فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد8

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

یک صحنه از رستاخیز بت پرستان

این آیات نیز بحثهای گذشته را در زمینه ((مبدء)) و ((معاد)) و وضع مشرکان دنبال می کند، و بیچارگی آنها را به هنگامی که در محضر عدل الهی و در پیشگاه حسابرسی او حاضر می شوند مجسم می سازد.

نخست می گوید: ((به خاطر بیاورید روزی را که همه بندگان
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 271@@@
و محشور می کنیم)) (و یوم نحشرهم جمیعا).

((سپس به مشرکان میگوئیم شما و معبودهایتان در جای خود باشید تا به حسابتان رسیدگی شود)) (ثم نقول للذین اشرکوا مکانکم انتم و شرکائکم).**(مکانکم) در واقع مفعول فعل مقدری است، و در اصل چنین بوده (الزموا مکانکم انتم و شرکاؤکم حتی تسئلوا) و این جمله در حقیقت شبیه آیه 24 سوره صافات است که می فرماید (وقفوهم انهم مسئولون).***

جالب این است که در آیه فوق از ((بتها)) تعبیر به ((شرکائکم)) شده، یعنی ((شریکهای شما)) در حالی که مشرکان بتها را شریک خدا قرار داده بودند، نه شریک خودشان.

این تعبیر در حقیقت اشاره لطیفی به این نکته است که بتها در واقع شریک خدا نبودند و این اوهام و خیالات بت پرستان بود که این موقعیت را به آنان بخشید، یعنی آنها شریکان انتخابی شما هستند، و این درست به آن می ماند که کسی، معلم یا رئیس نا صالحی برای مدرسه ای انتخاب بکند، و کارهای نادرستی از او سرزند، ما به او می گوئیم بیا ببین این معلم تو و این رئیس تو چه کاری که نکرده است (در حالی که نه معلم و نه رئیس او است، بلکه معلم و رئیس مدرسه است ولی او انتخابشان کرده).

سپس اضافه می کند که ((ما این دو گروه (معبودان و عابدان) را از یکدیگر جدا می کنیم)) و از هر کدام جداگانه سؤال می نمائیم (همانگونه که در تمام دادگاهها این مساله معمول است که از هر کس جداگانه بازپرسی به عمل می آید).

از بت پرستان سؤال می کنیم به چه دلیل این بتها را شریک خدا قرار دادید و عبادت کردید؟ و از معبودان نیز می پرسیم به چه سبب شما معبود واقع شدید
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 272@@@
و یا تن به این کار دادید؟ (فزیلنا بینهم).**(زیلنا) از ماده (تزییل) به معنی جدا ساختن است، و به طوری که بعضی از ارباب لغت گفته اند ماده ثلاثی آن (زال یزیل) است که به معنی جدا شدن می باشد، نه از ماده (زال یزول) به معنی زوال پذیرفتن.***

در این هنگام شریکانی را که آنها ساخته بودند، به سخن می آیند ((و می گویند شما هرگز ما را پرستش نمی کردید)) (و قال شرکائهم ما کنتم ایانا تعبدون).

شما در حقیقت هوی و هوسها و اوهام و خیالات خویش را می پرستیدید، نه ما را و از این گذشته این عبادت شما نسبت به ما نه به امر و فرمان ما بوده و نه به رضایت ما، و عبادتی که چنین باشد در حقیقت عبادت نیست.

سپس برای تاءکید بیشتر می گویند ((همین بس که خدا گواه میان ما و شما است که ما به هیچوجه از عبادت شما آگاه نبودیم)) (فکفی بالله شهیدا بیننا و بینکم ان کنا عن عبادتکم لغافلین).**(ان) در جمله بالا به اصطلاح مخففه از ثقیله است و برای تأکید می باشد و معنی جمله این است اننا کنا عن عبادتکم لغافلین: (ما بطور مسلم از عبادت شما غافل بودیم).***

در اینکه منظور از بتها و شرکاء در آیه فوق چه معبودهائی است، و اینکه چگونه آنها چنین سخن می گویند در میان مفسران گفتگو است.

