فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد12

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

1- آیا انسان ذاتا عجول است ؟

نه تنها در رابطه با عجله و شتابزدگی که در آیات فوق انسان به آن توصیف شده، در موارد متعددی دیگر از قرآن نیز مذمتهائی روی عنوان ((انسان )) دیده می شود، از قبیل ((ظلوم )) و ((جهول )) و ((کفور)) و ((طغیانگر)) و ((هلوع )) (کم ظرفیت ) و ((مغرور)) و مانند آن .

این تعبیرات گاهی این سؤال را به وجود می آورد که چگونه می توان این امور را با برداشتی که از قرآن در مورد فطرت پاک انسان و حامل روح خدائی بودنش داریم، هماهنگ ساخت ؟

به تعبیر دیگر انسان از نظر جهان بینی اسلامی، موجودی است بسیار والا، به حدی که لایق مقام خلیفة اللهی و نمایندگی خدا در زمین است، معلم فرشتگان و برتر از آنهاست، این موضوع با نکوهشهای فوق چگونه سازگار است ؟!

پاسخ این سؤال را در یک جمله می توان داد که آنهمه مقام و شخصیت و ارزش انسان مشروط به یک شرط است و آن ((تربیت تحت نظر رهبران الهی )) است، در غیر این صورت انسان به گونه گیاهی خودرو پرورش می یابد و در میان هوسها و شهوات غوطه ور می شود سرمایه های عظیمی را که بالقوه دارد از دست می دهد و جنبه های منفی در وجود او آشکار می شود.
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 44 @@@

بنابراین اگر شرط مزبور تحقق یابد تمام جنبه های مثبتی که در قرآن در رابطه با انسان آمده در وجود او بارور می گردد، و اگر این شرط، تحقق نیابد، جنبه های منفی یاد شده آشکار می شود، لذا در آیه 19 تا 24 سوره معارج می خوانیم ان الانسان خلق هلوعا اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا الا المصلین الذین هم علی صلاتهم دائمون .

:((انسان، هلوع آفریده شده، هنگامی که بدی به او برسد بی تابی می کند، و هنگامی که خوبی به او برسد، بخل می ورزد، مگر نمازگزاران که همواره به این برنامه ادامه می دهند)).

شرح بیشتر این موضوع را در سوره یونس ذیل آیه 12 نیز بیان کردیم (تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 239).

2 - بلای شتابزدگی !

عشق آتشین به یک موضوع و افکار سطحی و محدود، و گاه سیطره هوی و هوس بر انسان، و خوشبینی بیش از حد به یک مطلب، عوامل عجله و شتابزدگی در کارها است، و از آنجا که بررسیهای سطحی و مقدماتی غالبا برای پی بردن به حقیقت یک امر و سود و زیان آن کافی نیست، معمولا عجله و دستپاچگی در انجام کارها، موجب ندامت و خسران و پشیمانی است .

تا آنجا که در آیات فوق خواندیم که گاهی عجله سبب می شود، انسان به دنبال بدیها برود به همان سرعت که به دنبال نیکیها می رود!

تلخکامی ها و شکستها و مصائبی که دامان انسان را در طول تاریخ بر اثر عجله و شتابزدگی گرفته است، بیش از آن است که قابل احصا و شماره باشد، و خود ما در طول زندگی نمونه های آن را آزموده ایم، و ثمرات تلخش را چشیده ایم !.

نقطه مقابل عجله ((تثبت )) و ((تاءنی )) یعنی درنگ کردن، و با تفکر و تاءمل و بررسی همه جوانب کاری را انجام دادن است .
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 45 @@@

در حدیثی از رسولخدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که فرمود: انما اهلک الناس العجلة و لو ان الناس تثبتوا لم یهلک احد: ((مردم را عجله هلاک می کند، اگر مردم با تاءمل کارها را انجام می دادند کسی هلاک نمی شد)).**سفینة البحار جلد اول صفحه 129.***

در حدیث دیگری از امام صادق (علیه السلام ) می خوانیم مع التثبت تکون السلامة، و مع العجلة تکون الندامة : ((با درنگ کردن سلامت است و با عجله ندامت ))!**همان***

و نیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: ان الاناة من الله و العجلة من الشیطان !: ((تاءنی و ترک شتابزدگی از ناحیه خدا است و عجله از شیطان است ))!.**همان***

البته در روایات اسلامی بابی در زمینه ((تعجیل در کار خیر داریم ))، از جمله در حدیثی از رسول خدا (صلی اللّه علیه و آله و سلّم ) می خوانیم : ان الله یحب من الخیر ما یعجل : ((خداوند کار نیکی را دوست دارد که در آن شتاب شود)).**اصول کافی جلد اول کتاب ایمان و کفر تعجیل فعل الخیر.***

و روایات در این زمینه بسیار است که منظور از عجله در این روایات همان ((سرعت )) است در مقابل اهمال کاری و تاءخیرهای بیجا و امروز و فردا کردن، که غالبا سبب بروز مشکلات و موانعی در کارها می گردد.

شاهد این سخن حدیثی است که در همین باب از امام صادق (علیه السلام ) نقل شده است : من هم بشی ء من الخیر فلیعجله فان کل شی ء فیه تاءخیر فان للشیطان فیه نظرة : ((کسی که تصمیم به کار خیری گرفت باید عجله کند زیرا هر کاری را که در آن تاءخیر کنید شیطان در آن حیله ای می کند)).

بنابراین باید گفت : ((سرعت و جدیت در کارها آری، اما عجله و شتابزدگی نه ))!.

و به تعبیر دیگر، عجله مذموم آنست که به هنگام بررسی و مطالعه در جوانب کار و شناخت صورت گیرد، اما سرعت و عجله ممدوح آنست که بعد از تصمیم گیری
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 46 @@@

لازم، در اجرا درنگ نشود، و لذا در روایات می خوانیم : ((در کار خیر، عجله کنید)) یعنی بعد از آنکه خیر بودن کاری ثابت شد دیگر جای مسامحه نیست .

3 - نقش عدد و حساب در زندگی انسانها.

تمام جهان هستی بر محور حساب و اعداد می گردد، و هیچیک از نظامات این عالم بدون حساب نیست، طبیعی است انسان که جزئی از این مجموعه است نمی تواند بی حساب و کتاب زندگی کند.

به همین دلیل در آیات مختلف قرآن یکی از نعمتهای خدا وجود ماه و خورشید یا شب و روز، به عنوان یک عامل ایجاد نظم و حساب در زندگی انسانها شمرده شده است، چرا که هرج و مرج و نبودن حساب و نظم در زندگی عامل فنا و نابودی است .

جالب اینکه در آیات فوق برای نعمت شب و روز، دو فایده ذکر شده است یکی ابتغاء فضل الله که در قرآن معمولا به معنی کسب و کار مفید و ارزنده است، و دیگری دانستن عدد سالها و حساب، شاید ذکر این دو در کنار هم دلیلی بر این باشد که ((ابتغاء فضل الله )) بدون استفاده از ((حساب و کتاب )) ممکن نیست .

و شاید این سخن در زمانهای گذشته مانند امروز تا این حد آفتابی و روشن نبود، اما در دنیای امروز که دنیای آمارها و اعداد و ارقام است و در کنار هر سازمان و تشکیلات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و علمی و فرهنگی، یک سازمان آماری وجود دارد، به خوبی می توان به عمق این اشاره قرآنی پی برد، و دانست که قرآن نه تنها با گذشت زمان کهنه نمی شود بلکه هر قدر زمان بر آن می گذرد تازه تر می گردد.**در ذیل آیه 5 سوره یونس نیز در این زمینه، شرح مبسوطی داشتیم (به جلد 8 تفسیر نمونه صفحه 228 مراجعه فرمائید).***
@@تفسیر نمونه جلد 12 صفحه 47 @@@