فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت شهادت آیت الله مدنی** صحیفه نور - جلد 9 - چاپ دوم - ص 56 - 7 (21/6/1360)***:

(بسم الله الرحمن الرحیم)
انالله و اناالیه راجعون
با شهید نمودن یک تن دیگر از ذریه رسول الله و اولاد روحانی و جسمانی شهید بزرگ امیرالمؤمنین(ع) سند جنایت منحرفان و منافقان به ثبت رسید.
سید بزرگوار و عالم عادل عالی قدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام والمسلمین شهید عظیم الشأن مرحوم حاج سید اسدالله مدنی رضوان الله علیه، همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقی شقی به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولای متقیان اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنی هم آرزوی منافقان را برآورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولی الله الاعظم طرفی بستند و به حکومت رسیدند، این گروهکهای خائن نیز به آمال خبیث خود که سقوط حکومت اسلام و برقراری حکومت آمریکایی است می رسند. آنان لعنت خدا و رسول و ننگ ابدی را برای خود و اینان عذاب ابدی خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امت اسلام را برای خود و هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش به بار آوردند.
ملت بزرگ و روحانیت معظم چون صفی مرصوص ایستاده اند که هر پرچمی از دست توانای سرداری بیفتد سردار دیگری آن را برداشته و به میدان آید و با قدرت بیشتر در حفظ پرچم اسلامی به کوشش برخیزد. شهید مدنی با شهادت مظلومانه خود ضد انقلاب و منافقین ضد اسلام را بکلی منزوی کرد. این چهره نورانی اسلامی عمری را در تهذیب نفس و خدمت به اسلام و تربیت مسلمانان و مجاهده در راه حق علیه باطل گذراند و از چهره های کم نظیری بود که به حد وافر از علم و عمل و تقوی و تعهد و زهد و خودسازی برخوردار بود.
به شهادت رساندن چنین شخصیتی به تمام معنی اسلامی همراه با تنی چند از فرزندان اسلام و یاران باوفای انقلاب اسلامی در میعادگاه نماز جمعه و در حضور جماعت مسلمین جز عناد با اسلام و کمر بستن به محو آثار شریعت و تعطیل جمعه و جماعت مسلمین توجیهی ندارد.
اگر تا امروز برای جنایتها و شرارتهای خود بهانه های بی پایه ای می تراشیدند، در شهادت این عالم متقی که جز درباره خدمت به اسلام و مسلمانان نمی اندیشید بهانه ای جز انتقام از اسلام و ملت شریف نمی توانند بتراشند. انتقام از اسلام که آن را اساس سقوط دستگاههای جبار و شکست ابرقدرتها در ایران و پس از آن در منطقه می بینند و از ملت قدرتمند که پشت بر آنان نموده و کاخهای آمال و آرزوی آنان را در هم کوبیده و تمامی آنان را از صحنه تا ابد بیرون رانده است می گیرند.
مردم رزمنده ایران و خصوص مردم غیرتمند آذربایجان که چنین روحانی متعهد و معلم عالی قدری را از دست داده اند و حریف شکست خورده خود را می شناسند، با عزمی جزم و اراده ای خلل ناپذیر انتقام خود را از آنان می گیرند.
اینجانب، شهادت این مجاهد عزیز عظیم و یاران باوفایش را به پیشگاه اجداد طاهرینش، خصوصا بقیةالله - ارواحناله الفدا - و به ملت مجاهد ایران و اهالی غیور و شجاع آذربایجان و به حوزه های علمیه و به خاندان محترم این شهیدان تبریک و تسلیم می گویم.
خط سرخ شهادت، خط آل محمد (ص) و علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. درود خداوند و سلام امت اسلام بر این خط سرخ شهادت و رحمت بی پایان حق تعالی بر شهیدان این خط در طول تاریخ و افتخار و سرافرازی بر فرزندان پرتوان پیروزی آفرین اسلام و شهدای راه آن و ننگ و نفرت و لعنت ابدی بر وابستگان و پیروان شیاطین شرق و غرب خصوصا شیطان بزرگ آمریکای جنایتکار که با نقشه های شیطانی شکست خورده خود گمان کرده ملتی را که برای خداوند متعال و اسلام بزرگ قیام نموده و هزاران شهید و معلول تقدیم نموده با این دغل بازیها می تواند سست کند و یا از میدان به در برد.
