فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد23

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

4 - تاریخ وقوع این معجزه بزرگ

در اینکه شق القمر در مکه و قبل از هجرت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) واقع شده در میان مفسران و روات حدیث بحثی نیست، ولی از بعضی روایات استفاده می شود این امر در آغاز بعثت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) بوده**(بحارالانوار) جلد 17 صفحه 354 (حدیث 8).*** در حالی که از بعضی دیگر برمی آید که این امر نزدیک هجرت و در اواخر دوران مکه روی داده است، آنهم بنا به تقاضای حقیقت جویانی بود که از مدینه خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) آمدند و در عقبه با او بیعت کردند.**بحارالانوار جلد 17 صفحه 352 (حدیث 1).***

و نیز در بعضی روایات می خوانیم که علت پیشنهاد شق القمر به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله) این بود که می گفتند سحر در امور زمینی اثر می گذارد، ما میخواهیم مطمئن شویم که معجزات محمد (صلی اللّه علیه و آله) سحر نیست.**بحارالانوار جلد 17 صفحه 355 (حدیث 1).***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 19@@@

حتی جمعی از متعصبان لجوج بعد از دیدن این معجزه بزرگ گفتند ما قبول نخواهیم کرد مگر اینکه کاروانهای شام و یمن فرارسند، و از آنها سؤال کنیم: آیا آنها در مسیر خود چنین چیزی را دیده اند، اما هنگامی که مسافران گفتند دیده ایم باز ایمان نیاوردند!.**درالمنثور جلد 6 صفحه 133.***

آخرین نکتهای که ذکر آن نیز در اینجا لازم است اینکه: این معجزه بزرگ همانند بسیاری از معجزات دیگر در تواریخ و روایات ضعیف با خرافاتی آمیخته شده که چهره آنرا در نظر اندیشمندان دگرگون ساخته است، مانند فرود آمدن قطعه ای از ماه به روی زمین، ولی باید با دقت این خرافات را از آن جدا کرد تا چهره اصلی معجزه که جنبه علمی دارد لوث نشود.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 20@@@

آیه 4-8

آیه و ترجمه

وَ لَقَدْ جَاءَهُم مِّنَ الاَنبَاءِ مَا فِیهِ مُزْدَجَرٌ(4)

حِکمَةُ بَلِغَةٌ فَمَا تُغْنِ النُّذُرُ(5)

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدَّاع إِلی شیْءٍ نُّکرٍ(6)

خُشعاً أَبْصرُهُمْ یخْرُجُونَ مِنَ الاَجْدَاثِ کَأَنهُمْ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ(7)

مُّهْطِعِینَ إِلی الدَّاع یَقُولُ الْکَفِرُونَ هَذَا یَوْمٌ عَسِرٌ(8)

ترجمه:

4 - به اندازه کافی برای انزجار از بدیها اخبار (انبیا و امتهای پیشین) به آنها رسیده است.

5 - این آیات، حکمت بالغه الهی است اما انذارها (برای افراد لجوج) مفید نیست.

6 - بنابراین از آنها روی گردان و روزی را به یادآور که دعوت کننده الهی مردم را به امر وحشتناکی دعوت می کند (دعوت به حساب اعمال).

7 - آنها از قبرها خارج می شوند در حالی که چشمهایشان از وحشت به زیر افتاده و (بی هدف) همچون ملخهای پراکنده به هر سو می دوند!

8 - در حالی که (بر اثر وحشت و اضطراب) به سوی این دعوت کننده گردن می کشند و کافران می گویند امروز روز سخت و دردناکی است.

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 21@@@

تفسیر:

آن روز که همه از قبرها خارج می شوند

به دنبال بحثی که در آیات قبل پیرامون جمعی از کفار که پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله) را تکذیب کردند و در برابر هیچ معجزه ای سر تسلیم فرود نمی آوردند آمده، در آیات مورد بحث تشریح بیشتری درباره اینگونه افراد و همچنین سرنوشت دردناک آنها در قیامت آمده است.

