فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد19

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 33 - 40

آیه و ترجمه

فَإِنهُمْ یَوْمَئذٍ فی الْعَذَابِ مُشترِکُونَ(33)

إِنَّا کَذَلِک نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ(34)

إِنهُمْ کانُوا إِذَا قِیلَ لهَُمْ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ یَستَکْبرُونَ(35)

وَ یَقُولُونَ أَ ئنَّا لَتَارِکُوا ءَالِهَتِنَا لِشاعِرٍ مجْنُونِ(36)

بَلْ جَاءَ بِالحَْقِّ وَ صدَّقَ الْمُرْسلِینَ(37)

إِنَّکمْ لَذَائقُوا الْعَذَابِ الاَلِیمِ(38)

وَ مَا تجْزَوْنَ إِلا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(39)

إِلا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ(40)

ترجمه :



33 - همه آنها (پیشوایان و پیروان گمراه ) در آن روز در عذاب الهی مشترکند .

34 - (آری ) ما اینگونه با مجرمان رفتار می کنیم .

35 - چرا که وقتی به آنها لا اله الا الله گفته می شد استکبار می کردند .

36 - و پیوسته می گفتند: آیا ما خدایان خود را به خاطر شاعر دیوانه ای رها کنیم ؟!

37 - چنین نیست، او حق آورده، و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 45@@@

38 - اما شما (مستکبران کوردل ) به طور مسلم عذاب دردناک (الهی ) را خواهید چشید .

39 - و جز به اعمالی که انجام می دادید جزا داده نمی شوید .

40 - جز بندگان مخلص پروردگار (که از همه این مجازاتها برکنارند) .

تفسیر:

سرنوشت این پیشوایان و آن پیروان

به دنبال بیان مخاصمه پیروان و پیشوایان گمراه در قیامت در کنار دوزخ که در آیات گذشته آمد، در آیات مورد بحث سرنوشت هر دو گروه را یکجا بیان کرده، و عوامل بدبختی آنها را شرح می دهد که هم بیان درد است و هم ذکر درمان .

نخست می فرماید: همه آنها در آن روز، تابع و متبوع، پیرو و پیشوا، در عذاب الهی مشترکند (فانهم یومئذ فی العذاب مشترکون ) .

البته اشتراک آنها در اصل عذاب مانع تفاوتها و اختلاف درکات آنها در دوزخ و عذاب الهی نیست، چرا که مسلما کسی که مایه انحراف هزاران انسان شده است هرگز در مجازات همسان یک فرد عادی گمراه نخواهد بود .

این آیه در حقیقت شبیه آیه 48 سوره غافر است که مستکبران خودخواه به مستضعفین در عقائد بعد از محاجه و مخاصمه می گویند: ما همگی در دوزخیم چرا که خداوند میان بندگانش حکمی عادلانه کرده است : قال الذین استکبروا انا کل فیها ان الله قد حکم بین العباد و این منافاتی با آیه 13 سوره عنکبوت ندارد که می فرماید: و لیحملن اثقالهم و اثقالا مع اثقالهم : آنها در قیامت هم بارهای سنگین خود را بر دوش می کشند و هم بارهای دیگری را اضافه بر بارهای سنگین خویش که بر اثر اغوا و اضلال دیگران و تشویق به گناه و بدعت گذاردن حاصل شده است .


سپس برای تاءکید بیشتر می افزاید: ما اینگونه با مجرمان رفتار می کنیم (انا کذلک نفعل بالمجرمین ) .

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 46@@@

این سنت همیشگی ما است، سنتی که از قانون عدالت نشات گرفته است .

و بعد به بیان ریشه اصلی بدبختی آنها پرداخته می گوید: آنها چنان بودند که وقتی کلمه توحید و لا اله الا الله به آنان گفته می شد استکبار می کردند (انهم کانوا اذا قیل لهم لا اله الا الله یستکبرون ) .