اینان پیروان سید شهیدانند که در راه اسلام و قرآن کریم، از طفل شش ماهه تا پیرمرد هشتاد ساله را قربان کرد و اسلام عزیز را با خون پاک خود آبیاری و زنده نمود.
ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح نظامی و انتظامی و مردمی ما پیرو اولیایی هستند که همه چیز خود را در راه هدف و عقیده فدا نموده و برای اسلام و پیروان معظم آن شرف و افتخار آفریدند. از خداوند تعالی عظمت اسلام و مسلمین و رحمت برای شهیدان خصوصا شهدای اخیرمان و بالاخص شهید عزیز مدنی معظم و سلامت کامل برای مجروحین این حادثه و صبر و استقامت برای ملت بزرگ خصوصا آذربایجانیهای عزیز و بازماندگان شهیدان خواهانم. سلام و درود بر همگان.
والسلام علی عبادلله الصالحین،
روح الله الموسوی الخمینی
21 شهریور 1360)

سپتامبر سیاه -کشتار فلسطینیان در اردن

17 سپتامبر 1970 / 26 شهریور 1349

اردن با مساحتی معادل 89206 کیلومتر مربع، در جنوب غربی آسیا واقع شده است که در واقع بخشی از دشتهای وسیع گوشه شمال غربی شبه جزیره عربستان محسوب می شود. نواحی مجاور دریای مرده (بحرالمیت) در غرب کشور که 400 متر از سطح دریا پایین تر است، گودترین ناحیه جهان می باشد. مرزهای این کشور با سوریه، عراق و عربستان سعودی هیچ گونه حد فاصل طبیعی ندارد. تنها راه این کشور به دریا از طریق بندر عقبه در خلیج عقبه است.
مهمترین رود این کشور با 300 کیلومتر طول، رود اردن یا (نهرالاردن) است که از کوههای شرقی سرچشمه گرفته و از بهم پیوستن سه رود الحاصبانی (لبنان) و اللدان و بانیاس (سوریه) تشکیل و پس از عبور از فلسطین اشغالی به طرف جنوب روانه شده و به بحرالمیت می ریزد.
اردن دارای آب و هوای معتدل مدیترانه ای است. تابستانهای خشک و سوزان و زمستانهای سرد و مرطوب دارد.
طبق آخرین سرشماری رسمی در سال 1994 میلادی جمعیت این کشور به 4250000 نفر بالغ می گردد. قریب نیمی از جمعیت این کشور را آوارگان فلسطینی تشکیل می دهند. این مهاجرپذیری قابل ملاحظه، از طریق مهاجرت مردم اردن به سایر کشورهای عربی ثروتمند تولید کننده نفت جبران و یا تعدیل می شود. مردم امیرنشین اولیه ماوراء اردن را، اکثرا گروههای قبایل اعراب بدوی تشکیل می دادند. در پی تشکیل دولت اسرائیل و تملک غاصبانه سرزمین فلسطین توسط صهیونیستها در سال 1948، بسیاری از گروههای فلسطینی که از موطن اصلی خود رانده شده و یا حاضر به تبعیت از حاکمیت دولت اسرائیل غاصب نبودند، به اردن مهاجرت کردند؛ اما نفوذ اقتصادی و فرهنگی مهاجران فلسطینی در این ملت همواره بسیار فراتر از عده شان بوده است.
زبان رسمی اردن، عربی است و همچون اسلام یکی از عوامل وحدت بخش این ملت به حساب می آید. تا قبل از انتخابات سال 1989 نقش مذهب در زندگی سیاسی - اجتماعی مردم و نظام حکومتی کشور چندان محسوس نبوده لکن اغتشاشات داخلی سال 1989 که بر اثر فشار اقتصادی مردم و وضع نه چندان خوب دولت بروز کرده بود، رفته رفته رنگ اسلامی به خود گرفت و دولت را مجبور به دادن امتیازاتی از جمله برخورداری از آزادیهای نسبی و پذیرش انتخابات آزاد کشور کرد. از آن تاریخ به بعد مذهب در اردن به عنوان یک عامل قدرتمند همواره در عرصه های سیاسی - اجتماعی خودنمایی کرده است، تا جایی که در انتخابات سال 1989 گروههای اسلامی به نیمی از کرسیهای مجلس دست یافتند و امروز نیز به عنوان وزنه ای که قادر است در سرنوشت حکومت نقش داشته باشد به حساب می آید.
(شاه حسین) که خود را هاشمی و منتسب به خاندان پیامبر (ص) می داند، اعتقادی به دخالت دین در سیاست ندارد و طی نطقی در مراسم پنجاهمین سالگرد تولدش، گروههای اسلامی فعال در کشور را از هرگونه دخالت در امور سیاسی بر حذر داشت و آنها را به عنوان بزرگترین مانع بر سر راه سیاستهای صلح آمیز در خاورمیانه خواند. شاه حسین معتقد است مشکل بیت المقدس حل نخواهد شد، مگر این که مسائل سیاسی از مذهب جدا شوند. بر این مبنا دولت اردن برای جلوگیری از فعالیت گروههای اسلامی در اردن، قانون جدیدی را به تصویب رساند که براساس آن خطبه های نماز جمعه منحصر به امور عبادی گردیده و ائمه جمعه و سخنرانان از پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی منع شده اند. اردن به خاطر وجود ملیتهای مختلف، دارای فرهنگهای متفاوت و در نتیجه آداب و رسوم خاص خود می باشد.
اصطلاح سپتامبر سیاه به سلسله حوادثی اطلاق می شود که به کشتار بی رحمانه فلسطینی ها و اخراج آنها از اردن انجامید. پس از پیروزی فلسطینی ها در نبرد کرامه (مارس 1968) و رونق کار مقاومت فلسطین، از پاییز همان سال شهر عمان پایتخت مملکت اردن بتدریج شکل فلسطینی به خود می گرفت. در این شهر نیم میلیون نفری که اکثریت آن را اردنی های فلسطینی الاصل تشکیل می دادند، متجاوز از 6000 چریک فلسطینی سازمان فتح با اسلحه و تجهیزات نظامی در رفت و آمد بودند و بیش از 15000 جوان عرب در زمینه های تبلیغاتی و جمع آوری اعانات با سازمانهای مزبور همکاری داشتند.
آزادی عمل چریکها در نقل و انتقالات نظامی و رفتار با مقامات دولت اردن، بویژه با مأموران امنیتی این کشور، بتدریج این احساس را به وجود آورد که دولتی در داخل دولت اردن تشکیل شده که حاضر به هماهنگی با آن نیست.
از طرفی دیگر روابط دوستانه چریکهای فلسطینی با سلیمان نابلسی نخست وزیر پیشین اردن که در رأس یک گروه ترقی خواه خواستار آزادیهای سیاسی بیشتری در کشور اردن شده بود، بیش از پیش رژیم سلطنتی اردن را نگران آینده خود کرده بود.
ملک حسین، با توجه به این که فلسطینی ها بیش از نصف جمعیت اردن را تشکیل می دهند، همواره نگران این بوده است که مبادا به وسیله فلسطینی ها و یا به خاطر آنها تاج و تخت خود را از دست بدهد یا این که وحدت کشورش مخدوش شود؛ به همین سبب طی سخنانی در تاریخ 10 آوریل 1969 در باشگاه ملی روزنامه نگاری در واشنگتن اعلام کرد که دولت وی تابعیت اردن را به پناهندگان فلسطینی اعطاء نموده اما بیش از یک میلیون نفر از فلسطینی ها مایلند که به موجب قطعنامه های پی در پی مجمع عمومی سازمان ملل متحد سرنوشت خویش را شخصا تعیین کنند و بر این اساس همه کشورهای عرب وظیفه دارند که پناهندگان فلسطینی را یاری دهند.
از گفته های شاه اردن چنین استنباط شد که وی مایل به دادن تابعیت اردن به همه پناهندگان فلسطینی نیست و تعیین سرنوشت فلسطینی ها را وظیفه همه کشورهای عرب می داند و استمرار اقامت فلسطینی ها در اردن و پیوستن نهایی آنان به اتباع اردن می تواند به طور جدی بقای سلطنت او را تهدید کند.
سال 1969 شاهد گسترش بی سابقه عملیات چریکی سازمانهای مقاومت فلسطین علیه افراد و مؤسسات رژیم صهیونیستی بود. بیشتر این عملیات نظامی که گاهی به شش اقدام در روز که معمولا از داخل خاک اردن شروع می شد و بنابراین عملیات انتقامی رژیم صهیونیستی نیز متوجه اردن بود، تا آنجا که مرز غربی اردن از خلیج عقبه در جنوب تا شمالی ترین نقطه مرزی در همسایگی خاک سوریه در معرض تاخت و تاز نیروهای صهیونیستی قرار داشت و در بعضی از این عملیات انتقامی که از زمین و هوا صورت می گرفت، صهیونیستها از بمب های (ناپالم) استفاده می کردند.
در چارچوب فعالیتهای سیاسی که پس از جنگ شش روزه سال 1967 اعراب و اسرائیل برای حل مسالمت آمیز بحران خاورمیانه صورت گرفت، ملک حسین همانند برخی دیگر از روسای کشورهای عرب، از جمله جمال عبدالناصر رهبر مصر، به سوی پذیرش قطعنامه 242 شورای امنیت متمایل شد.
این قطعنامه به مصوبه ای از شورای امنیت سازمان ملل اطلاق می شود که در تاریخ 22 نوامبر 1967 به تصویب رسید. براساس قطعنامه مذکور، شورا اشغال سرزمینهای عربی از طریق جنگ را نپذیرفت و خواستار برقراری صلحی عادلانه و پایدار در منطقه شد که در آن کلیه کشورها دارای حق حیات در یک محیط امن باشند. برای تحقق چنین اصلی، شورای امنیت از (اسرائیل) خواست تا نسبت به خروج نیروهایش از سرزمینهای اشغالی که در جنگ شش روزه به تصرف در آورده بود، اقدام نماید و از طرفین متحارب نیز خواست که به حالت جنگ میان یکدیگر پایان بخشند.
این قطعنامه همچنین به لزوم زندگی در داخل مرزهای امن و شناخته شده بدور از هرگونه زور و تهدید تأکید ورزیده و حق کشتیرانی در آبراهه های بین المللی را محترم شمرده است.
بنا به تمایل ملک حسین در پذیرش قطعنامه، که باعتقاد او راه حلهای مسالمت آمیز می توانست مسائل و مشکلات اعراب بویژه فلسطینیان را با اسرائیل چاره اندیشی کند؛ اما چریکهای فلسطینی معتقد بودند که راه حل مسالمت آمیز به جایی نخواهد رسید و این تضاد موجود بین دنیای عرب و موجودیت صهیونیستی دیر یا زود به صورت نبرد مسلحانه بروز خواهد کرد.
در این میان، شاه حسین در سخنرانی 10 آوریل 1969، طرح 10 ماده ای خود را که در واقع شکل گسترش یافته قطعنامه 242 شورای امنیت بود، ارائه داد. این طرح که در زمینه کشتیرانی خلیج عقبه و کانال سوئز امتیازی بیشتر از قطعنامه 242 شورای امنیت به اسرائیل داده بود، با عکس العمل شدید فلسطینی ها مواجه شد. بعلاوه در این طرح از حل (مشکل پناهندگان) صحبت شده بود که فلسطینی ها همواره نسبت به آن حساسیت نشان داده و می دهند و می گویند که اگر قرار باشد روزی قطعنامه 242 شورای امنیت را بپذیرند باید این (اصطلاح) از آن حذف و (به ملت فلسطین) مبدل شود.
با توجه به جهات فوق، طرح شاه حسین از سوی فلسطینی ها رد شد و کلیه فعالیتهای بین المللی برای به اجرا در آوردن قطعنامه 242 شورای امنیت پیرامون تأسیس دولت فلسطین در ساحل غربی رود اردن و نوار غزه محکوم گردید.
در اول سپتامبر 1970، شاه حسین از کاخ سلطنتی حمر در عمان راهی فرودگاه عمان بود تا از همسرش** پرنس عالیا، یا ملکه عالیا همسر شاه حسین ملکه اردن می باشد که در زمان حکومت پهلوی چندین بار نیز از ایران دیدن کرده است. ***استقبال کند، که خودروی وی گلوله باران شد، ولی وی از معرکه جان سالم بدر برد. و این سوء قصد هنگامی صورت گرفت که خیابانهای عمان، شاهد برخوردهای روزانه چریکهای فلسطینی با ارتش اردن بود.
در تاریخ 4 سپتامبر، توپخانه ارتش اردن، مقر کمیته مرکزی سازمان آزادی بخش فلسطین را در حالی که جلسه رهبران فلسطینی در آن منعقد بود، به آتش بست.
در تاریخ 6 سپتامبر، گروهی از عناصر جبهه خلق برای آزادی فلسطین تحت فرماندهی (ودیع حداد) به ربودن چهار هواپیمای مسافری اقدام کرد.
در روز 9 سپتامبر نیز یک هواپیمای دی. سی. 10 متعلق به شرکت انگلیسی بی. او. ای. سی. که از بحرین برخاسته بود به صحرای زرقاء **صحرائی در 15 کیلومتری شمال شرقی شهر زرقاء در اردن*** برده شد.
در روز 14 سپتامبر شهرهای شمالی اردن یعنی اربد، لسلط، زرقاء و جرش عملا توسط چریکهای فلسطینی اداره می شد و جبهه خلق برای آزادی فلسطین در شهر اربد شوراهایی را به سبک کشورهای سوسیالیستی دائر کرده بود.
در روز 15 سپتامبر موافقت نامه ای پیرامون چگونگی روابط سازمان آزادی بخش فلسطین با دولت اردن توسط یاسر عرفات و وصفی التل نخست وزیر وقت اردن امضاء شد، ولی این موافقت نامه شاه حسین را متقاعد نکرده و نسبت به اجرای عملی آن اطمینان چندانی نداشت. وی در همان روز تصمیم خطرناک خود را پیرامون حل مسأله از طریق زور و در نتیجه نابودی انقلاب فلسطین در خاک اردن، اتخاذ کرد. و در بعد از ظهر همان روز با مشاوران بلند پایه خود مذاکره و آنان نظر دادند که باید قبل از فرو رفتن اردن در مسائل حادتر دست به کار شد و تأکید نمودند که عملیات از چند ساعت یا احیانا یک روز تجاوز نخواهد کرد.
شاه حسین، سپهبد عمر داود، یکی از ژنرالهای فلسطینی الاصل ارتش اردن را به کاخ خود احضار کرد و تشکیل یک حکومت نظامی موقتی به ریاست مشارالیه را با وی در میان گذاشت، تا هرگونه شک و شبهه نسبت به نیات رژیم اردن علیه انقلاب فلسطین را از بین ببرد.
در ساعت 6 بامداد روز 16 سپتامبر، رادیو عمان اعلام کرد که یک کابینه نظامی مرکب از تعدادی ژنرال، سرهنگ و سرگرد تشکیل شده و ژنرال جاس المجالی نیز به عنوان رئیس ستاد و فرماندار کل نظامی کشور تعیین شده است. این کار از دیدگاه سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان اعلان جنگ از جانب دولت اردن به سازمان مزبور تلقی شد. لذا کمیته مرکزی سازمان در همان روز در منطقه (جبل الحسین) تشکیل جلسه داد و در خلال آن یک شورای جنگی شکل گرفت و همه نیروهای مسلح فلسطینی اعم از چریک و میلیشیا در داخل اردن (در حدود 30 تا 40 هزار نفر) تحت فرماندهی کل یاسر عرفات متحد شدند.
عرفات به نیروهای تحت فرماندهی خود دستور داد که آغازگر تیراندازی نباشند و تنها در صورتی که مورد حمله قرار گرفتند، اقدام به تیراندازی نمایند.
در ساعت 55/4 بامداد روز 17 سپتامبر، ارتش اردن حمله گسترده و همه جانبه خود را به عمان پایتخت اردن و دیگر شهرهای شمالی کشور (مراکز تجمع چریکهای فلسطینی) آغاز کرد.
ارتش اردن با پشتیبانی سیصد دستگاه تانک و با استفاده از 55 هزار نظامی آموزش دیده تصور می کرد که ظرف چند ساعت، چریکهای فلسطینی را از پای در می آورد، ولی علی رغم امکانات ارتش اردن، این نبرد 10 روز به درازا کشید، و ارتش اردن با گلوله باران مراکز فلسطینی از جمله اردوگاههای آوارگان، بی رحمانه مردم بی دفاع را در هم کوبید.
در روز 19 سپتامبر، اخباری به اردنی ها رسید مبنی بر این که از تیپ حطین** حطین: در خلال سال 1966 - 1965 ارتش آزادی بخش فلسطین اقدام به ایجاد لشکرهای ویژه ارتش یعنی نیروهای (حطین) در سوریه، نیروهای (قادسیه) در عراق (و عین جالوت) در مصر کرد تا نیروهای مبارز فلسطینی به این لشکرها بپیوندند.*** وابسته به ارتش آزادی بخش فلسطین که در سوریه مستقر بوده است، تعداد 30 تا 50 دستگاه تانک از مرز مشترک سوریه و اردن گذشته و به منظور کمک به چریکهای فلسطینی وارد خاک اردن شده است. بامداد 20 سپتامبر، مارشال جاس المجالی فرمانده نیروهای اردن اعلام کرد که شب پیش یک تیپ زرهی سوری وارد خاک اردن شده و تیپ 40 اردن به مقابله با آن برخاسته است، و یک نیروی زرهی دیگر سوری نیز مرکب از 200 دستگاه تانک وارد اردن شده است.
در این هنگام شاه حسین مضطرب گردید و سفرای کشورهای آمریکا، فرانسه، شوروی و انگلستان را به کاخ خود احضار و از آنها خواست تا برای حفظ استقلال اردن اقدام کنند.
بر خلاف پیش بینی فرماندهان ارتش اردن، نبرد با چریکهای فلسطینی در خیابانها و محله های عمان ادامه داشت و مقاومت و ایستادگی چریکهای فلسطینی بسیار سرسختانه و غیر مترقبه بود. ارتش اردن ناچار شد که بعضی از واحدهای خود را از پایتخت به سوی شمال کشور حرکت دهد و به این ترتیب اردنی ها در یک زمان خود را در دو جبهه درگیر دیدند.
شاه اردن هم پی در پی از آمریکا کمک می خواست و آمریکا با همکاری رژیم صهیونیستی طرحی را تهیه نمود که هدف آن نجات رژیم سلطنتی اردن و جلوگیری از سقوط آن بود. افشای عمده این طرح به قصد ارعاب طرفهای ذی نفع و بویژه سوریه، موجب شد که بدون مداخله مستقیم نیروی هوایی رژیم صهیونیستی یا تحرک عملی آمریکا، موقعیت نظامی به سود شاه اردن تغییر شکل دهد و نیروی هوایی بسیار محدود اردن در غیاب نیروی هوایی سوریه توانست نیروهای زرهی سوریه را که وارد خاک اردن شده بودند متواری سازد، این تحول به ارتش اردن فرصت دیگری داد تا بدون نگرانی از تهدیدهای خارجی به سرکوبی چریکهای فلسطینی در داخل شهرهای اردن و تصفیه نهایی با انقلاب فلسطین در اردن بپردازد.
بعد از دفع نیروهای زرهی سوریه که براساس برخی اخبار، با از دست دادن 103 دستگاه تانک و 170 خودرو مختلف نظامی به داخل سوریه عقب نشینی کردند، نیروهای اردنی بر اوضاع عمومی مسلط شدند و برای یکسره کردن کار نبردهای خیابانی عمان، که در آتش می سوخت و آب و برق اغلب محله های آن قطع شده بود و بلدوزرها در حال کندن قبرهای دسته جمعی برای انبوه جنازه ها در آن شهر بودند، رهسپار شدند. نبردهای سنگین بین ارتش اردن و چریکهای فلسطینی تا 25 سپتامبر ادامه داشت، تا این که در آن تاریخ هیأت آشتی عرب به ریاست (جعفر نومیری) رییس جمهوری وقت سودان که بین قاهره و عمان در رفت و آمد بود، توانست موافقت یاسر عرفات و شاه حسین را با برقراری آتش بس بین طرفین به دست آورد اما علی رغم آن سربازان اردنی همچنان به شکستن آتش بس مبادرت می ورزیدند.
رژیم سلطنتی اردن برای اغفال افکار عمومی در تاریخ 26 سپتامبر و بعد از این که هزاران چریک فلسطینی را قتل عام کرده بود، ظاهرا حکومت نظامی را کنار گذاشت و یک کابینه غیر نظامی به ریاست (احمد طوفان) 75 ساله فلسطینی الاصل و اهل نابلس تشکیل داد. هر چند وزیران نظامی در رأس وزارتخانه های حساس باقی ماندند و ژنرال جاس المجالی نیز همچنان به عنوان فرماندار کل نظامی باقی ماند.
شاه اردن بعد از اطمینان از انجام نقشه های خود در سرکوبی مقاومت فلسطین و در حالی که موضع خود را برای شرکت در اجتماع سران عرب در قاهره به اندازه کافی مستحکم دید، دعوت جمال عبدالناصر را برای حضور در قاهره پذیرفت تا اقدامات خود را توجیه نماید.
بعد از انجام مذاکرات مفصل شش ساعته در روز 27 سپتامبر بین یاسر عرفات و شاه حسین موافقتنامه ای در قاهره به امضای طرفین و هشت کشور عرب شرکت کننده در مذاکرات رسید که به موجب آن هیچ یک از طرفین در نبردهای 10 روزه پیروز شناخته نشدند، زیرا چریکهای فلسطینی علی رغم انهدام اردوگاههای (وحدت) و (جبل عمان) همچنان بر شهر عمان مسلط بودند و ژنرالهای ملک حسین برای نابودی کامل چریکها همچنان نیازمند چند روز دیگر بودند تا کار مقاومت فلسطین را به نبرد تن به تن و با اسلحه سرد بکشانند.
نکات مهم موافقت نامه یاد شده این بود که، نیروهای مسلح اردنی و چریکهای فلسطینی از عمان خارج شوند. شهر اربد و دیگر شهرهای اردنی به حالت عادی قبل از بروز حوادث بازگردانده شود و مقررات حکومت نظامی در اردن پایان پذیرد. بعلاوه یک کمیته سه نفره مرکب از نمایندگان اردن، فلسطین و تونس به ریاست نخست وزیر تونس برای پیگیری مسائل اجرایی موافقت نامه قاهره تشکیل شد. متعاقب آن در تاریخ 13 اکتبر 1970، موافقت نامه مفصل تری پیرامون روابط اردن با فلسطینی ها به امضای ملک حسین و یاسر عرفات رسید که به موجب آن اردن تحت فشار افکار عمومی جهان و بر اثر انزوای شدیدی که خود را بدان کشانده بود، موافقت کرد که با تمام امکانات خود از مبارزات مردم فلسطین حمایت کند و انقلاب فلسطین رابه عنوان نماینده ملت فلسطین بداند و چریکهای مسلح فلسطین با قبول اصل تمرکز در پایگاههایی در غرب اردن از آزادی عمل و رفت و آمد در مناطق مزبور برخوردار باشند.
بنابراین جنگهای خونین ارتش اردن با چریکهای فلسطینی که در فاصله بین 17 سپتامبر تا 6 اکتبر 1970 به کشته شدن هزاران مسلح و غیر نظامی فلسطینی و اردنی و زخمی شدن ده ها هزار نفر و وارد شدن خسارات سنگین مادی منجر شده بود، در ابتدای امر نتوانست به حضور مسلحانه فلسطینی ها در اردن خاتمه دهد، ولی جریان حوادث به فرماندهان ارتش اردن نشان داد که آنچه را به سرعت و طی چند روز موفق به انجام آن شدند می توانند بتدریج و با توجه به تجربه هایی که از نبرد با فلسطینی ها کسب کرده اند عملی سازند.)** فرهنگ تاریخی سیاسی ایران و خاورمیانه - غلامرضا علی بابائی - انتشارات رسا - 1374 - جلد دوم ص 322***