فهرست کتاب


تفسیر نمونه، جلد8

آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

تاثیر آیات قرآن بر دلهای آماده و آلوده

به تناسب بحثهائی که درباره منافقان و مؤمنان گذشت، در این دو آیه اشاره به یکی از نشانه های بارز این دو گروه شده است.

نخست می گوید: ((هنگامی که سوره ای نازل می شود، بعضی از منافقان به یکدیگر می گویند: ایمان کدامیک از شما به خاطر نزول این سوره افزون شد))؟! (و اذا ما انزلت سوره فمنهم من یقول ایکم زادته هذه ایمانا).**کلمه (ما) در جمله اذا ما انزلت در حقیقت (ما زائده) و برای تأکید است، و بعضی گفته اند که (ما صله) می باشد که حرف شرط یعنی (اذا) را بر جزای آن مسلط می سازد و جمله را تأکید می کند.***

و با این سخن می خواستند عدم تاثیر سوره های قرآن و بی اعتنائی خود را نسبت به آنها بیان کنند، و بگویند این آیات، محتوای مهم و چشمگیری ندارد، و مسائلی است عادی و پیش پا افتاده!.

اما قرآن با لحن قاطعی به آنها پاسخ می دهد و ضمن تقسیم مردم به دو گروه، می گوید: ((اما کسانی که ایمان آورده اند نزول این آیات بر ایمانشان می افزاید و آثار شادی و خوشحالی را در چهره هایشان آشکار می سازد)) (فاما الذین آمنوا فزادتهم ایمانا و هم یستبشرون).

((و اما آنها که در دلهایشان بیماری نفاق و جهل و عناد و حسد است، پلیدی تازه ای بر پلیدیشان می افزاید))! (و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الی رجسهم).
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 200@@@
((و سرانجام در حال کفر و بی ایمانی از دنیا خواهند رفت)) (و ماتوا و هم کافرون).

نکته ها

در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:

1 - قرآن در دو آیه بالا این واقعیت را تاکید می کند که تنها وجود برنامه ها و تعلیمات حیاتبخش برای سعادت یک فرد، یا یک گروه کافی نیست، بلکه آمادگی زمینه ها نیز باید به عنوان یک شرط اساسی مورد توجه قرار گیرد.

آیات قرآن مانند دانه های حیاتبخش باران است، که می دانیم در باغ سبزه روید و در شوره زار خس!

آنها که با روح تسلیم و ایمان و عشق به واقعیت به آن می نگرند، از هر سوره، بلکه از هر آیه ای، درس تازه ای فرا می گیرند که ایمانشان را پرورش می دهد و صفات بارز انسانیت را در آنها تقویت می کند.

ولی کسانی که از پشت شیشه های تاریک لجاجت و کبر و نفاق به این آیات می نگرند نه تنها از آنها بهره نمی گیرند، بلکه بر شدت کفر و عنادشان افزوده می شود.

و به تعبیر دیگر در برابر هر فرمان تازه ای نافرمانی و عصیان جدیدی می کنند، و در مقابل هر دستوری سرکشی تازه ای، و در مقابل هر حقیقت، لجاجت جدیدی، و این سبب تراکم عصیانها، و نافرمانیها و لجاجتها، در وجودشان می شود، و چنان ریشه های این صفات زشت در روح آنان قوی می گردد که سر انجام در حال کفر می میرند، و راه بازگشت به روی آنها به کلی بسته می شود!

و باز به تعبیر دیگر: در هیچ برنامه تربیتی تنها ((فاعلیت فاعل)) کافی نیست، بلکه روح پذیرش و ((قابلیت قابل)) نیز شرط اساسی است.

2 - ((رجس)) در لغت به معنی موجود پلید و ناپاک است، و به گفته ((راغب))
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 201@@@
در کتاب ((مفردات))، این پلیدی چهار گونه است: گاهی از نظر غریزه و طبع، و گاهی از نظر فکر و عقل، و گاهی از جهت شرع، و گاهی از تمام جهات.

