فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

باز هم همسران بهشتی

در ادامه شرح نعمتهای دو بهشتی که در آیات سابق آمده است در این آیات نیز به قسمتهای دیگر از این مواهب اشاره شده است.

نخست می فرماید: ((در این دو بهشت نیز زنانی هستند نیکوخلق و زیبا)) (فیهن خیرات حسان).**ضمیر (فیهن) که جمع مؤنث است ممکن است به مجموع چهار بهشت بازگردد که در آیات گذشته آمده بود، و نیز ممکن است به دو بهشتی که اخیرا به آن اشاره شد بازگردد به اعتبار باغهای متعددو قصرهای گوناگونی که دارد و این تفسیر مناسبتر است چرا که حساب آنها را از هم جدا کرده است.***

زنانی که جمع میان ((حسن سیرت)) و ((حسن صورت)) کرده اند، چرا که ((خیر)) غالبا در مورد صفات نیک و جمال معنوی به کار می رود و ((حسن)) غالبا در زیبائی و جمال ظاهر.

در روایاتی که در تفسیر این آیه وارد شده صفات نیک بسیاری برای همسران بهشتی شمرده شده که می تواند اشاره ای به صفات عالی زنان دنیا نیز باشد، و الگوئی برای همه زنان محسوب شود، از جمله خوش زبان بودن، نظافت و پاکی، آزار نرسانیدن، نظری به بیگانگان نداشتن و مانند آن.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 183@@@

خلاصه اینکه تمام صفات کمال و جمالی که در یک همسر مطلوب است در آنها جمع است، و آنچه خوبان همه دارند آنها تنها دارند، و به همین دلیل قرآن در یک تعبیر کوتاه و پرمعنی از آنها به عنوان ((خیرات حسان)) تعبیر کرده است.**(خیرات) بعضی گفته اند جمع (خیره) (بر وزن سیده) است که به خاطر تخفیف آنرا (خیرات) گفته اند، و بعضی آنرا جمع (خیره) (بر وزن حیره) دانسته اند، و در هر حال معنی وصفی دارد نه معنی (افعل التفضیل) چرا که افعل التفضیل جمع بسته نمی شود.***

و به دنبال ذکر این نعمت باز می افزاید: ((کدامیک از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید))؟ (فبای آلاء ربکما تکذبان).

سپس در ادامه توصیف این زنان بهشتی اضافه می کند: ((آنها حوریانی هستند که در خیمه های بهشتی مستورند)) (حور مقصورات فی الخیام).

((حور)) جمع ((حوراء)) و ((احور)) به کسی می گویند که سیاهی چشمش کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است، و گاه به زنان سفید چهره نیز اطلاق شده است.

تعبیر به ((مقصورات)) اشاره به این است که آنها تنها تعلق به همسرانشان دارند و از دیگران مستور و پنهانند.

((خیام)) جمع ((خیمه)) است، ولی به طوری که در روایات اسلامی آمده خیمه های بهشتی شباهتی به خیمه های این جهان ندارند، از نظر گستردگی و وسعت و زیبائی.

این نکته نیز قابل توجه است که ((خیمه)) طبق آنچه علمای لغت و بعضی

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 184@@@

از مفسران گفته اند تنها به معنی خیمه های پارچه ای که در میان ما معروف است نمی باشد، بلکه به خانه های چوبی و یا حتی هر خانه مدوری کلمه خیمه اطلاق می شود، و گاه گفته شده ((خیمه)) عبارت است از هر خانه ای که از سنگ و مانند ساخته نشده است.**(لسان العرب)، (مجمع البحرین)، و (المنجد).***

و بار دیگر همان سؤال پرمعنی را تکرار کرده می گوید: ((کدامین نعمت از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید))؟ (فبای آلاء ربکما تکذبان).

آیه بعد توصیف دیگری است درباره حوریان بهشتی، می فرماید: ((هرگز پیش از این جن و انس دیگری با آنها تماس نگرفته، و دوشیزه اند)) (لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان).**درباره معنی (طمث) ذیل آیه 56 همین سوره توضیح کافی داده ایم.***

البته چنانکه از آیات دیگر قرآن استفاده می شود زنان و مردانی که در این دنیا همسر یکدیگرند هرگاه هر دو باایمان و بهشتی باشند در آنجا به هم ملحق می شوند، و با هم در بهترین شرائط و حالات زندگی می کنند.**(رعد _ 23 و مؤمن _ 8).***

و حتی از روایات استفاده می شود که مقام این زنان برتر از حوریان بهشت است**درالمنثور صفحه 151.*** به خاطر عبادات و اعمال صالحی که در این جهان انجام داده اند.

سپس می فرماید: ((کدامین نعمت از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید))؟ (فبای آلاء ربکما تکذبان).

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 185@@@

در آخرین توصیفی که در این آیات از نعمتهای بهشتی کرده، می گوید: ((ساکنان این دو بهشت در حالی هستند که تکیه بر تختهائی زده اند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبز رنگ پوشانده شده است)) (متکئین علی رفرف خضر و عبقری حسان).

((رفرف)) در اصل به معنی برگهای گسترده درختان است و سپس به پارچه های زیبای رنگارنگ که بی شباهت به منظره باغها نیست اطلاق شده.**بعضی از مفسران در اینجا فرش معروف نگارستان انوشیروان را به صورت مثالی ذکر کرده اند، همان فرش فوق العاده گران قیمتی که منطره یک باغ را منعکس می کرد.***

((عبقری)) در اصل به معنی هر موجود بی نظیر یا کم نظیر است، و لذا به دانشمندانی که وجود آنها در میان مردم نادر است ((عباقرة)) می گویند، بسیاری معتقدند کلمه ((عبقر)) در آغاز اسمی بوده که عرب برای شهر پریان انتخاب کرده بود، و از آنجا که این شهر موضوع ناشناخته و نادری بوده، هر موضوع بی نظیر را به آن نسبت می دهند و ((عبقری)) می گویند، بعضی نیز گفته اند که ((عبقر)) شهری بود که بهترین پارچه ای ابریشمین را در آن می بافتند.**تفسیر (ابوالفتوح رازی) ذیل آیات مورد بحث.***

ولی به هر حال ریشه اصلی فعلا متروک شده، و عبقری به صورت یک کلمه مستقل به معنی ((نادرالوجود)) یا ((عزیزالوجود)) به کار می رود، و با اینکه مفرد است گاهی معنی جمعی نیز می دهد (مانند آیه مورد بحث).

و ((حسان)) جمع ((حسن)) (بر وزن چمن) به معنی خوب و زیبا است.

به هر حال این تعبیرات همه حاکی از این است که بهشت همه چیزش ممتاز است، میوه ها، غذاها، قصرها، فرشها و خلاصه هر چیزش در نوع خود بی نظیر و بی مانند است، بلکه باید گفت این تعبیرات نیز هرگز نمی تواند آن

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 186@@@

مفاهیم بزرگ و بی مانند را در خود جای دهد، و تنها شبحی از آنرا در ذهن ما ترسیم می کند.

سپس برای آخرین بار (و سی و یکمین مرتبه) این سؤال را از انس و جن و از تمام افراد می کند: ((کدامین نعمت از نعمتهای پروردگارتان را انکار می کنید))؟! (فبای آلاء ربکما تکذبان).

نعمتهای معنوی؟ یا نعمتهای مادی؟ نعمتهای این جهان؟ یا نعمتهای بهشتی؟ نعمتهائی که سر تا پای وجود شما را فراگرفته و دائما غرق در آنید، و گاه بر اثر غرور و غفلت همه آنها را به دست فراموشی می سپرید، و از بخشنده اینهمه نعمتها و کسی که در انتظار نعمتهایش در آینده هستید غافل می شوید؟ کدامیک را منکر هستید؟

و در آخرین آیه این سوره می فرماید: ((پربرکت و زوال ناپذیر است نام پروردگارت که صاحب جلال و اکرام است)) (تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام).

((تبارک)) از ریشه ((برک)) (بر وزن درک) به معنی سینه شتر است، و از آنجا که شتران هنگامی که در جائی می خوابند و ثابت می مانند سینه خود را به زمین می چسبانند این واژه به معنی ثابت ماندن و پایدار و با دوام بودن به کار رفته است، و نیز از آنجا که سرمایه با دوام و زوال ناپذیر فوائد زیاد دارد به موجود پرفایده ((مبارک)) گفته می شود، و شایسته ترین کسی که این عنوان برای او سزاوار است ذات پاک خداوند است که سرچشمه همه خیرات و برکات می باشد.

این تعبیر به خاطر آن است که در این سوره انواع نعمتهای الهی، در زمین و آسمان، در خلقت بشر، و در دنیا و آخرت آمده است، و از آنجا که اینها همه

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 187@@@

از وجود پربرکت پروردگار افاضه می شود، مناسبترین تعبیر همان است که در این آیه آمده است.

زیرا منظور از ((اسم)) در اینجا اوصاف پروردگار است، مخصوصا صفت رحمانیت که منشاء همه این برکات است، و به تعبیر دیگر افعال خداوند از صفات او سرچشمه می گیرد، اگر عالم هستی را با نظام آفرید و در همه چیز میزان قرار داد ((حکمت)) او ایجاب می کرد، و اگر قانون عدالت را در همه چیز حکمفرما فرمود ((علم و عدل)) او ایجاب می کند، و اگر مجرمان را در انواع مجازاتهائی که در این سوره اشاره شد گرفتار می سازد ((منتقم)) بودنش اقتضا می نماید، و اگر مؤمنان صالح را مشمول انواع مواهب معنوی و مادی در این جهان و جهان دیگر قرار می دهد ((فضل و رحمت)) واسعه او ایجاب می کند، بنابراین اسم او اشاره به ((صفات)) او است، و صفات او هم عین ذات پاک او است.

تعبیر به ((ذی الجلال و الاکرام)) اشاره ای است به تمام صفات جمال و جلال او (ذی الجلال اشاره به صفات سلبیه، و ذی الاکرام اشاره به صفات ثبوتیه است).

جالب اینکه این سوره با نام خداوند رحمن آغاز شد، و با نام پروردگار ذوالجلال و الاکرام پایان می گیرد، و هر دو هماهنگ با مجموعه محتوای سوره است.

نکته ها:

1 - در آیه 37 این سوره بعد از ذکر نعمتهای مختلف معنوی و مادی دنیا می فرماید: ((و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام)) و در پایان سوره بعد از ذکر انواع نعمتهای بهشتی می فرماید ((تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام))

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 188@@@

این دو تعبیر بیانگر این واقعیت است که همه خطوط به ذات پاک او منتهی می شود، و هر چه هست از ناحیه او است، دنیا از ناحیه او است، و عقبی نیز از ناحیه او است، و جلال و اکرام او همه چیز را فراگرفته.

2 - در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام (صلی اللّه علیه و آله) می خوانیم: شخصی در محضرش دعا می کرد و می گفت: یا ذاالجلال و الاکرام: ((ای خداوندی که صاحب جلال و اکرامی)) پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) فرمود: قد استجیب لک فسل: ((اکنون که خدا را به این نام خواندی دعایت مستجاب شد هر چه می خواهی بخواه))!.**تفسیر (درالمنثور) جلد 6 صفحه 153.***

و در حدیث دیگری آمده است که پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) مردی را مشاهده کرد که ایستاده و مشغول نماز بود، بعد از رکوع و سجود و تشهد دعا کرد و در دعایش چنین گفت:

اللهم انی اسئلک بان لک الحمد لا اله الا انت وحدک لا شریک لک المنان بدیع السموات و الارض، یا ذاالجلال و الاکرام، یا حی یا قیوم، انی اسئلک... پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) فرمود: لقد دعا الله باسمه العظیم الذی اذا دعی به اجاب، و اذا سئل به اعطی: ((این مرد خدا را به نام عظیمی خواند که هر گاه به آن دعا شود اجابت می کند و اگر به وسیله آن سؤال کنند عطا می فرماید)).**همان***

3 - در حدیثی از امام باقر (علیه السلام) می خوانیم که در تفسیر آیه ((تبارک اسم ربک ذی الجلال و الاکرام)) فرمود: نحن جلال الله و کرامته التی اکرم الله العباد بطاعتنا: ((ما جلال خداوند و کرامت او هستیم که بندگان را به اطاعت ما گرامی داشته است)).**(تفسیر برهان) جلد 4 صفحه 272.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 189@@@

روشن است که اهل بیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) جز به سوی خدا دعوت نمی کنند، و جز به اطاعت او نمی خوانند، و هادیان راه و کشتیهای نجات در این دریای متلاطم زندگی دنیا هستند، و بنابراین یکی از مصداقهای جلال و اکرام الهی محسوب می شوند، چه اینکه خداوند به وسیله اولیائش مردم را مشمول نعمت هدایت می سازد.

4 - بعضی نقل کرده اند که نخستین بخشی از قرآن مجید که در مکه بر قریش آشکار خوانده شد آیات آغاز همین سوره ((الرحمن)) بود، ((عبدالله بن مسعود)) می گوید: یاران رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله) جمع شدند و گفتند تاکنون قریش از قرآن هیچ نشنیده اند، در میان ما کیست که قرآن را آشکارا بر آنها بخواند، من گفتم آن کس منم! گفتند: ما می ترسیم تو را آزار دهند، بهتر این است که کسی این کار را بر عهده گیرد که قبیله نیرومندی داشته باشد تا از او دفاع کنند.

گفتم مرا به حال خود بگذارید خداوند مدافع من است.

روز دیگر ((ابن مسعود)) در وسط روز در کنار مقام ابراهیم قرار گرفت و در حالی که قریش در مجلس خود نشسته بودند برخاست و با صدای بلند شروع کرد: بسم الله الرحمن الرحیم الرحمن علم القران... و همچنان ادامه داد، قریش خاموش شدند و گوش فرادادند سپس گفتند: این مرد بی سر و پا چه می گوید؟! بعضی گفتند: او قسمتی از سخنانی را که محمد آورده است تلاوت می کند، برخاستند و محکم بر صورت او کوبیدند، ولی او همچنان به تلاوت سوره تا آنجا که خدا می خواست ادامه داد.

سپس به سوی اصحاب پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) برگشت در حالی که آثار زخم بر صورتش نمایان بود، گفتند ما از همین بر تو می ترسیدیم!

ابن مسعود گفت: هرگز این دشمنان خدا در نظر من این اندازه کوچک

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 190@@@

نبودند، اگر می خواهید فردا هم ادامه می دهم ابدا ترس ندارم، گفتند: نه، همین مقدار کافی است، آنچه را که آنها نمی خواستند بر آنها خواندی.**(سیره ابن هشام) جلد 1 صفحه 336.***

به همین دلیل ((ابن مسعود)) را نخستین کسی می شمرند که قرآن را در مکه آشکارا برای مشرکان خواند.**(اسد الغابه) جلد 3 صفحه 257.***

خداوندا! تو ذوالجلال و الاکرامی، به جلال و اکرامت سوگند که ما را از نعمتها و مواهب بهشتی محروم مگردان.

پروردگارا! دایره رحمتت بسیار گسترده است هر چند ما عملی که شایسته آن باشد انجام نداده ایم آنچه لایق مقام رحمانیت تو است با ما رفتار کن.

بارالها! ما هیچیک از نعمتهای تو را تکذیب نمی کنیم، و خود را همواره غرق احسان تو می دانیم، آنها را بر ما مستدام دار! آمین یا رب العالمین.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 191@@@

سوره واقعه

مقدمه

این سوره در مکه نازل شده و دارای 96 آیه است

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 193@@@