فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد18

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

سوء استفاده از آیات و تفسیرهای انحرافی

گرچه در خلال تفسیر آیات روشن شد که منظور از آخرین آیه مورد بحث (ان تدعوهم لا یسمعوا دعائکم ...) بتها است که نه گوش شنوائی برای تقاضاهای عابدان خود دارند، و نه اگر میداشتند قادر بر حل مشکلی بودند، و نه در جهان هستی سر سوزنی مالکیت و حاکمیت دارند.

ولی جمعی از وهابیین قشری، برای بریدن ارتباط مسلمین از پیامبر اسلام و پیشوایان بزرگ از طریق توسل و شفاعت طلبیدن، به این آیه و مانند آن تمسک جسته اند، و گفته اند قرآن می گوید: تمام کسانی را که غیر از خدا می خوانید - حتی پیامبران ! - سخن شما را نمی شنوند و اگر بشنوند اجابت نمی کنند.

و یا چنانکه در آیه 197 سوره اعراف آمده و الذین تدعون من دونه لا یستطیعون نصرکم و لا انفسهم ینصرون : کسانی را که غیر از خدا میخوانید

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 217@@@

نمی توانند شما را یاری کنند و نه حتی خویشتن را در برابر مشکلات یاری دهند و مانند اینگونه آیات .

و به این ترتیب هرگونه توسل را به ارواح پیامبران و امامان را نفی می کنند، و آن را مخالف توحید می شمرند! در حالی که یک نگاه ساده به آیاتی که قبل از این آیات و بعد از آن است برای درک این حقیقت کافی است که منظور از آن بتها می باشد چرا در همه اینها سخن از بتها در میان است، سخن از سنگ و چوبهائی است که آنها را شریک خدا می پنداشتند و برای آنها قدرتی در برابر قدرت خدا قائل بودند.

ولی چه کسی است که نداند انبیاء و اولیاء، همچون شهدای راه خدا که قرآن با صراحت از حیات آنها سخن می گوید، دارای حیات برزخی هستند، و می دانیم در حیات برزخی فعالیت روح گستردهتر و وسیعتر است، چرا که از حواجب مادی و تعلقات دنیوی رهائی یافته، این از یک سو.

از سوی دیگر بدون شک توسل به این ارواح پاک نه به این معنی است که برای آنها در مقابل خداوند استقلالی قائل شویم، بلکه هدف آن است که از آبرو جاه آنها در پیشگاه خدا مدد بطلبیم و از احترام و عظمتی که در درگاه خدا دارند کمک بخواهیم که این عین توحید و عبودیت پروردگار است (دقت کنید).

بنا بر این همانگونه که قرآن صریحا در مساله شفاعت می گوید آنها به اذن و فرمان خدا شفاعت میکنند (من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه ): چه کسی است که بتواند در درگاه خدا جز به فرمان او شفاعت کند (بقره - 255) همچنین توسل به آنان نیز از همین طریق و همین رهگذر است .

چه کسی می تواند آیات صریح توسل را انکار کند؟ و یا آن را شرک بپندارد و در مقابل قرآن بایستد و دم از توحید زند؟ جز جاهلان مغروری که این نغمه های شوم را که منجر به ایجاد تفرقه بین مسلمین است سر داده اند!

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 218@@@

لذا در حالات صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) میخوانیم که آنها در مشکلات به کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) می آمدند، و توسل می جستند، و از روح پاک او در درگاه خدا یاری می طلبیدند.

چنانکه ((بیهقی )) محدث معروف اهل سنت نقل میکند که در زمان خلیفه دوم خشکسالی و قحطی شد، بلال به همراهی عده ای از صحابه به کنار قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) آمد و چنین گفت : (یا رسول الله استق لامتک ... فانهم قد هلکوا...) ای رسول خدا برای امتت باران بخواه ... که هلاک شدند.**از کتاب التوصل الی حقیقة التوسل***

بعضی از مفسران اهل سنت مانند ((آلوسی )) احادیث زیادی در این زمینه نقل کرده، و پس از گفتگو و سختگیری در مورد این احادیث سرانجام چنین می گوید: بعد از تمام این گفتگوها، من مانعی در توسل به پیشگاه خداوند به مقام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) نمیبینم، چه در حال حیات و چه بعد از ممات ... سپس کسان دیگری را که در پیشگاه خدا مقامی دارند نیز بر آن افزوده و اعتراف به جواز توسل به آنها میکند.**روح المعانی***

بحث مشروح دیگری نیز در این زمینه در جلد چهارم صفحه 366 ذیل آیه 35 سوره مائده داشته ایم .

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 219@@@

آیه 15 - 18

آیه و ترجمه

یَأَیهَا النَّاس أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلی اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنیُّ الْحَمِیدُ (15)

إِن یَشأْ یُذْهِبْکمْ وَ یَأْتِ بخَلْقٍ جَدِیدٍ(16)

وَ مَا ذَلِک عَلی اللَّهِ بِعَزِیزٍ(17)

وَ لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَی وَ إِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلی حِمْلِهَا لا یحْمَلْ مِنْهُ شیْءٌ وَ لَوْ کانَ ذَا قُرْبی إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِینَ یخْشوْنَ رَبهُم بِالْغَیْبِ وَ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ مَن تَزَکی فَإِنَّمَا یَتزَکی لِنَفْسِهِ وَ إِلی اللَّهِ الْمَصِیرُ(18)

ترجمه :

15 - ای مردم ! شما (همگی ) نیازمندان به خدا هستید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته هرگونه حمد و ستایش است .

16 - اگر بخواهد شما را می برد و خلق جدیدی می آورد.

17 - و این برای خداوند غیر ممکن (و مشکل ) نیست .

18 - هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد، و اگر شخص ‍ سنگین باری دیگری را برای حمل گناه خود بخواند چیزی از آن را بر دوش نخواهد گرفت، هر چند از نزدیکان او باشد، تو فقط کسانی را انذار میکنی که از پروردگار خود در پنهانی می ترسند، و نماز را بر پا میدارند، و هر کس پاکی (و تقوی )

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 220@@@

پیشه کند نتیجه آن به خودش باز می گردد و بازگشت (همگان ) به سوی خدا است .

تفسیر:

هیچکس بار گناه دیگری را بر دوش نخواهد کشید.

در تعقیب دعوت موکدی که در آیات گذشته به سوی توحید و مبارزه با هر گونه شرک و بت پرستی آمده بود ممکن است این توهم برای بعضی پیش آید که خداوند چه نیازی بپرستش ما دارد که اینهمه اصرار و تاکید میکند؟ لذا در آیات مورد بحث برای بیان این حقیقت که ما نیازمند به عبادت او هستیم نه او نیازمند به عبادت ما، می فرماید: ای مردم ! شما نیازمند به خدا هستید و او از هر نظر بی نیاز و شایسته حمد و ستایش ‍ است (یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید).

چه سخن مهم و پر ارزشی که موقعیت ما را در عرصه عالم هستی در برابر هستی بخش روشن می سازد، و بسیاری از معماها را می گشاید، و به سؤالات زیادی پاسخ می گوید.

آری بی نیاز حقیقی و قائم بالذات در تمام عالم هستی یکی است، و او خدا است، همه انسانها بلکه همه موجودات سر تا پا نیازند و فقر و وابسته به آن وجود مستقل که اگر لحظه ای ارتباطشان قطع شود هیچند و پوچ .

همانگونه که او نیاز مطلق است انسانها فقر مطلقند، و همانگونه که او قائم به ذات است مخلوقات همه قائم به او هستند، چرا که او وجودی است بی نهایت از هر نظر، و واجب الوجود در ذات و صفات .

با اینحال او چه نیازی به عبادت ما ممکن است داشته باشد؟، این ما هستیم که از طریق عبادت و اطاعت او راه تکامل را می پیمائیم و به آن مبدء بی پایان فیض در پرتو عبودیتش لحظه به لحظه نزدیکتر می شویم و از انوار ذات و صفاتش بهره

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 221@@@

می گیریم .

در حقیقت این آیه توضیحی است برای آیات قبل که میفرمود: ذلکم الله ربکم له الملک ... ((این است خداوند پروردگار شما که مالکیت و حاکمیت در جهان هستی مخصوص او است و دیگران حتی به اندازه پوسته نازک هسته خرما از خود چیزی ندارند)).

بنا بر این انسانها نیازمند به او هستند و نه غیر او، و لذا هرگز نباید سر تعظیم و تسلیم بر آستان غیر او بگذارند، و رفع نیازمندی خود را از غیر او بطلبند، که آنها نیز همه مانند خودش نیازمند و محتاجند، حتی بزرگداشت پیامبران الهی و پیشوایان حق به خاطر آن است که فرستادگان و نمایندگان اویند نه اینکه از خود استقلال دارند.

بنا بر این او هم ((غنی )) است و هم ((حمید)) یعنی در عین بی نیازی آنقدر بخشنده و مهربان است که شایسته هرگونه حمد و سپاسگزاری است، و در عین بخشندگی و بنده نوازی از همگان بی نیاز می باشد.

توجه به این واقعیت دو اثر مثبت در انسانهای مومن میگذارد، از یک سو آنها را از مرکب غرور و خود خواهی و طغیان پیاده میکند، و به آنها هشدار میدهد که چیزی از خود ندارند که به آن ببالند، هر چه هست امانتهای پروردگار نزد آنهاست .

و از سوی دیگر دست نیاز به درگاه غیر او دراز نکنند، و طوق عبودیت غیر الله را بر گردن ننهند، از رنگ همه تعلقات آزاد باشند تا همگان غلام همتشان گردند.

مؤمنان با این دید و جهان بینی هر چه در عالم می بینند از پرتو وجود او میدانند، و هرگز توجه به اسباب آنها را از مسبب الاسباب غافل نمیکند.

جمعی از فلاسفه این آیه را اشاره به برهان معروف ((فقر و امکان )) یا ((امکان

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 222@@@

و وجوب در مورد اثبات واجب الوجود دانسته اند، گرچه آیه در مقام بیان استدلال بر اثبات وجود خدا نیست، بلکه اوصاف او را بازگو میکند ولی برهان مذکور را میتوان به عنوان لازمه مفاد آیه دانست .