فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

بوشهر و تاریخچه هجوم انگلیسیها به آن

بوشهر از بنادر بزرگ و مهم ایران می باشد که قریب به یکصد سال است، به عنوان مرکز بنادر جنوب کشور شناخته شده است. قبل از ظهور و ورود دین اسلام به ایران، بندری به نام بوشهر اساسا وجود نداشته است و آبادی در دو فرسنگی سمت جنوب بوشهر در ساحل دریا بوده که آنجا را (ریشهر) می نامیده اند.
به قول مؤلفین (فارسنامه ناصری) و (گنج دانش)، بوشهر از زمان کریم خان زند رو به آبادی گذاشت و در زمان ناصرالدین شاه رو به عمران بیشتر گذاشت و از بنادر تجاری مهم محسوب شد. تا در سال 1273 هجری قمری که شهر هرات از طرف دولت ایران محاصره شد، انگلیسیها خائف گشتند و برای انصراف ایران از تصرف هرات که کلید هندوستان شمرده می شد، سی فروند کشتی جنگی به خلیج فارس فرستادند و پس از جنگ با دلاورمردان تنگستان این بندر را تصرف کردند. (این درگیری بین باقرخان ضابط تنگستانی و پسر رشیدش احمدخان تنگستانی با چهارصد تفنگچی در قلعه ریشهر روی داد و احمدخان تنگستانی به همراه 72 نفر در این راه شهید شدند.)

دومین هجوم قوای انگلیس به بوشهر:

در آغاز جنگ جهانی اول (1914) قوای روس از شمال و نیروهای انگلیس از جنوب کشور، ما را در معرض هجوم قرار دادند و کشتیهای جنگی انگلیس در مقابل بوشهر لنگر انداختند و نیروهای اشغالگر در 8 اوت 1915، برابر با 17 مرداد 1294 (26 رمضان 1333)، شهر بوشهر را به اشغال خود در آوردند. یک روز پس از اشغال بوشهر، چهارده نفر از احرار آن علیه اشغالگران اعتراض کردند ولی چون اهل جدال و اسلحه نبودند دستگیر و به هندوستان تبعید شدند.
رئیسعلی خان دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی وزایر خضرخان اهرمی سه نفر خوانین دلیر تنگستان از این وقایع آگاه شدند و تصمیم گرفتند که علیه دشمن قیام، و در مقام مدافعه از وطن برآیند.
حدود دو ماه قبل از این که قوای انگلیس بوشهر را اشغال کنند، جنرال کاکس کنسول انگلیس در خلیج فارس، نامه ای به مرحوم شیخ محمد حسین برازجانی روحانی متنفذ و مجتهد معروف دشتستان نوشت که جواب آن نامه انگیزه قیام رئیسعلی دلواری آن قهرمان نامی ایران و اسلام شد.
کنسول انگلیس در این نامه از شیخ محمد حسین برازجانی خواسته بود که از نفوذ خود استفاده کند و از هرگونه آشوب و قیام علیه اشغالگران جلوگیری نماید. در این نامه تأکید شده بود که از دشمنی با دولت انگلیس هیچ سودی عاید ملت ایران نخواهد شد، بلکه در صورتی که ایرانیان وارد جنگ شوند، انگلیس یک سوم خاک ایران را به تصرف خود در خواهد آورد.
شیخ، در پاسخ به این نامه تمام مصیبتها را از طرف دولت انگلیس بر شمرده و اعلام کرده بود که چنانچه عملیات انتقام جویانه علیه اشغالگران صورت پذیرد مسئولیت آن بر عهده انگلیسیها خواهد بود.
رئیسعلی، در نامه های متعدد به شیخ محمد حسین برازجانی از برای جهاد و قیام علیه قوای انگلیس کسب تکلیف می کند که سرانجام مرحوم شیخ صورتی از حکم جهادی که مراجع شیعه از نجف اشرف ارسال داشته بودند به ضمیمه حکم خود مبنی بر وجوب جهاد با کفار انگلیسی و جلوگیری از رخنه آنها به بنادر جنوب و دشتی و تنگستان و لزوم همکاری خوانین این مناطق و بسیج مردم مسلمان برای رفتن به میدان جنگ صادر می کند و برای همه خوانین می فرستد.
رئیسعلی دلواری همین که از حکم جهاد مرحوم شیخ محمد حسین برازجانی و دیگر مراجع دینی آگاهی می یابد، آماده نبرد با قدرت امپراتوری انگلیس می شود و مقدمات کار را در خانه حاج سید محمد رضای کازرونی فراهم می سازد.
رئیسعلی همراه دوستش خالو حسین دشتی در اوایل ماه رمضان 1333 ه.ق در عمارت حاج سید محمد رضا کازرونی، پس از مذاکراتی با وی آمادگی خود را برای دفاع از بوشهر و جلوگیری از پیشروی نیروهای انگلیسی اعلام می دارد.
رئیسعلی پس از اظهار تشکر، قرآن مجید را می طلبد و همین که خادم قرآن می آورد بر می خیزد و تعظیم می کند و با احترام تمام آن را روی میز جلو خود می گذارد، آن گاه رو به حاضرین کرده و می گوید:
(ای کلام الله گفتار مرا شاهد باش. من به تو سوگند یاد می کنم که اگر انگلیسیها بخواهند بوشهر را تصرف کنند و به خاک وطن من تجاوز نمایند در مقام مدافعه برآیم، و تا آخرین قطره خون من بر زمین نریخته است، دست از جنگ و ستیز با آنان نکشم، و اگر غیر از این رفتار کنم در شمار منکرین و کافرین به تو باشم، و خدا و رسول از من بیزار شوند)
بعد از اشغال شهر بوشهر در 26 رمضان 1333 ه ق، نیروهای انگلیسی قصد تصرف ناحیه دلوار را می کنند. دلوار محلی بود که پیش از آن چند بار سربازان انگلیسی بدانجا تجاوز کرده اما طعم تلخ شکست را در این ناحیه چشیده بودند.
رئیسعلی خان دلواری و شیخ حسین خان کوتاهی وزایر حضرخان اهرمی که از این وقایع آگاه و در مقام دفاع از وطن بر می آیند.
قیام دلیران تنگستان علیه اشغالگران انگلیس آغاز می شود و نیروهای متجاوز انگلیس که قریب به پنچ هزار نفر بودند در دام دلیر مردان تنگستانی گرفتار می آیند و عده زیادی از متجاوزان انگلیسی در این حمله از بین می روند. قیام مردم تنگستان بر روی هم هفت سال طول می کشد و در این مدت دلیران تنگستانی دو هدف عمده را دنبال می کند:
1 - پاسداری از بوشهر و دشتستان و تنگستان به عنوان منطقه سکونت خود.
2 - جلوگیری از حرکت قوای بیگانه به درون مرزهای ایران و دفاع از استقلال وطن.
رئیسعلی دلواری که در حقیقت روح قیام شور انگیز مردم جنوب ایران به شمار می رفت و از حیث خصائص اخلاقی و نظامی بر سایرین تفوق داشت، قبل از این که زندگی را به درود گوید، بارها مرگ خود را پیش بینی کرده بود تا این که سرانجام، در شب هجوم دشمن در ناحیه (تنگک صفر) هنگام شبیخون به دشمن از پشت سر توسط غلامحسین تنگکی در روز بیست و سوم شوال 1333 ه ق به فیض شهادت نایل می آید. درباره علل قتل رئیسعلی به صراحت نمی توان چیزی گفت چه وقایع نگاران و مورخان آن عصر به این موضوع اشاره ای نکرده اند. ولی غلامحسین تنگکی قبل از به شهادت رساندن رئیسعلی خطاب به صاحب منصب انگلیسی گفته است: (من تشنه خون رئیسعلی هستم چون جد او قاتل پسر عموی من است و مدتهاست که منتطر هستم با یک گلوله او را سوراخ کنم.)