بعضی احتمال داده اند که منظور معبودهای انسانی و شیطانی و یا از فرشتگان است که دارای عقل و شعور و ادراکند، ولی با این حال خبر ندارند که گروهی آنها را پرستش می کنند، به خاطر اینکه یا در غیاب آنها چنین عبادتی صورت گرفته و یا پس از مرگ آنها (مانند انسانهائی که پس از مرگشان مورد پرستش قرار گرفته اند).
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 273@@@
بنابراین سخن گفتن آنها کاملا طبیعی خواهد بود، و این آیه نظیر آیه 41 سوره سبا می باشد که می گوید: و یوم یحشرهم جمیعا ثم یقول للملائکة اءهؤلاء ایاکم کانوا یعبدون: ((آن روز که خداوند همه را جمع و محشور می کند سپس به فرشتگان می گوید: آیا این گروه شما را عبادت می کردند؟!

احتمال دیگری که بسیاری از مفسران ذکر کرده اند این است که در آن روز خداوند حیات و شعور در بتها می آفریند آنچنان که بتوانند حقایق را بازگو کنند، و جمله بالا که از زبان بتها نقل شده که آنها خدا را به شهادت می طلبند که از عبادت عابدان خود غافل بودند، بیشتر تناسب با همین معنی دارد چرا که بتهای سنگی و چوبی اصلا چیزی نمی فهمند.

این احتمال را نیز می توانیم در تفسیر آیه بگوئیم که تمام معبودها را شامل می شود منتها معبودهائی که عقل و شعور دارند، به زبان خود حقیقت را بازگو می کنند، ولی معبودهائی که دارای عقل و شعور نیستند به زبان حال و از طریق منعکس ساختن آثار عمل سخن می گویند، درست مثل اینکه می گوئیم رنگ رخسار تو از سر درونت خبر می دهد، قرآن نیز در آیه 21 سوره فصلت می گوید که پوسته ای انسان در عالم رستاخیز به سخن در می آیند و همچنین در سوره زلزال می گوید زمینهائی که انسان روی آنها زندگی داشته، حقایق را بازگو می کنند.

این مساله در عصر و زمان ما مساله پیچیده ای نیست جائی که یک نوار بی زبان تمام گفته های ما را روی خود ضبط و به هنگام لزوم بازگو می کند، تعجبی ندارد که بتها نیز واقعیات اعمال عبادت کنندگان خود را منعکس نمایند!.

به هر حال ((در آن روز و در آن مکان و در آن حال - همانگونه که قرآن در آخرین آیه مورد بحث می گوید - ((هر کس اعمال خویش را که قبلا انجام
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 274@@@
داده است می آزماید و نتیجه بلکه خود آن را می بیند)) چه عبادت کنندگان و چه معبودهای گمراهی که مردم را به عبادت خویش دعوت کردند، چه مشرکان و چه مؤمنان از هر گروه و از هر قبیل (هنالک تبلوا کل نفس ما اسلفت).

((و در آن روز همگی به سوی الله که مولی و سرپرست حقیقی آنان است باز می گردند)) و دادگاه محشر نشان می دهد که تنها حکومت به فرمان او است (و ردوا الی الله مولیهم الحق).

((و سرانجام تمام بتها و معبودهای ساختگی که به دروغ آنها را شریک خدا قرار داده بودند، گم و محو و نابود می شوند (و ضل عنهم ما کانوا یفترون).

چرا که آنجا عرصه ظهور و بروز تمام اسرار مکتوم بندگان است و هیچ حقیقتی نمی ماند مگر اینکه خود را آشکار می سازد اصولا در آنجا موقفها و مقاماتی است که نه نیاز به سؤال دارد، نه جدال و گفتگو، بلکه تنها وضع حال حکایت از همه چیز می کند و نیازی به مقال نیست!
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 275@@@

آیه 31-33

آیه و ترجمه

قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السمَاءِ وَ الاَرْضِ أَمَّن یَمْلِک السمْعَ وَ الاَبْصرَ وَ مَن یخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یخْرِجُ الْمَیِّت مِنَ الْحَیِّ وَ مَن یُدَبِّرُ الاَمْرَ فَسیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ(31)

فَذَلِکمُ اللَّهُ رَبُّکمُ الحَْقُّ فَمَا ذَا بَعْدَ الْحَقِّ إِلا الضلَلُ فَأَنی تُصرَفُونَ(32)

کَذَلِک حَقَّت کلِمَت رَبِّک عَلی الَّذِینَ فَسقُوا أَنهُمْ لا یُؤْمِنُونَ(33)

ترجمه:

31 - بگو چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد و یا چه کسی مالک (و خالق) گوش و چشم هاست و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می سازد و چه کسی امور (جهان) را تدبیر می کند؟ به زودی (در پاسخ) می گویند: خدا، بگو پس چرا تقوا پیشه نمی کنید (و از خدا نمی ترسید)؟!

32 - اینچنین است خداوند پروردگار حق شما، با اینحال بعد از حق جز گمراهی وجود دارد؟ پس چرا (از پرستش او) روی می گردانید؟!

33 - اینچنین فرمان پروردگارت بر فاسقان مسلم شده که آنها (پس از اینهمه طغیان و گناه) ایمان نخواهند آورد.

تفسیر:
در این آیات سخن از نشانه های وجود پروردگار و شایستگی او برای عبودیت است و بحثهای آیات گذشته را در این زمینه تعقیب می کند.

نخست می فرماید: به مشرکان و بت پرستانی که در بیراهه سرگردانند ((بگو
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 276@@@
چه کسی شما را از آسمان و زمین روزی می دهد؟)) (قل من یرزقکم من السماء و الارض).

((رزق)) به معنی عطا و بخشش مستمر است، و از آنجا که بخشنده تمام مواهب در حقیقت خدا است، ((رازق)) و ((رزاق)) به معنی حقیقی تنها بر او اطلاق می شود، و اگر این کلمه در غیر مورد او به کار رود، بدون شک جنبه مجازی دارد، همانند آیه 233 سوره بقره که در زمینه زنان شیرده می گوید و علی المولود له رزقهن و کسوتهن بالمعروف (پدران موظفند زنانی را که فرزندانشان را شیر می دهند بطور شایسته روزی دهند و لباس بپوشانند.)

این نکته نیز لازم به یادآوری است که بیشتر روزیهای انسان از آسمان است، باران حیاتبخش از آسمان می بارد، و هوا که مورد نیاز همه موجودات زنده است نیز بر فراز زمین قرار گرفته، و از همه مهمتر نور آفتاب که بدون آن هیچ موجود زنده و هیچگونه حرکت و جنبشی در سرتاسر زمین وجود نخواهد داشت از آسمان است، و حتی حیوانات اعماق دریاها از پرتو نور آفتاب زنده اند زیرا می دانیم غذای بسیاری از آنها گیاهان بسیار کوچکی است که در لابلای امواج در سطح اقیانوس در برابر تابش نور آفتاب رشد و نمو می کند، و قسمت دیگری از آن حیوانات از گوشت دیگر حیوانات دریا که وسیله آن گیاهان تغذیه شده اند استفاده می کنند.

ولی زمین تنها به وسیله مواد غذائی خود ریشه گیاهان را تغذیه می کند و شاید به همین دلیل است که در آیه فوق نخست سخن از ارزاق آسمان و سپس ارزاق زمین به میان آمده است (به تفاوت درجه اهمیت)

سپس به دو قسمت از مهمترین حواس انسان که بدون آن دو، کسب علم و دانش برای بشر امکانپذیر نیست اشاره کرده می گوید: ((و بگو چه کسی است که مالک و خالق گوش و چشم و قدرت دهنده این دو حس آدمی است))؟ (اءمن
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 277@@@
یملک السمع و الابصار).

در واقع در این آیه نخست به نعمتهای مادی، و بعد به مواهب و روزیهای معنوی که بدون آنها نعمتهای مادی فاقد هدف و محتوا است اشاره شده.

کلمه ((سمع)) مفرد (و به معنی گوش) و ابصار جمع ((بصر)) به معنی بینائی و چشم است، و در اینجا این سؤال پیش می آید که چرا ((سمع)) در همه جا در قرآن مفرد ذکر شده و اما ((بصر)) گاهی به صورت جمع و گاهی به صورت مفرد آمده؟، پاسخ این سؤال را در جلد اول صفحه 56 ذکر کرده ایم.