آری ریشه تمام انحرافات آنها تکبر و خود برتربینی، و زیر بار حق نرفتن و بر سر سنتهای غلط و تقالید باطل اصرار و لجاجت ورزیدن، و به همه چیز غیر از آن با دیده تحقیر نگریستن بود .

نقطه مقابل روح استکبار همان خضوع و تسلیم در برابر حق است که اسلام واقعی همین است و بس، آن استکبار مایه تیره روزی است، و این خضوع و تسلیم خمیر مایه سعادت .

جالب اینکه در بعضی از آیات قرآن عذاب الهی مستقیما در ارتباط با استکبار معرفی شده، چنانکه در آیه 20 سوره اعراف می خوانیم : فالیوم تجزون عذاب الهون بما کنتم تستکبرون فی الارض بغیر الحق : امروز عذاب خوار کننده جزای شما است به خاطر آنکه در زمین به ناحق استکبار می کردید .

ولی آنها برای این گناه بزرگ خود عذری بدتر از گناه می آوردند، و پیوسته می گفتند: آیا ما خدایان و بتهای خود را به خاطر شاعر دیوانه ای رها کنیم ؟! (و یقولون ائنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون ) .

شاعرش می نامیدند چون سخنانش آنچنان در دلها نفوذ داشت و عواطف انسانها را همراه خود می برد که گوئی موزون ترین اشعار را می سراید، در حالی که گفتارش ابدا شعر نبود و مجنونش می خواندند به خاطر اینکه رنگ محیط بخود

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 47@@@

نمی گرفت، و در برابر عقاید خرافی انبوه متعصبان لجوج ایستاده بود کاری که از نظر توده های گمراه یک نوع انتحار و خودکشی جنون آمیز است، در حالی که بزرگترین افتخار پیغمبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) همین بود که تسلیم این شرائط نشد!

سپس قرآن برای نفی این سخنان بی اساس و دفاع از مقام وحی و رسالت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می افزاید: چنین نیست، او حق آورده و پیامبران پیشین را تصدیق کرده است (بل جاء بالحق و صدق المرسلین ) .

محتوای سخنان او از یکسو، و هماهنگی آن با دعوت انبیاء از سوی دیگر دلیل صدق گفتار او است .

اما شما ای مستکبران کوردل و گمراهان بدزبان بطور مسلم عذاب دردناک الهی را خواهید چشید (انکم لذائقوا العذاب الالیم ) .

ولی گمان نکنید که خداوند انتقامجو است و می خواهد انتقام پیامبرش ‍ را از شما بگیرد چنین نیست شما جز به اعمالتان جزا داده نمی شوید (و ما تجزون الا ما کنتم تعملون ) .

در حقیقت همان اعمال شما است که در برابر شما مجسم می شود و با شما می ماند و شما را شکنجه و آزار می دهد، کیفر شما همان عمل خودتان است، همان استکبار و کفر و بی ایمانی، همان تهمت شعر و جنون به آیات الهی و پیامبرش بستن، همان ظلم و بیدادگریها و زشتکاریها .

و در آخرین آیه مورد بحث که در حقیقت مقدمه ای است برای بحثهای آینده یک گروه را استثناء کرده، می گوید: جز بندگان مخلص پروردگار که

@@تفسیر نمونه جلد 19 صفحه 48@@@

از همه این کیفرها بدور و برکنارند (الا عباد الله المخلصین ) .**این جمله به صورت استثنای منقطع از ضمیر تجزون یا لذائقوا است.***

واژه عباد الله به تنهائی برای بیان ارتباط این گروه به خداوند کافی است، ولی هنگامی که مخلصین در کنار آن قرار می گیرد عمق و جان دیگری به آن می بخشد، آن هم مخلص بصورت صیغه اسم مفعول کسی که خدا او را خالص کرده است، خالص از هر گونه شرک و ریا، و از هر گونه وسوسه های شیطانی و شوائب هوای نفس .

آری تنها این گروهند که به اعمالشان جزا داده نمی شوند، بلکه خدا با فضل و کرم با آنها رفتار می کند و بیحساب پاداش می گیرند .

نکته :