فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

جنگ لبنان (ژوئن و سپتامبر 1982)

این جنگ که به تعبیری به پنجمین نبرد اعراب و اسرائیل شهرت دارد، با هدفهای متعددی از سوی محافل صهیونیستی آغاز شد. رژیم صهیونیستی به منظور در هم شکستن استخوان بندی سازمان آزادی بخش فلسطین و اخراج چریکهای فلسطینی از لبنان، روی کار آمدن یک دولت دست نشانده و گسترش پیمان (کمپ دیوید)، متعاقب ترور سفیر آن کشور در لندن (3 ژوئن 1982)، در روز چهارم ژوئن عراده جنگی خود را با رؤیای یک جنگ برق آسا از طریق تهاجم گسترده هوایی، زمینی و دریایی به حرکت در آورد.
عملیات نظامی با عنوان (تأمین امنیت جلیله) با بمباران اردوگاههای فلسطینی در اطراف بیروت آغاز شد و نیروی زمینی صهیونیستها نیز تجاوز خود را به سوی شمال ادامه داد.
بنا به گفته مقامات ارتش صهیونیستی، 150 هزار نفر در این تهاجم شرکت داشتند. این نیروها پس از ده روز جنگ تمام عیار، قسمت غربی بیروت را محاصر کردند، ولی مقاومت شدید نیروهای فلسطینی و لبنانی بیش از هشتاد روز طول کشید. در این حملات بیروت صحنه آزمون پیشرفته ترین جنگ افزارهای ویرانگر نظیر بمب های خوشه ای، فسفری، ساچمه ای و غیره بود. حجم نیروهای فلسطینی در برابر این یورش نامتعادل به 24500 نفر می رسید. ادامه یورشهای رژیم صهیونیستی باعث شد تا سازمان آزادی بخش فلسطین ضربه نظامی شدیدی را متحمل شود. آمریکا و عربستان سعودی با تأکید به لزوم ادامه حیات این سازمان به عنوان یک سازمان سیاسی معتدل و به کارگیری راه حل های آمریکایی، رهبری ساف را وادار ساختند تا در طی 10 روز 12000 چریک فلسطینی را به همراه رهبران آن از لبنان خارج نماید و آنها را روانه اردن، عراق، تونس، یمن جنوبی و شمالی، سودان، قبرس، یونان، سوریه و الجزایر کند.
همزمان با خروج آخرین دسته از چریکهای فلسطینی (1/9/1982) طرح رونالد ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا که حاکی از امکان مذاکره مستقیم میان فلسطینی ها و رژیم صهیونیستی بود در واشنگتن اعلام گردید که بلافاصله با مخالفت رژیم صهیونیستی روبرو شد.
راه حل دیگری که برای این مسئله ارائه شد، (طرح فاس) بود. در پی کنفرانس سران کشورهای عرب در 6 سپتامبر در شهر (فاس واقع در کشور مغرب) قطعنامه ای صادر شد که مورد تصویب همه کشورهای عربی (جزلیبی) و سازمان آزادی بخش فلسطین قرار گرفت، بر طبق این قطعنامه مقرر گردید:
1 - نیروهای اسرائیلی از همه سرزمین هایی که رژیم صهیونیستی در سال 1967 اشغال کرده است، از جمله قدس عربی، عقب نشینی کند.
2 - شهرکهای یهودی نشین که بعد از سال 1967 در سرزمین های اشغالی تأسیس شده است برچیده شوند.
3 - آزادی عبادت و انجام مراسم مذهبی برای تمام ادیان در اماکن مقدسه تضمین شود.
4 - تأکید بر حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت و اعمال حقوق ملی به رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان تنها نماینده قانونی ملت فلسطین و نیز جبران خسارت کسانی که مایل به بازگشت به فلسطین نیستند.
5 - ساحل غربی و غزه شاهد یک مرحله انتقالی زیر نظر سازمان ملل متحد خواهد بود که بیش از 6 ماه طول نخواهد کشید.
6 - تأسیس دولت مستقل فلسطین که پایتخت آن قدس خواهد بود.
7 - شورای امنیت، تضمین های صلح میان همه کشورهای منطقه از جمله دولت مستقل فلسطین را تنظیم می کند.
8 - شورای امنیت سازمان ملل متحد ضامن اجرای اصول فوق باشد.
سازمانهای دیگر فلسطین مانند (جبهه خلق برای آزادی فلسطین)، (صاعقه) و (جبهه مبارزه خلق) با این طرح مخالفت کردند.
از سوی دیگر، رهبران اتحاد شوروی سابق نیز که جنگ لبنان را عاملی برای توسعه نفوذ و اعمال استراتژی آمریکا در خاورمیانه و اجرای عملی پیمان استراتژیک آمریکا و رژیم صهیونیستی می دانستند، در تاریخ 15 سپتامبر 1982 طرح (برژنف) را عرضه کردند. مفاد طرح مزبور به قرار ذیل بود:
- احترام به اصل عدم مشروعیت تسلط بر سرزمین های دیگران از راه تجاوز؛ - استرداد سرزمین های اشغالی 1967؛
- تأمین حقوق مشروع ملت فلسطین؛
- بازگرداندن قسمت شرقی شهر اورشلیم (قدس شرقی)؛
- آزادی عبادات مذهبی برای ادیان سه گانه اسلام، مسیحیت و یهود؛
- تأمین حق وجود امنیت برای همه کشورهای منطقه به شرط رعایت اصل عمل متقابل؛
- پایان دادن به حالت جنگ و تحقق صلح؛
- احترام به تمامیت ارضی کشورها؛
- تصویب مقررات و تضمین های بین المللی،
- نظارت شورای امنیت ملل متحد.
در ادامه تجاوز یاد شده، نیروهای صهیونیستی در پی قتل بشیر جمیل در روزهای 16 و 17 سپتامبر 1982 به اردوگاههای فلسطینی صبرا و شتیلا حمله بردند و 3297 نفر از سکنه آنها را به قتل رساندند. بدین ترتیب برگ سیاه دیگری بر تاریخ صهیونیسم و برگ خونینی بر تاریخ ملت فلسطین افزوده شد)** فرهنگ تاریخی - سیاسی ایران و خاورمیانه - تألیف غلامرضا علی بابایی جلد اول ص 254***
نیروهای فالانژیست که با صهیونیستها همکاری می کردند روز جمعه در ورودی اردوگاه را بستند و با دور کردن مردم از این ناحیه سعی کردند صدای رگبار به گوش خبرنگاران و مردم نرسد.
خبرنگاران خارجی که از نزدیک شاهد این اعمال وحشیانه بودند گزارش دادند که سربازان رژیم صهیونیستی و فالانژیستها پس از گردآوری فلسطینی ها در حومه بیروت بدون استثناء به روی آنان آتش گشودند. در این حال تانکهای اسرائیلی هر چیزی را در سر راه خود یافتند نابود کردند و سربازان نیز به روی هر کسی که دیده می شد آتش گشودند. وسیعترین قتل عام در اردوگاه شتیلا اتفاق افتاد که کنترل آن پس از هجوم سربازان اسرائیلی به فالانژیستها سپرده شده بود، فالانژیستها در این اردوگاه به کشتاری شبیه آنچه که در سال 1975 در تل زعتر انجام داده بودند دست زدند، در اردوگاه شتیلا هیچ کس زنده نماند تا آنچه را که بر آنان رفته بود توضیح دهد.
از سوی دیگر (داوود کلوتی) نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین تأیید و تأکید کرد که نیروهای صهیونیستی، فالانژیستها و سربازان سرگرد شورشی (سعد حداد) مشترکا در ساعتی پس از ظهر آن روز 1400 تن از فلسطینی های ساکن در اردوگاه برج البراجنه و شتیلا را در غرب بیروت به طور وحشیانه قتل عام کردند.** روزنامه کیهان 28/6/1361***
اسرائیل در توجیه این تهاجم (وحشیگری) ادعا کرد که این عمل در دفاع از خود انجام گرفته است. شورای امنیت درخواست کرد که (اسرائیل تمامی نیروهای نظامی اش را فورا و بدون قید و شرط به مرزهای شناخته شده بین المللی لبنان به عقب بکشد.) اما (اسرائیل) به حملاتش در بیروت ادامه داد و سراسر منطقه را با بمبارانهای هوایی تخریب کرد و راه رسیدن تدارکات غذایی و پزشکی را به قربانیان بمبارانها بست. شورای امنیت خواستار شد که راه را باز کنند و نیازهای مردم برطرف شود.
شورای امنیت و مجمع عمومی این کشتارها را به عنوان (قتل عام جنایی غیرنظامیان فلسطینی) محکوم کرد و مجمع عمومی آن را (یک کشتار) خواند. در نتیجه، اسرائیل از بخش اعظم لبنان عقب نشینی کرد، اما شماری از نیروهایش را در جنوب لبنان نگه داشت).** فلسطین و اسراییل رویارویی با عدالت - جان کوئیگلی - ترجمه سهیلا ناصری - ص 286***

هفته دفاع مقدس

31 شهریور - 6 مهر

هفته دفاع مقدس بر همه ارتشیان، سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای مردمی و با ایمانی که مخلصانه در گوشه و کنار این کشور خود را برای اسلام و قرآن آماده کرده اند مبارک باد.
فرمانده معظم کل قوا - آیت الله العظمی خامنه ای
حیات راستین یک ملت، همواره در گرو شناخت، معرفت و آن گاه توجه نسبت به آرمانها و ارزشهای خویش است و کوشش و تلاش جدی در حفظ پیشینه ها و دستاوردهای ارزشمند و گرانقدر آرمانی و ملی هر قوم و امتی، خود از جایگاه رفیع و والایی برخوردار می باشد.
دوران هشت سال دفاع مشروع امت سلحشور ایران، در حفظ و اعتلای نظام مقدس اسلامی و حراست از مرزهای عزت و شرف این مرز و بوم - به مثابه یکی از حساس ترین و بارزترین برهه های حیات راستین این ملت - همچون نگینی، تا همیشه زمان، بر تارک تاریخ حماسه و ایثار و پایداری آزادگان جهان می درخشد و اهتمام و تلاش در عرصه های گوناگون حفظ و پاسداری از آن ارزشها و والاییها، نیز به همان میزان، مقدس و در خور ارج نهادن است.
حدیث هشت سال دفاع مقدس، مقاومت و مظلومیت ملتی که قله های سربلند ایثار و حماسه و شرف را در راه دفاع از کیان مکتب، انقلاب و میهن اسلامی خویش درنوردیده است حکایت نامکرر و ماندگار دلاوری شهیدان و شاهدانی است که با خون و جانشان سطر سطر تاریخ این مرز و بوم اسلامی را نگاشته اند.
مطرح ساختن این همه شجاعت، رشادت و مقاومت دلیرانه در چند صفحه کاری بس سخت و دشوار است و نمی توان حتی گوشه ای از آن را بیان کرد که چگونه ملت قهرمان ایران مردانه ایستادگی کردند و پیروز شدند.
در 31 شهریور 1359 رژیم بعثی عراق با تصمیم و طرح قبلی و با هدف برانداختن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران جنگی تمام عیار را علیه این کشور آغاز کرد. رئیس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربین های تلویزیون عراق با پاره کردن قرارداد 1975، آن قرارداد را یکطرفه زیرپا گذاشت و آغاز تجاوز رژیم بعثی را اعلام کرد تا مگر بتواند مطامع و خواسته های جاه طلبانه خود را از طریق جنگی ظالمانه و ناخواسته بر مردم ایران تحمیل کند.
جنگی نابرابر در شرایطی به ایران اسلامی تحمیل شد که از جانب استکبار جهانی بویژه آمریکا تحت فشار شدیدی قرار داشت و در داخل کشور نیز جناحهای وابسته به غرب و شرق با ایجاد هیاهوی تبلیغاتی و ایجاد درگیری های نظامی درصدد تضعیف دولت و تفرقه افکنی بودند و نیروهای نظامی کشور نیز به خاطر تبعات قهری انقلاب هنوز مراحل بازسازی و ساماندهی راه به طور کامل پشت سر ننهاده و هیچ گونه آمادگی برای مقابله با یک تهاجم گسترده و سراسری به طول 1200 کیلومتر را با دشمن نداشتند.
امریکا برای به سازش کشاندن جمهوری اسلامی و در نهایت تسلیم آن، فرصت حاصله از رخداد جنگی تحمیلی غنیمت شمرد و حمایتهای پنهان و آشکار لازم را در کلیه زمینه های سیاسی، نظامی و اقتصادی از رژیم بعثی عراق به مورد اجرا گذاشت.
از سوی دیگر اتحاد جماهیر شوروی سابق، با ترکیب حکومتی وقت، که متحد عراق محسوب می شد، به خاطر ماهیت مستقل و غیر وابسته انقلاب اسلامی که شعار نه شرقی و نه غربی را در سرلوحه سیاست خارجی خود قرار داده و در رابطه با اشغال افغانستان موضعگیری مستقلانه ای اتخاذ کرده و تجاوز این ابرقدرت را محکوم کرده بود، خصومتش را با ارائه کمکهای مختلف نظامی و اقتصادی به رژیم عراق مضاعف گردانید.
ارتش عراق که براساس محاسبات عجولانه خود از وضعیت و شرایط داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، فتح یک هفته ای تهران را تعقیب می کرد، در روزهای نخست تجاوز، بدون آن که بامانعی جدی در مرزها برخورد کند، تا دروازه های اهواز و خرمشهر پیش تاخت و با مشاهده این وضعیت، به تداوم تجاوز علاقه مندتر شد. تحت چنین اوضاع و احوال، امام (ره) به خروش آمد و ندای ملکوتیش دلهای شیفتگان انقلاب و جمهوری اسلامی را مطمئن و آرام نمود و ملت شجاع ایران را جهت دفاع از کیان نظام مقدس جمهوری اسلامی و کشور ایران آماده کرده بدینسان دشمن که در روزهای اول تجاوز مقاومتی جدی و چشمگیر در برابر خود مشاهده نکرده بود، به هنگام هجوم به خرمشهر با مقاومت قهرمانانه مردم این شهر و رزمندگان اسلام رو به رو شد و این واقعیت را پذیرفت که آنچه را محاسبه و پیش بینی شده بود، فرضیه ای بیش نبوده و بین خیالپردازیها و واقعیات فاصله بسیار وجود دارد.
خلق حماسه ها آغاز شد، و علی رغم کارشکنی های رئیس جمهور وقت، در جایگاه فرماندهی کل قوا مقاومت سرسختانه دلاوران اسلام و فرزندان قرآن اوج گرفت. سراسر جبهه ها، آوردگاه تن و تانک بود عشق و ایمان با کفر و الحاد شد، عشقی بی پایان و فناناپذیر به خدا و امدادهای الهی، و اعتقاد و ایمان به مبداء و معاد عاملی بود تا دلاورمردان جمهوری اسلامی مرگ را با آغوش باز پذیرا شوند، و شهادت را کمال مطلوب بدانند.
دفاع مقدس و همه جانبه مردم مسلمان و انقلابی ایران اعم از واحدهای جنگ های چریکی و پارتیزانی که توسط (سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) سازماندهی شده بود و عناصر (واحد جنگهای نامنظم) تحت فرماندهی شهید دکتر چمران (وزیر دفاع و نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع)، واحدهای کلاه سبزهای نیروی زمینی ارتش و تکاوران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، گروهی چریکی تحت سرپرستی و نظارت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب و نیز برخی از گروههای عشایری مسلح (که بیشتر در نواحی مرزی شمالغرب و غرب کشور مستقر بودند) با حملات متعدد و زنجیره ای علیه واحدها، سنگرها و خودروها و نفرات جلودار و نیز گشتیهای قوای متجاوز عراق آغاز گردید.
همزمان با مقاومت این نیروها، واحدهای توپخانه، هواپیماها و هلیکوپترهای بمب افکن و موشک انداز ارتش جمهوری اسلامی ایران خطوط و نیروهای پیشتاز ارتش متجاوز عراق و نیز خطوط و واحدهای عقبه و پشتیبانی ارتش عراق، پلها، انبارهای مهمات، ستونهای تانک و زرهپوش، خودروهای حامل نفرات و مهمات و تجهیزات و نیز تأسیسات و پایگاههای اقتصادی و نظامی رژیم عراق را در عمق آن کشور و نیز نواحی اشغال شده در خاک ایران را آماج حملات کوبنده خود قرار دادند که حمله حدود 140 فروند از هواپیماهای جنگنده ارتش اسلام در یکی از نخستین روزهای دفاع مقدس از جمله جالبترین آنهاست.
مجموعه این عملیاتها و امدادهای الهی شگفت انگیز و رعبی که خدای متعال در دل دشمن انداخت مانع شد تا نیروهای عراقی در مناطقی که قابل پیشروی به نظر می رسید مکث و تأمل کنند و این امر باعث شد مناطقی مثل دزفول و اندیمشک و تأسیسات نظامی و اقتصادی آنها سالم بماند و اهواز از خطر محاصره دشمن در امان بماند.