فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

بازگشت به خویشتن خویش

جلال در سال 1323 به خاطر نوشته هایش مورد توجه حزب توده قرار گرفت به طوری که به عنوان مدیر روزنامه (بشر) ارگان دانشجویان حزب توده انتخاب گردید و سال بعد مدیر داخلی (مجله ماهانه مردم) ارگان تئوریک حزب شد و در کمتر از دو سال به عضویت کمیته ایالتی تهران انتخاب شد. جلال که در اثر تنفر از مذهب، به سوی حزب کشیده شده بود بزودی متوجه اشتباه خود شد. سر خوردگی اولیه جلال از حزب توده در سال 1326 پس از شکست مفتضح رهبری حزب توده در حوادث تاریخی آن سالها و خیانت آشکار به ملت و کشور ایران آشکار گردید و در همین راستا او به همراه چندتن دیگر تصمیم به استعفای جمعی از حزب گرفتند.
جلال در برابر خیانتهای حزب احساس گناه می کرد و خود را مؤظف به اقرار در برابر گناهانش می دید. در این هنگام روسها از فرصت پدید آمده استفاده کردند و سعی نمودند جلال را جذب سوسیالیسم روسی نمایند و او بدون مجوز دولت، خودش را به روسیه رساند، اما در بازگشت، روسها را نیز ناامید کرد.
از آنجایی که انسان موجودی است الهی و از جوهره الهی سهمی را داراست تا زمانی که ایمان نیاورده زیانکار است، مگر آن که دل به حق بندد و به صبر توصیه شده اهتمام ورزد تا شاید نوری الهی بر دلش بتابد و به صراط مستقیم رهنمون گردد. جلال این سید غریب در آرزوی صداقتش از هر چه مکتب غیر خودی بود جز فریب و استثمار و استعمار چیزی نیافت و بازگشت به خویشتن خویش را تنها راه نجات یافت. تا زمانی که جلال به این حقیقت واقف نشده بود، مسافری بود که در دیار غربت به دنبال راه نجات می گشت و خطر آن چنانی برای حکومت نبود. وقتی جلال به خویشتن خویش رسید، دیگر حکومت نمی توانست تحملش کند. او در پاییز 1332 و بعد از کودتای 28 مرداد برای اولین بار به اسارت ساواک در آمد و در دیدار خود با تیمور بختیار اولین رئیس ساواک، مجبور شد که تعهد بدهد که با سیاست کاری نداشته باشد، در این باره چنین می نویسد:
(من از اردیبهشت ماه 1332، سیاست را بوسیده ام گذاشته ام کنار)
منظور جلال، آن طور که بعدها در عمل نشان داد سیاست به معنای گروه گرایی و حزب بازی بود که دیگر پس از آن تاریخ کار تشکیلاتی و حزبی نکرد، اما سیاست به طور اعم را نه تنها کنار نگذاشت بلکه هر روز بیشتر به آن پرداخت.
بعد از حادثه خونین 15 خرداد 1342 جلال با آن نظریه معروفش درباره روحانیت و امام (ره) یک خط اصلی ترسیم کرد که تنها امید رهایی و بسیج توده ها در دست روحانیت آگاه است و نه در دست روشنفکران. که این نظریه با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در سال 1357 به رهبری امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به حقیقت پیوست.

مرگ مشکوک جلال:

بعد از این که جلال نسبت به روحانیت بویژه نسبت به امام خمینی (ره) اظهار علاقه نمود، ساواک به وحشت افتاد و به عناوین مختلف او را مورد تهدید قرار داد و سعی کرد که جلال را از روحانیت جدا نماید. در سال 1347 تهدید به مرگ شد. ساواک می خواست که جلال را بدون سر و صدا از میان بردارد و به همین خاطر وی را به اسالم در استان گیلان (ویلای تابستانی جلال) تبعید نمود و سرانجام در یک صحنه ساختگی و مشکوک در روز سه شنبه 18 شهریور ماه 1348 بدون هیچ گونه سابقه بیماری دارفانی را وداع گفت و توسط خانواده اش در تهران در مسجد فیروزآبادی نزدیک حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد. روزنامه ها با اشاره ساواک مرگ او را عادی جلوه داده و در اثر سکته قلبی قلمداد نمودند.

آثار جلال آل احمد:

آثار جلال از نخستین باری که در سال 1322 چاپ شده اند با رنگ اجتماعی در برابر مسائل خرافی جامعه بیشتر موضعی انتقادی داشت، اما پس از کودتای 28 مرداد 1332 آثارش با گذشت زمان سیاسی تر شد و این امر در کلیه نوشته ها و حتی در قصه هایش متجلی گردید.
جلال در 46 سال زندگی خود، نزدیک به سی سال نویسندگی کرد که نتیجه آن حدود چهل اثر جاوید می باشد که به سه بخش داستان، مقالات و سفرنامه و گزارشها تقسیم می شود.
کتابهای قصه و داستانی او عبارتند از: از رنجی که می بریم، دید و بازدید، مدیر مدرسه، سه تار، سرگذشت کندوها، نون و القلم، پنج داستان، سنگی بر گوری، نفرین زمین. مقالات جلال عبارتند از: سه مقاله، هفت مقاله، ارزیابی شتابزده، یک چاه و دو چاله و مثلا شرح احوالات، غرب زدگی، در خدمت و خیانت روشنفکران. سفرنامه ها و گزارشات جلال عبارتند از: اورازان، تات نشینهای بلوک زهرا، جزیره خارک در یتیم خلیج، و خسی در میقات.
بعضی از آثار جلال در زمان حیاتش به چاپ رسیده که بعضا به نامهای مستعار نیز بوده است و برخی از آنها در طی بیست سال بعد از مرگش توسط اوصیای او به چاپ رسیده اند.