فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد21

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

رابطه قرآن با شب قدر

قابل توجه اینکه در آیات فوق به طور اشاره، و در آیات سوره قدر با صراحت این معنی آمده است که قرآن در شب قدر نازل شده، و چه پرمعنی است این سخن ؟

شبی که مقدرات بندگان و مواهب و روزیهای آنها تقدیر می شود در چنین شبی قرآن بر قلب پاک پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نازل می گردد، آیا این سخن بدان معنی نیست که مقدرات و سرنوشت شما با محتوای این کتاب آسمانی پیوند و رابطه نزدیک دارد؟!

آیا مفهوم این کلام آن نیست که نه تنها حیات معنوی شما که حیات مادی شما نیز با آن رابطه ناگسستنی دارد؟ پیروزی شما بر دشمنان، سربلندی و آزادی و استقلال شما، آبادی و عمران شهرهای شما همه با آن گره خورده است .

آری در آن شبی که مقدرات تعیین می شد قرآن نیز در آن شب نازل گردید!.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 157@@@

آیه 9- 16

آیه و ترجمه

بَلْ هُمْ فی شکٍ یَلْعَبُونَ(9)

فَارْتَقِب یَوْمَ تَأْتی السمَاءُ بِدُخَانٍ مُّبِینٍ(10)

یَغْشی النَّاس هَذَا عَذَابٌ أَلِیمٌ(11)

رَّبَّنَا اکْشِف عَنَّا الْعَذَاب إِنَّا مُؤْمِنُونَ(12)

أَنی لهَُمُ الذِّکْرَی وَ قَدْ جَاءَهُمْ رَسولٌ مُّبِینٌ(13)

ثمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قَالُوا مُعَلَّمٌ مجْنُونٌ(14)

إِنَّا کاشِفُوا الْعَذَابِ قَلِیلاً إِنَّکمْ عَائدُونَ(15)

یَوْمَ نَبْطِش الْبَطشةَ الْکُبرَی إِنَّا مُنتَقِمُونَ(16)

ترجمه :

9 - ولی آنها در شکند و (با حقایق ) بازی می کنند.

10 - منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد.

11 - همه مردم را فرا می گیرد، این عذاب دردناکی است .

12 - می گویند پروردگارا! عذاب را از ما برطرف کن که ایمان می آوریم

13 - چگونه و از کجا متذکر می شوند با اینکه رسول آشکار (با معجزات و منطق روشن )

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 158@@@

به سراغ آنها آمد؟.

14 - سپس از او رویگردان شدند و گفتند: دیوانه ای است که دیگران به او تعلیم می دهند!.

15 - ما کمی عذاب را برطرف می سازیم ولی باز به کارهای خود برمی گردید!

16 - ما از آنها انتقام می گیریم در آن روز که آنها را با قدرت خواهیم گرفت، آری ما از آنها انتقام می گیریم .

تفسیر:

آن روز که دودی کشنده همه آسمان را فرا می گیرد

از آنجا که در آیات گذشته سخن از این در میان بود که اگر آنها طالب یقین باشند اسباب تحصیل یقین فراوان و فراهم است، در نخستین آیه مورد بحث می افزاید: آنها جویای یقین و طالب حق نیستند، ((بلکه آنها درشکند و با حقایق بازی می کنند))! (بل هم فی شک یلعبون ).

اگر آنها در حقانیت این کتاب آسمانی و نبوت تو تردید دارند به خاطر این نیست که مساءله پیچیده ای است، بلکه از این جهت است که آن را جدی نمی گیرند، و با شوخی به آن برخورد می کنند، گاه مسخره و استهزا می کنند و گاه خود را به نادانی و بیخبری می زنند، و هر روز با یک نوع بازی خود را سرگرم می سازند.

((یلعبون )) از ماده ((لعاب )) به گفته راغب به معنی آب دهان است به هنگامی که راه می افتد، و از آنجا که انسان موقع بازی و شوخی هدف مهمی از کار خود ندارد تشبیه به بزاق شده است که بی اراده از دهان انسان بیرون ریزد.

به هر حال این یک واقعیت است که برخورد جدی با مسائل انسان را در شناخت واقعیتها کمک می کند، و برخوردهای غیر جدی پرده بر روی آنها می افکند.

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 159@@@

در آیه بعد به تهدید این منکران لجوج و سرسخت پرداخته در حالی که روی سخن را به پیامبر کرده، می گوید: ((منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید می آورد))! (فارتقب یوم تاءتی السماء بدخان مبین )

((دودی که تمام مردم را فرا می گیرد))! (یغشی الناس ).

((و سپس به آنها گفته می شود این عذاب دردناک الهی است ))! (هذا عذاب الیم ).

وحشت و اضطراب تمام وجود آنها را فرا می گیرد، پرده های غفلت از مقابل چشمشان کنار می رود، و به اشتباه بزرگ خود واقف می شوند رو به درگاه خدا می آورند و می گویند: ((پروردگارا عذاب را از ما برطرف گردان که ایمان می آوریم ))! (ربنا اکشف عنا العذاب انا مؤمنون ).



ولی او دست رد بر سینه این نامحرمان می زند و می فرماید: ((اینها چگونه و از کجا متذکر می شوند و از راه خود بازمی گردند با اینکه رسول آشکار با معجزات و دلائل روشن به سراغ آنها آمد))؟! (انی لهم الذکری و قد جائهم رسول مبین ).

رسولی که هم خودش آشکار بود و هم تعلیمات و برنامه ها و دلائل و معجزاتش همه مبین و واضح بود.

اما آنها بجای اینکه سر بر فرمان او نهند و به خداوند یگانه ایمان آورند و دستوراتش را به جان پذیرا شوند ((از او رویگردان شدند و گفتند: او دیوانه ای است که دیگران این مطالب را به او القا کرده اند))! (ثم تولوا عنه و قالوا

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 160@@@

معلم مجنون ).

گاه می گفتند یک ((غلام رومی )) داستانهای انبیاء را شنیده به او تعلیم می دهد، و این آیات ساخته و پرداخته او است ! و لقد نعلم انهم یقولون، انما یعلمه بشر لسان الذی یلحدون الیه اعجمی و هذا لسان عربی مبین : ((ما می دانیم که آنها می گویند بشری به او تعلیم می دهد در حالی که زبان کسی که این نسبت الحادی را به او می دهند عجمی است و این قرآن عربی آشکار است )) (نحل - 103).

و گاه می گفتند او گرفتار اختلال حواس شده است، و این سخنان زائیده آن است از دست دادن تعادل فکری است .

سپس می افزاید: ((ما کمی عذاب را از شما برطرف می سازیم ولی عبرت نمی گیرید، و بار دیگر به کارهای خود بازمی گردید)) (انا کاشفوا العذاب قلیلا انکم عائدون ).

و از اینجا روشن می شود که اگر به هنگام گرفتاری در چنگال عذاب از کرده خود پشیمان شوند و تصمیم بر تجدید نظر می گیرند موقت و زودگذر است، همینکه طوفان حوادث فرو نشست برنامه های پیشین تکرار می گردد.

و در آخرین آیه مورد بحث می فرماید: ((ما از آنها انتقام می گیریم روزی روز مجازات بزرگ و سخت است، آری ما از آنها انتقام می گیریم )) (یوم نبطش البطشة الکبری انا منتقمون ).**در ترکیب این جمله احتمالات فراوانی داده اند آنچه بیشتر از سوی مفسران پذیرفته شده است و بالحن آیه نیز مناسب می باشد این است که: (یوم) متعلث است به فعل (ننتقم) که از جمله (انامنتقمون) فهمیده می شود بنابراین در تقدیر چنین است: (ننتقم منهم یوم نبطش البطشة الکبری انا منتقمون)***

@@تفسیر نمونه جلد 21 صفحه 161@@@

((بطش )) (بر وزن نقش ) به معنی گرفتن چیزی است با قدرت، و در اینجا به معنی گرفتن برای مجازات شدید است، و توصیف ((بطشة )) به ((کبری )) اشاره به مجازات سخت و سنگینی است که در انتظار این گروه می باشد.

خلاصه اینکه به فرض که مجازاتهای مقطعی آنها تخفیف یابد یا قطع شود مجازات سخت و نهائی در انتظار آنها است، و راه گریزی از آن ندارند.

((منتقمون )) از ماده ((انتقام )) چنانکه قبلا نیز گفته ایم به معنی مجازات کردن است، هر چند کلمه انتقام در استعمالات روزمره کنونی معنی دیگری می بخشد که تواءم با فرونشاندن آتش خشم و سوز دل است، ولی در معنی لغوی آن این امور وجود ندارد.

نکته :