فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد19

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

همه شما را از نفس واحدی آفرید

باز در این آیات سخن از آیات عظمت آفرینش خداوند و بیان قسمت دیگری از نعمتهای گوناگون او در مورد انسانهاست .

نخست از آفرینش انسان سخن می گوید و می فرماید: خداوند همه شما را از شخص واحدی آفرید، سپس همسرش را از او خلق کرد (خلقکم من نفس واحدة ثم جعل منها زوجها) .

آفرینش همه انسانها از نفس واحد اشاره به مساءله آفرینش آدم جد نخستین ماست، که اینهمه افراد بشر با تنوع خلقت، و خلق و خوی متفاوت، و استعدادها و ذوقهای مختلف، همه به یک ریشه باز می گردد که آن آدم است .

تعبیر به ((ثم جعل منها زوجها)) در واقع اشاره به این است که خدا آدم را آفرید سپس همسرش را از باقیمانده گل او خلق کرد . ** در حقیقت جمله فوق محذوفی دارد و در تقدیر چنین است خلقکم من نفس واحدة خلقها ثم جعل منها زوجها . ***

روی این حساب آفرینش ((حوا)) بعد از آفرینش ((آدم )) بوده است و قبل از آفرینش فرزندان آدم .

تعبیر به ((ثم )) همیشه برای تاءخیر زمانی نیست بلکه گاهی برای بیان نیز می آید، مثلا می گوئیم کار امروز تو را دیدیم سپس کار دیروزت را هم نیز مشاهده

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 381@@@

کردیم، در حالی که اعمال دیروز مسلما قبل از اعمال امروز واقع شده ولی توجه به آن در مرحله بعد بوده است .

و اینکه بعضی تعبیر فوق را اشاره به مساءله ((عالم ذر)) و آفرینش ‍ فرزندان ((آدم )) بعد از خلقت او و قبل از خلقت ((حوا)) به صورت مورچگان دانسته اند مطلب نادرستی است که در تفسیر و توضیح عالم ذر ذیل آیه 172 سوره اعراف بیان کردیم . ** به جلد 7 صفحه3 به بعد مراجعه فرمایید . ***

این نکته نیز لازم به یادآوری است که آفرینش همسر آدم از اجزای وجود خود آدم نبوده بلکه از باقیمانده گل او صورت گرفته است، چنانکه در روایات اسلامی به آن تصریح شده، و اما روایتی که می گوید ((حوا)) از آخرین دنده چپ آدم آفریده شده است سخن بی اساسی است که از بعضی از روایات اسرائیلی گرفته شده، و هماهنگ با مطلبی است که در فصل دوم از ((سفر تکوین )) تورات تحریف یافته کنونی آمده است، و از این گذشته بر خلاف مشاهده و حس می باشد زیرا طبق این روایت یک دنده آدم برداشته شد و از آن حوا آفریده گشت، و لذا مردان یک دنده در طرف چپ کمتر دارند در حالی که می دانیم هیچ تفاوتی میان تعداد دنده های مرد و زن وجود ندارد و این تفاوت یک افسانه بیش نیست .

بعد از آن به مساءله آفرینش چهارپایان که از وسایل مهم زندگی انسانهاست لباس از پوست و از یکسو برای تغذیه خود از شیر و گوشت آنها استفاده می کنند، و از سوی دیگر از پوست و پشم آنها لباس و انواع وسایل زندگی می سازند، و از سوی سوم به عنوان مرکب و وسیله حمل و نقل از آنها بهره می گیرند اشاره کرده، می فرماید: ((از چهارپایان هشت زوج برای شما نازل کرد)) (و انزل لکم من الانعام ثمانیة ازواج ) .

منظور از ((هشت زوج )) گوسفند نر و ماده، بز نر و ماده، شتر و گاو نر و ماده

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 382@@@

است، و از آنجا که کلمه ((زوج )) به هر یک از دو جنس نر و ماده گفته می شود مجموعا 8 زوج می شود (هر چند در تعبیرات روزمره فارسی ((زوج )) به مجموع دو جنس اطلاق می گردد، ولی در تعبیرات عربی چنین نیست لذا در آغاز همین آیه از همسر آدم به عنوان ((زوج )) تعبیر شده است ) .

تعبیر به ((انزل لکم )) (برای شما نازل کرد) در مورد چهارپایان - چنانکه قبلا هم گفته ایم - به معنی فرستادن از مکان بالا نیست، بلکه در اینگونه موارد به معنی ((نزول مقامی )) و نعمتی است که از مقام برتر به مقام پائین تر داده شود .

این احتمال را نیز داده اند که ((انزال )) در اینجا از ماده نزل (بر وزن رسل ) به معنی پذیرائی کردن میهمان یا نخستین چیزی است که برای پذیرائی میهمان می آورند، نظیر آنچه در سوره آل عمران آیه 198 درباره بهشتیان آمده : ((خالدین فیها نزلا من عند الله )): جاودانه در بهشت می مانند، این پذیرائی از ناحیه خداست .

بعضی از مفسران نیز گفته اند که چهارپایان گر چه از مکان بالا نازل نشده اند، ولی مقدمات حیات و پرورش آنها که قطرات جان پرور باران، و اشعه حیاتبخش آفتاب است از سمت بالا به زمین می آید .

تفسیر چهارمی نیز برای این تعبیر گفته اند و آن اینکه : همه موجودات در آغاز در خزانه علم و قدرت پروردگار، در عالم غیب، بوده اند، سپس از مقام ((غیب )) به مقام ((شهود)) و ظهور و بروز رسیده اند، لذا از آن تعبیر به ((انزال )) شده است، چنانکه در آیه 21 سوره حجر می خوانیم : و ان من شی ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم : خزائن و منابع هر چیزی نزد ماست و ما جز به مقدار معلوم از آن نازل نمی کنیم . ** تفسیر المیزان و روح المعانی ذیل آیات مورد بحث . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 383@@@

ولی تفسیر اول از همه مناسبتر به نظر می رسد، هر چند تضادی در میان این تفاسیر نیست و ممکن است همه در مفهوم آیه جمع باشد .

در حدیثی از امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) در تفسیر این آیه می خوانیم که فرمود: انزاله ذلک خلقه ایاه : نازل کردن هشت جفت از چهارپایان همان آفرینش آنها از سوی خدا است .

این حدیث نیز ظاهرا اشاره به تفسیر اول است، چرا که آفرینش خداوند آفرینشی است از سوی مقام برتر .

به هر حال، چهارپایان هر چند امروز برای حمل و نقل کمتر مورد استفاده قرار می گیرند، ولی منافع مهم دیگر آنها نه تنها نسبت به گذشته کم نشده، بلکه گسترش بیشتری پیدا کرده است، هم امروز قسمت عمده تغذیه انسانها از فراورده های شیر و گوشت چهارپایان است، گذشته از لباس و سایر وسایل زندگی که از پشم و پوست آنها تهیه می شود، و به همین دلیل یکی از منابع مهم درآمد کشورهای بزرگ دنیا از طریق پرورش این حیوانات صورت می گیرد .

سپس به حلقه دیگری از حلقه های آفرینش پروردگار که تطورات خلقت جنین بوده باشد پرداخته، می گوید: او شما را در شکم مادرانتان خلقتی بعد از خلقت دیگر و آفرینشی بعد از آفرینش دیگر می بخشد، در میان تاریکیهای سه گانه، (یخلقکم فی بطون امهاتکم خلقا من بعد خلق فی ظلمات ثلث ) .

ناگفته پیداست که منظور از ((خلقا من بعد خلق )) آفرینشهای مکرر و پی درپی است، نه فقط دو آفرینش .

و نیز روشن است ((یخلقکم )) به حکم اینکه فعل مضارع است دلالت بر استمرار دارد و اشاره ای است کوتاه و پر معنی به تحولات عجیب، و چهره های متفاوت شگفت انگیز جنین در مراحل مختلف در شکم مادر، که به گفته علمای ((جنین شناسی )) از عجیبترین و ظریفترین چهره های آفرینش پروردگار است، تا آنجا

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 384@@@

که علم ((جنین شناسی )) یکدوره کامل توحید و خداشناسی محسوب می شود، و کمتر کسی است که ریزه کاریهای این مسائل را مطالعه کند و زبان به حمد و ستایش آفریننده آن نگشاید .

تعبیر به ((ظلمات ثلاث )) (ظلمتهای سه گانه ) اشاره به ظلمت شکم مادر، و ظلمت رحم، و مشیمه (کیسه مخصوصی که جنین در آن قرار گرفته است ) می باشد که در حقیقت سه پرده ضخیم است که بر روی جنین کشیده شده .

صورتگران معمولی باید در مقابل نور و روشنائی کامل صورتگری کنند، اما آفریدگار انسان در آن ظلمتگاه عجیب چنان نقش بر آب می زند و صورتگری می کند که همه مجذوب تماشای آن می شوند، و در جائی که هیچ دسترسی از ناحیه هیچکس به آن نیست رزق و روزیش ‍ را که برای پرورش و رشد سریع سخت به آن نیازمند است به طور مداوم به او می رساند .

سید الشهداء امام حسین (علیه السلام ) در دعای معروف عرفه که یکدوره کامل و عالی درس توحید است به هنگام بر شمردن نعمت و قدرت خداوند به پیشگاه او چنین عرض می کند: و ابتدعت خلقی من منی یمنی، ثم اسکنتنی فی ظلمات ثلاث : بین لحم و جلد و دم، لم تشهر بخلقی، و لم تجعل الی شیئا من امری، ثم اخرجتنی الی الدنیا تاما سویا!: آغاز آفرینش مرا از قطرات ناچیز منی قرار دادی سپس مرا در ظلمتهای سه گانه، در میان گوشت و پوست و خون ساکن نمودی آفرینش مرا آشکار نساختی، و در آن مخفیگاه به تطورات خلقتم ادامه دادی، و هیچیک از امور حیاتی مرا به من واگذار نکردی، سپس مرا به دنیا کامل و سالم منتقل ساختی . ** دعای عرفه ( مصباح الزائر ابن طاووس ) . ***

(در زمینه عجائب آفرینش در دوران جنین و مراحل مختلف آن در جلد 2 صفحه 316 به بعد ذیل آیه 6 سوره آل عمران و در جلد 14 صفحه 22 به بعد ((ذیل آیه 5 سوره حج )) بحث کرده ایم ) .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 385@@@

در پایان آیه و بعد از ذکر حلقه های سه گانه توحیدی پیرامون خلقت انسان، و چهارپایان، و تطورات جنین، می گوید: این است خداوند پروردگار شما که حکومت در سراسر عالم هستی از آن اوست، هیچ معبودی جز او وجود ندارد، با اینحال چگونه از راه حق منحرف می شوید؟! (ذلکم الله ربکم له الملک لا اله الا هو فانی تصرفون ) .

گوئی انسان را بعد از مشاهده این آثار بزرگ توحیدی به مقام شهود ذات پروردگار رسانده، سپس به ذات مقدسش اشاره کرده، می گوید: این است خداوند و معبود و پروردگار شما و به راستی اگر چشم بینائی باشد او را در پشت این آثار به خوبی تماشا می کند، چشم سر آثار را می بیند و چشم دل آفریننده آثار را!

با صد هزار جلوه برون آمدی که من



» با صد هزار دیده تماشا کنم تو را!



تعبیر به ((ربکم )) و همچنین ((له الملک )) در واقع دلیلی است برای انحصار معبود در ذات پاک خدا که در جمله ((لا اله الا هو)) بیان شده است (دقت کنید)

هنگامی که خالق اوست، مالک و مربی نیز اوست، حاکمیت در سراسر هستی نیز تنها برای اوست، پس غیر او چه نقشی در این عالم دارد که شایسته عبودیت شود؟!

اینجاست که گوئی به جمعی خواب و گروهی غافل از همه جا بیخبر فریاد می زند ((فانی تصرفون )) با اینحال چگونه شما اغفال شده اید و از راه توحید منحرف گشته اید؟! . ** توجه داشته باشید که انی گاه به معنی این ( کجا ) و گاه به معنی کیف ( چگونه ) می آید . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 386@@@

بعد از ذکر این نعمتهای بزرگ پروردگار، در آیه بعد به مساءله شکر و کفران پرداخته و جوانب آن را مورد بررسی قرار می دهد .

نخست می گوید: نتیجه کفران و شکر شما به خودتان باز می گردد، و اگر کفران کنید خداوند از شما بی نیاز است (و همچنین اگر شکر نعمت او را بجا آورید نیازی به آن ندارد) (ان تکفروا فان الله غنی عنکم ) .

سپس می افزاید این غنا و بی نیازی پروردگار مانع از آن نیست که شما را مکلف به شکر و ممنوع از کفران سازد، چرا که ((تکلیف )) خود لطف و نعمت دیگری است، آری او هرگز کفران را برای بندگانش ‍ نمی پسندد، و اگر شکر او را بجا آورید آن را برای شما می پسندد (و لا یرضی لعباده الکفر و ان تشکروا یرضه لکم ) . ** یرضه به ضم هاء در قرائت مشهور ءبدون اشباع ضمیر خوانده می شود ، زیرا در اصل یرضا بوده و الف به خاطر جزم افتاده و یرضه شده است ضمنا باید توجه داشت که این ضمیر به شکر بر میگردد ، و کلمه شکر هر چند در عبارت قبل صریحا نیامده اما جمله ان تشکروا دال بر آن است مانند ضمیر در اعدلوا هو اقرب للتقوی که به عدالت باز می گردد . ***

بعد از بیان این دو مطلب به مساءله سومی در این رابطه می پردازد، و آن مسئولیت هر کس در برابر عمل خویش است، چرا که مساءله تکلیف بدون این معنی کامل نمی شود، می فرماید: هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نمی کشد (و لا تزر وازرة وزر اخری ) .

و از آنجا که تکلیف بدون کیفر و پاداش معنی ندارد، در مرحله چهارم به مساءله معاد اشاره کرده، می گوید: سپس بازگشت همه شما به سوی پروردگارتان است، و او شما را از آنچه انجام می دادید آگاه می سازد (ثم الی ربکم مرجعکم فینبئکم بما کنتم تعملون ) .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 387@@@

و چون مساءله محاسبه و جزا بدون علم و آگاهی از اسرار نهان امکان پذیر نیست، آیه را با این جمله پایان می دهد: ((او به آنچه در سینه ها نهفته و بر آن حاکم است آگاه است )) (انه علیم بذات الصدور) .

و به این ترتیب مجموعه ای از فلسفه ((تکلیف )) و خصوصیات آن، و همچنین مسئولیت انسانها و مساءله ((جزا و پاداش و کیفر)) را در جمله هائی کوتاه و منسجم بیان می دارد .

ضمنا این آیه پاسخ دندان شکنی است به طرفداران مکتب جبر که در میان فرق اسلامی کم نبوده اند، چرا که با صراحت می گوید: او هرگز راضی به کفران کردن بندگانش نیست، و این خود دلیل روشنی است بر اینکه هرگز اراده کفر در مورد کافران نیز نکرده (آنچنان که پیروان مکتب جبر می گویند)

زیرا هنگامی که راضی به چیزی نباشد حتما اراده آن را نخواهد کرد، مگر ممکن است اراده او از رضای او جدا باشد؟

و عجب از متعصبانی است که برای پرده پوشی بر این عبارت روشن خواسته اند کلمه ((عباد)) را محصور در مؤمنان یا معصومان کنند در حالی که این کلمه مطلق است و به وضوح همه بندگان را شامل می شود آری خداوند کفر و کفران را برای هیچیک از بندگانش نمی پسندد همانگونه که شکر را برای همه آنها بدون استثنا می پسندد . ** درباره شکر و اهمیت و فلسفه و مفهوم واقعی و ابعاد ان در جلد دهم صفحه 278 به بعد - ذیل 5 آیه سوره ابراهیم - مشروحا بحث کردیم . ***

این نکته نیز قابل توجه است که اصل مسئولیت هر کس در برابر اعمال خویش از اصول منطقی و مسلم در همه ادیان آسمانی است . ** در این باره در جلد 12 صفحه 56 ( ذیل آیه 15 سوره اسراء ) بحث شده است . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 388@@@

البته گاه ممکن است انسان شریک جرم دیگری باشد اما این در صورتی است که به نحوی در ایجاد مقدمات یا اصل آن عمل دخالت داشته باشد، مانند کسانی که بدعت شومی می گذارند، و یا سنت زشت و غلطی که هر کس به آن عمل کند گناه آن را بر ((مسبب اصلی )) می نویسند بی آنکه از گناه عاملین به آن چیزی کاسته شود . ** در این باره نیز جلد 6 صفحه 64 - ( ذیل آیه 64 سوره انعام ) بحث کردیم . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 389@@@

آیه 8 - 9

آیه و ترجمه

وَ إِذَا مَس الانسنَ ضرُّ دَعَا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسیَ مَا کانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِن قَبْلُ وَ جَعَلَ للَّهِ أَندَاداً لِّیُضِلَّ عَن سبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِک قَلِیلاً إِنَّک مِنْ أَصحَبِ النَّارِ(8)

أَمَّنْ هُوَ قَنِتٌ ءَانَاءَ الَّیْلِ ساجِداً وَ قَائماً یحْذَرُ الاَخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَستَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الاَلْبَبِ(9)

ترجمه :



8 - هنگامی که انسان را زیانی رسد پروردگار خود را می خواند، و به سوی او باز می گردد، اما هنگامی که نعمتی از خود به او عطا کند آنچه را به خاطر آن قبلا خدا را می خواند به فراموشی می سپرد، و برای خداوند شبیه هائی قرار می دهد، تا مردم را از راه او منحرف سازد، بگو چند روزی از کفرت بهره گیر که از اصحاب دوزخی !

9 - آیا چنین کسی با ارزش است یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است، بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟ تنها صاحبان مغز متذکر می شوند! .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 390@@@

تفسیر:

آیا عالمان و جاهلان یکسانند؟!

در آیات گذشته سخن از توحید استدلالی و معرفت پروردگار از طریق مطالعه آیات عظمت او در آفاق و انفس بود، آیات مورد بحث نخست از توحید فطری سخن به میان می آورد و روشن می سازد آنچه را که انسان از طریق عقل و خرد و مطالعه نظام آفرینش درک می کند به صورت فطری در اعماق جانش وجود دارد که در تجلیگاه مشکلات، و طوفانهای حوادث، خود را نشان می دهد ولی این انسان فراموشکار وقتی طوفان حوادث فرو نشست دوباره گرفتار غفلت و غرور می شود .

می فرماید: ((هنگامی که انسان را زیانی رسد (نور توحید در قلبش ‍ درخشیدن می گیرد) پروردگار خود را می خواند در حالی که به سوی او باز می گردد و از گناه و غفلت خود پشیمان است )) (و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیبا الیه ) .

اما هنگامی که خدا نعمتی از خودش به او عطا کند گرفتاریهای گذشته را که به خاطر آن دست به دامن لطف الهی زده بود به فراموشی می سپارد (ثم اذا خوله نعمة منه نسی ما کان یدعوا الیه من قبل ) . ** در اینکه من ما در جمله نسی ما کان یدعوا الیه چه معنی می دهد ؟ درمیان مفسران مورد گفتگو است جمعی معتقدند ماء موصوله است و اشاره به ضر می باشد ( این معنی از همه معانی مناسبتر به نظر می رسد و در بالا همان را انتخاب کردیم ) و بعضی به معنی الله می دانند بعضی نیز آن را مامصدریه و به معنی دعا گرفته اند دقت در آیه 12- یونس ( و اذامس الانسان الضر دعانا لجنبه و اوقاعدا اوقائما فلما کشفنا عنه ضره مرکان لم یدعنا الی ضر مسه ) شاهد گویائی بر معنی اول است . ***

((برای خداوند شبیهان و شریکانی درست می کند، و به پرستش آنها برمی خیزد، تا علاوه بر گمراهی خویش مردم را نیز از راه خدا منحرف سازد (و جعل لله

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 391@@@

اندادا لیضل عن سبیله ) .

منظور از ((انسان )) در اینجا انسانهای عادی و تربیت نایافته در پرتو تعلیمات انبیاء است، و گرنه دست پروردگان مردان حق همچون خود آنان در سراء و ضراء در ناراحتیها و راحتیها، در ناکامیها و کامیابیها همواره به یاد او هستند، و دست به دامن لطف او دارند .

منظور از ((ضر)) در اینجا هر گونه گزند و زیان و ناراحتی است، خواه جنبه جسمانی داشته باشد یا روحی .

((خولناه )) از ماده ((خول )) (بر وزن عمل ) به معنی سرکشی و مراقبت مداوم از چیزی است، و از آنجا که چنین توجه خاصی مستلزم اعطا و بخشش است این ماده در معنی بخشیدن به کار رفته است .

جمعی نیز گفته اند از ((خول )) (بر وزن عمل ) که به معنی خدمتگزار است، آمده، بنابراین ((خوله )) به معنی ((خدمتگزارانی به او بخشید)) می باشد، و سپس در هر گونه بخشیدن نعمت به کار رفته است .

بعضی نیز این ماده را به معنی فخر و مباهات دانسته اند، بنابراین جمله فوق به معنی مفتخر ساختن کسی از طریق اعطای نعمتی است . ** به لسان العرب ، مفردات راغب و تفسیر روح المعانی مراجعه شود . ***

روی هم رفته این جمله علاوه بر مساءله اعطاء و بخشش توجه و عنایت مخصوص خداوند را نیز منعکس می کند .

تعبیر ((منیبا الیه )) نشان می دهد که انسان در حالات سخت که تمام پرده های غرور و غفلت کنار می رود هر چه غیر از خدا است رها کرده و به سوی او باز می گردد، و در مفهوم ((انابه )) و بازگشت این حقیقت نیز افتاده که جایگاه اصلی انسان و مبداء و مقصد او نیز خدا بوده است .

((انداد)) جمع ((ند)) (بر وزن ضد) به معنی مثل و مانند است، با این

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 392@@@

تفاوت که ((مثل )) مفهوم وسیعی دارد، ولی ((ند)) تنها به معنی مماثلت در حقیقت و گوهر چیزی است .

تعبیر به ((جعل )) نشان می دهد که انسان با پندار و خیال خام خود مثل و مانندی برای خدا می تراشد و جعل می کند، چیزی که به هیچوجه با واقعیت تطبیق نمی کند .

جمله ((لیضل عن سبیله )) نشان می دهد که گمراهان مغرور تنها به گمراهی خویش قناعت نمی کنند، بلکه سعی دارند دیگران را هم به این وادی بکشانند .

به هر حال بارها در آیات قرآن مجید به رابطه توحید فطری و حوادث سخت زندگی که تجلیگاه آن است اشاره شده، و دگرگونی و کم ظرفیتی این انسان مغرور که به هنگام وزش طوفانها رنگ الهی و توحیدی خالص به خود می گیرد و به هنگام فرو نشستن طوفان تغییر رنگ می دهد و لجوجانه در مسیر شرک گام برمی دارد، منعکس شده است .

و چه بسیارند این افراد متلون، و چه کمند کسانی که پیروزیها و نعمتها و آرامشها و طوفانها اقیانوس آرام وجود آنها را دگرگون نسازد .

آری یک ظرف آب یا یک استخر کوچک با نسیمی به هم می خورد ولی اقیانوس کبیر به خاطر عظمتش در مقابل طوفانهای سخت آرام است، و از همین جهت نام آرام به خود گرفته است .

در پایان آیه اینگونه افراد را با تهدیدی صریح و قاطع و برنده مخاطب ساخته، می گوید: ((به او بگو از کفر و کفرانت کمی بهره گیر و چند روزی را به غفلت و غرور طی کن اما بدان که از اصحاب دوزخی (قل تمتع بکفرک قلیلا انک من اصحاب النار) .

مگر چنین انسان کوته فکر گمراه و گمراه کننده سرنوشتی غیر از این

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 393@@@

می تواند داشته باشد .

در آیه بعد از روش مقایسه که روش شناخته شده قرآن برای تفهیم مسائل مختلف است استفاده کرده می گوید: ((آیا چنین کسی شایسته و با ارزش است یا کسی که در ساعات شب به عبادت پروردگار و سجده و قیام مشغول است، با او راز و نیاز می کند، از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امید دارد)) (أ من هو قانت آناء اللیل ساجدا و قائما یحذر الاخرة و یرجوا رحمة ربه ) . ** این جمله محذوفی و در تقدیر چنین است اهذا الذی ذکرناه خیر امن هو قانت اناء اللیل ... ***

آن انسان مشرک و فراموشکار و متلون و گمراه و گمراه کننده کجا و این انسان بیدار دل و نورانی و با صفا که در دل شب که چشم غافلان در خواب است پیشانی بر درگاه دوست گذارده، و با خوف و رجاء او را می خواند، کجا؟!

آنها نه به هنگام نعمت از مجازات و کیفر او خود را در امان می دانند، و نه به هنگام بلا از رحمتش قطع امید می کنند، و این دو عامل همواره وجود آنان را در حرکتی مداوم تواءم با هوشیاری و احتیاط به سوی دوست می برد .

((قانت )) از ماده ((قنوت )) به معنی ملازمت اطاعت تواءم با خضوع است .

((آناء)) جمع ((انا)) (بر وزن صدا و فنا) به معنی ساعت و مقداری از وقت است .

تکیه روی ساعت شب به خاطر آن است که در آن ساعات حضور قلب بیشتر و آلودگی به ریا از هر زمان کمتر است .

مقدم داشتن ساجدا بر قائما به خاطر آن است که سجده مرحله بالاتر از عبادت است و مطلق بودن رحمت و مقید نشدن آن به آخرت دلیل بر وسعت رحمت الهی و شمول آن نسبت به دنیا و آخرت است .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 394@@@

در حدیثی که در علل الشرایع از امام باقر (علیه السلام ) و همچنین در کتاب کافی از آن حضرت نقل شده می خوانیم : که آیه فوق (أ من هو قانت اناء اللیل ) به نماز شب تفسیر شده است . ** علل الشرایع و کافی طبق نقل نور الثقلین جلد 4 صفحه 479 . ***

روشن است این تفسیر مانند بسیاری از تفاسیر دیگری که در ذیل آیات مختلف قرآن بیان شده از قبیل بیان مصداق روشن است و مفهوم آیه را محدود به نماز شب نمی کند .

در دنباله آیه پیامبر را مخاطب ساخته می فرماید: ((بگو آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند یکسانند؟!)) (قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون ) .

نه یکسان نیستند ((تنها صاحبان فکر و مغز متذکر می شوند)) (انما یتذکر اولو الالباب ) .

گر چه سؤال فوق سؤالی است وسیع و گسترده، و مقایسه ای است آشکار میان آگاهان و ناآگاهان و عالمان و جاهلان، ولی نظر به اینکه قبل از ذکر این سؤال، سؤال دیگری در مورد نابرابری مشرکان با مؤمنان شب زندهدار مطرح شده، دوم بیشتر به همین مساءله اشاره می کند، یعنی آیا کسانی که می دانند آن مشرکان لجوج و کوردل با این مؤمنان پاک و روشن ضمیر و مخلص نابرابرند با کسانی که از این واقعیت روشن آگاه نیستند مساویند؟

به هر حال این جمله که با استفهام انکاری شروع شده، و جزء شعارهای اساسی اسلام است عظمت مقام علم و عالمان را در برابر جاهلان روشن می سازد، و از آنجا که این نابرابری به صورت مطلق ذکر شده معلوم می شود این دو گروه نه در پیشگاه خدا یکسانند، و نه در نظر خلق آگاه، نه در دنیا در یک صف قرار

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 395@@@

دارند، و نه در آخرت، نه در ظاهر یکسانند و نه در باطن .

نکته ها:



در این دو آیه اشارات لطیفی به نکته های جالبی شده است که با کمی دقت روشن می گردد:

1 - در آیه نخست، یکی از فلسفه های مهم حوادث تلخ و ناگوار کنار رفتن پرده های غرور و غفلت از مقابل چشم دل، و شعله ور گشتن فروغ ایمان، و بازگشت و انابه به سوی پروردگار ذکر شده، و پاسخی است به آنها که وجود حوادث تلخ زندگی را اشکالی بر مساءله نظام آفرینش یا عدالت پروردگار می پندارند .

2 - آیه دوم با عمل و خودسازی شروع می شود و با علم و معرفت پایان می یابد، چرا که تا خودسازی نباشد نور معرفت بر دل نمی تابد، و اصولا این دو از یکدیگر جدا نیستند .

3 - تعبیر به ((قانت اناء اللیل )) که به صورت اسم فاعل آمده با توجه به مطلق بودن کلمه ((اللیل )) دلیل بر تداوم و استمرار عبودیت و خضوع آنها در پیشگاه خدا است، چرا که اگر عمل مداوم نباشد تاءثیر آن ناچیز است .

4 - علم و آگاهی اضطراری که به هنگام نزول بلا حاصل می شود و انسان را به مبدأ آفرینش پیوند می دهد در صورتی مصداق حقیقی علم است که بعد از فرو نشستن طوفان حادثه ادامه یابد، لذا آیات فوق کسانی را که در لحظه بلا بیدار می شوند و بعد از آن در فراموشی فرو می روند در صف جاهلان قرار داده، بنابراین

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 396@@@

عالمان واقعی آنها هستند که در همه حال به او توجه دارند .

5 - جالب اینکه در پایان آیه اخیر می گوید: تفاوت علم و جهل را نیز ((صاحبان )) مغز می فهمند! چرا که جاهل ارزش علم را هم نمی داند!، در حقیقت هر مرحله ای از علم مقدمه برای مرحله دیگر است .

6 - علم در این آیه و آیات دیگر قرآن به معنی دانستن یک مشت اصطلاحات یا روابط مادی در میان اشیاء، و به اصطلاح ((علوم رسمی )) نیست، بلکه منظور از آن معرفت و آگاهی خاصی است که انسان را به ((قنوت )) یعنی اطاعت پروردگار، و ترس از دادگاه او و امید به رحمت خدا دعوت می کند، این است حقیقت علم، و علوم رسمی نیز اگر در خدمت چنین معرفتی باشد علم است، و اگر مایه غرور و غفلت و ظلم و فساد در ارض شود و از آن ((کیفیت و حالی )) حاصل نشود ((قیل و قالی )) بیش نیست .

7 - بر خلاف آنچه بیخبران می پندارند و مذهب را عامل تخدیر می شمرند مهمترین دعوت انبیا به سوی علم و دانش بوده است، و بیگانگی خود را با جهل در همه جا اعلام کرده اند، علاوه بر آیات قرآن که از هر فرصتی برای بیان این حقیقت استفاده می کند تعبیراتی در روایات اسلامی دیده می شود که بالاتر از آن در اهمیت علم تصور نمی شود .

در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام می خوانیم لا خیر فی العیش الا لرجلین عالم مطاع او مستمع واع زندگی جز برای دو کس فایده ندارد: دانشمندی که نظرات او اجرا گردد، و دانشطلبانی که گوش به سخن دانشمندی دهند . ** کافی جلد اول باب صفة العلم و فضله حدیث 7 . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 397@@@

در حدیث دیگری از امام صادق می خوانیم : ان العلماء ورثة الانبیاء و ذاک ان الانبیاء لم یورثوا درهما و لا دینارا، و انما اورثوا احادیث من احادیثهم، فمن اخذ بشی ء منها فقد اخذ حظا وافرا، فانظروا علمکم هذا عمن تاخذونه فان فینا اهل البیت فی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تاویل الجاهلین :

((دانشمندان وارثان پیامبرانند، چرا که پیامبران درهم و دیناری از خود به یادگار نگذاشتند، بلکه علوم و احادیثی از آنها به یادگار ماند، هر کس بهره ای از آن داشته باشد بهره فراوانی از میراث پیامبران دارد، سپس امام می افزاید: بنگرید علم خود را از چه کسی می گیرید (از علمای واقعی، یا عالم نماها؟) بدانید در میان ما اهل بیت در هر عصری افراد عادل و مورد اعتمادی هستند که تحریف تندروان، و ادعاهای بی اساس منحرفان، و توجیهات جاهلان را از این آئین پاک نفی می کنند . ** کافی جلد اول باب صفة العلم و فضله حدیث 2 . ***

8 - در آیه اخیر از سه گروه سخن به میان آمده : عالمان و جاهلان و اولو الالباب، در حدیثی از امام صادق (علیه السلام ) در تفسیر این سه گروه می خوانیم : نحن الذین یعلمون و عدونا الذین لا یعلمون، و شیعتنا اولو الالباب :

((مائیم عالمان و دشمنان ما جاهلانند و شیعیان ما اولو الالباب هستند )). ** تفسیر مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث . ***
روشن است که این تفسیر به عنوان بیان مصداقهای واضح آیه است و عمومیت مفهوم آیه را نفی نمی کند .

9 - در حدیثی آمده است امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) شبی از مسجد کوفه به

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 398@@@

سوی خانه خویش حرکت کرد در حالی که کمیل بن زیاد که از دوستان خاص آن حضرت بود او را همراهی می کرد، در اثناء راه از کنار خانه مردی گذشتند که صدای تلاوت قرآنش بلند بود، و این آیه را امن هو قانت آناء اللیل . . . با صدای دلنشین و حزین می خواند، کمیل در دل از حال این مرد بسیار لذت برد، و از روحانیت او خوشحال شد، بی آنکه چیزی بر زبان براند، امام (علیه السلام ) رو به سوی او کرد و فرمود: سر و صدای این مرد مایه اعجاب تو نشود او اهل دوزخ است ! و به زودی خبر آن را به تو خواهم داد!

کمیل از این مساءله در تعجب فرو رفت نخست اینکه امام (علیه السلام ) به زودی از فکر و نیت او آگاه گشت و دیگر اینکه شهادت به دوزخی بودن این مرد ظاهر الصلاح داد مدتی گذشت تا سرانجام کار خوارج به آنجا رسید که در مقابل امیر مؤمنان (علیه السلام ) ایستادند و حضرت با آنها پیکار کرد در حالی که قرآن را آن گونه که نازل شده بود حفظ داشتند، امیرمؤمنان علی علیه السلام رو به کمیل کرد، در حالی که شمشیر در دست حضرت بود و سرهای آن کافران طغیانگر بر زمین افتاده بود، با نوک شمشیر به یکی از آن سرها اشاره کرد و فرمود: ای کمیل ! امن هو قانت اناء اللیل یعنی این همان شخصی است که در آن شب تلاوت قرآن می نمود، و حال او اعجاب تو را برانگیخت کمیل حضرت را بوسید و استغفار کرد . ** سفینة البحار جلد 2 صفحه 496 حالات کمیل . ***





@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 399@@@