بعد از دو پدیده مرگ و حیات که عجیب ترین پدیده های عالم آفرینش است سخن به میان آورده، می گوید ((و چه کسی زنده را از مرده و مرده را از زنده خارج می کند))؟ (و من یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی).

این همان موضوعی است که تاکنون عقل دانشمندان و علمای علوم طبیعی و زیست شناسان در آن حیران مانده است که چگونه موجود زنده از موجود بی جان به وجود آمده است؟ آیا چنین چیزی که تلاش و کوشش مداوم دانشمندان تاکنون در آن به جائی نرسیده است می تواند یک امری ساده و وابسته به تصادف و حوادث رهبری نشده و بدون برنامه و هدف طبیعت بوده باشد؟ بدون شک پدیده پیچیده و ظریف و اسرارآمیز حیات نیازمند به علم و قدرت فوق العاده و عقل کلی است.

او نه تنها در آغاز موجود زنده را از موجودات بی جان زمین آفریده است بلکه علاوه بر این سنت او بر این قرار گرفته که حیات نیز جاودانی نباشد و به همین جهت مرگ را در دل حیات آفریده، تا از این طریق میدان را برای دگرگونیها و تکامل باز گذارد.

در تفسیر آیه فوق این احتمال نیز داده شده که علاوه بر مرگ و حیات مادی مرگ و حیات معنوی را نیز شامل می شود، زیرا انسانهای هوشمند و پاکدامن
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 278@@@
و با ایمان را می بینیم که گاهی از پدر و مادری آلوده و بی ایمان و گمراه متولد می شوند، عکس آن نیز مشاهده شده است که برخلاف قانون وراثت انسانهای بی ارزش و مرده از پدر و مادر ارزشمندی به وجود آمده اند.**این مضمون در روایات متعددی در جلد اول تفسیر برهان صفحه 543 ذیل آیه 95 سوره انعام آمده است.***

البته مانعی ندارد که آیه فوق اشاره به هر دو قسمت باشد زیرا هر دو از عجائب آفرینش و از پدیده های اعجاب انگیز جهانند و روشنگر این حقیقتند که علاوه بر عوامل طبیعی، دست قدرت آفریدگار عالم و حکیمی در کار است.

(در جلد پنجم صفحه 356 ذیل آیه 95 سوره انعام توضیحات دیگری نیز در این باره داده ایم).

بعد اضافه می کند: ((چه کسی است که امور این جهان را تدبیر می کند))؟ (و من یدبر الامر).

در حقیقت نخست سخن از آفرینش مواهب، سپس سخن از حافظ و نگهبان و مدبر آنها است.

بعد از آنکه قرآن این سؤالات سه گانه را مطرح می کند بلافاصله می گوید: ((آنها بزودی در پاسخ خواهند گفت: الله.))

از این جمله به خوبی استفاده می شود که حتی مشرکان و بت پرستان عصر جاهلیت خالق و رازق و حیاتبخش و مدبر امور جهان هستی را خدا می دانستند، و این حقیقت را از طریق عقل و هم از راه فطرت دریافته بودند که این نظام حساب شده جهان نمی تواند مولود بی نظمی و یا مخلوق بتها باشد.

و در آخر آیه به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) دستور می دهد: ((به آنها بگو آیا با این حال تقوا را پیشه نمی کنید)) (فقل ا فلا تتقون).

تنها کسی شایسته عبادت و پرستش است که آفرینش و تدبیر جهان به دست
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 279@@@
او است، اگر عبادت به خاطر شایستگی و عظمت ذات معبود باشد، این شایستگی و عظمت تنها در خدا است، و اگر برای این باشد که می تواند سرچشمه سود و زیان گردد این نیز مخصوص خدا است.

پس از آنکه نمونه هائی از آثار عظمت و تدبیر خداوند را در آسمان و زمین بیان کرد و وجدان و عقل مخالفان را به داوری طلبید و آنها به آن معترف گردیدند، در آیه بعد با لحنی قاطع می فرماید: ((این است الله، پروردگار بر حق شما))! (فذلکم الله ربکم الحق).

نه بتها، و نه سایر موجوداتی را که شریک خداوند در عبودیت قرار داده اید و در برابر آنها سجده و تعظیم می کنید.

