فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد12

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

نمونه دیگر: دفن مرتاضان

در مورد مرتاضان نیز دیده شده است که بعضی از آنها را در برابر چشمان حیرتزده عده ای از افـراد دیـربـاور، در تـابوت گذارده و گاهی برای مدت یک هفته در زیر خاک دفن کـرده انـد، و پـس از تمام شدن مدت مزبور بیرون آورده و ماساژ و تنفس مصنوعی داده اند تا کم کم به حال عادی بازگردد.

مساله نیاز به غذا در این مدت اگر مهم نباشد: مساله نیاز به اکسیژن هوا بسیار مهم است . زیرا می دانیم حساسیت سلولهای مغز مخصوصا در برابر اکسیژن . و نیازشان به این ماده حـیاتی به قدری زیاد است که اگر چند دقیقه از آن محروم بمانند ضایع می شوند. حالا چـطـور اسـت کـه جـنـاب مـرتـاض کـمـبـود اکـسـیـژن را مـثـلا بـرای مـدتی در حدود یک هفته تحمل می کند؟

پـاسـخ ایـن سـئوال بـا تـوجـه بـه تـوضـیـحـی کـه دادیـم چـنـدان مـشـکـل نـیـسـت، در ایـن مـدت فـعـالیـت حـیاتی بدن مرتاض ((تقریبا)) متوقف می گردد، بـنـابـرایـن نـیـاز سـلولهـا بـه اکـسـیـژن و مـصـرف آن فـوق العـاده تـقـلیل می یابد، بطوری که در این مدت همان هوای محفظه تابوت برای تغذیه یک هفته سلولهای تن او کافی است !.

منجمد ساختن بدن انسان زنده

در مـورد مـنـجـمـد سـاخـتن بدن جانداران و حتی بدن انسان (برای طولانی ساختن عمر آنها) امـروز تـئوریـهـا و بـحـثـهـای فـراوانـی وجـود دارد کـه قـسـمـتـی از آن جـامـه عمل به خود پوشیده است .
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 410 @@@

طـبـق این تئوریها، ممکن است با قرار دادن بدن انسان یا حیوانی در سرمای زیر صفر طبق روش خاصی حیات و زندگی او را متوقف ساخت، بدون اینکه واقعا بمیرد، و پس از مدتی کـه لازم بـاشـد او را در حـرارت مـنـاسـبـی قـرار دهـنـد و دوبـاره بـه حال عادی بازگردد!.

بـرای مـسـافـرتـهـای فـضـائی بـه کـرات دور دسـت کـه احـتـمـالا صـدهـا یـا هـزاران سـال طـول مـی کـشـد طـرحـهـائی پـیـشـنـهـاد شـده کـه یکی از آنها همین طرح است که بدن فضانورد را در محفظه خاصی قرار دهند، و آنرا منجمد سازند، و پس از سالیان دراز به هـنـگـام نـزدیـک شدن به کرات مورد نظر، با یک سیستم خودکار، حرارت عادی به محفظه برگردد، و آنها بحال عادی در آیند، بدون آنکه در حقیقت عمری تلف کرده باشند!

در یـکـی از مـجـلات عـلمـی ایـن خبر انتشار یافت که در سالهای اخیر کتابی درباره منجمد ساختن بدن انسان بخاطر یک عمر طولانی به قلم ((رابرت نیلسون )) منتشر شده که در جهان دانش انعکاس ‍ وسیع و دامنه داری داشته است .

در مـقـاله ای کـه در مـجـله مـزبور در این زمینه تنظیم شده بود تصریح شده که اخیرا یک رشـته خاص علمی، در میان رشته های علوم نیز به همین عنوان به وجود آمده است . در مقاله مزبور چنین می خوانیم :

((زنـدگـی جاویدان در طول تاریخ همواره از رویاهای طلائی و دیرینه انسان بوده، اما اکـنـون ایـن رویـا بـه حـقـیقت پیوسته است، و این امر مدیون پیشرفتهای شگفت انگیز علم نـوینی است که ((کریونیک )) نام دارد)) (علمی که انسان را به عوالم یخبندان می برد و از او هـمـچـون بدن منجمد شده ای نگهداری می کند، به امید روزی که دانشمندان او را به زندگی دوباره بازگردانند).