نخست می فرماید: چنان نیست که این گروه بی خبر باشند بلکه ((اخباری که می تواند موجب انزجار آنها از زشتیها و بدیها شود به اندازه کافی برای آنها آمده است)) (و لقد جائهم من الانباء ما فیه مزدجر).

بنابراین کمبودی در تبلیغ داعیان الهی نبوده، ((هر چه هست از قامت ناساز بی اندام خود آنهاست)) نه گوش شنوائی دارند، نه روح حقطلبی، و نه این مقدار از تقوی که آنها را دعوت به تحقیق و تدبر در آیات الهی کند.

منظور از ((انباء)) (اخبار) همان خبرهای امتهای پیشین و اقوامی است که به عذابهای گوناگون هلاک شدند، و نیز اخبار قیامت و مجازات ظالمان و کافران که در قرآن از روی آنها پرده برداشته شده است.

سپس می افزاید: ((این آیات حکمت بالغه الهی است، و اندرزهائی است عمیق و رسا، اما این انذارها برای این افراد لجوج مفید نیست، و به حال آنها سودی ندارد)) (حکمة بالغة فما تغن النذر).**(حکمة بالغة) خبر مبتدای محذوفی است، و در تقدیر (هذه حکمة بالغه) می باشد.*****(نذر) جمع (نذیر) است (یعنی انذارکنندگان) اعم از آیات الهی، و اخبار امم پیشین و پیامبرانی که صدای آنها به گوش مردم رسیده است، بعضی نیز احتمال داده اند که (نذر) مصدر و به معنی انذار می باشد، ولی معنی اول مناسبتر است _ ضمنا (ما) در (ما تغن النذر) نافیه است نه استفهامیه.***

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 22@@@

خلاصه اینکه در ((فاعلیت فاعل)) هیچ نقصی نیست، هر چه هست در قابلیت قابل، و گرنه آیات الهی، پیامبران بزرگ، اخباری که از امم پیشین رسیده، و خبرهائی که از قیامت به آنها داده می شود هر کدام حکمتی بالغ و رساست که می تواند در روح و جان آنها اثر بگذارد اگر کمترین آمادگی روحی وجود داشته باشد.

در آیه بعد می فرماید: ((اکنون که این بیگانگان از حق ابدا آمادگی پذیرش را ندارند آنها را به حال خود واگذار، و از آنان روی گردان و به سراغ دلهای آماده رو)) (فتول عنهم).

((و روزی را به یادآور که دعوت کننده الهی مردم را به امر وحشتناکی دعوت می کند)) دعوت به حساب و بررسی نامه اعمال (یوم یدع الداع الی شیء نکر).**(یوم) در آیه فوق متعلق به (اذکر) محذوف است، و بعضی احتمال داده اند متعلق به (یخرجون) باشد، اما بعید به نظر می رسد.***

بنابراین جمله ((یوم یدع الداع)) جمله مستقلی است که از جمله ((فتول عنهم)) جدا است، هر چند بعضی آنرا دنباله جمله قبل دانسته اند می گویند منظور این است در روز قیامت که دعوت کننده الهی را می خواند و آنها دست به دامن تو برای شفاعت می زنند از آنان روی بگردان، ولی این تفسیر بسیار بعید به نظر می رسد.

این ((دعوت کننده)) خدا است؟ یا فرشتگان او؟ و یا اسرافیل که با نفخ صور مردم را به رستاخیز دعوت می کند؟ و یا همه اینهاست؟ مفسران احتمالات

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 23@@@

مختلفی داده اند، ولی با توجه به آیه 52 سوره اسراء که می فرماید: یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده: ((به خاطر بیاورید روزی را که خداوند شما را از قبرهایتان فرامی خواند شما هم اجابت می کنید در حالی که حمد او می گوئید)) معنی اول مناسبتر است، هر چند آیات آینده تناسب بیشتری با این معنی دارد که منظور فرشتگان و ماموران حساب و جزا بوده باشند.

