فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

شرح عملیات

شب اول (9/6/65)

نیروهای رزمنده پس از آن که توسط امام جمعه اصفهان آیت الله طاهری از زیر قرآن عبور کردند در ساعت 21 سوار قایقها شده، حرکت کردند، اما به دلایلی موفق نشدند در زمانبندی مورد نظر، خود را به موقعیتهای از قبل تعیین شده برسانند و بعد از ظاهر شدن اشکالاتی، انجام عملیات در آن شب منتفی و در ساعت 42/00 دقیقه بامداد، به آنها دستور برگشت داده شد.
بعد از عقب نشینی نیروها، که تا حدود ساعت 3 بامداد به طول انجامید، فرماندهی دستور داد که اولا، کلیه قایقها - به دلیل پروازهای احتمالی هواپیماهای دشمن در روز - داخل نهرها استتار شود؛ ثانیا: جهت جلوگیری از خروج اطلاعات پیرامون عملیات، از خروج کلیه نیروها از منطقه عملیاتی جلوگیری شود.

شب دوم عملیات

با در نظر گرفتن اشکالات به وجود آمده در منطقه، تصمیم گرفته شد که نیروها، در ارتباط با عملیات بیشتر توجیه شوند. این توجیه، تا ظهر روز 10 شهریور به طول انجامید. از ظهر تا ساعت 16 آن روز نیز نیروها استراحت کردند و بر خلاف شب قبل، در ساعت 17 بعد از خوردن شام - به طرف اسکله خودی به راه افتادند. حدود نیم ساعت بعد در اسکله خودی حاضر شدند. وضعیت عقب نشینی شب گذشته و جلوه دادن آن برای نیروها، به گونه ای بود که همگی گمان می کردند که حرکت شب گذشته، جهت آمادگی بوده است.
درباره چگونگی حرکت غواصها، مسئولین معتقد بودند که حرکت شب گذشته آنها، از لحاظ رعایت غافلگیری و به کار بستن تاکتیکهای مورد نظر، موفق بوده ؛ زیرا در غیر این صورت، هواپیماهای عراق می بایست از صبح، منطقه را بمباران می کردند.
بدین ترتیب، با استفاده از تجربیات شب اول، تدابیری در جهت رفع پاره ای از نقایص و تقویت بیشتر نقاط قوت، اتخاذ شد.
با آغاز تاریکی، نیروها نماز را در اسکله شهید شمس** اسکله اصلی لشکر، به نام شهید شمس - یکی از برادران غواص که در عملیات والفجر 8 به شهادت رسیده بود - نامگذاری شده بود.*** به جا آوردند، پس از آن، حدود 10 دقیقه مراسم نوحه خوانی بود، که شور و حالی ایجاد کرد و بعد، بتدریج، آماده حرکت شدند **پیش از سوار شدن نیروها، جانشین فرمانده لشکر (شهید حسین خرازی، فرمانده لشکر امام حسین، به دلیل سفر حج، در منطقه حضور نداشت)، در مورد ویژگی عملیات آن شب و اهمیت آن، برای نیروها سخنرانی کرد. به هنگام سوار شدن، روحیه و نشاط نیروها برای هر ناظری جالب توجه بود ؛ گویا نوجوانانی به مجلس جشن و سرور می روند. در ساعت 20/20، با ذکر (الهم کن لولیک الحجة ابن الحسن)، نیروها شروع به حرکت کردند. در عقب قایقها فسفریهای سبز رنگی جهت راهنمایی قایقهای دیگر نصب کرده بودند، که به زیبایی منظره حرکت قایقها می افزود.***.
به دنبال حرکت این نیروها، هماهنگی لازم برای آمادگی نیروهای موج دوم و ... انجام گرفت.
در ساعت 17/21، بیسیم خبر داد که غواصها به اولین منطقه تعیین شده رسیده و مشغول پوشیدن لباسهای خود هستند.
در ساعت 15/22، مسئول محور گزارش داد که به دومین نقطه تعیین شده رسیده و از آنجا به طرف نقطه سوم حرکت کرده است. بعد از این گزارش، دستور سوار شدن اولین گروه های رزمنده صادر شد و حدود ساعت 35/22، این نیروها از اسکله به راه افتادند.
از اینجا به بعد، پیدا کردن سومین نقطه تعیین شده، به صورت مسئله عمده غواصها مطرح شد و در این رابطه، برخی اشکالات بروز کرد. از آنجا که در ساعت 00/23 شب، جزر شروع می شد، پیدا نکردن آن نقطه تا این ساعت به معنای ایجاد وقفه و بروز مشکلات اساسی در انجام عملیات تلقی می شد.
در این حال، نیروها با وجود آن که حدود یک کیلومتری نقطه مورد نظر بودند، اما نمی توانستند به آن دست پیدا کنند، از این رو در صدد بر آمدند که بوسیله رادار قرارگاه نوح، مشکل را حل کنند.
