فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد8

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

ایمان اجباری بیهوده است

در آیات گذشته خواندیم که ایمان اضطراری به هیچ دردی نمی خورد، به همین جهت در نخستین آیه مورد بحث می گوید: ((اگر ایمان اضطراری و اجباری به درد می خورد، و پروردگار تو اراده می کرد همه مردم روی زمین ایمان می آوردند)) (و لو شاء ربک لامن من فی الارض کلهم جمیعا).
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 390@@@
بنابراین از عدم ایمان گروهی از آنان دلگیر و ناراحت مباش، این لازمه اصل آزادی اراده و اختیار است که گروهی مؤمن و گروهی بی ایمان خواهند بود، ((با این حال آیا تو می خواهی مردم را اکراه کنی که ایمان بیاورند)) (افانت تکره الناس حتی یکونوا مؤمنین).

این آیه بار دیگر تهمت ناروائی را که دشمنان اسلام کرارا گفته و می گویند با صراحت نفی می کند، آنجا که می گویند: اسلام آئین شمشیر است و از طریق زور و اجبار بر مردم جهان تحمیل شده است، آیه مورد بحث مانند بسیاری از آیات دیگر قرآن می گوید ایمان اجباری بی ارزش است و اصولا دین و ایمان چیزی است که از درون جان برخیزد، نه از برون و بوسیله شمشیر و مخصوصا پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را از اکراه و اجبار کردن مردم برای ایمان و اسلام بر حذر می دارد.

در عین حال در آیه بعد این حقیقت را یادآور می شود: درست است که انسانها مختار و آزادند، ولی باز اگر لطف الهی و فرمان پروردگار شامل حال آنها نشود هیچکس ایمان نمی آورد (و ما کان لنفس ان تؤمن الا باذن الله).

و لذا آنها که در مسیر جهل و عدم تعقل گام بگذارند و حاضر به استفاده از سرمایه فکر و خرد خویش نباشند خداوند رجس و پلیدی را بر آنها می نهد آنچنان که موفق به ایمان نخواهند شد (و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون).

نکته ها

در اینجا به دو نکته باید توجه کرد:

ممکن است در بدو نظر چنین تصور شود که آیه اول و دوم با هم منافاتی دارند، زیرا آیه نخست می گوید خداوند کسی را اجبار به ایمان نمی کند، در حالی که آیه دوم می گوید تا فرمان و اراده پروردگار نباشد کسی ایمان نمی آورد.

ولی با توجه به یک نکته این منافات ظاهری و ابتدائی بر طرف می شود و
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 391@@@
آن اینکه ما عقیده داریم که نه ((جبر)) صحیح است و نه ((تفویض)) و واگذاری مطلق، یعنی نه چنان است که مردم در اعمال خود مجبور و بی اختیار باشند، و نه چنان است که به تمام معنی به حال خود واگذار شده باشند، بلکه در عین آزادی اراده باز نیاز به امداد الهی دارند، زیرا این آزادی اراده را خدا به آنها می دهد، عقل و خرد و وجدان پاک از مواهب او است، ارشاد پیامبران و هدایت کتب آسمانی نیز از ناحیه او می باشد، بنابراین در عین آزادی اراده باز هم سرچشمه این موهبت و آنچه محصول آن است از ناحیه خدا است (دقت کنید).

2 - آخرین جمله آیه اخیر یعنی ((و یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون)) هرگز نباید به معنی جبر تفسیر شود، چرا که جمله ((لا یعقلون)) دلیل بر اختیار آنها است، یعنی نخست افرادی از تعقل و تفکر و اندیشه سرباز می زنند، سرانجام به این مجازات گرفتار می شوند که ((رجس)) و پلیدی شک و تردید، و تاریک دلی، و بینش نادرست، بر آنها چیره می شود، تا آنجا که توانائی ایمان از آنها سلب می گردد، ولی باید توجه داشت که مقدمات آنرا خودشان فراهم کرده اند، در واقع در چنین مواردی اذن و فرمان الهی برای ایمان وجود ندارد.

به تعبیر دیگر این جمله اشاره به آن است که اذن و فرمان خدا بی حساب نیست، آنها که لایق و شایسته اند مشمول آن می شوند، و آنها که نالایقند محروم خواهند شد.

@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 392@@@

آیه 101-103

آیه و ترجمه

قُلِ انظرُوا مَا ذَا فی السمَوَتِ وَ الاَرْضِ وَ مَا تُغْنی الاَیَت وَ النُّذُرُ عَن قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ(101)

فَهَلْ یَنتَظِرُونَ إِلا مِثْلَ أَیَّامِ الَّذِینَ خَلَوْا مِن قَبْلِهِمْ قُلْ فَانتَظِرُوا إِنی مَعَکُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ(102)

ثُمَّ نُنَجِّی رُسلَنَا وَ الَّذِینَ ءَامَنُوا کَذَلِک حَقاًّ عَلَیْنَا نُنج الْمُؤْمِنِینَ(103)

ترجمه:

101 - بگو نگاه کنید آنچه را (از آیات خدا و نشانه های توحیدش) در آسمانها و زمین است، اما این آیات و انذارها به حال کسانی که ایمان نمی آورند (و لجوجند) مفید نخواهد بود.

102 - آیا آنها همانند روزهای پیشینیان را انتظار می کشند (و همانند بلاها و مجازاتهایشان را) بگو شما انتظار بکشید من نیز با شما انتظار می کشم!

103 - سپس (به هنگام نزول بلا و مجازات) فرستادگان خود و کسانی را که به آنان ایمان می آوردند نجات می دادیم، و همین گونه بر ما حق است که مؤمنان (به تو) را رهائی بخشیم.

تفسیر:

تربیت و اندرز

در آیات گذشته سخن از این بود که ایمان باید جنبه اختیاری داشته باشد نه اضطراری و اجبار، به همین مناسبت در نخستین آیه مورد بحث راه تحصیل ایمان اختیاری را نشان می دهد و به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرماید: ((به آنها بگو درست بنگرید و ببینید در آسمان و زمین چه نظام حیرت انگیز و شگرفی است که هر
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 393@@@
گوشه ای از آن دلیلی بر عظمت و قدرت و علم و حکمت آفریدگار است (قل انظروا ما ذا فی السماوات و الارض).

این همه ستارگان درخشان و کرات مختلف آسمانی که هر کدام در مدار خود در گردشند این منظومه های بزرگ و این کهکشانهای غول پیکر و این نظام دقیقی که بر سراسر آنها حکم فرما است، همچنین این کره زمین با تمام عجائب و اسرارش، و اینهمه موجودات زنده متنوع و گوناگونش، درست در ساختمان همه اینها بنگرید و با مطالعه آنها به مبدء جهان هستی آشناتر و نزدیکتر شوید.

این جمله به روشنی مساله جبر و سلب آزادی اراده را نفی می کند و می گوید: ایمان نتیجه مطالعه جهان آفرینش است یعنی این کار بدست خود شما است.

سپس اضافه می کند ولی با اینهمه آیات و نشانه های حق باز جای تعجب نیست که گروهی ایمان نیاورند، چرا که آیات و نشانه ها و اخطارها و انذارها تنها به درد کسانی می خورد که آمادگی برای پذیرش حق دارند، اما ((آنها که تصمیم گرفته اند هرگز ایمان نیاورند این امور هیچگونه اثری برایشان ندارد)) (و ما تغنی الایات و النذر عن قوم لا یؤمنون).**(نذر) جمع (نذیر) به معنی انذار کننده و کنایه از پیامبران و رهبران الهی است، و یا جمع (انذار) یعنی اخطار و تهدید غافلان و مجرمان است که برنامه این رهبران الهی می باشد. (ما) در جمله ما تغنی الایات را بعضی (ماء نافیه) دانسته اند، و بعضی به معنی استفهام انکاری که از نظر نتیجه یکی است، اما ظاهر این است که (ما) نافیه باشد.***

این جمله اشاره به حقیقتی است که بارها در قرآن خوانده ایم که دلائل و سخنان حق و نشانه ها و اندرزها به تنهائی کافی نیست، بلکه زمینه های مستعد و آماده نیز شرط گرفتن نتیجه است.
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 394@@@
سپس با لحنی تهدید آمیز اما در لباس سؤال و استفهام می گوید: ((آیا این گروه لجوج و بی ایمان جز این انتظار دارند که سرنوشتی همانند اقوام طغیانگر و گردنکش پیشین که گرفتار مجازات دردناک الهی شدند پیدا کنند)) سرنوشتی همچون فراعنه و نمرودها و شدادها و اعوان و انصارشان! (فهل ینتظرون الا مثل ایام الذین خلوا من قبلهم).

و در پایان آیه به آنها اخطار می کند و می گوید: ((ای پیامبر به آنها بگو اکنون که شما در چنین مسیری هستید و حاضر به تجدیدنظر نیستید شما در انتظار بمانید و ما هم با شما در انتظار خواهیم بود)). شما در انتظار در هم شکستن دعوت حق، و ما در انتظار سرنوشت شوم و دردناکی برای شما، همچون سرنوشت اقوام مستکبر پیشین (قل فانتظروا انی معکم من المنتظرین).

باید توجه داشت که ((استفهام)) در جمله ((فهل ینتظرون)) استفهام انکاری است، یعنی آنها با این شیوه رفتارشان انتظاری جز فرارسیدن یک سرنوشت شوم نمی توانند داشته باشند.

((ایام)) گر چه در لغت جمع ((یوم)) به معنی روز است، ولی در اینجا به معنی حوادث دردناکی است که در دوران عمر اقوام گذشته واقع شده است.

سپس برای اینکه چنین توهمی پیش نیاید که خدا به هنگام مجازات تر و خشک را با هم می سوزاند، و حتی یک مؤمن را در میان یک گروه عظیم سرکش و یاغی نادیده می گیرد اضافه می کند: ما پس از آماده شدن مقدمات مجازات اقوام گذشته ((فرستادگان خود و کسانی را که به آنها ایمان آوردند نجات و رهائی می بخشیدیم)) (ثم ننجی رسلنا و الذین آمنوا).

و در پایان می گوید: این اختصاص به اقوام گذشته و رسولان و مؤمنان پیشین نداشته است بلکه ((همینگونه تو و ایمان آورندگان به ترا نجات خواهیم
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 395@@@
بخشید و این حقی است بر ما حقی مسلم و تخلف ناپذیر)) (کذلک حقا علینا ننج المؤمنین).**جمله (کذلک حقا علینا ننج المؤمنین) در معنی چنین بوده (کذلک ننج المؤمنین و کان ذلک حقا علینا) یعنی جمله (حقا علینا) یک جمله معترضه است که در میان (کذلک) و (ننج المؤمنین) قرار گرفته است، این احتمال نیز داده شده است که (کذلک) به جمله قبل تعلق داشته باشد یعنی جمله (ننجی رسلنا و الذین آمنوا).***