رئیسعلی سمبل مبارزه با استعمار:

رئیسعلی دلواری در مبارزه با استعمار چهره واقعی و ژرفای ایمان خود را نشان داد و به قیام خونین ضد اجنبی مردم نواحی دشتی، دشتستان و تنگستان رنگ خاصی بخشید.
روح استقلال طلبی و عشق به میهن و غیرت و حمیت وی از او شخصیتی به وجود آورده بود که آوازه جانبازی و فداکاری اش در سراسر ایران طنین افکند. وی نبرد علیه قوای مهاجم را وظیفه ملی و مذهبی خود می دانست و فعالیتهای ضد انگلیسی او از این اعتقاد مایه می گرفت و تقویت می شد. رئیسعلی قاطعانه تصمیم گرفت خود را فدای استقلال و تمامیت ارضی وطن کند. مقامات انگلیسی که اغلب با تزویر و نیرنگ و پرداخت رشوه و زر و سیم بر حریف چیره می شدند، پس از اتخاذ تصمیم قطعی درباره اشغال بوشهر و پیشروی به سوی شیراز به منظور تطمیع رئیسعلی، دو نفر از متابعان حیدرخان حیات داودی را به دلوار گسیل می دارند تا به رغم خود موافقت او را مبنی بر پیاده شدن قوای انگلیسی در کرانه خلیج فارس و حرکت به سوی شیراز جلب کنند. نمایندگان حیدرخان ضمن ملاقات با رئیسعلی متذکر می شوند که چنانچه او از قیام علیه قوای اشغالگر صرف نظر کند، مقامات انگلیسی چهل هزار پوند به او خواهند پرداخت. رئیسعلی با صراحت و شجاعت تمام می گوید: (چگونه می توانم بی طرفی اختیار کنم در حالی که استقلال ایران در معرض خطر جدی قرار گرفته است؟)
پس از مراجعت نمایندگان حیدرخان که تیرشان به هدف مقصود اصابت نکرده بود، نامه تهدیدآمیزی از طرف مقامات انگلیسی به رئیسعلی نگاشته می شود مبنی بر این که:
(چنانچه بر ضد دولت انگلیس قیام و اقدام کنید، مبادرت به جنگ می نماییم در این صورت خانه هایتان ویران و نخلهایتان را قطع خواهیم کرد.)
رئیسعلی در پاسخ مقامات انگلیسی می نویسد: (خانه ما کوه است و انهدام و تخریب آنها خارج از حیطه قدرت و امکان امپراتوری بریتانیای کبیر است. بدیهی است که در صورت اقدام آن دولت به جنگ با ما، تا آخرین حد امکان مقاومت خواهیم کرد.)