فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد8

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

محتوی و فضیلت این سوره

این سوره که از سوره های مکی است، و به گفته بعضی از مفسران بعد از سوره اسراء و قبل از سوره هود نازل شده است همانند بسیاری از سوره های مکی روی چند مساءله اصولی و زیر بنائی تکیه می کند، که از همه مهمتر مساءله ((مبدء)) و ((معاد)) است.

منتها نخست از مساءله وحی و مقام پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) سخن می گوید، سپس به نشانه هائی از عظمت آفرینش که نشانه عظمت خدا است می پردازد، بعد، مردم را به ناپایداری زندگی مادی دنیا و لزوم توجه به سرای آخرت و آمادگی برای آن از طریق ایمان و عمل صالح متوجه می سازد.

و به تناسب همین مسائل قسمتهای مختلفی از زندگی پیامبران بزرگ از جمله نوح و موسی و یونس (علیهماالسلام) را بازگو می کند و به همین مناسبت نام سوره یونس بر آن گذارده شده است.

و باز برای تاءیید مباحث فوق، سخن از لجاجت و سرسختی بت پرستان به میان می آورد، و حضور و شهود خدا را در همه جا برای آنها ترسیم می کند، و مخصوصا برای اثبات این مساءله از اعماق فطرت آنان که به هنگام مشکلات آشکار می شود و به یاد خدای واحد یکتا می افتند، کمک می گیرد.

و بالاخره برای تکمیل بحثهای فوق در هر مورد مناسبی از بشارت و انذار، بشارت به نعمتهای بی پایان الهی برای صالحان و انذار و بیم دادن طاغیان و گردنکشان، استفاده می کند.

لذا در روایتی از امام صادق (علیهالسلام) می خوانیم که فرمود: ((من قرء سورة یونس فی کل شهرین او ثلاثة لم یخف علیه ان یکون من الجاهلین و کان یوم
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 213@@@
القیامة من المقربین)): ((کسی که سوره یونس را در هر دو یا سه ماه بخواند بیم آن نمی رود که از جاهلان و بی خبران باشد، و روز قیامت از مقربان خواهد بود)).**تفسیر نور الثقلین جلد دوم صفحه 290 و تفاسیر دیگر.***

این به خاطر آن است آیات هشدار دهنده و بیدار کننده در این سوره فراوان است، و اگر با دقت و تاءمل خوانده شود، تاریکی جهل را از روح آدمی بر طرف می کند، و اثر آن حد اقل چند ماهی در وجود او خواهد بود، و هرگاه علاوه بر درک و فهم محتوای سوره، به آن نیز عمل کند، به طور یقین روز رستاخیز در زمره مقربان قرار خواهد گرفت.

شاید نیاز به یادآوری نداشته باشد که فضائل سوره ها همانگونه که سابقا هم گفته ایم، تنها با تلاوت آیات، بدون درک معنی، و بدون عمل به محتوای آن فراهم نمی گردد، زیرا تلاوت، مقدمه فهم است، و فهم مقدمه عمل!.
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 214@@@

آیه 1 - 2

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الر تِلْک ءَایَت الْکِتَبِ الحَْکِیمِ(1)

أَ کانَ لِلنَّاسِ عَجَباً أَنْ أَوْحَیْنَا إِلی رَجُلٍ مِّنهُمْ أَنْ أَنذِرِ النَّاس وَ بَشرِ الَّذِینَ ءَامَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِندَ رَبهِمْ قَالَ الْکفِرُونَ إِنَّ هَذَا لَسحِرٌ مُّبِینٌ(2)

ترجمه:

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - الر - آن آیات کتاب حکیم است.

2 - آیا این برای مردم موجب شگفتی است که به یکی از آنها وحی فرستادیم که مردم را انذار کن و به کسانی که ایمان آورده اند بشارت ده که برای آنها پاداشهای مسلم نزد پروردگارشان (و سابقه نیک) است (اما) کافران گفتند این ساحر آشکاری است.

تفسیر:

رسالت پیامبر

در این سوره بار دیگر با حروف مقطعه قرآن روبرو می شویم که به صورت الف و لام و راء ذکر شده است، و ما در آغاز سوره بقره و سوره آل عمران و اعراف به اندازه کافی در تفسیر این گونه حروف سخن گفته ایم و به خواست خدا در آینده نیز در موارد مناسب بحث خواهیم کرد و نیز مطالب تازه ای بر آن خواهیم افزود.
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 215@@@
به دنبال آن نخست اشاره به عظمت آیات قرآن کرده، می گوید: ((آنها آیات کتاب حکیم است)) (تلک آیات الکتاب الحکیم).

تعبیر به ((آنها)) (اسم اشاره بعید) به جای هذه ((اینها)) (اسم اشاره به نزدیک) که نظیر آن در آغاز سوره بقره نیز آمده است، از تعبیرات لطیف قرآن محسوب می شود، و کنایه از عظمت و والا بودن مفاهیم قرآن است.

زیرا مطالب پیش پا افتاده و ساده را غالبا با اسم اشاره نزدیک می آورند، اما مطالب مهمی که در سطح بالا و گوئی بر فراز آسمانها در یک افق عالی قرار گرفته، با اسم اشاره دور بیان می کنند، و اتفاقا در تعبیرات روزمره، ما نیز از این تعبیر استفاده می کنیم، و برای عظمت اشخاص هر چند در حضورشان بوده باشیم ((آن جناب)) یا ((آن حضرت)) می گوئیم، نه این جناب و این حضرت، ولی به هنگام تواضع کلمه ((اینجانب)) را به کار می بریم.

توصیف کتاب آسمانی یعنی قرآن به ((حکیم)) اشاره به این است که آیات قرآن دارای آنچنان استحکام و نظم و حسابی است که هر گونه باطل و خرافه و هزل را از خود دور می سازد، جز حق نمی گوید و جز به راه حق دعوت نمی کند.

آیه دوم به تناسب اشاره ای که در آیه قبل به قرآن مجید و وحی آسمانی شده، یکی از ایرادات مشرکان را نسبت به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) بیان می کند، همان اشکالی که به طور مکرر در قرآن مجید آمده و تکرارش نشان می دهد از ایرادات مکرر مشرکان بوده است و آن اینکه چرا وحی آسمانی از ناحیه خدا بر انسانی نازل شده، چرا فرشته ای ماءموریت این رسالت بزرگ را به عهده نگرفته است؟! قرآن در پاسخ اینگونه سؤالات می گوید: ((آیا تعجبی برای مردم دارد که ما وحی به مردی از آنان فرستادیم)) (اکان للناس ‍ عجبا ان اوحینا الی رجل منهم)

در واقع جواب ایراد آنها با کلمه ((منهم)) (از جنس آنان) داده شده است
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 216@@@
یعنی اگر رهبر و راهنما، همجنس پیروانش باشد و دردهای آنها را بداند و از نیازهایشان آگاه گردد جای تعجب نیست، تعجب در این است که از غیر جنس آنها باشد که بر اثر نا آگاهی از وضعشان نتواند آنها را رهبری کند.

سپس به محتوای این وحی آسمانی اشاره کرده، آنرا در دو چیز خلاصه می کند:

نخست اینکه به او وحی فرستادیم که ((مردم را انذار کند و از عواقب کفر و گناه بترساند)) (ان انذر الناس).

دیگر اینکه ((به افراد با ایمان بشارت ده که برای آنان در پیشگاه خدا قدم صدق است)) (و بشر الذین آمنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم).

در اینکه منظور از قدم صدق چیست؟ در میان مفسران بحث است، اما روی هم رفته یکی از سه تفسیر (یا هر سه با هم) برای آن قابل قبول است.

نخست اینکه اشاره به آن است که ایمان ((سابقه فطری)) دارد و در حقیقت مؤمنان با ابراز ایمان، مقتضای فطرت خود را تصدیق و تاءکید کرده اند (زیرا یکی از معانی قدم، سابقه است) چنانکه می گویند لفلان قدم فی الاسلام - او قدم فی الحرب (یعنی: فلانکس در اسلام یا در جنگ و مبارزه، سابقه دارد).

دوم اینکه اشاره به مساءله معاد و نعمتهای آخرت باشد، زیرا یکی از معانی قدم، مقام و منزلة است (به تناسب اینکه انسان با پای خود به منزلگاهش وارد می شود) یعنی برای افراد با ایمان مقام و منزله ثابت و مسلمی در پیشگاه خدا است که هیچ چیز نمی تواند آنرا تغییر دهد و دگرگون سازد.

سوم اینکه قدم به معنی پیشوا و رهبر است، یعنی برای مؤمنان پیشوا و رهبری صادق فرستاده شده است.

روایات متعددی که در تفاسیر شیعه و اهل تسنن در ذیل این آیه وارد شده و قدم صدق را به شخص پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) یا ولایت علی (علیهالسلام) تفسیر کرده است، مؤید
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 217@@@
همین معنی است.**تفسیر برهان جلد 2 صفحه 177 و تفسیر قرطبی جلد 5 صفحه 3145.***

و همانگونه که گفتیم ممکن است بشارت به همه این امور، هدف از تعبیر فوق بوده باشد.

باز در پایان آیه به یکی از اتهاماتی که مشرکان کرارا برای پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) ذکر می کردند اشاره کرده، می گوید: ((کافران گفتند این مرد ساحر آشکاری است)) (قال الکافرون ان هذا لساحر مبین).

کلمه ((ان)) و ((لام تاءکید)) و صفت ((مبین))، همه نشانه تاءکیدی است که آنها روی این تهمت داشتند و تعبیر به ((هذا)) (اسم اشاره به نزدیک) برای این بوده که مقام پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را تحقیر کنند.

اما اینکه چرا نسبت سحر به پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) می دادند روشن است، زیرا در برابر سخنان اعجازآمیز و برنامه های و قوانین درخشان و سایر معجزاتش پاسخ قانع کننده ای نداشتند، جز اینکه فوق العادگی آنرا با سحر تفسیر کنند، و به این صورت، پرده جهل و بی خبری، برای ساده لوحان، روی آن بیفکنند.

اینگونه تعبیرها که از ناحیه دشمنان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) صادر می شد خود دلیل روشنی است بر اینکه پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) کارهای خارق العاده ای داشته که افکار و دلها را به سوی خود جذب می کرده است، مخصوصا تکیه کردن روی سحر در مورد قرآن مجید خود گواه زنده ای بر جاذبه فوق العاده این کتاب آسمانی است که آنها برای اغفال مردم آنرا زیر پرده سحر می پوشاندند.

به خواست خدا در ذیل آیات مناسب باز در این باره سخن خواهیم گفت.
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 218@@@