آیا این منطق باور کردنی است ؟ بسیاری از دانشمندان برجسته و ممتاز، از جهات دیگر به این مساله می اندیشند و نشریاتی چون ((لایف )) و ((اسکوایر))
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 411 @@@

و همچنین روزنامه های سراسر جهان شدیدا به بحث درباره این مهم پرداخته اند، و از همه مهمتر اینکه برنامه ای هم اکنون (در این زمینه ) در دست اجرا است .**مجله دانشمند بهمن ماه 47 صفحه 4.***

چندی قبل نیز در جرائد اعلام شده بود که در میان یخهای قطبی که به گواهی قشرهای آن، مربوط به چند هزار سال قبل بوده، ماهی منجمدی پیدا شد که پس از قرار دادن آن در آب ملایم زندگی را از سر گرفت و در مقابل دیدگان حیرت زده ناظران شروع به حرکت کرد!.

روشـن اسـت کـه حـتـی در حـال انـجـمـاد دسـتـگـاهـهـای حـیـاتـی هـمـانـنـد حال مرگ بطور کامل متوقف نمی گردند، زیرا در آن صورت بازگشت به حیات ممکن نبوده بلکه فوق العاده کند می شود.

از مجموع این گفتگوها نتیجه می گیریم که متوقف ساختن یا کند کردن فوق العاده حیات، امـکـان پـذیـر اسـت، و مطالعات مختلف علمی، امکان آن را از جهات گوناگون تایید کرده است .

و در ایـن حـال مـصـرف غذای بدن تقریبا به صفر می رسد، و ذخیره ناچیز موجود در بدن می تواند برای زندگی بطی ء آن در سالهای دراز کافی باشد.

اشتباه نشود هرگز نمی خواهیم جنبه اعجاز خواب اصحاب کهف را با این سخنان انکار کنیم بلکه می خواهیم آنرا از نظر علمی به ذهن نزدیک نمائیم .

زیـرا مـسـلما خواب اصحاب کهف یک خواب عادی و معمولی، مانند خوابهای شبانه، ما نبوده اسـت، خـوابـی بـوده کـه جـنـبه استثنائی داشته است، بنابراین جای تعجب نیست که آنها (بـه اراده خـداونـد) در خـواب طـولانـی فـرو رونـد، نـه گـرفـتـار کمبود غذا شوند و نه ارگانیزم بدن آنها صدمه ببیند!

جالب اینکه از آیات سوره کهف درباره سرگذشت آنها برمی آید که طرز
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 412 @@@

خواب آنها با خوابهای معمولی فرق بسیار داشته است :

و تـحـسـبـهم ایقاظا و هم رقود ... لو اطلعت علیهم لولیت منهم فرارا و لملئت منهم رعبا (آیه 18 ).

((آنـهـا چـنـان بـه نـظـر مـی رسیدند که گویا بیدارند (چشمشان باز بود) اگر آنها را مـشـاهـده می کردی از وحشت فرار می نمودی و ترس ‍ سراسر وجود تو را فرا می گرفت )).

ایـن آیـه گـواه بر آن است که آنها یک خواب عادی نداشته اند، بلکه خوابی شبیه حالت یک مرده - با چشم گشوده ! - داشته اند.

بـعـلاوه قـرآن مـی گـویـد: ((نور آفتاب بدرون غار آنها نمی تابید)) و با توجه به ایـنـکـه غار آنها احتمالا در یکی از ارتفاعات آسیای صغیر در منطقه سردی بوده، شرایط استثنائی خواب آنها واضحتر می شود، از سوی دیگر قرآن می گوید:

((و نقلبهم ذات الیمین و ذات الشمال )) (کهف آیه 18)

((مـا آنـهـا را بـه سـوی راسـت و چـپ بـرمی گردانیدیم )) و این نشان می دهد که آنها در حـال یـکـنـواخـتـی کـامـل نـبـوده اند، و عوامل مرموزی که هنوز برای ما ناشناخته مانده است ! (احـتـمـالا در هر سال یکبار) آنها را به سمت راست و چپ می گردانده است تا به ارگانیزم بدن آنها صدمه ای وارد نشود.

اکـنـون که این بحث علمی به قدر کافی روشن شد نتیجه گیری از آن، در بحث معاد نیاز به گفتگوی زیادی ندارد، زیرا بیدار شدن پس از آن خواب طولانی بی شباهت به زنده شدن پس از مرگ نیست و امکان و تحقق معاد را به ذهن نزدیک می کند.**برای توضیح بیشتر در این زمینه ها به کتاب (معاد و جهان پس از مرگ) مراجعه فرمائید.***
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 413 @@@

آیه 28 ـ 31

آیه و ترجمه

وَ اصـبرْ نَفْسک مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَیْنَاک عـَنـهـُمْ تـُرِیـدُ زِینَةَ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِکْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ کانَ أَمْرُهُ فُرُطاً(28)

وَ قـُلِ الْحـَقُّ مـِن رَّبِّکمْ فَمَن شاءَ فَلْیُؤْمِن وَ مَن شاءَ فَلْیَکْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلظلِمِینَ نَاراً أَحَاط بهِمْ سرَادِقُهَا وَ إِن یَستَغِیثُوا یُغَاثُوا بِمَاءٍ کالْمُهْلِ یَشوِی الْوُجُوهَ بِئْس ‍ الشرَاب وَ ساءَت مُرْتَفَقاً(29)

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسنَ عَمَلاً(30)

أُولَئک لهَُمْ جـَنَّت عـَدْنٍ تـجـْرِی مـِن تـحـْتـهـِمُ الاَنـهـَرُ یـحـَلَّوْنَ فـِیـهـَا مِنْ أَساوِرَ مِن ذَهَبٍ وَ یَلْبَسونَ ثِیَاباً خُضراً مِّن سندُسٍ وَ إِستَبرَقٍ مُّتَّکِئِینَ فِیهَا عَلی الاَرَائکِ نِعْمَ الثَّوَاب وَ حَسنَت مُرْتَفَقاً(31)
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 414 @@@

ترجمه :

28 - بـا کـسـانـی باش که پروردگار خود را صبح و عصر می خوانند، و تنها ذات او را مـی طـلبند، هرگز چشمهای خود را، بخاطر زینتهای دنیا، از آنها برمگیر، و از کسانی که قـلبـشـان را از یـاد خـود غـافـل سـاخـتـیم اطاعت مکن، همانها که پیروی هوای نفس کردند، و کارهایشان افراطی است .

29 - بـگـو ایـن حـق اسـت از سـوی پـروردگارتان، هر کس می خواهد ایمان بیاورد (و این حـقـیقت را پذیرا شود) و هر کس می خواهد کافر گردد، ما برای ستمگران آتشی آماده کرده ایـم کـه سـراپـرده اش آنـها را از هر سو احاطه کرده است، و اگر تقاضای آب کنند آبی بـرای آنـهـا مـی آورنـد هـمـچـون فـلز گـداخـتـه کـه صـورتـها را بریان می کند، چه بد نوشیدنی است و چه بد محل اجتماعی ؟!

30 - مسلما کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند ما پاداش نیکوکاران را ضایع نخواهیم کرد.

31 - آنـهـا کـسـانـی هستند که بهشت جاودان از آنشان است، باغهائی از بهشت که نهرها از زیـر درخـتـان و قـصـرهـایـش جـاری اسـت، در آنـجـا بـا دسـتـبندهائی از طلا آراسته اند، و لبـاسـهای (فاخری ) به رنگ سبز از حریر نازک و ضخیم در بر می کنند، در حالی که بر تختها تکیه کرده اند، چه پاداش خوبی و چه جمع نیکوئی ؟!

شاءن نزول :

مفسران در شان نزول بخشی از آیات فوق چنین نوشته اند: جمعی از ثروتمندان مستکبر و اشراف از خود راضی عرب به حضور پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) رسیدند، و در حـالی کـه اشـاره بـه مـردان با ایمانی همچون سلمان، ابوذر، صهیب، و خباب و مانند آنها
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 415 @@@

می کردند گفتند: ای محمد اگر تو در صدر مجلس بنشینی، و این گونه افراد که بوی آنـها مشام انسان را آزار می دهد، و لباسهای خشن و پشمینه در تن دارند، از خود دور سازی (و خلاصه مجلس تو مجلسی در خور اشراف و شخصیتها! بشود) ما نزد تو خواهیم آمد، در مـجـلست خواهیم نشست و از سخنانت بهره می گیریم ولی چکنیم که با وجود این گروه جای ما نیست !

در ایـن هـنگام آیات فوق نازل شد و به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد کـه هـرگـز تـسـلیـم ایـن سـخنان فریبنده تو خالی نشود و همواره در دوران زندگی با افـراد بـاایـمـان و پـاکدلی چون سلمانها و ابوذرها باشد هر چند دستشان از ثروت دنیا تهی و لباسشان پشمینه است .

و بـه دنـبـال نـزول آیـات پـیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) به جستجوی این گروه بـرخـاست (گویا با شنیدن این سخن ناراحت شدند و به گوشه ای از مسجد رفتند و به عـبـادت پـروردگـار پـرداخـتـنـد) سـرانـجام آنها را در آخر مسجد در حالی که به ذکر خدا مـشـغول بودند، یافت، فرمود: حمد خدا را که نمردم تا اینکه او چنین دستوری بمن داد که بـا امـثـال شـمـا بـاشـم، ((آری زنـدگی با شما، و مرگ هم با شما خوش است ))! (معکم المحیا و معکم الممات )!**مجمع البیان و قرطبی ذیل آیات مورد بحث.***

تفسیر:

پاکدلان پابرهنه !

از جـمـله درسـهـائی کـه داسـتـان اصحاب کهف به ما آموخت این بود که معیار ارزش انسانها پـسـت و مـقـام ظـاهری و ثروتشان نیست، بلکه آنجا که راه خدا است وزیر و چوپان در یک صـفـنـد، آیـات مـورد بـحث نیز در حقیقت همین مساله مهم را تعقیب می کند و به پیامبر (صلی اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) چـنـیـن دسـتـور مـی دهـد: ((بـا کـسـانـی بـاش کـه صبحگاهان و عصرگاهان پروردگار خود را می خوانند و تنها ذات پاک او را می طلبند))
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 416 @@@

(و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه ).

تعبیر به ((و اصبر نفسک )) ((خود را شکیبا دار)) اشاره به این واقعیت است که پیغمبر (صـلی اللّه علیه و آله و سلّم ) از ناحیه دشمنان مستکبر و اشراف آلوده در فشار بود که گـروه مـؤمـنان فقیر را از خود براند، لذا خداوند دستور می دهد که در برابر این فشار فزاینده، صبر و استقامت پیشه کن، و هرگز تسلیم آنها مشو.

تـعـبـیـر بـه ((صـبـح و شـام )) اشـاره بـه ایـن اسـت کـه در هـمـه حال و تمام عمر به یاد خدا هستند.

و تـعـبـیـر بـه ((یـریـدون وجـهـه )) (ذات او را مـی طـلبـنـد) دلیـل بـر اخـلاص آنـهـا اسـت، و اشاره به اینکه آنها از خداوند خود او را می خواهند، حتی بـخـاطـر بـهـشـت (هـر چـنـد نـعمتهایش بزرگ و پرارزش است ) و بخاطر ترس از دوزخ و مجازاتهایش (هر چند عذابهایش دردناک است ) بندگی خدا نمی کنند، بلکه فقط به خاطر ذات پـاک او، او را مـی پـرسـتـنـد کـه ((مـا از تـو، به غیر از تو، نداریم تمنا))! و این بالاترین درجه اطاعت و بندگی و عشق و ایمان به خدا است .**درباره معنی (وجه) و اینکه گاهی به معنی (ذات) و گاهی به معنی (صورت) آمده و دلیل انتخاب آن در این گونه موارد، در جلد دوم صفحه 263 مشروحا بحث کرده ایم.***

سـپـس بـه عـنـوان تـاکـید ادامه می دهد ((هرگز چشمهای خود را از این گروه باایمان، اما ظـاهـرا فقیر، برمگیر، و به خاطر زینتهای دنیا به این مستکبران از خدا بیخبر، دیده میفکن )) (و لا تعد عیناک عنهم ترید زینة الحیاة الدنیا).**لاتعد از ماده (عدایعدو) به معنی تجاوز کردن است، بنابراین مفهوم جمله این است: (چشم از آنها برمگیر تا به دیگران نگاه کنی).***

باز برای تاءکید فزونتر اضافه می کند: ((و از آنها که قلبشان را از یاد
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 417 @@@

خود غافل ساختیم اطاعت مکن )) (و لا تطع من اغفلنا قلبه عن ذکرنا).

((از آنها که پیروی هوای نفس کردند)) (و اتبع هواه ).

((و هـمـانها که همه کارهایشان افراطی است و خارج از رویه و تواءم با اسرافکاری )) (و کان امره فرطا).**(فرط) به معنی تجاوز از حد است، و هر چیزی که از حد خود خارج بشود و به اسراف متوجه گردد به آن (فرط) می گویند.***

جالب اینکه قرآن صفات این دو گروه را در مقابل یکدیگر چیده است :

مؤمنان راستین اما تهیدست، قلبی مملو از عشق خدا دارند، همیشه به یاد او هستند، و او را می طلبند.

امـا ثـروتـمـنـدان مستکبر به کلی از یاد خدا غافلند، و جز هوای نفس ‍ چیزی نمی طلبند، و همه چیز آنها از حد اعتدال بیرون و در مسیر افراط و اسراف است .

اهـمـیـت موضوع فوق بقدری است که قرآن در آیه بعد با صراحت به پیامبر (صلی اللّه عـلیـه و آله و سـلّم ) چنین می گوید: ((بگو این برنامه من است و این حقیقتی است از سوی پـروردگارتان، هر کس ‍ می خواهد ایمان بیاورد و این حقیقت را پذیرا شود، و هر کس ‍ می خواهد کافر گردد)) (و قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر).

امـا بـدانـیـد ایـن ظـالمـان دنـیـاپـرست که با زندگی مرفه و زرق و برق و زینتهایشان لبخند تمسخر به لباس پشمینه سلمانها و بوذرها می زنند عاقبت شوم و تاریکی دارند چـرا کـه : ((مـا برای این ستمگران آتشی فراهم کرده ایم که سراپرده اش آنها را از هر سو احاطه کرده است )) (انا اعتدنا للظالمین نارا احاط بهم سرادقها).

آری آنـهـا در ایـن زنـدگـی دنـیا هر گاه تشنه می شدند صدا می زدند، و خدمتکاران انواع نوشابه ها را در برابرشان حاضر می کردند ((ولی در جهنم
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 418 @@@

هـنگامی که تقاضای آب می کنند آبی برای آنها می آورند همچون فلز گداخته ! که اگر نـزدیـک صـورت شـود صـورتـهـا را بـریـان مـی کـنـد))! (و ان یـسـتـغیثوا یغاثوا بماء کالمهل یشوی الوجوه ).**(مهل) (بر وزن قفل) چنانکه راغب در مفردات گوید به معنی درد ته نشین شده روغن است که معمولا چیز آلوده و کثیف و بد طعمی است، ولی جمعی دیگر از مفسران به معنی هر گونه فلز گداخته تفسیر کرده اند و ظاهر جمله (یشوی الوجوه) (صورتها را بریان می کند) در اینجا معنی دوم را می رساند.***

((چه بد نوشیدنی است ))؟! (بئس الشراب )!

((و دوزخ چه بد جایگاه محل اجتماعی است ))؟! (و سائت مرتفقا).**(مرتفق) از ماده (رفق و رفیق) است یعنی محل اجتماع دوستان.***

فـکـر کـنـیـد آبـی کـه اگـر نـزدیک صورت شود حرارتش صورت را بریان می کند آیا قـابـل خـوردن اسـت ؟ ایـن بـه خـاطر آنست که در دنیا انواع نوشابه های گوارا و خنک می نوشیدند، در حالی که آتش به دل محرومان و مستضعفان می زدند، این همان آتش است که در اینجا بدین صورت تجسم یافته است !.

عـجـیـب ایـنـکـه قـرآن در ایـنـجـا بـرای ثـروتـمـنـدان، ظـالم و دنـیـاپرستان بی ایمان، تـشـریـفـاتـی در جـهـنـم هـمـانـنـد تـشـریـفـات ایـن جـهـان قـائل شـده اسـت ولی بـا ایـن تـفـاوت کـه در دنـیـا ((سـرادق )) یـعـنـی خـیـمه های بلند (سـرادق )) در اصـل از کـلمـه فارسی سراپرده گرفته شده است ) و اشرافی دارند کـه فـقـیران را در آن راهی نیست و محل عیش ‍ و نوش و باده گساری است ولی در آنجا خیمه های عظیمشان ((از شعله های آتش سوزان دوزخ است ))!

در ایـنـجـا در سراپرده هایشان انواع مشروبات وجود دارد، همین که ساقی را صدا می کنند جـامـهـائی از شـرابـهای رنگارنگ پیش روی آنها حاضر می نمایند، در دوزخ نیز ساقی و آورنده نوشیدنی دارند، اما چه آبی ؟ آبی همچون

@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 419 @@@

فلز گداخته ! آبی به داغی اشک سوزان یتیمان و آه آتشین مستمندان ! آری هر چه آنجا است تجسمی است از آنچه اینجا است ! (پناه بر خدا).

و از آنجا که روش قرآن یک روش آموزنده تطبیقی است پس از بیان اوصاف و همچنین کیفر دنـیـاپـرستان خودخواه، به بیان حال مؤمنان راستین و پاداشهای فوق العاده ارزنده آنها می پردازد نخست : به صورت مختصر و بعد نسبتا مشروح و چنین می گوید:

((آنها که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، ما پاداش ‍ نیکوکاران را ضایع نخواهیم کـرد)) کـم بـاشـد یـا زیـاد، کـلی بـاشـد یـا جـزئی، از هـر کـس، در هـر سـن و سال، و در هر شرایط (ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات انا لا نضیع اجر من احسن عملا).

((آنان کسانی هستند که بهشتهای جاویدان از آن آنها است )) (اولئک لهم جنات عدن ).

((باغهائی از بهشت که نهرها از زیر درختان و قصرهایش جاری است )) (تجری من تحتهم الانهار).

((آنها با دستبندهائی از طلا آراسته اند)) (یحلون فیها من اساور من ذهب ).**(اساور) جمع (اسوره) بر وزن (مشورة) و آن نیز به نوبه خود جمع (سوار) بر وزن (غبار) و (کتاب) است و در اصل از کلمه فارسی (دستوار) یعنی دستبند گرفته شده، و بعد از آنکه معرب گردیده از آن فعلهای عربی نیز مشتق شده است.***

((و لبـاسـهـای فـاخـری بـه رنـگ سـبـز از حـریـر نـازک و ضخیم در بر می کنند)) (و یلبسون ثیابا خضرا من سندس و استبرق ).

((در حالی که بر تختها و کرسیها تکیه زده اند)) (متکئین فیها علی
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 420 @@@

الارائک ).**(ارائک) جمع (اریکه) به تختی می گویند که اطراف آن از هر طرف به صورت سایبان پوشانیده شده، و در اصل به گفته، راغب از (اراک) که نام درخت معروفی است گرفته شده، چرا که گاهی عربها از این درخت، سایبانهای مخصوصی می ساختند و یا از (اروک) که به معنی اقامت و توقف است می باشد.***

((وه ! چه پاداش خوبی است ))؟ (نعم الثواب ).

((و چه جمع نیکوئی از دوستان ))؟! (و حسنت مرتفقا).

نکته ها: