فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد21

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 51-57

آیه و ترجمه

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فی مَقَامٍ أَمِینٍ(51)

فی جَنَّتٍ وَ عُیُونٍ(52)

یَلْبَسونَ مِن سندُسٍ وَ إِستَبرَقٍ مُّتَقَبِلِینَ(53)

کذَلِک وَ زَوَّجْنَهُم بحُورٍ عِینٍ(54)

یَدْعُونَ فِیهَا بِکلِّ فَکِهَةٍ ءَامِنِینَ(55)

لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْت إِلا الْمَوْتَةَ الاُولی وَ وَقَاهُمْ عَذَاب الجَْحِیمِ(56)

فَضلاً مِّن رَّبِّک ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ(57)

ترجمه :

51 - پرهیزکاران در جایگاه امن و امانی هستند.

52 - در میان باغها و چشمه ها.

53 - آنها لباسهائی از حریر نازک و ضخیم می پوشند، و در مقابل یکدیگر می نشینند.

54 - اینچنینند بهشتیان، و آنها را با حور العین تزویج می کنیم .

55 - آنها هر نوع میوه ای را بخواهند در اختیارشان قرار می گیرد، و در نهایت امنیت به سر می برند.

56 - هرگز مرگی جز همان مرگ اول (که در دنیا چشیده اند) نخواهند چشید و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ می کند.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 210@@@

57 - این فضل و بخششی است از سوی پروردگارت، و این پیروزی بزرگی است .

تفسیر:

پرهیزگاران و انواع نعمتهای بهشتی

از آنجا که در آیات گذشته کیفرهای دردناک دوزخیان مطرح بود در این آیات مواهب و پاداشهای بهشتیان را می شمرد تا از قرینه مقابله اهمیت هر یک از این دو آشکارتر گردد.

این پاداشها در هفت قسمت خلاصه شده :

نخست اینکه : ((پرهیزگاران در جایگاه امن و امانی هستند)) (ان المتقین فی مقام امین ).

بنابراین هیچگونه ناراحتی و ناامنی به آنها نمی رسد، و در امنیت کامل از آفات و بلاها، از غم و اندوهها، از شیاطین و طاغوتها به سر می برند.

سپس به ذکر نعمت دوم پرداخته، می گوید: ((آنها در میان باغها و چشمه ها به سر می برند، و جایگاه آنها از هر سو با درختان و چشمه ها احاطه شده )) (فی جنات و عیون ).**قابل توجه اینکه (امین) را به عنوان وصفی برای مقام و جایگاه ذکر کرده گوئی جایگاه بهشتیان خود امین است و هیچگونه خیانتی را نسبت به آنها مرتکب نمی شود اینگونه تعبیرات معمولا برای تاکید و مبالغه می آید***

تعبیر به ((جنات )) (باغهای پر درخت ) ممکن است اشاره به تعدد باغهائی باشد که هر یک از بهشتیان در اختیار دارند، و یا اشاره به مقامهای مختلف آنان باشد چرا که باغهای بهشت نیز همه یکسان نیست و به تفاوت درجات بهشتیان متفاوت است .

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 211@@@

در مرحله سوم به لباسهای زیبای آنها اشاره کرده می افزاید: ((آنها لباسهائی از حریر لطیف و نازک و ضخیم می پوشند، و در برابر یکدیگر بر تختها جای دارند)) (یلبسون من سندس و استبرق متقابلین ).

((سندس )) به پارچه های ابریشمین نازک و لطیف می گویند، و بعضی قید زربافت را نیز به آن افزوده اند.

((استبرق )) به معنی پارچه های ابریشمی ضخیم است، و جمعی از اهل لغت و مفسران آن را معرب کلمه فارسی ((استبر یا ستبر)) (به معنی ضخیم ) می دانند، این احتمال نیز هست که ریشه آن عربی باشد و از ((برق )) (به معنی تلالؤ) گرفته شده است، به خاطر درخشندگی خاصی که این گونه پارچه ها دارد.

البته در بهشت گرما و سرمای شدیدی وجود ندارد تا به وسیله پوشیدن لباس دفع شود، بلکه اینها اشاره به لباسهای متنوع و گوناگون بهشتی است، و همانگونه که قبلا گفته ایم الفاظ و کلمات ما که برای رفع حاجت در زندگی روزمره دنیا وضع شده قادر نیست مسائل آن جهان بزرگ و کامل را توصیف کند، بلکه تنها می تواند اشاراتی به آن باشد.

بعضی نیز تفاوت این لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتیان دانسته اند.

ضمنا متقابل بودن بهشتیان با یکدیگر و حذف هر گونه تفاوت و برتری - جوئی در میان آنها اشاره ای است به روح انس و اخوتی که بر جلسات آنها حاکم است، جلساتی که جز صفا و روحانیت و معنویت در فضای آن چیزی وجود ندارد.

در مرحله چهارم نوبت به همسران آنها می رسد می گوید: ((آری اینچنینند بهشتیان، و حور العین را به همسری آنها درمی آوریم )) (کذلک و زوجناهم بحور عین ).

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 212@@@

((حور)) جمع ((حوراء)) و ((احور)) به کسی می گویند که سیاهی چشم او کاملا مشکی و سفیدی آن کاملا شفاف است !.

((عین )) (بر وزن چین ) جمع ((اعین )) و ((عیناء)) به معنی درشت چشم است .

از آنجا که زیبائی انسان بیش از همه در چشمان او است، در اینجا چشمان زیبای حور العین را توصیف می کند، و البته در آیات دیگر قرآن زیبائیهای دیگر آنها نیز به طرز زیبائی مطرح شده است .

سپس به ذکر پنجمین نعمت بهشتیان پرداخته می افزاید: ((آنها هر نوع میوه ای را بخواهند تقاضا می کنند در اختیارشان قرار می گیرد و در نهایت امنیت هستند)) (یدعون فیها بکل فاکهة آمنین ).

حتی مشکلاتی که در بهره گیری از میوه های دنیا وجود دارد برای آنها وجود نخواهد داشت، میوه ها همگی نزدیک و در دسترسند، بنابراین زحمت و رنج چیدن میوه از درختان بلند در آنجا نیست : قطوفها دانیة (حاقه - 23).

انتخاب هر گونه میوهای را بخواهند به دست آنهاست : و فاکهة مما یتخیرون (واقعه - 20).

بیماریها و ناراحتیهائی که گاه بر اثر خوردن میوه ها در این دنیا پیدا می شود در آنجا وجود ندارد، و نیز بیمی از فساد و کمبود و فنای آنها نیست، و از هر نظر فکر آنها راحت و در امنیتند.

به هر حال اگر غذای دوزخیان ((زقوم )) است و در درون آنان همچون آب جوشان می جوشد، طعام بهشتیان میوه های لذتبخش و خالی از هر گونه ناراحتی است .

جاودانگی بهشت و نعمتهای بهشتی ششمین موهبت الهی بر متقین است، چرا

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 213@@@

که آنچه فکر انسان را به هنگام وصال ناراحت می کند بیم فراق است، لذا می فرماید: ((آنها هیچ مرگی جز همان مرگ اول که در دنیا چشیدند نخواهند چشید))! (لا یذوقون فیها الموت الا الموتة الاولی ).

جالب اینکه قرآن مساءله جاودانه بودن نعمتهای بهشت را با تعبیرات مختلف بیان کرده است، گاه می گوید: خالدین فیها ((جاودانه در باغهای بهشت خواهند ماند)).**این تعبیر در آیات زیادی از قرآن مجید وارد شده است از جمله آل عمران 15 آل عمران 136 نساء 13 نساء 122 مائده 85 و غیر آن***

و گاه می گوید: عطاءا غیر مجذوذ ((این عطائی است قطع نشدنی )) (هود - 108).

در اینکه چرا تعبیر به مرگ نخستین (الموتة الاولی ) شده است مطالبی است که در ((نکات )) خواهد آمد.

سرانجام هفتمین و آخرین نعمت را در این سلسله چنین بیان می کند: ((و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ کرده است 9 (و وقاهم عذاب الجحیم ).

کمال این نعمتها در این است که احتمال عذاب و فکر مجازات بهشتیان را به خود مشغول نمی دارد و نگران نمی کند.

اشاره به اینکه اگر پرهیزگاران لغزشهائی هم داشته اند خدا به لطف و کرمش آنها را بخشیده، و به آنها اطمینان داده است که از این نظر نگرانی به خود راه ندهند، و به تعبیر دیگر غیر از معصومین خواه ناخواه لغزشی دارند و تا مشمول عفو الهی نشوند از آن بیمناکند این آیه به آنها از این نظر امنیت کامل می بخشد.

در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه بعضی از مؤمنان مدت زمانی به خاطر گناهشان در دوزخ می مانند تا پاک شوند و سپس ‍ به بهشت می آیند، آیا آیه

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 214@@@

فوق شامل حال آنها نمی شود؟

در پاسخ می توان گفت : آیه از پرهیزگاران بلند پایه ای سخن می گوید که از همان ابتدا قدم در بهشت می نهند، و اما از گروه دیگر ساکت است .

این احتمال نیز وجود دارد که این دسته نیز بعد از ورود در بهشت دیگر بیمی از بازگشت به دوزخ ندارند، و در امن و امانند، یعنی آیه فوق حال آنها را بعد از ورود در بهشت ترسیم می کند.

در آخرین آیه مورد بحث اشاره به تمام این نعمتهای هفتگانه کرده، به صورت یک جمعبندی می گوید: ((همه اینها به عنوان فضل و بخششی از سوی پروردگار تو است و این فوز عظیم و پیروزی بزرگی است که شامل حال پرهیزگاران می شود)) (فضلا من ربک ذلک هو الفوز العظیم ).**درباره اعراب (فضلا) چند احتمال داده شده است: نخست اینکه (مفعول مطلق) برای فعل محذوفی است (فضلهم فضلا) دیگر اینکه (مفعول لاجله) است و یا حال***

درست است که پرهیزگاران حسنات بسیاری در دنیا انجام داده اند، ولی مسلما پاداش عادلانه آن اعمال ناچیز اینهمه نعمت بی پایان و جاودانی نیست این فضل خدا است که اینهمه پاداش را در اختیار آنها گذارده .از این گذشته، اگر فضل الهی در دنیا شامل حال آنها نبود هرگز نمی توانستند آن حسنات را بجا آورند، او به آنها عقل و دانش داد، او پیامبران الهی و کتب آسمانی را فرستاد، و او توفیق هدایت و عمل را شامل حالشان کرد.

