فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد8

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 7 - 10

آیه و ترجمه

إِنَّ الَّذِینَ لا یَرْجُونَ لِقَاءَنَا وَ رَضوا بِالحَْیَوةِ الدُّنْیَا وَ اطمَأَنُّوا بهَا وَ الَّذِینَ هُمْ عَنْ ءَایَتِنَا غَفِلُونَ(7)

أُولَئک مَأْوَاهُمُ النَّارُ بِمَا کانُوا یَکْسِبُونَ(8)

إِنَّ الَّذِینَ ءَامَنُوا وَ عَمِلُوا الصلِحَتِ یهْدِیهِمْ رَبهُم بِإِیمَنهِمْ تَجْرِی مِن تحْتهِمُ الاَنْهَرُ فی جَنَّتِ النَّعِیمِ(9)

دَعْوَاهُمْ فِیهَا سبْحَنَک اللَّهُمَّ وَ تحِیَّتهُمْ فِیهَا سلَمٌ وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الحَْمْدُ للَّهِ رَب الْعَلَمِینَ(10)

ترجمه:

7 - آنها که امید لقای ما (و رستاخیز) را ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند، و بر آن تکیه کردند، و آنها که از آیات ما غافلند.

8 - (همه) آنها جایگاهشان آتش است به خاطر کارهائی که انجام می دادند.

9 - (ولی) کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خداوند آنها را در پرتو ایمانشان هدایت می کند، از زیر (قصرهای) آنها نهرها، در باغهای بهشت، جریان دارد.

10 - گفتار (و دعای) آنها در بهشت این است که خداوندا! منزهی تو، و تحیت آنها سلام، و آخرین سخنشان حمد مخصوص پروردگار عالمیان است.
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 232@@@
تفسیر:

بهشتیان و دوزخیان

در آغاز این سوره همانگونه که اشاره شد، قرآن نخست یک بحث اجمالی پیرامون مساءله مبدء و معاد نموده، سپس به شرح آن پرداخته است، در آیات قبل شرحی پیرامون مساءله معاد بود، و در آیات مورد بحث شرحی پیرامون معاد، و سرنوشت مردم در جهان دیگر، دیده می شود.

نخست می فرماید: ((کسانی که امید لقای ما را ندارند و به رستاخیز معتقد نیستند و به همین دلیل تنها به زندگی دنیا خشنودند و به آن اطمینان می کنند...)) (ان الذین لا یرجون لقائنا و رضوا بالحیوة الدنیا و اطمانوا بها).

((و همچنین آنها که از آیات ما غافلند و در آنها اندیشه نمی کنند، تا قلبی بیدار و دلی مملو از احساس مسئولیت پیدا کنند...)) (و الذین هم عن آیاتنا غافلون).

((این هر دو گروه جایگاهشان آتش است، به خاطر اعمالی که انجام می دهند)) (اولئک ماویهم النار بما کانوا یکسبون).

در حقیقت نتیجه مستقیم عدم ایمان به معاد همان دلبستگی به این زندگی محدود و مقامهای مادی و اطمینان و اتکاء به آن است، و نتیجه آن نیز آلودگی از نظر عمل و فعالیتهای مختلف زندگی است و پایان آن چیزی جز آتش نخواهد بود.

همچنین غفلت از آیات الهی، سرچشمه بیگانگی از خدا، و بیگانگی از خدا سرچشمه عدم احساس مسئولیت، و آلودگی به ظلم و فساد و گناه است، و سرانجام
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 233@@@
آن چیزی جز آتش نمی تواند باشد.

بنابراین هر دو گروه فوق یعنی آنها که ایمان به مبدء یا ایمان به معاد ندارند، مسلما از نظر عمل آلوده خواهند بود و آینده هر دو گروه تاریک است.

این دو آیه بار دیگر این حقیقت را تاءکید می کند که برای اصلاح یک جامعه و نجات آن از آتش ظلم و فساد، تقویت پایه های ایمان به ((خدا)) و ((معاد)) دو شرط ضروری و اساسی است چرا که بدون ایمان به خدا، احساس مسئولیت از وجود انسان برچیده می شود، و بدون توجه به معاد ترس از مجازات از میان خواهد رفت، و به این ترتیب این دو پایه اعتقادی پایه تمام اصلاحات اجتماعی است.

سپس اشاره به حال گروه دیگری می کند که نقطه مقابل این دو گروه می باشند و می گوید ((کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، خداوند به کمک ایمانشان آنها را هدایت می کند)) (ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم).

این نور هدایت الهی که از نور ایمانشان سرچشمه می گیرد، تمام افق زندگانی آنها را روشن می سازد، در پرتو این نور آنچنان روشن بینی پیدا می کنند که جار و جنجالهای مکتبهای مادی، و وسوسه های شیطانی، و زرق و برقهای گناه، و زر و زور، فکر آنها را نمی دزدد، و از راه به بیراهه گام نمی نهند.

این حال دنیای آنها ((و در جهان دیگر خداوند در باغهای پر نعمت بهشت قصرهائی به آنها می بخشد که از زیر آنها نهرهای آب جریان دارد)) (تجری من تحتهم الانهار فی جنات النعیم).

آنها در محیطی مملو از صلح و صفا و عشق به پروردگار و انواع نعمتها به
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 234@@@
سر می برند.

هر زمان که جذبه ذات و صفات خدا وجودشان را روشن می سازد، ((می گویند پروردگارا منزه و پاک از هر گونه عیب و نقصی)) (دعویهم فیها سبحانک اللهم)

و هر زمان به یکدیگر می رسند سخن از صلح و صفا می گویند ((و تحیتشان آنجا سلام است)) (و تحیتهم فیها سلام).

و سرانجام هرگاه از نعمتهای گوناگون خداوند در آنجا بهره می گیرند به شکر پرداخته و می گویند: ((حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که پروردگار عالمیان است)) (و آخر دعواهم ان الحمد لله رب العالمین).

نکته ها

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

1 - منظور از ملاقات پروردگار که در آیه نخست آمده مسلما ملاقات حسی نیست بلکه منظور علاوه بر ملاقات پاداش و کیفرهای پروردگار، یکنوع شهود باطنی است که انسان در قیامت نسبت به ذات مقدس پیدا می کند، زیرا آیات و نشانه های او را همه جا آشکارتر می بیند و دید و درک تازه ای برای شناختش می یابد.**برای توضیح بیشتر به جلد اول صفحه 156 ذیل آیه 46 سوره بقره مراجعه فرمائید.***

2 - در جمله ((یهدیهم ربهم بایمانهم)) سخن از هدایت انسان در پرتو ایمان به میان آمده است، این هدایت، مخصوص به زندگی جهان دیگر نیست، بلکه در این جهان نیز انسان مؤمن در پرتو ایمانش از بسیاری اشتباهات و فریبکاریها و لغزشهائی که مولود طمع، خود خواهی، هوی و هوس است نجات می یابد، و راه خود را در جهان دیگر به سوی بهشت در پرتو این ایمان پیدا می کند، چنانکه قرآن می گوید: ((یوم تری المؤمنین و المؤمنات یسعی نورهم بین ایدیهم و بایمانهم))**سوره حدید آیه 12.*** در آن روز مردان و زنان با ایمان را می بینی که شعاع نورشان
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 235@@@
در پیشاپیش رو، و در طرف راستشان در حرکت است)).

و در حدیثی از پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می خوانیم: ان المؤمن اذا خرج من قبره صور له عمله فی صورة حسنة فیقول له انا عملک فیکون له نورا و قائدا الی الجنة:**تفسیر فخر رازی جزء 17 صفحه 40.*** ((هنگامی که مؤمن از قبر خود خارج می شود، اعمالش به صورت زیبائی نمایان می گردد و با او سخن می گوید که من اعمال تواءم و به صورت نوری در می آید که او را به سوی بهشت هدایت می کند!

3 - در آیات فوق تجری من تحتهم الانهار آمده است، در حالی که در آیات دیگر قرآن ((تجری من تحتها الانهار)) دیده می شود، و به تعبیر دیگر در موارد دیگر می خوانیم که از زیر درختان بهشت نهرها جریان دارد، اما در آیه فوق می خوانیم از زیر پای بهشتیان نهرها جاری است.

این تعبیر ممکن است اشاره به این باشد که حتی قصرهای بهشتیان بر روی نهرها بنا شده، که لطف و زیبائی فوق العاده ای به آنها می بخشد.

و یا اشاره به اینکه نهرهای بهشتی به فرمان آنها هستند و در قبضه قدرتشان می باشد، چنانکه در سرگذشت فرعون می خوانیم که می گفت الیس لی ملک مصر و هذه الانهار تجری من تحتی: ((آیا حکومت مصر در اختیار من نیست و این نهرها به فرمان من جریان ندارند)).**زخرف آیه 52.***

این احتمال نیز داده شده است که کلمه ((تحت)) به معنی ((بین ایدی)) باشد یعنی در مقابل آنها نهرهای آب جریان دارد.

4 - جالب توجه اینکه در آخرین آیه مورد بحث اشاره به سه حالت و یا سه نعمت و لذت بزرگ بهشتیان شده است:

حالت نخست توجه به ذات پاک پروردگار و لذتی که از این توجه به آنها
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 236@@@
دست می دهد که قابل مقایسه با هیچ لذتی نیست.

حالت دوم لذتی است که بر اثر تماس داشتن با مؤمنان دیگر در آن محیط پر از صلح و تفاهم پیدا می شود که بعد از لذت توجه به خدا از همه چیز برتر است.

حالت سوم لذتی است که از انواع نعمتهای بهشتی به آنها دست می دهد و باز آنها را متوجه به خدا می سازد، و حمد و سپاس او را می گویند (دقت کنید).