در ساعت 32/23، پس از رفع برخی اشکالات، گرای لازم جهت حرکت نیروها داده شد؛ اما باز هم گشایشی در کار حاصل نشد. اشکال کار در این بود که برادران، شبهای گذشته با گرای دیگری همین مسیر را می رفتند و به همین دلیل، حرکت با گرای داده شده، برای آنها مفهوم نبود. سرانجام، در یک هماهنگی بین برادران، قرار شد یکی از مسئولین قرارگاه، با قایق مجهز به رادار خود، برای هدایت نیروها به جلو برود. او در ساعت 37/23 حرکت کرد.
در ساعت 35/23، فرماندهی لشکر، به نیروهای احتیاط سوار شناور دستور داد، یک گروهان را آماده حرکت کنند تا بنا به دستور، سریعا به جلو بیایند. این کار از آن جهت ضروری بود که احتمال تغییر در تاکتیکهای پیش بینی شده، وجود داشت.
8 دقیقه بعد از نیمه شب، فرماندهی لشکر، تصمیم گرفت خود به جلو حرکت کند و چند دقیقه بعد، این کار عملی شد.
در ساعت 37:00، به فرماندهی که در راه بود، خبر داده شد که غواصها کار خود را برای پیشروی - با تغییر مختصری در شیوه پیش بینی شده - شروع کرده اند. براساس پیش بینی قبلی، حرکت نیروهای موج اول، بدین صورت بود که بعد از پیاده شدن در آب، در سه محور مشخص حرکت می کردند و به سه نقطه جداگانه از اسکله حمله ور می شدند. با ورود غواصان به داخل آب و توجه به مسیر آن، معلوم شد که بر خلاف پیش بینی قبلی، جهت وزش باد، تقریبا برعکس نیاز است و موجب می شود که آب، به سینه نیروهایی که به طرف اسکله حرکت می کنند، کوبیده شده، ضمن کند کردن حرکت، باعث خستگی آنها بشود.
در همین حال که قایق فرماندهی در حال حرکت به سمت جلو بود، تماس بیسیم با نیروهای غواص قطع شد و تلاش برای ایجاد تماس با آنها به جایی نرسید. این در حالی بود که طبق تماس قبلی، نیروها در عین اخلالی که در یکی از محورها به وجود آمده بود، با موفقیت در حال پیشروی به سوی اسکله بودند. علاوه بر آن، با نزدیک شدن ساعت 3 بامداد و مد آب، حرکت برای نیروها دشوارتر می شد.** مد آب، موجب افزایش فوق العاده تلاطم آن شد؛ به گونه ای که قایق فرماندهی، بر اثر رفتن آب به داخل آن، از حرکت بازماند. شدت موج به حدی بود که دوبار، آب وارد قایق شده، برادران حاضر، سریعا به تخلیه آن با هر وسیله ممکن اقدام کردند. علاوه بر این، با هر موجی که به سوی قایق می آمد، آب زیادی به داخل قایق می پاشید و موجب خیس شدن بیسیمها و در نتیجه، مشکل شدن ارتباطات می شد. در همین حال، آب به داخل قایقهای همراه نیز راه پیدا کرد و بر مشکلات افزود. ***
با شروع مد، هر گونه امیدواری نسبت به موفقیت غواصها، بتدریج، تبدیل به یأس می شد. موج آب، شدید بود و همه گمان می بردند که آب، نیروهای غواص را به طرف اسکله خودی خواهد راند.
قطع بیسیم، منجر به طرح این سئوال که چه باید کرد! آیا نیروها را باید به عقب کشید؟ یا در همین حال، سوار شناورها را وارد عمل کرد؟ حتی این مسئله مطرح شد که آیا می توان با قایقهایی به جمع کردن غواصها پرداخت؟! زمان بسرعت می گذشت و نزدیک ساعت 4 صبح، هوا کم کم در حال روشن شدن بود. در واقع، قطع تماس با نیروهای غواص، تردید و دو دلی ناراحت کننده ای را در گرفتن تصمیم قاطع به وجود آورده بود.
از یک طرف، غواصهای پیشتاز در داخل آب قرار داشتند و از وضعیت آنها اطلاع درستی در دست نبود و احتمال می رفت که بر اثر فشار مد به عقب رانده شده باشند و این ترس وجود داشت که بر اثر ورود و حمله سوار شناورها، غواصهایی که جای آنها مشخص نبود، توسط قایقها زیر گرفته شوند. از سوی دیگر، با فرا رسیدن روز، دیده شدن قایقهای آماده، توسط دشمن عکس العمل طبیعی وی را نیز به دنبال داشت و احتمال محاصره غواص ها نیز از طرف دشمن می رفت.