آری بهره گیری از این توفیقات بزرگ و رسیدن به آن همه پاداش ‍ در پرتو این توفیقات، فوز عظیم و پیروزی بزرگی است که جز در سایه لطف او حاصل نمی شود.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 215@@@

نکته :

مرگ نخستین چیست ؟

در آیات فوق خواندیم که بهشتیان هیچ مرگی جز مرگ نخستین را نمی چشند، در اینجا سه سؤال مطرح است .

نخست اینکه منظور از مرگ اول چیست ؟ اگر مرگی است که پایان زندگی دنیا را تشکیل می دهد چرا می گوید: بهشتیان جز مرگ اول را نمی چشند، در حالی که آن را قبلا چشیده اند (و باید به صورت فعل ماضی گفته شود نه مضارع ).

در پاسخ این سؤال بعضی ((الا)) را در الا الموتة الاولی به معنی بعد گرفته اند و گفته اند معنی آیه این می شود که بعد از مرگ نخستین مرگ دیگری را نخواهند چشید.

بعضی در اینجا تقدیری قائل شده اند و گفته اند تقدیر چنین است : الا الموتة الاولی التی ذاقوها: ((مگر مرگ نخستین که آن را از قبل چشیده اند)).**بنابراین استثناء فوق نیز (استثناء منقطع) است زیرا چنین مرگی را بهشتیان نمی چشند بلکه قبلا چشیده اند(دقت کنید)***

سؤال دیگر اینکه چرا تنها سخن از مرگ نخستین به میان آمده در حالی که می دانیم انسان دو مرگ را می چشد، مرگی در پایان زندگی دنیا، و مرگی بعد از حیات برزخی .

در پاسخ این سؤال جوابهائی گفته اند که هیچیک قابل قبول نیست، و نیاز به ذکر آن نمی بینیم، بهتر این است که گفته شود حیات و مرگ برزخی هیچ شباهتی به حیات و مرگ معمولی ندارد، بلکه به مقتضای معاد جسمانی حیات قیامت از جهاتی شبیه حیات دنیا است، منتها در سطحی بسیار بالاتر و والاتر، و لذا به بهشتیان گفته می شود جز مرگ نخستین که در دنیا داشتید دیگر مرگی در

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 216@@@

کار نخواهد بود، و چون حیات و مرگ برزخی مطلقا با آن شباهتی ندارد سخنی از آن به میان نیامده است .**درباره حیات و مرگ برزخی در جلد بیستم ذیل آیه 11 سوره مومن مشروحا بحث کرده ایم***

سومین سؤال اینکه نبودن مرگ در قیامت منحصر به بهشتیان نیست، دوزخیان نیز مرگی ندارند، پس چرا در آیه روی بهشتیان تکیه شده است ؟

مرحوم طبرسی در ((مجمع البیان )) جواب جالبی دارد، می گوید: این به خاطر آن است که بشارتی برای بهشتیان باشد که حیات جاویدان گوارائی دارند، اما برای دوزخیان که هر لحظه از حیاتشان برای آنها مرگی است و گوئی پیوسته می میرند و زنده می شوند این سخن مفهومی ندارد.

به هر حال تعبیر به ((لا یذوقون )) (نمی چشند) در اینجا اشاره به این است که حتی کمترین آثاری از آثار مرگ نیز برای بهشتیان پیدا نمی شود.

جالب اینکه در حدیثی از امام باقر (علیه السلام ) می خوانیم : خداوند روز قیامت به بعضی از بهشتیان می گوید: و عزتی و جلالی، و علوی و ارتفاع مکانی، لانحلن له الیوم خمسة اشیاء ... الا انهم شباب لا یهرمون، و اصحاء لا یسقمون، و اغنیاء لا یفتقرون، و فرحون لا یحزنون، و احیاء لا یموتون، ثم تلی هذه الایة : لا یذوقون فیها الموت الا الموتة الاولی :

به عزت و جلالم سوگند، و به علو و بلندی مقامم قسم، من پنج چیز را به او می بخشم ... آنها همیشه جوانند و پیر نمی شوند، تندرستند و بیمار نمی گردند، توانگرند و فقیر نخواهند شد، خوشحالند و اندوهی به آنها راه نمی یابد، و همیشه زنده اند و نمی میرند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: لا یذوقون فیها الموت الا الموتة الاولی .**(اصول کافی) مطابق نقل (تفسیر نورالثقلین) جلد 4 صفحه 634***

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 217@@@