فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد21

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آن روز که دودی کشنده همه آسمان را فرا می گیرد

از آنجا که در آیات گذشته سخن از این در میان بود که اگر آنها طالب یقین باشند اسباب تحصیل یقین فراوان و فراهم است، در نخستین آیه مورد بحث می افزاید: آنها جویای یقین و طالب حق نیستند، ((بلکه آنها درشکند و با حقایق بازی می کنند))! (بل هم فی شک یلعبون ).

اگر آنها در حقانیت این کتاب آسمانی و نبوت تو تردید دارند به خاطر این نیست که مساءله پیچیده ای است، بلکه از این جهت است که آن را جدی نمی گیرند، و با شوخی به آن برخورد می کنند، گاه مسخره و استهزا می کنند و گاه خود را به نادانی و بیخبری می زنند، و هر روز با یک نوع بازی خود را سرگرم می سازند.

((یلعبون )) از ماده ((لعاب )) به گفته راغب به معنی آب دهان است به هنگامی که راه می افتد، و از آنجا که انسان موقع بازی و شوخی هدف مهمی از کار خود ندارد تشبیه به بزاق شده است که بی اراده از دهان انسان بیرون ریزد.

به هر حال این یک واقعیت است که برخورد جدی با مسائل انسان را در شناخت واقعیتها کمک می کند، و برخوردهای غیر جدی پرده بر روی آنها می افکند.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 159@@@

در آیه بعد به تهدید این منکران لجوج و سرسخت پرداخته در حالی که روی سخن را به پیامبر کرده، می گوید: ((منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید می آورد))! (فارتقب یوم تاءتی السماء بدخان مبین )

((دودی که تمام مردم را فرا می گیرد))! (یغشی الناس ).

((و سپس به آنها گفته می شود این عذاب دردناک الهی است ))! (هذا عذاب الیم ).

وحشت و اضطراب تمام وجود آنها را فرا می گیرد، پرده های غفلت از مقابل چشمشان کنار می رود، و به اشتباه بزرگ خود واقف می شوند رو به درگاه خدا می آورند و می گویند: ((پروردگارا عذاب را از ما برطرف گردان که ایمان می آوریم ))! (ربنا اکشف عنا العذاب انا مؤمنون ).



ولی او دست رد بر سینه این نامحرمان می زند و می فرماید: ((اینها چگونه و از کجا متذکر می شوند و از راه خود بازمی گردند با اینکه رسول آشکار با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد))؟! (انی لهم الذکری و قد جائهم رسول مبین ).

رسولی که هم خودش آشکار بود و هم تعلیمات و برنامه ها و دلائل و معجزاتش همه مبین و واضح بود.

اما آنها بجای اینکه سر بر فرمان او نهند و به خداوند یگانه ایمان آورند و دستوراتش را به جان پذیرا شوند ((از او رویگردان شدند و گفتند: او دیوانه ای است که دیگران این مطالب را به او القا کرده اند))! (ثم تولوا عنه و قالوا

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 160@@@

معلم مجنون ).

گاه می گفتند یک ((غلام رومی )) داستانهای انبیاء را شنیده به او تعلیم می دهد، و این آیات ساخته و پرداخته او است ! و لقد نعلم انهم یقولون، انما یعلمه بشر لسان الذی یلحدون الیه اعجمی و هذا لسان عربی مبین : ((ما می دانیم که آنها می گویند بشری به او تعلیم می دهد در حالی که زبان کسی که این نسبت الحادی را به او می دهند عجمی است و این قرآن عربی آشکار است )) (نحل - 103).

و گاه می گفتند او گرفتار اختلال حواس شده است، و این سخنان زائیده آن است از دست دادن تعادل فکری است .

سپس می افزاید: ((ما کمی عذاب را از شما برطرف می سازیم ولی عبرت نمی گیرید، و بار دیگر به کارهای خود بازمی گردید)) (انا کاشفوا العذاب قلیلا انکم عائدون ).

و از اینجا روشن می شود که اگر به هنگام گرفتاری در چنگال عذاب از کرده خود پشیمان شوند و تصمیم بر تجدید نظر می گیرند موقت و زودگذر است، همینکه طوفان حوادث فرو نشست برنامه های پیشین تکرار می گردد.

و در آخرین آیه مورد بحث می فرماید: ((ما از آنها انتقام می گیریم روزی روز مجازات بزرگ و سخت است، آری ما از آنها انتقام می گیریم )) (یوم نبطش البطشة الکبری انا منتقمون ).**در ترکیب این جمله احتمالات فراوانی داده اند آنچه بیشتر از سوی مفسران پذیرفته شده است و بالحن آیه نیز مناسب می باشد این است که: (یوم) متعلث است به فعل (ننتقم) که از جمله (انامنتقمون) فهمیده می شود بنابراین در تقدیر چنین است: (ننتقم منهم یوم نبطش البطشة الکبری انا منتقمون)***

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 161@@@

((بطش )) (بر وزن نقش ) به معنی گرفتن چیزی است با قدرت، و در اینجا به معنی گرفتن برای مجازات شدید است، و توصیف ((بطشة )) به ((کبری )) اشاره به مجازات سخت و سنگینی است که در انتظار این گروه می باشد.

خلاصه اینکه به فرض که مجازاتهای مقطعی آنها تخفیف یابد یا قطع شود مجازات سخت و نهائی در انتظار آنها است، و راه گریزی از آن ندارند.

((منتقمون )) از ماده ((انتقام )) چنانکه قبلا نیز گفته ایم به معنی مجازات کردن است، هر چند کلمه انتقام در استعمالات روزمره کنونی معنی دیگری می بخشد که تواءم با فرونشاندن آتش خشم و سوز دل است، ولی در معنی لغوی آن این امور وجود ندارد.

نکته :

((منظور از ((دخان مبین )) چیست ؟

در اینکه منظور از دخان (دود) که در این آیات به عنوان نشانه ای از عذاب الهی مطرح شده است چیست ؟ در میان مفسران گفتگو است، و در اینجا دو نظریه عمده وجود دارد:

1 - اشاره به مجازاتی است که کفار قریش در عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به آن مبتلا شدند، زیرا حضرت در حق آنها نفرین کرد و عرضه داشت اللهم سنین کسنی یوسف ! ((خداوندا سالهای قحطی و خشکی را همانند سالهای زمان یوسف دامنگیر آنها کن ))!.

بعد از این ماجرا چنان قحطسالی در محیط مکه رخ داد که از گرسنگی و تشنگی هنگامی که به آسمان نگاه می کردند گوئی در میان آنها و آسمان دود و دخانی وجود داشت، کار آنقدر بر آنان سخت شد که مردارها و استخوانهای حیوانات مرده را می خوردند.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 162@@@

خدمت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) آمدند و گفتند: ای محمد! تو به ما دستور صله رحم می دهی در حالی که خویشاوندان تو در این ماجرا نابود شدند، اگر این عذاب از ما برطرف گردد ما ایمان خواهیم آورد).

پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در حق آنها دعا کرد، فراوانی و نعمت نصیبشان شد و بلا و عذاب برطرف گردید، اما از این ماجرا عبرت نگرفتند و باز به سوی کفر برگشتند.**(مجمع البیان) جلد 9 صفحه 62 (ذیل آیات مورد بحث)***

مطابق این تفسیر ((بطشه کبری )) که مجازات سخت و سنگین است به معنی ماجرای جنگ بدر گرفته شده که این گروه مشرک ضربات سنگین و خرد کننده ای را در جنگ بدر از مسلمانان دریافت داشتند!.

طبق این تفسیر دخانی در حقیقت وجود نداشته، بلکه آسمان در نظر مردم گرسنه و تشنه تیره و تار جلوه می کند، بنابراین ذکر ((دخان )) در اینجا جنبه مجازی دارد، و اشاره به آن حالت سخت و دردناک است .

بعضی گفته اند اصولا در ادبیات عرب ((دخان )) کنایه از شر و بلای فراگیر است .**(فخر رازی) می گوید: ان العرب یسمون الشر الغالب بالدخان (جلد 27 صفحه 242)***

بعضی دیگر معتقدند به هنگام خشکسالی و کمی باران گرد و غبار تیره و تاری معمولا صفحه آسمان را می پوشاند که از آن در اینجا تعبیر به ((دخان )) شده است، زیرا باران است که گرد و غبارها را فرو می نشاند و هوا را صاف می کند.**(روح المعانی) جلد 25 صفحه 107***

با تمام این اوصاف ذکر کلمه ((دخان )) طبق این تفسیر جنبه مجازی

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 163@@@

خواهد داشت .

2 - منظور از ((دخان مبین )) همان دود غلیظی است که در پایان جهان و در آستانه قیامت صفحه آسمان را می پوشاند، و نشانه فرا رسیدن لحظات آخر دنیاست و سرآغاز عذاب الیم الهی برای ظالمان و مفسدان است .

در اینجا این گروه ستمگر از خواب غفلت بیدار می شوند و تقاضای رفع عذاب و بازگشت به زندگی عادی دنیا می کنند که دست رد به سینه آنها زده می شود.

مطابق این تفسیر دخان معنی حقیقی خود را دارد، و مضمون این آیات همان است که در آیات دیگر قرآن آمده که گنهکاران و کافران در آستانه قیامت یا در خود قیامت تقاضای برطرف شدن عذاب و بازگشت به دنیا می کنند ولی از آنها پذیرفته نمی شود.**به آیات 27-30 سوره انعام مراجعه شود***

تنها مشکلی که این تفسیر دارد این است که با جمله انا کاشفوا العذاب قلیلا انکم عائدون : ((ما کمی عذاب را برطرف می سازیم اما شما بار دیگر باز می گردید سازگار نیست، چرا که در پایان جهان یا در قیامت مجازات الهی تخفیف نمی یابد تا مردم به حالت کفر و گناه بازگردند.

اما اگر این جمله را به صورت یک قضیه شرطیه معنی کنیم هر چند کمی مخالف ظاهر است مشکل برطرف می شود، زیرا مفهوم آیه چنین می شود: هر گاه ما کمی عذاب را از اینها برطرف کنیم باز راه نخست را پیش می گیرند که در حقیقت شبیه آیه 28 سوره انعام است و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه : ((اگر آنها به دنیا بازگردند باز اعمالی را که از آن نهی شدند تکرار می کنند)).

از این گذشته تفسیر البطشة الکبری (مجازات سخت و سنگینی ) به حوادث روز بدر بعید به نظر می رسد، اما با مجازاتهای قیامت کاملا متناسب

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 164@@@

است .**راغب در مفردات می گوید البطش هو تناول الشیء بصولة (بطش به معنی گرفتن چیزی با قدرت است) که معمولا مقدمه مجازات می باشد***

شاهد دیگر برای تفسیر دوم روایاتی است که از شخص پیامبر اسلام (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که ((دخان )) را تفسیر به دودی کرده که در آستانه رستاخیز جهان را فرا می گیرد، مانند روایتی که ((حذیفه بن یمان )) از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل می کند که چهار چیز را از نشانه های نزدیک شدن قیامت ذکر فرمود: اول ظهور دجال و دیگر نزول عیسی، و سوم آتشی که از قعر سرزمین ((عدن )) برمی خیزد و ((دود)).

حذیفه سؤال می کند: یا رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) و ما الدخان فتلا رسول الله (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) فارتقب یوم تاتی السماء بدخان مبین، یملا ما بین المشرق و المغرب، یمکث اربعین یوما و لیلة، اما المؤمن فیصیبه منه کهیئة الزکمة، و اما الکافر بمنزلة السکران یخرج من منخریه و اذنیه و دبره .

((ای رسول خدا! منظور از این دخان چیست ؟ پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) در پاسخ آیه شریفه فارتقب یوم تاتی السماء بدخان مبین را تلاوت فرمود، سپس افزود:

دودی است که میان مشرق و مغرب را پر می کند و چهل شبانه روز باقی می ماند، اما مؤمن حالتی شبیه زکام به او دست می دهد، و اما کافر شبیه مست خواهد شد، و دود از بینی و گوشها و پشت او بیرون می آید)).**تفسیر درالمنثور جلد 6 صفحه 29***

در حدیث دیگری از ((ابو مالک اشعری )) از رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است : ان ربکم انذرکم ثلاثا: الدخان یاءخذ المؤمن منه کالزکمة، و یاءخذ الکافر فینفخ حتی یخرج من کل مسمع منه، و الثانیة الدابة، و الثالثة الدجال :

((پروردگار شما، شما را به سه چیز انذار کرده است : دخان (دود) که اثرش در مؤمن همچون زکام است، و اما کافر تمام جسمش باد می کند و دود از تمام منافذ بدنش بیرون می آید، و دوم دابة الارض، و سوم دجال )).**همان***

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 165@@@

درباره دابة الارض در جلد 15 صفحه 551 ذیل آیه 82 نمل توضیح کافی داده شده است .

شبیه همین معنی در مورد ((دخان )) از ((ابو سعید خدری )) از پیغمبر اکرم نقل شده است .**همان مدارک***

در روایاتی که از طرق اهل بیت نقل شده نظیر همین تعبیرات بلکه مشروحتر دیده می شود: از جمله در روایتی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) می خوانیم که می گوید رسول خدا فرمود:

عشر قبل الساعة لابد منها: السفیانی، و الدجال، و الدخان، و الدابة، و خروج القائم (علیه السلام )، و طلوع الشمس من مغربها، و نزول عیسی، و خسف بالمشرق و خسف بجزیرة العرب، و نار تخرج من قعر عدن تسوق الناس الی المحشر:

((ده نشانه است که قبل از قیامت به هر حال ظاهر می شود سفیانی، دجال، دخان، دابة الارض، قیام حضرت مهدی (علیه السلام )، طلوع آفتاب از مغرب، نزول عیسی، زلزله فرو برنده ای در مشرق، و زلزله ای همانند آن در جزیرة العرب، و آتشی که از اعماق عدن برمی خیزد و مردم را به سوی محشر می راند)).**(بحارالانوار) جلد 52 صفحه 209***

از مجموع آنچه گفته شد نتیجه می گیریم که تفسیر دوم مناسبتر است .

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 166@@@

آیه 17 - 21

آیه و ترجمه

وَ لَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جَاءَهُمْ رَسولٌ کرِیمٌ(17)

أَنْ أَدُّوا إِلیَّ عِبَادَ اللَّهِ إِنی لَکمْ رَسولٌ أَمِینٌ(18)

وَ أَن لا تَعْلُوا عَلی اللَّهِ إِنی ءَاتِیکم بِسلْطنٍ مُّبِینٍ(19)

وَ إِنی عُذْت بِرَبی وَ رَبِّکمْ أَن تَرْجُمُونِ(20)

وَ إِن لَّمْ تُؤْمِنُوا لی فَاعْتزِلُونِ(21)

ترجمه :

17 - ما قبل از اینها قوم فرعون را آزمودیم و رسول بزرگواری به سراغ آنها آمد.

18 - که ای بندگان خدا آنچه را به شما دستور داده است انجام دهید و در برابر من تسلیم شوید که من فرستاده امینی برای شما هستم

19 - و در برابر خداوند تکبر نورزید که من برای شما دلیل روشنی آورده ام .

20 - و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از اینکه مرا متهم (یا سنگسار) کنید.

21 - و اگر به من ایمان نمی آورید لااقل از من کناره گیری کنید (و مانع ایمان آوردن مردم نشوید).

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 167@@@

تفسیر: