فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد21

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

منافقان را از لحن گفتارشان می توان شناخت

در این آیات باز هم به بحثی دیگر از صفات و نشانه های منافقین اشاره می کند.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 478@@@

و مخصوصا بر این معنی تاءکید دارد که اینها تصور نکنند برای همیشه می توانند چهره درونی خود را از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤمنان مکتوم دارند، و خود را از رسوائی بزرگ برهانند.

نخست می گوید: ((آیا کسانی که در دلهایشان بیماری است گمان کردند خدا کینه های شدیدشان را ظاهر نمی سازد))؟! (ام حسب الذین فی قلوبهم مرض ان لن یخرج الله اضغانهم ).**بعضی (ام) را در آیه فوق (استفهامیه) دانسته اند و بعضی (منقطعه) به معنی (بل) ولی معنی اول مناسب تر به نظر می رسد***

((اضغان )) جمع ((ضغن )) (بر وزن حرص، و همچنین بر وزن عقد) به معنی کینه شدید است .

آری آنها در درون دل کینه شدیدی نسبت به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و مؤمنان داشته و همیشه منتظر فرصتی بودند که ضربه ای بر آنها وارد کنند، قرآن به آنان هشدار می دهد، تصور نکنند همیشه می توانند چهره واقعی خود را مکتوم دارند.

لذا در آیه بعد می افزاید: ((اگر بخواهیم آنها را به تو نشان می دهیم، تا آنها را با قیافه هایشان بشناسی ))! (و لو نشاء لاریناکهم فلعرفتهم بسیماهم ).

در چهره های آنها علامتی می گذاریم که با مشاهده آن علامت از نفاقشان آگاه شوی، و به ((راءی العین )) آنها را ببینی .

سپس می افزاید: ((هر چند الان هم می توانی از طرز سخنانشان آنها را بشناسی )) (و لتعرفنهم فی لحن القول ).

((راغب )) در ((مفردات )) می گوید: ((لحن )) عبارت از این است که سخن را از قواعد و سنن خود منحرف سازند، یا اعراب خلافی به آن دهند، و یا از صورت صراحت به کنایه و اشاره بکشانند، و منظور در آیه مورد بحث همان معنی

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 479@@@

سوم است یعنی این منافقان بیماردل را از کنایه ها و نیشها و تعبیرات موذیانه و منافقانه شان می توان شناخت .

هر جا سخن از جهاد است آنها به نحوی در تضعیف اراده مردم می کوشند، هر جا سخن از حق و عدالت است آن را به سوی دیگری منحرف می سازند، و آنجا که از نیکان و پاکان و پیشگامان اسلام سخن به میان می آید به نحوی می کوشند آنها را لکه دار و کم اعتبار کنند.

لذا در حدیث معروفی از ((ابو سعید خدری )) نقل شده است که می گوید: لحن القول بغضهم علی بن ابی طالب، و کنا نعرف المنافقین علی عهد رسول الله ببغضهم علی بن ابی طالب : ((منظور از ((لحن القول )) بغض علی بن ابی طالب (علیه السلام ) است، و ما منافقان را در عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از طریق عداوت با علی (علیه السلام ) می شناختیم )).**(مجمع البیان) ذیل آیات مورد بحث-ضمنا مضمون این حدیث را جمعی از بزرگان (اهل سنت) در کتاب های خود نقل کرده اند از جمله (احمد) در کتاب (فضائل) و (ابن عبدالبر) در (استیعاب) و (ذهبی) در تاریخ اول الاسلام و (ابن اثیر) در (جامع الاصول) و (علامه گنجی) در (کفایة الطالب) و (محب الدین طبری) در (ریاض النضرة) و (سیوطی) در (درالمنثور) و (آلوسی) در (روح المعانی) و گروه دیگری در کتابهای خود آورده اند و نشان می دهد یکی از روایات مسلمی است که از پیغمبر گرامی اسلام نقل شده (برای توضیح بیشتر به (احقاق الحق) جلد سوم صفحه 110 به بعد مراجعه فرمائید)***

آری این یکی از نشانه های بارز منافقان بود که نسبت به اولین مؤمن از میان مردان، و نخستین پیشگام جانباز اسلام عداوت می ورزیدند.

اصولا ممکن نیست انسان چیزی را در دل داشته باشد و بتواند برای مدت طولانی آن را چنان مکتوم دارد که حتی در کنایات و اشارات و لحن کلام او ظاهر نشود، لذا در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) می خوانیم : ما اضمر احد شیئا

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 480@@@

الا ظهر فی فلتات لسانه و صفحات وجهه : ((هیچکس چیزی را در دل پنهان نمی کند مگر اینکه در سخنانی که از دهان او ناآگاه می پرد و صفحه صورتش آشکار می شود)).**(نهج البلاغه) کلمات قصار جمله 26***

در آیات دیگر قرآن سخنان موذیانه منافقان که مصداق این لحن القول است، یا حرکات مشکوک آنها، نقل شده است، و شاید به همین دلیل بعضی از مفسران گفته اند که بعد از نزول آیه مورد بحث دیگر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به خوبی منافقان را از نشانه های آنها می شناخت .

شاهد گویای این سخن اینکه به آن حضرت دستور داده شد که هر گاه یکی از آنها از دنیا برود بر او نماز نخواند، و کنار قبرش برای دعا و طلب آمرزش نایستد: ((و لا تصل علی احد منهم مات ابدا و لا تقم علی قبره )) (توبه - 84).

مخصوصا از مواقعی که منافقان به خوبی چهره واقعی خود را آشکار می کردند موقع جهاد بود، قبل از جنگ به هنگام جمع آوری کمکها و آماده شدن برای میدان نبرد، و در میدان جنگ به هنگام حملات شدید دشمن، و بعد از جنگ به هنگام تقسیم غنائم که در آیات فراوانی از قرآن مجید مخصوصا در سوره توبه و احزاب به آنها اشاره شده است، و کار به جائی رسیده بود که حتی افراد عادی مسلمانان نیز منافقان را در این صحنه ها می شناختند.

امروز هم شناختن منافقان از لحن قول و موضعگیریهای خلافشان در مسائل مهم اجتماعی، و مخصوصا در بحرانها یا جنگها کار مشکلی نیست و با کمی دقت از گفتار و رفتارشان شناسائی می شوند.و چه خوب است مسلمانان بیدار باشند و از این آیه الهام گیرند و این گروه خطرناک و کینه توز را بشناسند و افشا کنند.

در پایان آیه می افزاید: ((خداوند اعمال همه شما را می داند)) (و الله یعلم

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 481@@@

اعمالکم ).

هم اعمال مخفی و آشکار مؤمنان، و هم اعمال منافقان را، به فرض که بتوانند چهره اصلی خود را از مردم پنهان دارند آیا از خدا که در ظاهر و باطن و خلوت و جلوت با آنها است می توانند مکتوم دارند؟!

در آیه بعد برای تاءکید بیشتر و نشان دادن طرق شناخت مؤمنان از منافقان می افزاید: ((ما همه شما را قطعا آزمایش می کنیم، تا معلوم شود مجاهدان واقعی شما و صابران کیانند)) و مجاهدنماها و سست عنصران منافق کیان ؟! (و لنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین ).

گر چه این آزمایش دامنه وسیع و گسترده ای دارد و صبر و شکیبائی در انجام همه وظائف را شامل می شود ولی به تناسب کلمه مجاهدین، و آیات قبل و بعد بیشتر منظور آزمایش در میدان جهاد است، و راستی میدان جهاد میدان آزمایش بزرگ و سختی است، و کمتر کسی می تواند چهره واقعی خود را در چنین میدانهائی از نظرها مستور دارد.

و در ذیل آیه می فرماید: علاوه بر اینکه شما را می آزمائیم ((اخبار شما را نیز آزمایش می کنیم )) (و نبلوا اخبارکم ).

بسیاری از مفسران گفته اند که مراد از ((اخبار)) در اینجا اعمال انسانها است، چرا که وقتی عملی از انسان سرمی زند به صورت ((خبر)) در میان مردم پخش می شود، بعضی نیز گفته اند منظور از ((اخبار)) در اینجا اسرار درونی است، چرا که اعمال مردم از این اسرار خبر می دهد.

این احتمال نیز وجود دارد که ((اخبار)) در اینجا به معنی خبرهائی است که مردم از وضع خود یا از تعهدات خویش ‍ می دهند، مثلا منافقان با پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) عهد کرده بودند که پشت به میدان نبرد نکنند در حالی که عهد و پیمان

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 482@@@

خود را شکستند: و لقد کانوا عاهدوا الله من قبل لا یولون الادبار (احزاب - 15).

و نیز ((بعضی از آنها از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) اجازه بازگشت از میدان جهاد می طلبیدند و می گفتند خانه های ما بدون حفاظ است در صورتی که بدون حفاظ نبود هدفشان این بود که فرار کنند))! و یستاذن فریق منهم النبی یقولون ان بیوتنا عورة و ما هی بعورة ان یریدون الا فرارا (احزاب - 13).

به این ترتیب خداوند هم اعمال انسانها را می آزماید و هم گفتار و اخبار آنها را.

مطابق این تفسیر این دو جمله در آیه مورد بحث دو معنی متفاوت دارد، در حالی که طبق تفسیرهای قبل تاءکید یکدیگر است .

به هر حال این نخستین بار نیست که خداوند به مردم اعلام می کند که شما را می آزمائیم تا صفوفتان از هم مشخص شود، و مؤمنان راستین از ضعیف الایمانها و منافقان شناخته شوند، در آیات فراوانی از قرآن این مساءله ابتلاء و امتحان مطرح شده است .

مسائل مربوط به آزمایش الهی را در جلد اول ذیل آیه 155 بقره (صفحه 524 تا 535) بحث کرده ایم و همچنین در جلد 16 آغاز سوره عنکبوت مشروحا آمده است .

ضمنا جمله : ((حتی نعلم المجاهدین منکم )) (تا مجاهدان شما را بشناسیم ) به این معنی نیست که خداوند از این گروه آگاهی ندارد بلکه منظور تحقق این معلوم الهی است و مشخص ‍ شدن این گونه افراد است، یعنی تا این علم الهی تحقق خارجی یابد و عینیت حاصل کند و صفوف مشخص شود.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 483@@@

آیه 32-34

آیه و ترجمه

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صدُّوا عَن سبِیلِ اللَّهِ وَ شاقُّوا الرَّسولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ لهَُمُ الهُْدَی لَن یَضرُّوا اللَّهَ شیْئاً وَ سیُحْبِط أَعْمَلَهُمْ(32)

* یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمَلَکمْ(33)

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ صدُّوا عَن سبِیلِ اللَّهِ ثمَّ مَاتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ فَلَن یَغْفِرَ اللَّهُ لهَُمْ(34)

ترجمه :

32 - کسانی که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن حق به مخالفت با رسول خدا برخاستند هرگز زیانی به خدا نمی رسانند، و به زودی اعمالشان را نابود می کند.

33 - ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا، و اطاعت کنید رسول خدا را، و اعمال خود را باطل مسازید!

34 - کسانی که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند سپس ‍ در حال کفر از دنیا رفتند خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 484@@@

تفسیر:

آنها که در حال کفر بمیرند هرگز بخشوده نخواهند شد

بعد از بحثهای گوناگونی که پیرامون وضع منافقان در آیات گذشته بیان شد، این آیات پیرامون جمع دیگری از کفار بحث می کند، و می فرماید: ((کسانی که کافر شدند و مردم را از راه خدا بازداشتند و بعد از روشن شدن حق به مخالفت با رسول خدا برخاستند، هرگز زیانی به خدا نمی رسانند، و اعمالشان را حبط و نابود می کند)) (حتی اگر کار خیری هم انجام داده اند چون با ایمان قرین نبوده حبط می شود) (ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله و شاقوا الرسول من بعد ما تبین لهم الهدی لن یضروا الله شیئا و سیحبط اعمالهم ).

این گروه ممکن است همان مشرکان مکه باشند، و یا کفار یهود مدینه، و یا هر دو، زیرا تعبیر به ((کفر)) و ((صد عن سبیل الله )) (بازداشتن مردم از راه خدا) و ((شاقوا الرسول )) (مخالفت و دشمنی با پیامبر) در مورد هر دو گروه در آیات قرآن آمده است .

تعبیر به ((تبیین هدایت )) در مورد مشرکان مکه از طریق معجزات بود، و در مورد کفار اهل کتاب از طریق کتاب آسمانیشان .

حبط اعمال آنها یا اشاره به کارهای نیکی است که احیانا انجام می دادند، مانند میهمان نوازی، انفاق و کمک به ابن السبیل، و یا اشاره به عقیم ماندن نقشه های آنها بر ضد اسلام است .

به هر حال این گروه دارای سه وصف بودند ((کفر)) و ((صد عن سبیل الله )) و ((دشمنی و عداوت با پیامبر)) که یکی مخالفت با خدا بود، و دیگری با بندگان خدا، و دیگری با رسول خدا.

در آیه بعد روی سخن را به مؤمنان کرده، و بعد از بیان خطوط منافقین

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 485@@@

و کفار خط آنها را نیز چنین تبیین می کند: ((ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا و اطاعت کنید رسول خدا را، و اعمال خود را باطل مسازید)) (یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و لا تبطلوا اعمالکم ).

در حقیقت برنامه مؤمنان در همه چیز نقطه مقابل گروه کافر و منافق است آنها مخالفت فرمان خدا می کنند، و اینها اطاعت، آنها به عداوت و دشمنی با پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) برمی خیزند و اینها فرمانبردارند، آنها اعمالشان بر اثر کفر و ریا و منت و مانند آن نابود می شود اما اینها با ترک این امور پاداش ‍ اعمالشان در پیشگاه خدا محفوظ است .

به هر حال لحن آیه نشان می دهد که در میان مؤمنان آن روز نیز افرادی بوده اند که در مساءله اطاعت خداوند و رسول و حفظ اعمالشان از باطل شدن کوتاهی هائی داشته اند که خداوند با این آیه به آنها اخطار می کند.

شاهد این سخن شان نزولی است که بعضی از مفسران درباره این آیه نقل کرده اند که ((بنی اسد)) اسلام آوردند و خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) عرضه داشتند ما تو را بر خود مقدم داشته ایم، و جان و خانواده خویش را در اختیار تو گذارده ایم، ولی از لحن گفتارشان یک نوع منت گذاری استفاده می شد، آیه فوق نازل گشت و به آنها در این زمینه هشدار داد.

بعضی از فقها به جمله اخیر (و لا تبطلوا اعمالکم ) برای حرمت شکستن نماز استدلال کرده اند، ولی همانگونه که آیات قبل و بعد، و خود آیه مورد بحث گواهی می دهد مربوط به این معنی نیست، بلکه هدف عدم ابطال از طریق شرک و ریاء و منت و امثال آن است .

آخرین آیه مورد بحث توضیح و تاءکیدی است برای آنچه در آیات قبل پیرامون کفار آمده است، و در ضمن راه بازگشت را به آنها که مایل باشند نشان

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 486@@@

می دهد، می فرماید: ((کسانی که کافر شدند و مردم را نیز از پیمودن راه خدا باز داشتند سپس در همان حال کفر از دنیا رفتند خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید))! (ان الذین کفروا و صدوا عن سبیل الله ثم ماتوا و هم کفار فلن یغفر الله لهم ).

چرا که با مرگ درهای توبه بسته می شود، اینها بار سنگین کفر خودشان و اضلال و گمراهی دیگران را هر دو بر دوش می کشند، چگونه امکان دارد خداوند آنها را ببخشد؟.

و به این ترتیب در مجموع این آیات، از سه گروه سخن به میان آمده است : منافقان، کفار، و مؤمنان، و صفات هر کدام و سرنوشت هر یک مشخص شده است .