فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد19

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آنها که از نام خدا وحشت دارند!

باز هم در این آیات سخن از توحید و شرک است، در نخستین آیه مورد بحث یکی از چهره های بسیار زشت و زننده مشرکان و منکران معاد را در برخورد با توحید منعکس ساخته، می فرماید: ((هنگامی که نام خداوند یگانه یکتا برده می شود دلهای کسانی که به آخرت ایمان ندارند مشمئز و متنفر می گردد، اما هنگامی که از معبودهای دیگر سخن به میان می آید غرق سرور و شادی می شوند!)) (و اذا ذکر الله وحده اشمازت قلوب الذین لا یؤمنون بالاخرة و اذا ذکر الذین من دونه اذا هم یستبشرون ) . ** اشمأزت از ماده اشمئزازبه معنی گرفتگی و تنفر از چیزی است - وحده منصوب است به عنوان حال یا مفعول مطلق . ***

گاه انسان چنان به زشتیها خو می گیرد و از پاکیها و نیکیها بیگانه می شود که از شنیدن نام حق ناراحت و از شنیدن باطل مسرور و شاد می گردد، در برابر خداوندی که آفریننده عالم هستی است سر تعظیم فرود نمی آورد، اما در برابر قطعه سنگ و چوبی که خود ساخته و یا انسان و موجوداتی همانند خود زانو می زند و تعظیم می کند .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 487@@@

شبیه این معنی در آیه 46 سوره اسراء نیز آمده است : ((و اذا ذکرت ربک فی القرآن وحده و لو علی ادبارهم نفورا)): ((هنگامی که پروردگارت را در قرآن به وحدانیت یاد می کنی فرار می کنند!))

پیامبر بزرگ خدا نوح از دست اینگونه کج اندیشان به خدا شکایت می کند و می گوید: و انی کلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم فی آذانهم و استغشوا ثیابهم و اصروا و استکبروا استکبارا: ((خداوندا! هر زمان آنها را دعوت کردم تا به درگاه تو آیند، و آنها را بیامرزی، انگشت در گوشها گذاردند و لباس بر سر و صورت خود پوشیدند تا صدای مرا نشنوند، و در مسیر گمراهی اصرار ورزیدند و استکبار کردند!)) (نوح - 7) .

آری چنین است حال متعصبان لجوج و جاهلان مغرور .

ضمنا از این آیه به خوبی استفاده می شود که سرچشمه بدبختی این گروه دو چیز بوده است انکار اصل توحید و عدم ایمان به آخرت .

نقطه مقابل آنها مؤمنانی هستند که از شنیدن نام خداوند یگانه چنان مجذوب نام مقدسش می شوند که حاضرند هر چه دارند نثار راه او کنند، نام محبوب کامشان را شیرین و مشام جانشان را معطر، و تمام قلبشان را روشن می سازد، نه تنها نام او که نام هر چه ارتباط و پیوندی با او دارد برای آنان سرورآفرین است .

نباید تصور کرد که این صفت مخصوص مشرکان عصر پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) بوده است، در هر عصر و زمان منحرفان تاریک دلی هستند که از شنیدن نام دشمنان خدا و مکتبهای الحادی و پیروزی ستمگران خوشحال می شوند اما نام نیکان و پاکان و برنامه ها و پیروزیهایشان برای آنان دردآور است، لذا در بعضی از روایات این آیه تفسیر به کسانی شده است که از شنیدن فضائل اهل بیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم )

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 488@@@

یا پیروی از مکتبشان ناراحت می شوند . ** اصول کافی و روضه کافی ( طبق تفسیر نور الثقلین جلد 4 صفحه 490 ) . ***

هنگامی که سخن به اینجا می رسد که این گروه لجوج و این جاهلان مغرور حتی از شنیدن نام خداوند یگانه متنفر و بیزارند به پیامبرش ‍ دستور می دهد که از آنها روی بگرداند، و رو به سوی درگاه خدا آورد، با لحنی که حاکی از ایمان عمیق و سرشار از عشق او است با او سخن گوید، و شکایت این گروه را به درگاه او برد، تا هم قلب خود را که آکنده از اندوه است آرامش بخشد، و هم از این راه تکانی به آن ارواح خفته غافل دهد، می فرماید: ((بگو خداوندا! ای آنکه آفریننده آسمانها و زمین و آگاه از اسرار نهان و آشکار هستی، تو در میان بندگانت در آنچه اختلاف کردند داوری می کنی )) (قل اللهم فاطر السموات و الارض عالم الغیب و الشهادة انت تحکم بین عبادک فیما کانوا فیه یختلفون ) . ** فاطر السموات منصوب است به عنوان منادای مضاف . ***

آری روز قیامت که روز برچیده شدن همه اختلافات است و روز به روز حقایق مخفی است حاکم مطلق و فرمانروا توئی، که هم خالق همه چیز هستی و هم آگاه از اسرار آنها آنجاست که با داوری تو اختلافات پایان می گیرد، و این گمراهان لجوج به اشتباه خود پی می برند و آنجاست که به فکر جبران می افتند، اما چه سود؟!

چنانکه در آیه بعد می گوید: ((اگر ستمکاران تمام آنچه را روی زمین است مالک باشند و همانند آن نیز بر آن افزوده شود، حاضرند همه آنها را فدا کنند تا از عذاب شدید روز قیامت رهائی یابند (اما چنین چیزی ممکن نیست )

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 489@@@

(و لو ان للذین ظلموا ما فی الارض جمیعا و مثله معه لافتدوا به من سوء العذاب یوم القیامة ) .

((ظلم )) در اینجا معنی وسیعی دارد که هم شرک را شامل می شود، و هم مظالم دیگر را .

سپس می افزاید: ((و از سوی خدا برای آنها اموری ظاهر میشود که هرگز گمان نمی کردند)) (و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون ) .

و عذابهائی را با چشم خود می بینند که هرگز به فکر آنها خطور نمی کرد!

بعلاوه آنها تنها به لطف خداوند مغرور بودند در حالی که از خشم و غضب و قهاریت او غفلت داشتند .

و احیانا اعمالی انجام می دادند که آن را حسنات می پنداشتند در حالی که گاه از گناهان بزرگ بوده، و به هر حال مسائلی در این جهات برای آنها ظاهر می شود که هرگز آن را باور نمی کردند .

این درست نقطه مقابل وعده نیکی است که به مؤمنان داده، و فرموده ((فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قرة اعین )): ((کسی نمی داند چه پاداشهائی برای او پنهان داشته شده است که مایه روشنی چشمها است )) (الم سجده - 17) .

نقل می کنند یکی از مسلمانان در آستانه مرگ بسیار جزع و بی تابی می کرد هنگامی که علت آن را پرسیدند گفت من به فکر این آیه افتادم که خدا می گوید: ((و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون )) وحشت وجود مرا فرا گرفته و از این می ترسم مبادا از سوی خدا اموری بر من آشکار شود که هرگز گمان نمی کردم . ** تفسیر مجمع البیان و تفسیر قرطبی ذیل آیه مورد بحث . ***

آیه بعد توضیح یا تکمیل برای مطلبی است که در آیه قبل گذشت می فرماید: در آن روز اعمال زشتی را که انجام داده اند برای آنها ظاهر می شود (و بدا لهم

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 490@@@

سیئات ما کسبوا) .

((و آنچه را به باد استهزا می گرفتند بر سر آنها می آید)) (و حاق بهم ما کانوا به یستهزئون ) .

در حقیقت چهار موضوع در ارتباط با مشرکان و ظالمان در این آیات بیان شده است :

نخست اینکه هول و وحشت عذاب الهی در آن روز به قدری زیاد است که اگر دو چندان تمام ثروت و اموال روی زمین را در اختیار داشته باشند همه را می دهند تا از عذاب رهائی یابند، اما در آنجا معاملهای صورت نمی گیرد .

دیگر اینکه انواعی از مجازات الهی که هرگز به فکر آنها خطور نمی کرد در برابر آنان ظاهر می شود .

سوم اینکه سیئات اعمالشان در برابر آنها حضور پیدا می کند و تجسم می یابد .

چهارم آنکه آنچه را در مورد معاد شوخی می پنداشتند به صورت واقعیت عینی می بینند، و تمام درهای نجات به روی آنها بسته می شود .

با توجه به اینکه می گوید ((سیئات )) اعمال آنها آشکار می شود آیه فوق دلیل دیگر خواهد بود بر مساءله تجسم اعمال، زیرا لزومی ندارد که کلمه مجازات و کیفر در تقدیر گرفته شود .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 491@@@

آیه 49 - 52

آیه و ترجمه

فَإِذَا مَس الانسنَ ضرُّ دَعَانَا ثمَّ إِذَا خَوَّلْنَهُ نِعْمَةً مِّنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلی عِلْمِ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَ لَکِنَّ أَکْثرَهُمْ لا یَعْلَمُونَ(49)

قَدْ قَالهََا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَمَا أَغْنی عَنهُم مَّا کانُوا یَکْسِبُونَ(50)

فَأَصابهُمْ سیِّئَات مَا کَسبُوا وَ الَّذِینَ ظلَمُوا مِنْ هَؤُلاءِ سیُصِیبهُمْ سیِّئَات مَا کَسبُوا وَ مَا هُم بِمُعْجِزِینَ(51)

أَ وَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَبْسط الرِّزْقَ لِمَن یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّ فی ذَلِک لاَیَتٍ لِّقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ(52)

ترجمه :



49 - هنگامی که انسان را زیانی رسد ما را (برای حل مشکلش ) می خواند، سپس هنگامی که به او نعمتی دهیم می گوید: این نعمت را به خاطر کاردانی خودم به دست آوردم ! بلکه این وسیله آزمایش آنها است ولی اکثرشان نمی دانند .

50 - همین سخن را کسانی که قبل از آنها بودند گفتند، ولی آنچه را به دست آوردند برای آنها سودی نداشت .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 492@@@

51 - سپس سیئات اعمالشان به آنها رسید، و ظالمان این گروه (اهل مکه ) نیز به زودی گرفتار سیئات اعمالی که انجام داده اند خواهند شد و هرگز نمی توانند از چنگال عذاب الهی بگریزند .

52 - آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می سازد؟ در این آیات و نشانه هائی است برای گروهی که ایمان می آورند .

تفسیر:

در سختیها به یاد خدا هستند، اما . . .

باز در اینجا موضوع سخن افراد بیایمان و ظالمانند، و چهره دیگری از چهره های زشت آنها را منعکس می کند .

نخست می فرماید: هنگامی که انسان را زیان و ضرری (و درد و رنج و فقری ) برسد برای حل مشکلش ما را می خواند (فاذا مس الانسان ضر دعانا) .

همان انسانی که طبق آیات گذشته از شنیدن نام خداوند یگانه مشمئز می شد، آری همان انسان به هنگام گرفتاری در تنگنای حوادث به سایه لطف الهی پناه می برد .

اما آنهم موقتی است ((هنگامی که به او نعمتی از ناحیه خود عطا کنیم و درد و رنجش را برطرف سازیم لطف و عطای ما را به دست فراموشی می سپارد، و می گوید: این نعمت را خودم دست و پا کردم، و بر اثر لیاقت و کاردانی خودم بوده )) (ثم اذا خولناه نعمة منا قال انما اوتیته علی علم ) . ** خول از ماده تخویل به معنی عطا و بخشش و تفضل است و در ذیل آیه 8 همین سوره زمر شرح بیشتری در باره این لغت داشته ایم - ضمیر اوتیته با این که به نعمت باز می گردد به صورت مذکر آمده چرا که منظور از آن شیء من النعمة یا قسم به النعمة می باشد . ***

نمونه این سخن همان است که قرآن در آیه 78 سوره قصص از زبان قارون

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 493@@@

نقل می کند که در برابر دانشمندان بنی اسرائیل که به او اندرز دادند: از این نعمتهای خداداد در راه رضای او استفاده کن چنین گفت : ((انما اوتیته علی علم عندی :)) ((اینها مواهبی است که من با علم و دانش ‍ خود به دست آورده ام !))

این غافلان بی خبر هیچ فکر نمی کنند که آن علم و دانش نیز موهبتی از سوی خداست، آیا آنها این علم و دانشی را که سبب تدبیر معاش و کسب درآمدهای فراوان می شود خودشان به خودشان داده اند؟ یا از ازل جزء ذاتشان بوده است ؟! .

بعضی از مفسران در تفسیر این جمله احتمال دیگری نیز داده اند و آن اینکه آنها می گویند: این مواهب را خدا به خاطر این به ما داده است که عالم به لیاقت و استحقاق ما بوده .

این احتمال گرچه در آیه مورد بحث امکان دارد ولی در آیه سوره قصص ‍ در مورد قارون با توجه به کلمه ((عندی )) (نزد من ) ممکن نیست، و می تواند قرینه ای بر آیه مورد بحث و ترجیح تفسیر اول بوده باشد .

سپس قرآن در پاسخ این افراد خودبین و کم ظرفیت که چون به نعمتی رسند به زودی خود را گم می کنند چنین می گوید: ((بلکه این نعمت وسیله آزمایش آنها است ولی اکثرشان نمی دانند)) (بل هی فتنة و لکن اکثرهم لا یعلمون ) .

هدف این است که با بروز حوادث سخت، و به دنبال آن رسیدن بر نعمتهای بزرگ، آنچه را در درون دارند آشکار کنند .

آیا به هنگام مصیبت مایوس، و به هنگام نعمت مغرور می گردند؟

آیا در این تحولات بیشتر به فکر خدا می افتند، و یا غرق دنیا می شوند؟

آیا خویشتن خویش را فراموش می کنند و یا با توجه به ضعفهای خود بیش از پیش به یاد خدا خواهند بود؟

ولی افسوس که بیشتر مردم فراموشکارند و از این حقایق آگاه نیستند .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 494@@@

این حقیقت بارها در آیات قرآن تکرار شده است که خداوند حکیم گاه انسان را در تنگنای مشکلات قرار می دهد، و گاه در رفاه و آسایش و نعمت، تا او را از این طرق بیآزماید، ارزش وجودی او را بالا ببرد، و به این حقیقت که همه چیز از ناحیه او است آشنا سازد .

اصولا شدائد زمینه ساز شکوفائی فطرت است، همانگونه که نعمتها مقدمه معرفت می باشد (در این زمینه بحث دیگری در جلد 16 صفحه 343 ذیل آیه 65 عنکبوت آورده ایم ) .

قابل توجه اینکه در این آیه روی کلمه ((انسان )) تکیه شده، و او را به عنوان فراموشکار و مغرور معرفی کرده، این اشاره به انسانهائی است که تحت تربیت مکتبهای الهی قرار نگرفته اند، و مربی و راهنمائی نداشته اند، شهواتشان آزاد بوده، در میان هوسها غوطه ور شده، و به صورت گیاهانی خودرو بوده اند، آری آنها هستند که هرگاه گرفتار درد و رنجی شوند به سوی خدا می آیند، و هنگامی که طوفان حوادث فرو نشست و مشمول نعمتهائی گردند خدا را به دست فراموشی می سپارند (شرح بیشتر پیرامون این موضوع را تحت عنوان انسان در قرآن کریم در جلد هشتم صفحه 239 ذیل آیه 12 سوره یونس مطالعه فرمائید) .

در آیه بعد می افزاید: ((این سخن را کسانی که قبل از آنها بودند گفتند (آنها نیز ادعا می کردند که نعمتهای ما زائیده علم ما و لیاقت ماست ) ولی آنچه را به دست می آوردند برای آنها سودی نداشت )) (قد قالها الذین من قبلهم فما اغنی عنهم ما کانوا یکسبون ) . ** ضمیر در قدقالها به کلمه یا مقاله باز می گردد که از جمله سابق استفاده می شود و منظور از آن جمله انما اوتیته علی علم است . ***

آری قارونهای مغرور اموالشان را مولود لیاقت خودشان می پنداشتند

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 495@@@

و مواهب الهی را بر خویش فراموش کرده بودند، از مبداء اصلی نعمت غافل شده، و تنها چشم به اسباب ظاهری دوخته بوده اند، ولی تاریخ نشان می دهد وقتی خداوند آنها و گنجهایشان را به زمین فرو برد کسی نبود که به یاری آنها برخیزد، و اموال آنها کمترین سودی به حالشان نداشت، چنانکه قرآن می گوید: ((فخسفنا به و بداره الارض فما کان له من فئة ینصرونه من دون الله )) (قصص - 81) نه تنها قارون که اقوامی همچون عاد و ثمود و قوم سبا و مانند آنها گرفتار همین سرنوشت شدند .

سپس می فرماید: ((سیئات اعمالشان دامان آنها را گرفت )) (فاصابهم سیئات ما کسبوا) .

و هر کدام به نوعی از عذابهای الهی، طوفان، سیلاب، زمین لرزه، و صیحه های آسمانی، گرفتار شدند، و از میان رفتند .

و می افزاید این سرنوشت منحصر به آنها نبود این مشرکان و ظالمان مکه نیز به زودی گرفتار سیئات اعمالشان خواهند شد، و هرگز نمی توانند از چنگال عذاب الهی بگریزند (و الذین ظلموا من هؤلاء سیصیبهم سیئات ما کسبوا و ما هم بمعجزین ) .

بلکه از آنها نیز فراتر می رود و همه ستمگران مغرور و بی خبر از خدا را در تمام اعصار و قرون شامل می شود .

در اینکه منظور از جمله ((سیصیبهم سیئات ما کسبوا)) عذاب دنیوی است یا اخروی دو احتمال داده شده است، اما به قرینه فاصابهم سیئات ما کسبوا (پیشینیان آنها گرفتار سیئات اعمالشان شدند، تفسیر اول مناسبتر به نظر می رسد) .

قرآن در پاسخ این سخن که می گفتند نعمتهای ما مولود آگاهی و توانائی

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 496@@@

خود ما است به آنها گوشزد کرد که سری به تاریخ گذشتگان بزنید و ببینید همین سخن را دیگران گفتند، و به چه مصائب و عذابهائی گرفتار شدند - این یک جواب تاریخی است .

سپس در آیه بعد به یک جواب عقلی پرداخته، چنین می گوید: ((آیا آنها ندانستند که خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ می سازد؟!)) (اولم یعلموا ان الله یبسط الرزق لمن یشاء و یقدر) .

چه بسیارند افراد شایسته ای که در زندگی محروم و منزوی هستند، و چه بسیار افراد ضعیف و ناتوانی که از هر نظر متنعمند، اگر پیروزیهای مادی همگی در سایه تلاش و کوشش خود افراد و لیاقتهای آنها به دست می آمد نباید شاهد چنین صحنه هائی باشیم .

این خود می رساند که در پشت عالم اسباب دست نیرومند دیگری است که آن را طبق برنامه حساب شده ای اداره می کند .

درست است که انسان باید در زندگی تلاش و کوشش کند، درست است که جهاد و کوشش کلید حل بسیاری از مشکلات است، اما این اشتباه بزرگی است که ما مسبب الاسباب را فراموش کنیم و تنها چشم به اسباب بدوزیم و مؤثر واقعی را خودمان بدانیم .

یکی از اسرار ناکام ماندن جمعی از آگاهان لایق، و کامیاب شدن جمعی از جاهلان بی کفایت همین است که هشداری برای همه مردم باشد تا در عالم اسباب گم نشوند و تنها بر نیروی شخصی خود تکیه نکنند .

لذا در پایان آیه می افزاید ((در این آیات و نشانه هائی است برای گروهی که ایمان می آورند)) (ان فی ذلک لایات لقوم یؤمنون ) .

نشانه هائی برای ذات پاک خدا همانگونه که امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) فرمود:

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 497@@@

عرفت الله بفسخ العزائم و حل العقود و نقض الهمم : ((من خدا را به وسیله بر هم خوردن تصمیمها، گشوده شدن گره ها و در هم شکستن اراده ها شناختم . ** نهج البلاغه کلمات قصار ، کلمه 250 . ***

و نشانه هائی است از ضعف و ناتوانی انسان تا خود را گم نکند و گرفتار غرور و خودبینی نگردد .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 498@@@