فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 41-46

آیه و ترجمه

وَ لَقَدْ جَاءَ ءَالَ فِرْعَوْنَ النُّذُرُ(41)

کَذَّبُوا بِئَایَتِنَا کلِّهَا فَأَخَذْنَهُمْ أَخْذَ عَزِیزٍ مُّقْتَدِرٍ(42)

أَ کُفَّارُکمْ خَیرٌ مِّنْ أُولَئکمْ أَمْ لَکم بَرَاءَةٌ فی الزُّبُرِ(43)

أَمْ یَقُولُونَ نحْنُ جَمِیعٌ مُّنتَصِرٌ(44)

سیهْزَمُ الجَْمْعُ وَ یُوَلُّونَ الدُّبُرَ(45)

بَلِ الساعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَ الساعَةُ أَدْهَی وَ أَمَرُّ(46)

ترجمه:

41 - انذارها و هشدارها (یکی پس از دیگری) برای آل فرعون آمد.

42 - اما آنها همه آیات ما را تکذیب کردند، و ما آنها را گرفتیم و مجازات کردیم گرفتن شخصی قدرتمند و توانا.

43 - آیا کفار شما بهتر از اینها هستند؟ یا برای شما امان نامه ای در کتب آسمانی نازل شده؟!

44 - یا می گویند: ما جماعتی متحد و نیرومند و پیروزیم؟

45 - (ولی بدانند) جمعشان به زودی شکست می خورد و پا به فرار می گذارند.

46 - (علاوه بر این) رستاخیز موعد آنها است و مجازات قیامت هولناکتر و تلختر است.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 68@@@

تفسیر:

آیا شما از اقوام گذشته برترید؟!

پنجمین و آخرین قومی که در این سلسله به آنها اشاره می شود قوم فرعون است، ولی از آنجا که سرگذشت این قوم به طور مشروح در سوره های مختلف قرآن آمده در اینجا تنها اشاره کوتاه و فشرده ای به داستان عبرت انگیز آنها شده است.

می فرماید: ((انذارهای ما (یکی پس از دیگری) به سراغ آل فرعون آمد)) (و لقد جاء آل فرعون النذر).**باید توجه داشت که (نذر) هم جمع (نذیر) است و هم معنی مصدری یا اسم مصدری دارد، و از آنجا که مصدر نیز به معنی وصفی اطلاق می شود هر دو می تواند به یک مفهوم بازگردد.***

منظور از ((آل فرعون)) تنها خاندان و بستگان او نیست، بلکه پیروان او را به طور عموم شامل می شود، زیرا ((آل)) گرچه غالبا در مورد ((اهل بیت و خانواده)) به کار می رود ولی احیانا در معنی وسیعی که گفتیم نیز استعمال می شود، و قرائن مقام نشان می دهد که در اینجا منظور همین معنی وسیع است.

((نذر)) (بر وزن کتب) جمع ((نذیر)) به معنی بیم دهنده است خواه انسانی باشد یا حادثه ای از حوادث که به انسانها هشدار می دهد و آنها را از عاقبت کارشان برحذر می دارد در صورت اول ممکن است آیه فوق اشاره به موسی و هارون باشد، و در صورت دوم اشاره به معجزات نه گانه موسی، ولی آیه بعد نشان می دهد که معنی دوم در اینجا مناسب است.

آیه بعد از واکنش ((آل فرعون)) در برابر این دو پیامبر بزرگ الهی

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 69@@@

و انذارهای آنها پرده برداشته، می گوید: ((آنها تمام آیات ما را تکذیب کردند)) (کذبوا بایاتنا کلها).

آری این مغروران خودخواه، و این جباران خودکامه و بیدادگر، همه آیات الهی را بدون استثنا انکار کردند، همه را دروغ یا سحر یا حوادث اتفاقی شمردند!

((آیات)) مفهوم وسیعی دارد که هم دلائل عقلی را شامل می شود، هم معجزات، و هم دلائل نقلی را، اما به قرینه آیه 101 سوره اسراء و لقد آتینا موسی تسع آیات بینات ((ما به موسی نه معجزه روشن دادیم)) معلوم می شود که در اینجا اشاره به همان معجزات نه گانه است.**(معجزات نه گانه موسی) با توجه به آیات مختلف قرآن عبارت است از: 1_ تبدیل شدن عصا به مار عظیم (طه _ 20) 2_ (ید بیضاء) و درخشیدن دست موسی همچون یک منبع نور (طه _ 22) 3_ طوفانهای کوبنده (اعراف _ 133) 4 و 5 و 6 و 7 (ملخ) که بر زراعتها مسلط شد، و (قمل) (یکنوع آفت نباتی) و (ضفادع) (قورباغه هائی که از رود نیل برخاستند و در مدت کوتاهی سطح زندگی آنها را پوشاندند) و (دم) رود نیل رنگ خون گرفت (اعراف _ 133) 8 و 9 (خشکسالی) و کمبود انواع میوه ها (اعراف _ 130) که شرح هر کدام در ذیل آیات مربوط داده شده است.***

انسان اگر حقیقت جو باشد دیدن یکی از این معجزات با اخطار قبلی و سپس بر طرف شدن بلا به وسیله دعای پیامبر خدا برای او کافی است، ولی هنگامی که انسان به اصطلاح بر سر دنده لج قرار می گیرد اگر تمام آسمان و زمین آیت خدا شود مؤ ثر نیست تنها عذاب الهی باید فرارسد و مغزهائی را که پر از باد غرور است در هم بکوبد.

چنانکه در ذیل همین آیه مورد بحث می خوانیم: ((ما آنها را گرفتیم و مجازات کردیم، گرفتن کسی که هرگز مغلوب نمی شود و مقتدر و تواناست))

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 70@@@

(فاخذناهم اخذ عزیز مقتدر).

((اخذ)) در اصل به معنی گرفتن است، ولی از آنجا که مجرم را برای مجازات کردن قبلا دستگیر می کنند این کلمه به عنوان کنایه از مجازات به کار می رود.

تعبیری که در ذیل این داستان آمده است در سرگذشتهای دیگر نظیر ندارد این به خاطر آن است که فرعونیان بیش از همه به قدرت و عزت خود می بالیدند، و همه جا سخن از نیروی حکومت آنها بود، اما خداوند می گوید: ما آنها را گرفتیم، گرفتن عزیز مقتدر تا معلوم شود، این قدرت و عزت پوشالی در مقابل عزت و قدرت خدا هیچ و پوچ است، و عجب اینکه همان رود عظیم نیل که سرچشمه تمام ثروت و قدرت و آبادی و تمدن آنها بود ماءمور نابودی آنها شد، و عجبتر اینکه موجودات کوچکی همچون ملخ، قورباغه، قمل (یکنوع حشره) بر آنها مسلط گشت و آنان را به ستوه آورد و بیچاره کرد.

بعد از بیان داستان اقوام پیشین و عذاب و کیفر امتهای سرکش و مجرم، در آیه بعد مشرکان مکه را مخاطب ساخته می گوید: ((آیا کفار شما از کافران پیشین بهترند و یا برای شما امان نامه ای در کتب آسمانی نازل شده است)) (اکفارکم خیر من اولئکم ام لکم براءة فی الزبر).**ضمیر در (کفارکم) ظاهرا به (مشرکان عرب) برمی گردد، به قرینه جمله (ام لکم براءة فی الزبر).***

میان شما و قوم فرعون و قوم نوح و لوط و ثمود چه تفاوتی است؟ اگر آنها به خاطر کفر و طغیان و ظلم و گناه گرفتار طوفانها و زلزله ها و صاعقه ها شدند چه دلیلی دارد که شما به چنین سرنوشتی مبتلا نشوید؟!

آیا شما از آنها بهترید؟ یا طغیان و عناد و کفر شما از آنها کمتر است؟

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 71@@@

پس چگونه خود را از عذاب الهی مصون می شمرید؟ مگر اینکه امان نامه ای در کتب آسمانی برای شما آمده باشد، و مسلما چنین ادعائی دروغ است و هیچگونه دلیلی بر آن ندارید.

((یا اینکه می گویند: ما جمعیت متحد و نیرومندی هستیم و از مخالفانمان انتقام می گیریم، و بر آنها پیروز می شویم)) (ام یقولون نحن جمیع منتصر).**با اینکه (نحن) ضمیر جمع است خبر آن (جمیع) به صورت مفرد آمده و همچنین (منتصر) که خبر بعد از خبر یا صفتی است برای جمیع، و این به خاطر آن است که (جمیع) هر چند لفظا مفرد است ولی از نظر معنی جمع می باشد.***

((جمع)) به معنی ((مجموع)) است، و منظور در اینجا جماعتی است که هدف و قدرت عمل دارند و تعبیر به ((منتصر)) نیز تاءکیدی بر این معنی است، زیرا از ماده ((انتصار)) و به معنی انتقام گرفتن و پیروز شدن است.

قابل توجه اینکه آیه قبل به صورت ((خطاب)) بود، اما آیه مورد بحث، و آیات آینده از کفار به صورت ((غائب)) سخن می گوید، و این یکنوع تحقیر است یعنی شایسته نیستند بیش از این مخاطب به خطاب الهی شوند.

به هر حال، اگر آنها ادعای چنین قدرتی کنند آن نیز ادعای بی اساسی است، چرا که ((آل فرعون)) و ((قوم عاد و ثمود)) و امثال آنان که از اینها قویتر بودند در برابر عذاب الهی همچون پر کاه در برابر یک طوفان عظیم کمترین مقاومتی از خود نشان ندادند تا چه رسد به این گروه اندک و فاقد همه چیز!

سپس به عنوان یک پیشگوئی قاطع برای رد سخنان آنها، می افزاید آنها بدانند ((جمعشان به زودی شکست می خورد و فرار می کنند)) (سیهزم الجمع

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 72@@@

و یولون الدبر).**با اینکه مناسب است (یولون الادبار) گفته شود بجای آن (یولون الدبر) گفته شده، زیرا این کلمه معنی جنس دارد که در حکم جمع است.***

جالب اینکه ((سیهزم)) از ماده ((هزم)) (بر وزن جزم) در اصل به معنی فشار دادن جسم خشک است به حدی که متلاشی شود، و به همین مناسبت در متلاشی شدن لشکر و در هم شکستن آن به کار رفته است.

این تعبیر ممکن است اشاره ای به این نکته باشد که اگر چه آنها ظاهرا متحد و منسجمند، ولی چون موجوداتی خشک و فاقد انعطافند در برابر یک فشار قوی درهم می شکنند، برعکس مؤمنان که صلابتی تواءم با انعطاف دارند که اگر تندباد حوادث کمر آنها را خم کند به زودی قامت راست کرده و باز هم در برابر حادثه می ایستند.

((دبر)) به معنی پشت در مقابل ((قبل)) به معنی پیش رو است، و ذکر این کلمه در اینجا برای بیان پشت کردن به میدان جنگ به طور کامل است.

این پیشگوئی در میدان بدر و سایر جنگهای اسلامی جامع عمل به خود پوشید، و سرانجام جمعیت قدرتمند کفار متلاشی شدند و فرار کردند.

در آخرین آیه مورد بحث می افزاید: ((تنها شکست و ناکامی در دنیا بهره آنها نیست، بلکه رستاخیز موعد آنها است و مجازاتهای قیامت هولناکتر و تلختر است)) (بل الساعة موعدهم و الساعة ادهی و امر).

و به این ترتیب آنها باید هم در انتظار شکست تلخی در این دنیا باشند، و هم شکست تلخ ‌تر و وحشت انگیزتر در آخرت.

((ادهی)) از ماده ((دهو)) و ((دهاء)) به معنی مصیبت و حادثه بزرگ است که راه خلاص و علاج و درمان ندارد، و گاه به معنی شدت هوشیاری نیز آمده

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 73@@@

است، اما در آیه مورد بحث به معنی اول می باشد.

آری آنها در قیامت گرفتار چنان سرنوشتی می شوند که راه فراری برای آن نیست.

نکته: