فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

سیزدهم شهریور 1357 (عید سعید فطر) - برگزاری راهپیمایی بزرگ در تهران

اختناقی که رژیم از سالها قبل ایجاد کرده بود، در یکی دو ماه اخیر به اوج خود رسیده بود، اما پیگیری ادامه نهضت از طرف امام (ره) و روحانیت معظم، در روز عید فطر آن سال تجلی نمود و مردم در شهرهای خمین، تهران، قم، کرج و ایلام و دیگر شهرها پس از برگزاری نماز عید به حرکت در آمدند و شعارهای کوبنده بر ضد رژیم سر دادند. بزرگترین این راهپیماییها در تهران با شرکت نزدیک به یک میلیون نفر برگزار شد و روزنه امید پیروزی و نقطه عطف تاریخ سازی را در نهضت اسلامی پدید آورد. تظاهر کنندگان با مشتهای گره کرده و فریادهای کوبنده خواستار الغای رژیم شاهنشاهی و تأسیس حکومت اسلامی شدند.
راهپیمایان در تهران با ابراز محبت به سربازان ارتشی و بوسیدن آنها خواستار پیوستن ارتش به ملت شدند. امام خمینی (ره) به مناسبت عید سعید فطر اعلامیه ای منتشر و در آن خطاب به ملت ایران فرمودند:
(مردم مسلمان ایران به دنبال برگزاری نماز عید دست به عبادت ارزنده دیگری زدند که آن فریادهای کوبنده علیه دستگاه جبار و چپاولگر برای به پاداشتن حکومت عدل الهی است که کوشش در این راه از اعظم عبادات است و فدایی دادن در راه آن سیره انبیاء عظام خصوصا نبی اکرم اسلام و وصی بزرگ او امیرمؤمنان است،... .
ملت عظیم الشأن ایران! نهضت خود را ادامه داده و هرگز سستی به خود راه ندهید که نمی دهید. مطمئن باشید به امید خدا پیروزی و سرافرازی نزدیک است.)
امام خمینی (ره) در این اعلامیه ارتشیان را برادران خود خوانده و خواستار احترام بیشتر به آنان شدند و فرمودند:
(... ای سربازان غیور که برای وطن و کشور خود فداکاری می کنید، به پاخیزید، ذلت و اسارت بس است، پیوند خود را با ملت عزیز استوارتر کنید... .** صحیفه نور - چاپ دوم - جلد اول صفحه 579***)
تظاهرات روز عید فطر زمینه ای برای تظاهرات 16 شهریور گردید. در این روز راهپیمایی بزرگ تهران انجام شد. ابتدا مأموران کوشش کردند که جلوی راهپیمایی را بگیرند و چون توفیقی نیافتند خود نیز به دنبال جمعیت به حرکت در آمدند.
راهپیمایی و تعطیل عمومی شانزدهم شهریور به خاطر حرمت خون کشته شدگان روزهای پیشین بود. مأموران رژیم از شب قبل در میدانهای مهم شهر مستقر شده و آماده هرگونه درگیری با تظاهر کنندگان بودند. حرکت از مسجد قبا در قیطریه آغاز شد و به طرف میدان ژاله ادامه یافت. در این راهپیمایی شعارهای (خمینی رهبر ماست)، (ایران کشور ماست)، (برادر ارتشی چرا برادر کشی)، (مسلمان به پاخیز برادرت کشته شد) شنیده می شد و عکسهایی از امام (ره) بر فراز دستها مشاهده می گردید. و در بین مردم اعلام شد که صبح روز بعد (جمعه 17 شهریور) در میدان و خیابان ژاله تجمع صورت خواهد گرفت.

جمعه سرخ یا 17 شهریور: اعلام حکومت نظامی و قتل عام مسلمانان

در اولین ساعات جمعه 17 شهریور سال 1357، ارتشبد غلامعلی اویسی از رادیوی تهران و حومه اعلام حکومت نظامی کرد و اطلاعیه شماره یک فرمانداری نظامی را بشرح زیر قرائت کرد:
1 - دولت شاهنشاهی ایران به منظور ایجاد رفاه مردم و حفظ نظم از ساعت 6 صبح روز جمعه 17 شهریور 1357 مقررات حکومت نظامی را به مدت 6 ماه در شهرهای... کشور اعلام می نماید.
2 - این جانب (ارتشبد اویسی) به سمت فرماندار نظامی تهران و حومه منصوب گردیده ام.
3 - ساعات منع عبور و مرور از ساعت 21 تا 5 صبح روز بعد تعیین می گردد...) و براساس اطلاعیه شماره سه فرمانداری نظامی اجتماع بیش از دو نفر در تهران ممنوع اعلام گردید. مردم تهران که از حکومت نظامی اطلاع نداشتند پیش از ساعت 6 صبح و پس از ادای فریضه نماز برای چهارمین روز متوالی، از خانه ها بیرون آمده و سیل آسا روی به خیابانها آوردند. مرکز تجمع آنان میدان ژاله (میدان شهدای کنونی) بود، همین که مردم به خیابانها رسیدند، ناگهان با دیدن تانک ها و زره پوشهای نظامی و مأموران مسلسل به دست حکومت نظامی غافلگیر شدند. مردم بدون اعتنا به سربازان به حرکت خود ادامه دادند. همگان در دل احساس نوعی شجاعت و از جان گذشتگی می کردند. از خیابانهای اطراف سیل، انبوه جمعیت با سر دادن شعارهای انقلابی به سمت میدان ژاله در حرکت بودند.
مأموران مسلح پس از اخطار از زمین و هوا جمعیت را ناجوانمردانه هدف رگبار مسلسل قرار دادند. فریاد الله اکبر و لااله الاالله همه جا را پر کرد. جمعیت وحشت زده و هراسان به هر سمتی می دویدند، تا مأمنی برای خود پیدا نمایند و گروهی روی زمین دراز کشیده بودند و رگبار مسلسل ها اجازه حرکت به ایشان نمی داد.
ضجه و ناله و فریاد با صدای گلوله در هم آمیخته بود و بوی خون و دود و باروت همه جا به مشام می رسید. با نزدیک شدن ظهر بتدریج میدان ژاله که اینک واقعا به میدان شهدا تبدیل گشته بود در هاله ای از سکوت مرگبار فرو رفت. در حول و حوش میدان آنچه به چشم می خورد جنازه شهیدانی بود که در صحنه نبرد نابرابر همچنان باقی مانده و خونهایی که هر گوشه ای از میدان را گلگون کرده بود.
رژیم در حال اضمحلال، تعداد کل شهدای 17 شهریور را 58 نفر و مجروحان این فاجعه را 205 نفر اعلام داشت و تجمع گسترده و عظیم مردم تهران را نقشه خارجی اعلام کرد.
شمار دقیق قربانیان مظلوم حادثه 17 شهریور در میدان شهدا هیچ گاه مشخص نگردید، لیکن آنچه قطعی و یقین است این رقم از چهار هزار افزون تر بود و یکی از بزرگترین فجایع تاریخ انقلاب در میدان شهدا اتفاق افتاد.

پیام امام خمینی (ره) به مناسبت کشتار بی رحمانه مردم تهران** صحیفه نور جلد 2 - ص 100 - 101 (18/6/1357)***:

امام (ره) در ششم شوال 1398، فردای هفدهم شهریور جمعه سیاه، با ارسال پیامی به ملت شریف و شجاع ایران ضمن ابراز همدردی با ملت، کشتار وحشیانه را محکوم نمودند و دولت آشتی ملی را دولتی تحمیلی و غیر قانونی اعلام کردند.
امام (ره) در گوشه ای از پیام خود فرمودند: (... چهره ایران امروز گلگون است و دلاوری و نشاط در تمام اماکن به چشم می خورد، آری این چنین است راه امیرالمؤمنین علی علیه السلام و سرور شهیدان امام حسین علیه السلام.
ای کاش خمینی در میان شما بود و در کنار شما در جبهه دفاع برای خدای تعالی کشته می شد ... باید علما و روشنفکران ملت در زیر چکمه دژخیمان خرد شوند تا کسی خیال آزادی به خود راه ندهد. شما ای ملت محترم ایران که تصمیم گرفته اید خود را از شر رژیم شاه خلاص گردانید و در رفراندمی که در سوم و چهارم شوال در برابر ناظران سراسر جهان انجام دادید، به دنیا نشان دادید که رژیم شاه جایی برای خود در ایران ندارد...)