تفسیر نمونه، جلد3

نویسنده : آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از فضلاء و دانشمندان

آیه 92

آیه و ترجمه

لَن تَنَالُوا الْبرَّ حَتی تُنفِقُوا مِمَّا تحِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُوا مِن شیْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ(92)

ترجمه:

92 - هرگز به (حقیقت) نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید (در راه خدا) انفاق کنید، و آنچه انفاق می کنید خداوند از آن با خبر است.

تفسیر:

یک نشانه ایمان

در آیات گذشته بحثهایی درباره ایمان و کفر و نشانه ها و آثار آن و بخشی از سرگذشت انبیاء آمده بود، و در این آیه به یکی از طرق وصول به حقیقت ایمان و مقام بر و نیکوکاری اشاره می کند؛ همان چیزی که بهترین نشانه شخصیت و عواطف انسانی، و تقوا به اسلام است. آیه می گوید: ((شما هرگز به حقیقت ((بر)) و ((نیکی)) نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید)) (لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون)

واژه ((بر)) در اصل به معنی ((وسعت)) است، و لذا صحراهای وسیع را ((بر)) (بفتح ب) می گویند، و به همین جهت به کارهای نیک که نتیجه آن گسترده است و به دیگران می رسد ((بر)) (بکسر ب) گفته می شود، و تفاوت میان ((بر)) و ((خیر)) از نظر لغت عرب این است که بر نیکوکاری تواءم با توجه و از روی قصد و اختیار است، ولی ((خیر)) به هر نوع نیکی که به دیگری بشود اگر چه بدون توجه باشد، اطلاق می گردد.


@@تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 12@@@

در این که مقصود در اینجا از کلمه ((بر)) چیست؟ مفسران گفتگوی بسیار دارند، بعضی آن را به معنی بهشت، و بعضی به معنی پرهیزکاری و تقوی، و بعضی به معنی پاداش نیک گرفته اند، ولی آنچه از آیات قرآن استفاده می شود این است که بر معنی وسیعی دارد و به تمام نیکیها اعم از ایمان و اعمال پاک گفته می شود، چنانکه از آیه 177 سوره بقره استفاده می شود که ایمان به خدا، و روز جزا، و پیامبران، و کمک به نیازمندان، و نماز و روزه، و وفای به عهد، و استقامت در برابر مشکلات و حوادث همه از شعب بر محسوب می شوند.

بنابراین رسیدن به مقام نیکوکاران واقعی، شرایط زیادی دارد که یکی از آنها انفاق کردن از اموالی است که مورد علاقه انسان است، زیرا عشق و علاقه واقعی به خدا، و احترام به اصول انسانیت و اخلاق، آنگاه روشن می شود که انسان بر سر دو راهی قرار گیرد، در یک طرف مال و ثروت یا مقام و منصبی قرار داشته باشد که مورد علاقه شدید او است، و در طرف مقابل خدا و حقیقت و عواطف انسانیت و نیکوکاری، اگر از اولی بخاطر دومی صرف نظر کرد معلوم می شود که در عشق و علاقه خود صادق است، و اگر تنها در این راه از موضوعات جزئی حاضر بود صرف نظر کند، معلوم می شود عشق و علاقه معنوی او نیز به همان پایه است و این مقیاسی است برای سنجش ایمان و شخصیت.

در پایان آیه برای جلب توجه انفاق کنندگان می فرماید: ((آنچه در راه خدا انفاق می کنید (کم یا زیاد از اموال مورد علاقه یا غیر مورد علاقه) از همه آنها آگاه است)) (و ما تنفقوا من شی فان الله به علیم).

و بنابراین هرگز گم نخواهد شد و نیز چگونگی آن بر او مخفی نخواهد ماند.

نفوذ آیات قرآن در دلهای مسلمانان

نفوذ آیات قرآن در دلهای مسلمانان بقدری سریع و عمیق بود که بلافاصله


@@تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 13@@@

بعد از نزول آیات اثر آن ظاهر می گشت، به عنوان نمونه در مورد آیه فوق در تواریخ و تفاسیر اسلامی چنین می خوانیم:

1 - یکی از یاران پیامبر صلی اللّه علیه و آله بنام ابوطلحه انصاری در مدینه نخلستان و باغی داشت بسیار مصفا و زیبا، که همه در مدینه از آن سخن می گفتند، در آن چشمه آب صافی بود که هر موقع پیامبر صلی اللّه علیه و آله به آن باغ می رفت از آن آب میل می کرد و وضو می ساخت، و علاوه بر همه اینها آن باغ درآمد خوبی برای ابو طلحه داشت، پس از نزول آیه فوق به خدمت پیامبر صلی اللّه علیه و آله آمد و عرض کرد:

می دانی که محبوبترین اموال من همین باغ است، و من می خواهم آن را در راه خدا انفاق کنم تا ذخیره ه ای برای رستاخیز من باشد، پیامبر صلی اللّه علیه و آله فرمود: ((بخ بخ ذلک مال رابح لک؛ آفرین بر تو، آفرین بر تو، این ثروتی است که برای تو سودمند خواهد بود)) سپس فرمود: من صلاح می دانم که آن را به خویشاوندان نیازمند خود بدهی، ابو طلحه دستور پیامبر صلی اللّه علیه و آله را عمل کرد و آن را در میان بستگان خود تقسیم کرد.**مجمع البیان و صحیح مسلم بخاری.***

2 - روزی میهمانی بر ابوذر وارد شد، او که زندگی ساده ای داشت از میهمان معذرت خواست که من بر اثر گرفتاری نمی توانم شخصا از تو پذیرایی کنم، من چند شتر در فلان نقطه دارم، قبول زحمت کن بهترین آنها را بیاور (تا برای تو قربانی کنم) میهمان رفت و شتر لاغری با خود آورد، ابوذر به او گفت به من خیانت کردی، چرا چنین شتری آوردی؟ او در جواب گفت: من فکر کردم روزی به شترهای دیگر نیازمند خواهی شد، ابوذر گفت: روز نیاز من زمانی است که از این جهان چشم می بندم (چه بهتر که برای آن روز ذخیره کنم) خداوند می فرماید:(لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون).**مجمع البیان، جلد 2، صفحه 474.***


@@تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 14@@@

3 - زبیده همسر هارون الرشید قرآنی بسیار گرانقیمت داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزیین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت، یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می کرد به آیه ((لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون)) رسید، با خواندن آیه در فکر فرو رفت و با خود گفت هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم، کسی را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزیینات و جواهرات آن را بفروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیه آب مورد نیاز بادیه نشینان مصرف کرد که می گویند امروز هم بقایای آن چاهها وجود دارد و به نام او نامیده می شود.


@@تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 15@@@