جبرئیل به من چنین گفته است: ذلک علی (علیه السلام) و شیعته هم السابقون الی الجنة، المقربون من الله بکرامته لهم: ((آنها علی (علیه السلام) و پیروان او هستند که پیشگامان به سوی بهشت و مقربان درگاه خدایند به خاطر احترامی که خدا برای آنها قائل شده است)).**همان مدرک صفحه 209.***

ولی اینها نیز در حقیقت بیان مصداقهای روشنی از مفهوم گسترده فوق است، مفهومی که همه پیشگامان را در هر امت و ملتی شامل می شود.

سپس در یک جمله کوتاه مقام والای مقربان را روشن ساخته، می گوید:

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 206@@@

((مقربان در باغهای پرنعمت بهشتند)) (فی جنات النعیم).**(فی جنات النعیم) (جار و مجرور) ممکن است متعلق به (مقربین) باشد، و یا متعلق به محذوفی که (حال) است برای (مقربین) و در تقدیر چنین است (کائنین فی جنات النعیم) و یا خبر بعد از خبر.***

تعبیر به ((جنات النعیم)) انواع نعمتهای مادی و معنوی بهشت را شامل می شود.

ضمنا این تعبیر می تواند اشاره به این باشد که باغهای بهشت تنها کانون نعمت است برخلاف باغهای دنیا که گاه وسیله زندگی و زحمت است، همانگونه که حال مقربان در آخرت با حالشان در دنیا متفاوت است، زیرا مقام والایشان در این دنیا تواءم با مسئولیتهائی است در حالی که در سرای دیگر تنها مایه نعمت است.

بدیهی است منظور از ((قرب)) در اینجا ((قرب مقامی)) است نه ((قرب مکانی)) چرا که خداوند مکان ندارد و از ما به ما نزدیکتر است.

آیه بعد به چگونگی تقسیم نفرات آنها در امم گذشته و این امت اشاره کرده، می گوید: ((گروه کثیری از امتهای نخستینند)) (ثلة من الاولین).

((و گروه اندکی از امت آخرین)) (و قلیل من الاخرین).

((ثلة)) چنانکه ((راغب)) در ((مفردات)) می گوید در اصل به معنی قطعه مجتمع از پشم است، سپس به معنی جماعت و گروه به کار رفته است.

بعضی نیز آنرا از ((ثل عرشه)) (تختش فروریخت و حکومتش قطع شد) گرفته و آنرا به معنی ((قطعه)) می دادند، و در اینجا به قرینه مقابله با ((قلیل من الاخرین)) به معنی قطعه عظیم است.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 207@@@

طبق این دو آیه گروه زیادی از مقربان از امتهای پیشینند، و تنها کمی از آنها از امت محمد (صلی اللّه علیه و آله) می باشند.

ممکن است در اینجا این سؤال پیش بیاید که چگونه این مساءله با اهمیت فوق العاده امت اسلامی سازگار است، با اینکه خدا آنها را بهترین امت خطاب کرده و فرموده: ((کنتم خیر امة))... (آل عمران 110).

پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن می شود: نخست اینکه منظور از مقربان همان سابقون و پیشگامان در ایمانند، مسلم است که در امت اسلامی پیشگامان در پذیرش اسلام در صدر اول گروه اندکی بودند که نخستین آنها از مردان علی (علیه السلام) و از زنان خدیجه بود در حالی که کثرت پیامبران پیشین و تعداد امتهای آنها و وجود پیشگامان در هر امت، سبب می شود که آنها از نظر تعداد فزونی یابند.

دیگر اینکه کثرت عددی دلیل بر کثرت کیفی نیست، و به تعبیر دیگر ممکن است تعداد سابقون این امت کمتر باشند ولی از نظر مقام بسیار برتر، همانگونه که در میان خود پیامبران نیز تفاوت است: تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض ((ما بعضی از رسولان را بر بعض دیگری برتری دادیم)) (بقره - 253).

ذکر این نکته نیز لازم به نظر می رسد که ممکن است بعضی از مؤ منان در زمره پیشگامان در ایمان نباشند، اما دارای صفات و ویژگیهای دیگری باشند که آنها را همردیف سابقون قرار می دهد و از نظر پاداش و اجر همردیف آنها هستند، لذا در بعضی از روایات از امام باقر (علیه السلام) چنین نقل شده که فرمود: نحن السابقون السابقون و نحن الاخرون: ((ما پیشگامان پیشگام، و ما آخرون هستیم)).**تفسیر صافی ذیل آیات مورد بحث.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 208@@@

و در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده است که به جمعی از پیروان خود خطاب کرد و فرمود: انتم السابقون الاولون، و السابقون الاخرون، و السابقون فی الدنیا الی ولایتنا، و فی الاخرة الی الجنة: ((شما سابقون نخستین و سابقون آخرین هستید، در دنیا پیشگام در ولایت ما بودید و در آخرت پیشگام در بهشتید)).**تفسیر صافی ذیل آیات مورد بحث.***

این نکته نیز لازم به یادآوری است که بعضی تعبیر به ((اولین)) و ((آخرین)) را به ((اولین امت اسلام)) و ((آخرین امت اسلام)) تفسیر کرده اند، طبق این تفسیر همه مقربان از امت اسلامند.

اما این تفسیر نه با ظاهر آیات سازگار است، و نه با روایاتی که در ذیل این آیات وارد شده که افرادی از امم پیشین را بالخصوص به عنوان ((سابقون اولین)) معرفی کرده است.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 209@@@