منظور از ((شیء نکر)) (مطلب ناشناخته) یا حسابرسی دقیق الهی است که تا آنروز برای آنها ناشناخته بوده، و یا عذابهائی است ناشناخته که هرگز باور نمی کردند، و یا همه اینها، چرا که قیامت در همه معیارهایش برای انسانها ناشناخته است.**(نکر) مفرد است و از ماده (نکاره) به معنی موضوع وحشتناک و ناشناخته است.***

در آیه بعد به توضیح بیشتری در همین زمینه پرداخته می گوید: ((آنها از قبرهای خارج می شوند در حالی که چشمهایشان از شدت وحشت به زیر افتاده، و بدون هدف همچون ملخهای پراکنده به هر سو می دوند))! (خشعا ابصارهم یخرجون من الاجداث کانهم جراد منتشر)!

نسبت ((خشوع)) به ((چشمها)) به خاطر آن است که صحنه آنقدر هولناک است که تاب تماشای آنرا ندارند، لذا چشم از آن برمی گیرند و به زیر می اندازند.

و تشبیه به ((ملخهای پراکنده)) به تناسب این است که توده ملخها بر خلاف بسیاری از پرندگانی که به هنگام حرکت دستجمعی با نظم و ترتیب خاصی حرکت می کنند هرگز نظم و ترتیبی ندارند، در هم فرومی روند و بی هدف به هر سو روانه می شوند، بعلاوه آنها همچون ملخها در آن روز موجوداتی ضعیف

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 24@@@

و ناتوانند.

آری این کوردلان بی خبر در آن روز چنان وحشت زده می شوند که مانند مستها بی توجه به هر طرف رو می آورند و به یکدیگر می خورند، گوئی از خود بی خود شده اند، چنانکه در آیه 2 سوره حج می خوانیم: و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری: ((در آن روز مردم را مست میبینی و مست نیستند)).

در حقیقت این تشبیه همانند مطلبی است که در آیه 4 سوره قارعه آمده است یوم یکون الناس کالفراش المبثوث: ((به خاطر بیاورید روزی را که مردم همچون پروانه های پراکنده ای هستند))!

سپس می افزاید: ((هنگامی که آنها به دنبال این دعوت از قبرها خارج می شوند از شدت وحشت به سوی فرشتگان دعوت کننده گردن می کشند)) (مهطعین الی الداع).

((مهطعین)) از ماده ((اهطاع)) به معنی گردن کشیدن است، و بعضی آنرا به معنی خیره نگاه کردن، یا به سوی چیزی به سرعت دویدن، تفسیر کرده اند، و هر یک از این معانی در تفسیر آیه محتمل است، هر چند معنی اول مناسبتر به نظر می رسد، چرا که وقتی انسان صدای وحشتناکی را می شنود فورا گردن می کشد و به مبدء صدا متوجه می شود، البته مانعی ندارد که همه اینها با هم در مفهوم آیه جمع باشد، به این ترتیب که آنها با شنیدن صدای دعوت کننده الهی به سوی او گردن می کشند، سپس خیره نگاه می کنند، و بعد با سرعت به سوی او می روند، و در دادگاه الهی حاضر می شوند.

اینجاست که وحشت از حوادث سخت آن روز سراپای آنها را فرامی گیرد، لذا در دنباله آیه می افزاید: ((کافران می گویند: امروز روز سخت و دردناکی است))! (یقول الکافرون هذا یوم عسر).

@@تفسیر نمونه جلد 23 صفحه 25@@@

و به راستی روز سختی است، چرا که خداوند نیز بر این معنی صحه گذارده و در آیه 26 سوره فرقان می فرماید: و کان یوما علی الکافرین عسیرا ((آن روز روزی است سخت برای کافران)).

ولی از این تعبیر استفاده می شود که آن روز برای مؤمنان روز سختی نیست!

نکته: