فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

19 شهریور 1358

(او برای اسلام به منزله ابوذر زمان بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود. برنده بود و کوبنده)
امام خمینی (ره)
مرحوم آیت الله طالقانی در سال 1289 هجری شمسی دیده به جهان گشود، او در خانواده ای اهل علم و فضیلت و دارای روحیات انقلابی و ضد ظلم رشد نمود و برای نخستین بار در مکتب پدرش سید ابوالحسن آغاز به یادگیری مفاهیم اسلامی و درس تقوا کرد - همان کس که امام (ره) از او به سر آمد پرهیزکاران یاد می کند - او تحصیلات دینی خود را در مدارس رضویه و فیضیه قم به پایان رساند.
آیت الله طالقانی در زمان طلبگی آشنایی فراوانی با امام (ره) داشت و روابط متقابل آن دو، بسیاری را در شگفتی افکنده بود.
مرحوم طالقانی موفق به کسب اجازه نامه اجتهاد از مرجع بزرگ آن روز آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی گردیده و بعد از اتمام تحصیلات به تهران آمده و در مدرسه شهید مطهری (سپهسالار سابق) به تدریس علوم دینی مشغول شد. در سال 1318 برای اولین بار خشم خویش را نسبت به رژیم و دستگاه حکومتی، با دادن یک اعلامیه ای در رابطه با کشف حجاب ابراز کرد و در پی آن دستگیر و زندانی شد.
پس از شهریور 1320، با تشکیل گروههای گوناگون سیاسی، مبارزه را به طور رسمی آغاز کرد، اما طولی نکشید که این دوران را وقفه ای پیش آمد؛ چرا که پس از کودتای 28 مرداد سال 1332، ساواک، مرحوم طالقانی را به جرم مخفی کردن نواب صفوی در خانه اش، دستگیر، و به زندان افکند، اما این دستگیری کوتاه و موقت بود و بزودی آزاد و فعالیت دوباره را آغاز کرد.
مرحوم طالقانی در کنگره جهانی شعوب المسلمین که در کراچی تشکیل می شد شرکت کرد و نیز در کنگره اسلامی قدس که سالی یکبار تشکیل می گردید دوبار در مقام ریاست هیئت نمایندگی ایران به بیت المقدس سفر کرد.
ترتیب یافتن (دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه) که در نزدیکی تشیع و تسنن سهمی بسزا داشته، یکی از بزرگترین اقدامات قرن اخیر بشمار می رود. آیت الله طالقانی به نمایندگی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) برای رسانیدن پیام ایشان به شیخ شلتوت - هم او که جواز تقلید را صادر کرد - به آن دیار مسافرت نمود.
آیت الله طالقانی در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران مبارزات ارزنده ای داشت و تلاشهای فراوانی در جهت رهانیدن حقوق ملت مسلمان ایران از چنگال استعمارگران چپاول پیشه انجام داد.
پس از شکل گیری نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی (ره) در سال 1341 و طرح مسائلی چون انجمنهای ایالتی و ولایتی و انقلاب باصطلاح سفید، به پیروی از امام (ره) به مخالفت با رژیم پرداخت و به دلیل فعالیتهای زیاد در همان سال به زندان افتاد و پس از آزادی مجددا در سال 1342 در ارتباط با وقایع 15 خرداد دستگیر و به ده سال زندان محکوم شد. آیت الله طالقانی در زندان نیز دست از مبارزه و ارشاد برنداشت، رفتار مناسبش حتی روی مأموران زندان اثر مثبت گذاشت و در پی همین تلاشهای فرهنگی و تبلیغی بود که در زندان، با نوشتن تفسیر (پرتوی از قرآن) سعی در آشنا کردن افراد به عظمت و سازندگی قرآن کرد. ایشان درباره خود می گوید:
(من پیش از این که در کسوت یک سیاستمدار متعارف و معمول باشم یک شاگرد کوچک مکتب قرآن و معلم قرآنم.)
زندانی شدن مرحوم طالقانی در این مرحله بیش از 4 سال طول نکشید و در سال 1346 به واسطه فشارهای داخلی و خارجی بر رژیم شاه از زندان آزاد شد. و بعد از آزادی مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و در آستانه سال 1350 همزمان با برگزاری جشنهای 2500 ساله شاهنشاهی دستگیر و به مدت سه سال در زابل و 18 ماه در بافت کرمان در بدترین شرایط به حالت تبعید بسر برد. در سال 1354 مجددا به دست ساواک گرفتار شد و به 10 سال زندان محکوم گردید.
آیت الله طالقانی در دوران انقلاب اسلامی، پس از آزادی از زندان نهایت تلاش خود را در جهت پیروزی انقلاب نمود و پس از پیروزی به ریاست شورای انقلاب اسلامی برگزیده شد و در انتخابات مجلس خبرگان قانون گذاری (12 مرداد 1358) از سوی مردم تهران به عنوان نماینده انتخاب شد.
در اوایل مرداد 1358 از سوی امام خمینی (ره) مأمور تشکیل نماز جمعه تهران شد و اولین و با شکوهترین نماز جمعه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در پنجم مرداد به امامت ایشان در دانشگاه تهران برگزار گردید. بعد از انتصاب به عنوان امام جمعه تهران، موفق به برگزاری پنج نماز جمعه شد که آخرین نماز جمعه به مناسبت فرارسیدن سالگرد جمعه خونین 17 شهریور در بهشت زهرا و کنار مزار شهدا برگزار شد.
آیت الله طالقانی در خطبه های این نماز جمعه، حمله شدیداللحنی به منافقین نمود و با بیانات محکم و روشن، منافقین را رسوا و بیزاری خود را از آنان اعلام کرد.
(هر چه ما مسلمانها بعد از اسلام ضربه خوردیم به دست منافقین بوده است، نه به دست کفار، کفار چهره شناخته شده ای دارند صفشان جداست، ولی منافقین یعنی انسان چند چهره... ما دچار چنین منافقین شرور و حیله گر و فریبکاری هستیم که گاه به چهره اسلام در می آیند، به چهره ایرانی، اصلا هم بسیار اظهار دلسوزی می کنند برای مردم ولی وابسته به جاهای دیگر هستند. مؤتلف با جاهای دیگر هستند، چهره چهره ایرانی، ولی روح و درون و نفسش، نفس، اندیشه، فکر خلق، امپریالیست، صهیونیست و دیگر قدرتهاست، یعنی کوبیدن مسلمانها و... .
آیت الله طالقانی در مراسم عید فطر آن سال طی خطبه های پرشوری موضع خود را نسبت به گروههای منحرف، چپها و راستها اعلام نمود و تمام گرفتاریهای مسلمانان را از طرف این گروهها دانست. (کسی که روبروی انقلاب بایستد باید هلاک بشود، باید نابود بشود، انقلاب، انقلاب محرومین است، انقلاب انقلاب توده مسلمان است. انقلاب انقلاب قرآن است، انقلاب انقلاب توحید است هر کسی از این مسیر منحرف شود باید پایمال بشود.)
ارادت خاص این عالم مبارز به رهبری انقلاب، حکایت از تعبد زایدالوصف ایشان در مسأله (ولایت فقیه) می کرد. درباره امام می گفت:
(من از دوران طلبگی از نزدیک با ایشان بوده ام و افکار و نظریات و حسن سوابق ایشان، برای همه روشن است و آشکار است. حضرت آیت الله العظمی خمینی از همان آغاز، دارای تقدس خاص و از هر جهت ممتاز بوده اند و هستند.)
وی درباره رهبری امام تأکید فراوان داشت: (... رهبری حضرت آیت الله امام خمینی را، نه ما، دنیا پذیرفته است) و در جای دیگر بیان کردند: (رهبری بزرگ و قاطع امام، حضرت آیت الله العظمی خمینی، با آن رهبریت قاطع، این انقلاب را به ثمر رساند...)
سرانجام در سحرگاه نوزدهم شهریور سال 1358 این عالم مجاهد پس از سالها فعالیتهای علمی و مبارزات سیاسی علیه رژیم ستمشاهی و عمری تلاش خستگی ناپذیر در راه پیاده کردن احکام اسلام، در اثر سکته قلبی دارفانی را وداع گفت و به دیدار معبود شتافت. خبر ارتحال آیت الله طالقانی از نخستین ساعات بامداد در شهر تهران پیچید و مردم شهر که از درگذشت ایشان با خبر شده بودند به خیابانها ریختند و ضمن عزاداری به سوی منزل ایشان حرکت کردند. سیل جمعیت در هم فشرده در محدوده خانه این مجاهد بزرگ، به قدری بود که نفسها را بند می آورد.
جمعیت عظیم دیگری عزادار و ماتم زده به سوی دانشگاه تهران محل اقامه نماز جمعه تهران حرکت کرد و در این محل با سر دادن شعارهایی به عزاداری پرداختند. سرانجام پیکر عالم مجاهد، از دانشگاه تهران به سوی بهشت زهرا تشییع گردید و در بهشت زهرا به علت کثرت جمعیت و ازدحام بیش از حد، مراسم تدفین به روز بعد موکول گردید.
جنازه مجاهد و مفسر بزرگ قرآن، را طبق وصیت آن بزرگوار در میدانگاهی وسط قطعات 17 و 21 بهشت زهرا که مدفن هزاران شهید انقلاب اسلامی است، به خاک سپردند.
در مراسم تشییع جنازه، صدها نفر از هوش رفتند و گروهی نیز زیر دست و پا مصدوم شدند. در حال حاضر مقبره ایشان زیارتگاه عاشقان انقلاب و یاران وفادار امام (ره) می باشد. مرحوم آیت الله طالقانی که در آبان 1357 از زندان آزاد شده بود نقش عظیمی در برپایی راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورای آن سال داشت. او تا آخرین لحظه زندگانی پربارش دست از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی برنداشت. در شب آخر زندگانیش نیز به عنوان رئیس شورای انقلاب اسلامی نزدیک دو ساعت و نیم با سفیر شوروی (سابق) ملاقات و گفتگو داشت. امام خمینی (ره) در پیامی بعد از آزادی از زندان خطاب به آیت الله طالقانی فرموده اند:
(بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت حجة الاسلام والمسلمین آقای سید محمود طالقانی دامت برکاته این مسئله امر طبیعی است که شخصیتهایی مثل جنابعالی که عمر گرانمایه خود را در راه آزادی و استقلال کشور و مخالفت بی امان با دستگاه جبار و غارتگران بین المللی صرف نموده اند در حبس و شکنجه به سر برند و از آزادی محروم باشند. آزادی امثال جنابعالی بر خلاف منطق شاه و موازین دولت است...)

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت ارتحال آیت الله طالقانی** صحیفه نور - جلد پنجم - چاپ دوم - 1371 - ص 427***:

انالله و اناالیه راجعون
فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر
عمر طولانی این عیب را دارد که هر روز عزیزی را از دست می دهد و به سوگ شخصی می نشیند و در غم برادری فرو می رود.
مجاهد عظیم الشأن برادر بسیار عزیز حضرت حجةالاسلام والمسلمین آقای طالقانی از بین ما رفت به ابدیت پیوست و به ملاء اعلی با اجداد گرامیش محشور شد. برای آن بزرگوار سعادت و راحت و برای ما و امت تأسف و تأثر و اندوه.
آقای طالقانی یک عمر در جهاد روشنگری و ارشاد گذراند.
او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس دیگر و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود. زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود برنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت. رحمت خداوند بر پدر بزرگوار او که در رأس پرهیزگاران بود و بر روان خودش که بازوی توانای اسلام. من به امت اسلام و ملت ایران و عائله ارجمند و بازماندگان او این ضایعه بزرگ را تسلیت می دهم. رحمت بر او و بر همه مجاهدان راه حق.
والسلام علی عبادالله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
19 شهریور 1358 / 18 شوال 1399

شهادت اولین شهید محراب، آیت الله اسدالله مدنی