البته شک نیست که پلیدی ناشی از نفاق و لجاجت و سرسختی در مقابل حق یکنوع پلیدی باطنی و معنوی است که اثرش در تمام وجود انسان و سخنان و کردارش سر انجام آشکار می گردد.

3 - جمله ((و هم یستبشرون)) با توجه به ریشه کلمه ((بشارت)) که به معنی سرور و خوشحالی است که آثارش در چهره انسان ظاهر گردد، نشان می دهد بقدری اثر تربیتی آیات قرآن در مؤمنان آشکار بود که فورا علائمش در چهره هایشان نمایان می گشت.

4 - در آیات فوق، ((نفاق)) و صفات زشتی که لازمه آن است به عنوان بیماری قلبی شمرده شده، و همانگونه که سابقا هم گفته ایم ((قلب)) در اینگونه موارد به معنی روح و عقل است، و بیماری قلبی، در این موارد به معنی رذایل اخلاقی و انحرافات روانی است، و این تعبیر نشان می دهد، انسان اگر از روحیه سالمی برخوردار باشد، هیچیک از این صفات زشت نباید در وجود او ریشه بدواند، و اینگونه اخلاق همچون بیماری جسمانی بر خلاف طبیعت انسان می باشد، و بنابراین آلودگی به این صفات دلیل بر انحراف از مسیر اصلی طبیعی و بیماری روحی و روانی است.**درباره بیماری قلب و مفهوم آن در قرآن در جلد اول صفحه 64 نیز بحث دیگری داشته ایم.***

5 - آیات فوق درس عجیبی به همه ما مسلمانان می دهد، زیرا این واقعیت را بیان می کند که مسلمانان نخستین با نزول هر سوره ای از قرآن روح تازه ای پیدا می کردند، و تربیت نوینی می یافتند، آنچنان که آثارش بزودی در چهره هاشان نمایان می گشت، در حالی که امروز افراد به ظاهر مسلمانی را می بینیم که نه تنها
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 202@@@
خواندن یک سوره در آنها اثر نمی گذارد بلکه از ختم تمام قرآن نیز در آنها کمترین اثری دیده نمی شود.

آیا سوره ها و آیات قرآن اثر خود را از دست داده اند؟ و یا آلودگی افکار و بیماری دلها و وجود حجابها که از اعمال سوء ما ناشی می شود چنین حالت بی تفاوتی و نفوذناپذیری را به قلبهای ما داده است، باید از این حال به خدا پناه ببریم و از درگاه پاکش بخواهیم که قلبی همچون قلب مسلمانان نخستین به ما ببخشد.

آیه 126-127

آیه و ترجمه

أَ وَ لا یَرَوْنَ أَنَّهُمْ یُفْتَنُونَ فی کلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَینِ ثمَّ لا یَتُوبُونَ وَ لا هُمْ یَذَّکرُونَ(126)

وَ إِذَا مَا أُنزِلَت سورَةٌ نَّظرَ بَعْضهُمْ إِلی بَعْضٍ هَلْ یَرَام مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصرَفُوا صرَف اللَّهُ قُلُوبهُم بِأَنهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ(127)

ترجمه:

126 - آیا آنها نمی بینند که در هر سال یک یا دو بار آزمایش می شوند؟ باز توبه نمی کنند و متذکر هم نمی شوند!

127 - و هنگامی که سوره ای نازل می شود بعضی از آنها (منافقان) به یکدیگر نگاه می کنند و می گویند آیا کسی شما را می بیند (و اگر از حضور پیامبر بیرون رویم متوجه ما نمی شوند) سپس منصرف می شوند (بیرون می روند) خداوند دلهایشان را (از حق) منصرف ساخته چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند (و بی دانشند).

تفسیر:
در این آیات نیز سخن را درباره منافقان ادامه می دهد، و آنها را مورد

@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 203@@@
سرزنش و اندرز قرار داده می گوید: ((آیا آنها نمی بینند که در هر سال، یک یا دو بار، مورد آزمایش قرار می گیرند))! (اولا یرون انهم یفتنون فی کل عام مرة او مرتین).

و عجب اینکه با اینهمه آزمایشهای پی در پی ((از راه خلاف باز نمی ایستند و توبه نمی کنند و متذکر نمی شوند)) (ثم لا یتوبون و لا هم یذکرون).

در اینکه منظور از این آزمایش سالانه که یک یا دو بار تکرار می شود چیست؟ در میان مفسران گفتگو است.

بعضی آنرا بیماریها.

و بعضی گرسنگی و شدائد دیگر.

بعضی مشاهده آثار عظمت اسلام و حقانیت پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) را در میدانهای جهاد که منافقان به حکم اجبار محیط در آن شرکت داشتند.

و بعضی پرده برداشتن از اسرار آنها، می دانند.

اما با توجه به اینکه در آخر آیه می خوانیم آنها متذکر نمی شوند، روشن می شود که آزمایش از نوع آزمایشهائی بوده که باید باعث بیداری این گروه گردد.

و نیز از تعبیر آیه چنین بر می آید که این آزمایش غیر از آزمایش عمومی است که همه مردم در زندگی خود با آن روبرو می شوند.

با توجه به این موضوع به نظر می رسد که تفسیر چهارم یعنی پرده برداری از اعمال سوء آنها و ظاهر شدن باطنشان، به مفهوم آیه نزدیکتر است.

این احتمال نیز وجود دارد که ((افتنان و امتحان)) در آیه مورد بحث، مفهوم جامعی داشته باشد که شامل همه این موضوعات بشود.

سپس اشاره به قیافه انکار آمیزی که آنها در برابر آیات الهی به خود می گرفتند کرده می گوید: ((هنگامی که سوره ای از قرآن نازل می شود، آنها
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 204@@@
با نظر تحقیر و انکار نسبت به آن سوره به یکدیگر نگاه می کنند، و با حرکات چشم، مراتب نگرانی خود را ظاهر می سازند)) (و اذا ما انزلت سوره نظر بعضهم الی بعض).

ناراحتی و نگرانی آنها از این نظر است که مبادا نزول آن سوره، رسوائی جدیدی برایشان فراهم سازد و یا به خاطر آن است که بر اثر کوردلی چیزی از آن نمی فهمند، و انسان دشمن چیزی است که نمی داند.

و به هر حال تصمیم بر این می گیرند که از مجلس بیرون بروند، تا این نغمه های آسمانی را نشنوند، اما از این بیم دارند که به هنگام خروج کسی آنها را ببیند، لذا آهسته از یکدیگر سؤال می کنند: آیا کسی متوجه ما نیست، ((آیا کسی شما را می بیند))؟! (هل یریکم من احد)

و همین که اطمینان پیدا می کنند جمعیت به سخنان پیامبر (صلی اللّه علیه و آله و سلّم) مشغولند و متوجه آنها نیستند ((از مجلس بیرون می روند)) (ثم انصرفوا).

جمله ((هل یریکم من احد)) (کسی شما را می بیند) را، یا با زبان می گفتند، و یا با اشاره چشمها، در صورت دوم جمله ((نظر بعضهم الی بعض)) با این جمله یک مفهوم را بیان می کند و در حقیقت ((هل یریکم من احد)) تفسیری است برای نگاهشان به یکدیگر.

در پایان آیه، به ذکر علت این موضوع پرداخته و می گوید: آنها به این جهت از شنیدن کلمات خدا ناراحت می شوند که خداوند قلوبشان را (به خاطر لجاجت و عناد و بخاطر گناهانشان) از حق منصرف ساخته (و یک حالت دشمنی و عداوت نسبت به حق پیدا کرده اند) چرا که آنها افرادی بی فکر و نفهم هستند (صرف الله قلوبهم بانهم قوم لا یفقهون).

در مورد جمله صرف الله قلوبهم، مفسران دو احتمال داده اند: نخست اینکه جمله خبریه باشد آنچنان که در بالا تفسیر کردیم، دیگر اینکه جمله انشائیه
@@تفسیر نمونه جلد 8 صفحه 205@@@
و به معنی نفرین باشد یعنی خداوند دلهای آنها را از حق منصرف کند، ولی احتمال اول نزدیکتر به نظر می رسد.