آنها چگونه می توانند شایسته عبودیت باشند در حالی که نه فقط نمی توانند در آفرینش و تدبیر جهان شرکت کنند، بلکه خودشان سر تا پا نیاز و احتیاجند.

سپس نتیجه گیری می کند ((اکنون که حق را بروشنی شناختید، آیا بعد از حق چیزی جز ضلال و گمراهی وجود دارد؟)) (فما ذا بعد الحق الا الضلال).

با این حال چگونه از عبادت و پرستش خدا روی می گردانید، با اینکه می دانید معبود حقی جز او نیست؟! (فانی تصرفون).

این آیه در حقیقت یک راه منطقی روشن را برای شناخت باطل و ترک آن پیشنهاد می کند، و آن اینکه نخست باید از طریق وجدان و عقل برای شناخت حق گام برداشت، هنگامی که حق شناخته شد، هر چه غیر آن و مخالف آن است باطل و گمراهی است، و باید کنار گذاشته شود.

و در آخرین آیه برای بیان این نکته که چرا آنها با وضوح مطلب و روشنائی حق به دنبال آن نمی روند می گوید: ((اینگونه فرمان خدا درباره این افراد که
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 280@@@
از روی علم و عمد و بر خلاف عقل و وجدان سر از اطاعت پیچیده اند صادر شده که آنها ایمان نیاورند)) (کذلک حقت کلمة ربک علی الذین فسقوا انهم لا یؤمنون).**کاف تشبیه در اینجا اشاره به مطلبی است که در آخرین جمله آیه قبل ذکر شده است و معنی آیه چنین است (کما انه لیس بعد الحق الا الضلال کذلک حقت کلمه ربک).***

در واقع این خاصیت اعمال نادرست و مستمر آنها است که قلبشان را چنان تاریک و روحشان را چنان آلوده می کند که با وضوح و روشنی حق آنرا نمی بینند و به بیراهه می روند.

بنابراین آیه فوق هیچگونه دلالت بر مساله جبر ندارد، بلکه اشاره به آثار اعمال خود انسان می باشد ولی شک نیست که این اعمال چنان خاصیتی را به فرمان خدا دارد.

درست مثل این است که به کسی بگوئیم صدبار به تو گفتیم گرد مواد مخدر و مشروبات الکلی مگرد، اکنون که گوش ندادی و شدیدا معتاد شدی، محکوم به این هستی که مدتها در بدبختی بمانی.

@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 281@@@

آیه 34-36

آیه و ترجمه

قُلْ هَلْ مِن شرَکائکم مَّن یَبْدَؤُا الخَْلْقَ ثمَّ یُعِیدُهُ قُلِ اللَّهُ یَبْدَؤُا الخَْلْقَ ثمَّ یُعِیدُهُ فَأَنی تُؤْفَکُونَ(34)

قُلْ هَلْ مِن شرَکائکم مَّن یهْدِی إِلی الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَن یهْدِی إِلی الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لا یهِدِّی إِلا أَن یهْدَی فَمَا لَکمْ کَیْف تحْکُمُونَ(35)

وَ مَا یَتَّبِعُ أَکْثرُهُمْ إِلا ظناًّ إِنَّ الظنَّ لا یُغْنی مِنَ الحَْقِّ شیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلِیمُ بِمَا یَفْعَلُونَ(36)

ترجمه:

34 - بگو آیا هیچیک از معبودهای شما آفرینش را ایجاد و سپس باز می گرداند؟ بگو تنها خدا آفرینش را ایجاد کرده سپس باز می گرداند، با اینحال چرا از حق رویگردان می شوید؟

35 - بگو آیا هیچیک از معبودهای شما به سوی حق هدایت می کند؟ - بگو تنها خدا به حق هدایت می کند آیا کسی که هدایت به حق می کند برای پیروی شایسته تر است یا آن کس که خود هدایت نمی شود مگر هدایتش کنند، شما را چه می شود؟ چگونه داوری می کنید؟

36 - و بیشتر آنها جز از گمان (و پندارهای بی اساس) پیروی نمی کنند (در حالی که) گمان هرگز انسان را از حق بی نیاز نمی سازد (و به حق نمی رساند) خداوند به آنچه انجام می دهند آگاه است.

تفسیر: