فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد19

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 49 - 54

آیه و ترجمه

هَذَا ذِکْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ لَحُسنَ مَئَابٍ(49)

جَنَّتِ عَدْنٍ مُّفَتَّحَةً لهَُّمُ الاَبْوَب (50)

مُتَّکِئِینَ فِیهَا یَدْعُونَ فِیهَا بِفَکِهَةٍ کثِیرَةٍ وَ شرَابٍ(51)

وَ عِندَهُمْ قَصِرَت الطرْفِ أَتْرَابٌ(52)

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ الحِْسابِ(53)

إِنَّ هَذَا لَرِزْقُنَا مَا لَهُ مِن نَّفَادٍ(54)

ترجمه :



49 - این یک یادآوری است، و برای پرهیزگاران بازگشت نیکوئی است .

50 - باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است .

51 - در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده اند و انواع میوه ها و نوشیدنیهای گوناگون در اختیار آنان است .

52 - و نزد آنان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند و همگی هم سن و سالند .

53 - این چیزی است که برای روز حساب به شما وعده داده میشود (وعدهای تخلف ناپذیر) .

54 - این روزی ما است که هرگز پایان نمی گیرد .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 314@@@

تفسیر:

این وعده برای پرهیزکاران است

از اینجا فصل دیگری از آیات این سوره آغاز می شود که پرهیزگاران و متقین را با گردنکشان طاغی مقایسه کرده، و سرنوشت هر دو گروه را در قیامت شرح می دهد، و در مجموع بحثهای آیات گذشته را تکمیل می کند .

نخست به عنوان یک جمعبندی از سرگذشت انبیای پیشین و نکات آموزنده زندگی آنها می فرماید: این یک تذکر و یادآوری است (هذا ذکر) . ** بعضی از مفسران در تفسیر این جمله گفته اند منظور ذکر جمیل پیامبران گذشته است . ***

آری هدف از بیان فرازهائی از تاریخ پرشکوه آنان داستانسرائی نبود، هدف ذکر و تذکر بود، همانگونه که از آغاز این سوره روی این مساءله تکیه شده ((ص و القران ذی الذکر .))

هدف بیدار ساختن اندیشه ها، بالا بردن سطح معرفت و آگاهی، و افزودن نیروی مقاومت و پایداری در مسلمانانی است که این آیات برای آنها نازل شده است . ** جمعی از مفسران هذا ذکر را اشاره به این دانسته اند که آنچه درباره انبیای گذشته بیان شد ذکر خیر و ثناء جمیل درباره آنها بوده ، و آیات بعد مقامات آنها را در آخرت باز گو می کند ، ولی این معنی بعید به نظر میرسد بلکه ظاهر آیات کلی است همان گونه که در بالا گفته ایم . ***

سپس مساءله را از صورت خصوصی و بیان زندگی انبیاء درآورده، شکل کلی به آن می دهد، سرنوشت متقین را به طور عموم مورد بحث قرار داده، می فرماید: برای پرهیزگاران حسن مرجع و محل بازگشت نیکوئی است (و ان للمتقین لحسن مآب ) . ** مآب به معنی محل بازگشت است ، و اضافه حسن به ماب از قبیل اضافه صفت به موصوف می باشد . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 315@@@

بعد از این جمله کوتاه و سربسته که خوبی حال آنها را اجمالا ترسیم می کند، با استفاده از روش اجمال و تفصیل که روش قرآن است به شرح آن پرداخته می گوید: بازگشت آنها به باغهای جاویدان بهشت است که درهایش به روی آنان گشوده است (جنات عدن مفتحة لهم الابواب ). ** جنات عدن بدل یا عطف بیان برای مآب است . ***

((جنات )) اشاره به باغهای بهشت است و ((عدن )) (بر وزن عدل ) به معنی استقرار و ثبات است، و ((معدن )) را به این جهت معدن گفته اند که فلزات و مواد گرانقیمت در آنجا مستقر است، به هر حال این تعبیر در اینجا اشاره به جاویدان بودن باغهای بهشت است .

تعبیر به ((مفتحة لهم الابواب )) اشاره به آن است که حتی زحمت گشودن درها برای بهشتیان وجود ندارد، گوئی بهشت در انتظار آنهاست، و هنگامی که چشمش به آنان می افتد آغوش باز می کند و آنها را به درون دعوت می کند!

سپس آرامش و احترام خاص بهشتیان را به این صورت بیان می کند: ((این در حالی است که آنها بر تختها در آن تکیه کرده اند، و انواع میوه های فراوان و نوشیدنی در اختیار آنها است )) هر زمان آن را می طلبند، فورا نزد آنها حاضر می شود (متکئین فیها یدعون فیها بفاکهة کثیرة و شراب ) . ** ضمیر فیها در هر دو مورد به جنات عدن باز می گردد ، و توصیف فاکهة به کثیرة دلیل بر توصیف شراب به این وصف نیز می باشد ، متکئین حال برای ضمیر لهم است ، یعنی آنها در بهشت جاویدان که درهای آن مستقر می شوند در حالی که تکیه بر مسندها زده اند ، و در حالی که دستور آوردن میوه های مختلف و انواع نوشیدنیها را میدهند . ***

آیا فورا به وسیله خدمتکاران بهشتی در برابر آنها حاضر میگردد، یا

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 316@@@

تنها اراده آنها کافی برای حضور آن است ؟ هر دو احتمال وجود دارد .

تکیه روی ((فاکهة )) و ((شراب )) (میوه و نوشیدنی ) ممکن است اشاره به این باشد که بیشترین غذای بهشتیان میوه است، هر چند غذاهای دیگر طبق صریح آیات قرآن نیز در آنجا وجود دارد .

همانگونه که بهترین و سالمترین غذای انسان در این دنیا نیز میوه است ! تعبیر به ((کثیرة )) اشاره به انواع مختلف میوههای بهشتی است، همانگونه که نوشیدنی و شراب طهور آن نیز اشکال متنوعی دارد که در آیات مختلف قرآن به آن اشاره شده است .

بعد از آن سخن از همسران پاک بهشتی به میان آورده، می گوید: نزد بهشتیان همسرانی است که فقط چشم به شوهرانشان دوخته اند همگی جوان و با شوهران خود هم سن و سالند (و عندهم قاصرات الطرف اتراب ) .

((طرف )) (بر وزن برف ) به معنی پلک چشم است، و گاه به معنی نگاه کردن نیز آمده است، توصیف زنان بهشتی به ((قاصرات الطرف )) (آنها که نگاهی کوتاه دارند) اشاره به این است که تنها چشم به همسران خود دوخته اند، فقط به آنها عشق می ورزند و به غیر آنان نمی اندیشند که این از بزرگترین مزایای همسر است، بعضی از مفسران نیز آن را به معنی حالت خمار بودن چشم که حالت جالب مخصوصی است دانسته اند، جمع میان این دو معنی نیز بی مانع است .

((اتراب )) به معنی ((هم سن و سال )) توصیف دیگری است برای زنان بهشتی نسبت به همسرانشان، چرا که توافق سنی جاذبه را میان دو همسر افزون می کند، و یا توصیفی است برای خود آن زنان که همه آنها هم سن و سال و جوانند . ** اتراب جمع ترب ( بر وزن شعر ) است . ***

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 317@@@

در آخرین آیات مورد بحث به تمام هفت نعمت بزرگ بهشتیان که در آیات قبل آمده بود اشاره کرده، می گوید: این چیزی است که برای روز حساب به شما وعده داده می شود (هذا ما توعدون لیوم الحساب ) .

و عده ای تخلفناپذیر و نشاط انگیز، و عده ای از سوی خداوند بزرگ .

و برای تاءکید بر جاودانگی این مواهب می افزاید این رزق و روزی ماست عطائی است که هرگز پایان نمی گیرد و فنائی برای آن متصور نیست (ان هذا لرزقنا ما له من نفاد) . ** نفاد به معنی فنا و نابودی است و لام در لرزقنا برای تاکید است . ***

بنابراین غم زوال و نابودی که همچون سایه شومی بر نعمتهای این جهان افتاده در آنجا وجود ندارد، و از برکت خزائن پربار الهی پیوسته مدد می گیرد و محدودیتی برای آن نیست، و حتی کاستی در آن ظاهر نمی شود، چون اراده خدا بر آن تعلق گرفته .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 318@@@

آیه 55 - 61

آیه و ترجمه

هَذَا وَ إِنَّ لِلطغِینَ لَشرَّ مَئَابٍ(55)

جَهَنَّمَ یَصلَوْنهَا فَبِئْس المِْهَادُ(56)

هَذَا فَلْیَذُوقُوهُ حَمِیمٌ وَ غَساقٌ(57)

وَ ءَاخَرُ مِن شکلِهِ أَزْوَجٌ(58)

هَذَا فَوْجٌ مُّقْتَحِمٌ مَّعَکُمْ لا مَرْحَبَا بهِمْ إِنهُمْ صالُوا النَّارِ(59)

قَالُوا بَلْ أَنتُمْ لا مَرْحَبَا بِکمْ أَنتُمْ قَدَّمْتُمُوهُ لَنَا فَبِئْس الْقَرَارُ(60)

قَالُوا رَبَّنَا مَن قَدَّمَ لَنَا هَذَا فَزِدْهُ عَذَاباً ضِعْفاً فی النَّارِ(61)

ترجمه :



55 - این (پاداش پرهیزگاران است ) و برای طغیانگران بدترین محل بازگشت است .

56 - دوزخ است که در آن وارد می شوند و چه بستر بدی است ؟!

57 - این نوشابه حمیم و غساق است دو مایع سوزان و تیره رنگ ) که باید از آن بچشند .

58 - و جز اینها کیفرهای دیگری همشکل آن را دارند .

59 - (به آنها گفته می شود) این فوجی است که همراه شما وارد دوزخ

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 319@@@

همان رؤسای ضلالند) خوشامد بر آنها مباد، همگی در آتش خواهند سوخت .

60 - آنها (به رؤسای خود) می گویند: بلکه خوشامد بر شما مباد که این عذاب را شما برای ما فراهم ساختید، چه بد قرارگاهی است اینجا؟!

61 - (سپس ) می گویند: پروردگارا هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا .

تفسیر: