فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد18

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

نکته ها:

زیر بنای همه تحولها

مکتبهای مادی و کمونیستی که همیشه از ناحیه مذاهب راستین احساس خطر میکنند همیشه اصرار دارند که دعوت ادیان را دعوت به تخدیر افکار توده ها معرفی کنند، تعبیر رسوای آنها که دین افیون توده هاست معروف است .

همچنین استعمارگران شرق و غرب به خاطر هراسی که از قیام تودههای مومن در سایه افکار مذهبی و استقبال از شهادت در راه خدا داشته اند سعی میکردند که به روانشناسان و جامعه شناسان خود این مطلب را تلقین کنند، تا در کتابهای به اصطلاح علمیشان منعکس سازند که مذهب زائیده جهل و نادانی بشر نسبت به عوامل طبیعت است !

البته این بحثی است دامنه دار و در جای خود جوابهای قاطع و دندانشکن به آنها داده شده که اینجا جای شرح همه آنها نیست، ولی آیاتی از قبیل آیات مورد بحث که دعوت به تفکر و اندیشه میکند، بلکه عصاره دین و خمیرمایه تکامل و پیشرفت انسان را همین اندیشه و تفکر میداند مشت این دروغپردازان را باز میکند.

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 139@@@

چگونه ممکن است آئینی همچون اسلام وسیله تخدیر یا مولود جهل باشد در حالی که آورنده اش به اعلا صوت خود همه انسانها را مخاطب ساخته و می گوید قیام و نهضت کنید برای زنده کردن اندیشهای خفته، آنهم در محیطی آرام و خالی از غوغا.

در محیطی دور از هوا و هوس و امواج تبلیغاتی مسموم .

دور از تعصبها، و دور از لجاجتها.

برای خدا قیام کنید و اندیشه کنید.

که تنها اندرز من به شما همین است و بس !

آیا چنین آئینی را که نه تنها در اینجا بلکه در موارد بسیار زیادی همین دعوت را تکرار کرده متهم به تخدیر افکار ساختن مضحک نیست ؟!

به خصوص اینکه می گوید نه فقط در حال تنهائی و انفرادی اندیشه کنید، بلکه به صورت دو نفری و با معاضدت یکدیگر بتفکر پردازید، محتوای دعوت انبیاء را بشنوید، دلائل آنها را مورد مطالعه قرار دهید، اگر با عقل شما هماهنگ بود پذیرا شوید.

حوادثی که در عصر و زمان ما به خاطر قیام مسلمانان انقلابی در کشورهای مختلف در برابر قدرتهای جهنمی شرق و غرب روی داد، و دنیا را در نظر مستکبران تیره و تار کرد و پایه های قدرتشان را لرزان ساخت نشان داد که آنها این نکته را درست فهمیده بودند که عقائد اصیل مذهبی دشمن سرسخت آنها و خطر عظیمی است برای آنها، و نیز نشان داد که هدف این اتهاماتی که به مذهب بسته اند چیست ؟

راستی عجیب است در تحلیل های به اصطلاح فلسفی جامعه شناسان غربی این مساله را مسلم میگیرند که جهانی ماوراء طبیعت نیست و دین یک پدیده ساختگی بشر است، سپس بر سر این مساله دعوا میکنند که عامل آن چیست ؟ مسائل

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 140@@@

اقتصادی است ؟ترس انسانهاست ؟ عدم آگاهی بشر است ؟ عقده های روحی است و...؟

اما حاضر نیستند حتی یک لحظه خود را از این پیشداوری غلط تهی کرده و احتمال دهند ماورای عالم طبیعت عالم دیگری است و در دلائل روشن توحید و نشانه های آشکار نبوت پیامبرانی همچون محمد (صلی الله علیه و آله و سلم ) بیندیشند.

اینها بی شباهت به مشرکان عصر جاهلیت نیستند با این تفاوت که آنها متعصب و لجوج بودند و درس نخوانده، اینها نیز متعصب و لجوجند اما درس خوانده ! و به همین دلیل خطرناکتر و اغوا کننده ترند!

جالب اینکه آخرین قسمت بسیاری از آیات قرآن دعوت به تفکر یا تعقل یا تذکر است :

گاه می گوید: ان فی ذلک لایة لقوم یتفکرون (نحل - 11 و 69).

و گاه می گوید: ان فی ذلک لایات لقوم یتفکرون (رعد - 3 و زمر - 42 و جاثیه - 13).

و گاه می گوید: لعلهم یتفکرون (حشر - 21 و اعراف - 176).

و گاه همین جمله را به صورت رویارو مطرح ساخته می فرماید: کذلک یبین الله لکم الایات لعلکم تتفکرون : ((اینگونه خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند شاید اندیشه کنید)) (بقره 219 و 266).

و از این قبیل در قرآن فراوان است، مانند دعوت به فقه (فهم ) در آیات زیادی از قرآن، دعوت به ((عقل و تعقل )) و مدح آنها که عقل خویش ‍ را به کار می گیرند، و مذمت شدید از آنها که فکر خود را به کار نمی اندازند که در 46 آیه از قرآن مجید وارد شده !

توصیف زیادی که از علما و دانشمندان و مقام علم و دانش نموده که اگر بخواهیم همه آیات آن را گردآوری و تفسیر کنیم خود کتاب مستقلی می شود.

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 141@@@

در این مورد همین بس که قرآن یکی از صفات دوزخیان را نداشتن تفکر و تعقل ذکر کرده است : و قالوا لو کنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر ((دوزخیان می گویند: اگر ما گوش شنوا و عقل بیداری داشتیم در میان دوزخیان نبودیم ))! (که جای عاقلان در دوزخ نیست ) (ملک - 10 ) .

و در جای دیگر می گوید: اصولا افرادی که گوش دارند و نمی شنوند، چشم دارند و نمی بینند و عقل دارند و اندیشه نمی کنند، برای جهنم نامزد شده اند! و لقد ذرأ نا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم آذان لا یسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون :

((به طور مسلم گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ قرار دادیم، نشانه آنها اینست که عقل دارند و با آن اندیشه نمی کنند، چشم دارند و با آن نمی بینند، و گوش دارند و با آن نمی شنوند، آنها همچون چهارپایانند، بلکه گمراهتر! آنها همان غافلانند (اعراف - 179).

2 - گوشه ای از روایات اسلامی در زمینه فکر و اندیشه

در روایات اسلامی - به پیروی از قرآن - مساله فکر و اندیشه در درجه اول اهمیت قرار گرفته، و تعبیرات بسیار گویا و جالبی در آن دیده می شود که نمونه هائی از آن را در اینجا می آوریم :

الف - تفکر بزرگترین عبادت است

در حدیثی از امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام ) می خوانیم لیس ‍ العبادة کثرة الصلاة و الصوم انما العبادة التفکر فی امر الله عز و جل : ((عبادت به زیادی نماز و روزه نیست، عبادت واقعی تفکر در کار خداوند متعال و اسرار جهان آفرینش

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 142@@@

است .**(اصول کافی جلد 2 کتاب الکفر و الایمان) باب التفکر (صفحه 45)***

در روایت دیگری می خوانیم کان اکثر عبادة ابی ذر التفکر بیشترین عبادت ابو ذر تفکر و اندیشه بود)).**(سفینة البحار) جلد دوم صفحه 383 ماده (فکر)***

ب - یکساعت تفکر از یک شب عبادت بهتر است .

در روایتی از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم شخصی سؤال کرد اینکه مردم از (پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل می کنند: تفکر ساعة خیر من قیام لیلة : ((یکساعت اندیشه کردن بهتر از یک شب عبادت نمودن است )) منظور از آن چیست ؟ و چگونه باید تفکر کند؟

امام (علیه السلام ) در پاسخ فرمود: یمر بالخربة او بالدار فیقول این ساکنوک این بانوک مالک لا تتکلمین : ((هنگامی که از کنار ویرانه، یا خانهای (که از ساکنان خالی شده ) می گذرد بگوید: ساکنان تو کجا رفتند؟ بنیان گزارانت چه شدند؟ چرا سخن نمی گوئی ))؟.**همان مدارک***

ج - تفکر سرچشمه عمل است

امیر مؤمنان علی (علیه السلام ) می فرماید: ان التفکر یدعوا الی البر و العمل به : ((تفکر دعوت به نیکی و عمل به آن می کند)).**همان مدارک***

@@تفسیر نمونه جلد 18 صفحه 143@@@