فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

روش امام صدر:

به هنگام تجاوز اسرائیل غاصب به جنوب لبنان سکنه این منطقه به مهاجرت پرداختند، امام صدر رهبری جنبش را به دست گرفت، از مقامات لبنانی خواست تا با تجهیز روستاهای جنوب به استحکامات دفاعی، اهالی آنجا را آموزش داده مسلح نماید. همچنین خطراتی که جنوب لبنان را در نتیجه مطامع و اهداف توسعه طلبانه اسرائیل تهدید می کرد، تشریح نمود و اهالی را به عدم مهاجرت و اقامت و استقامت دعوت کرد.
امام موسی صدر در تاریخ 13/5/1970 به ابتکار خود و با شرکت روسای دینی فرقه های مختلف جنوب، (هیأت پشتیبانی و یاری جنوب) را برای حمایت از خواسته های مربوط به پایداری و دفاع از فلسطین تأسیس نمود و مردم را به یک اعتصاب عمومی مسالمت آمیز دعوت کرد، که با موفقیت در تمام مناطق لبنان صورت گرفت و مجلس شورای نمایندگان در عصر همان روز تشکیل جلسه داد و قانون (تأسیس یک شورای ویژه جنوب برای برآوردن نیازهای منطقه جنوب و ایجاد وسایل امنیت و آرامش) را برای رویارویی جدی با اسرائیل به تصویب رساند.
امام صدر، شعار (السلاح زینت الرجل) را در لبنان فریاد کرد و اهالی جنوب را به مقاومت در برابر تجاوزات وحشیانه اسرائیل دعوت نمود. در سالن اجتماعات دانشگاه بیروت، برای بیش از هزار و دویست دانشجو به سخنرانی پرداخت و فریاد برآورد که: سکوت در برابر تجاوزات اسرائیل به جنوب، رضایت دادن به خواری، و خیانت به لبنان است... اسرائیل، اسلام و اعراب، فلسطینیان و لبنانیها را مورد تهدید قرار می دهد، راه حل فقط نابود ساختن اسرائیل است و راه رسیدن به آن همان مقاومت مؤمنانه فلسطین است که باید گسترش یابد تا هسته نبرد همه جانبه مردمی گردد. جمله معروفش برای همیشه در اذهان فلسطینیان خواهد ماند که گفت:
(مقاومت فلسطینی شعله ای است مقدس که ما آن را با جسم و جان خود حفظ خواهیم کرد.)
او به حق بزرگترین یاور صدیق و حقیقی مقاومت فلسطین بود. او خود و شیعیان لبنان را سپر بلای فلسطینیان ساخت و مرتبا دامنه نبرد، بلکه صحنه های نبرد را از اردوگاههای فلسطینی به محلات شیعه نشین لبنان کشید تا مقاومت فلسطین آسیب نبیند و همانند سپتامبر سیاه اردن تجربه نگردد. او گفته بود: تا من زنده هستم نخواهم گذاشت دست احدی از شیعه به خون فلسطینیان آغشته گردد. مردم لبنان شهادت می دهند که در زمان امام صدر هیچ کس از نبرد با اسرائیل منع نشد، بلکه مبارزه با اسرائیل، افتخار و هرگونه تماس و مسالمت با اسرائیل حرام شمرده می شد زیرا امام صدر گفته بود: التعامل مع اسرائیل حرام... اسرائیل شر مطلق...
امام موسی از مقاومت فلسطین در مقابل حکومت لبنان و احزاب دست راستی قاطعانه دفاع نمود و بارها مصالح شیعیان را فدای مصالح فلسطین کرد. در سالن یونسکو صریحاً به یاسر عرفات گفت: ای ابوعمار! حرمت قدس ابا دارد از این که به دست غیر مؤمنین آزاد گردد.)
در روز جمعه 18/5/1973 طی خطبه نماز جمعه در مسجد صور، اصل مقدس بودن تلاش و جهاد در راه آزادی فلسطین را اعلام داشت و گفت: تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است و همچنین تلاش برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می سازد.
در جنگ اکتبر سال 1973 که در ماه مبارک رمضان در گرفت، امام صدر با صدور پیامی مجاهدین را به جهاد در راه خدا تشویق کرد و گفت:
- اگر پیامبر اسلام (علیه الصلوة والسلام) تأکید کرده است که ما در خلال این ماه میهمان خدا هستیم. بهترین شرایط و والاترین نتایجی که از این مهمانی حاصل می آید جهاد در راه دین و تطهیر مقدسات و شرافت انسانی است.
تظاهرات مسلحانه بعلبک که واقعا لبنان را لرزاند در خاطره ها زنده است در این راهپیمایی امام صدر از هم میهنان خواست تا اردوگاههایی برای آموزش نظامی در بقاع و جنوب ایجاد کنند. او گفت: ما می خواهیم آماده بشویم و نسلی را بپروریم که بتواند با یک دست سلاح و با دست دیگر قرآن برگیرد و باایمان به الله به مبارزه ادامه دهد. ما ناگزیر از آموزش نظامی و مسلح نمودن فرزندانمان برای حفظ و حراست از شرف و خانه هایمان و نوامیس خود هستیم در این راه پیماییها توده های مردم مسلمان سوگند یاد کردند که همچنان خواستار حقوق اجتماعی خویش و همه محرومان باشند و بدینسان (حرکة المحرومین)تولد یافت.
هیأت عمومی مجلس عالی شیعه در تاریخ 29/3/1975 با حضور 1041 عضو تشکیل جلسه داد و امام صدر رابه عنوان رئیس طایفه اسلامی شیعه تا پایان سن 65 سالگی ابقا کرد.
امام موسی نشان داد که وجدان تمام گروهها و فرق ملت لبنان نیز هست، زیرا از تأیید و حمایت رهبران فکری و اندیشمندان لبنانی برخوردار بود و 190 تن از همین متفکران نامه ای را در تأیید جنبش محرومین امضاء کردند و نیز مفسرین مطبوعاتی مطالبی تأییدآمیز درباره جنبش محرومین نوشتند.
استاد مفسر مطبوعاتی الیاس الدیری در ستون (موضع امروز) در روزنامه ای پرتیراژ (النهار) در تاریخ 1/4/1975 نوشت: (خداوند امام موسی صدر را صد و یک سال حفظ فرماید تا ناقوسی خروشان و فریادی طنین انداز در جهان باشد و وجدانی باشد که خفتگان غرق در خواب را به هنگامی که خلق از نگرانی دیده بر هم نمی گذارند و ناله می کنند، بر آشوبد. خداوند او را برای طایفه محروم خود و سایر محرومان لبنان در طول تاریخ محفوظ بدارد... شاید برای نخستین بار است که جنبش یک رجل دینی رنگ فرقه ای ندارد و از تعصب عاری است زیرا او اعجاب و تقدیر و همدلی مارونی ها، سنی ها و ارتدکسها را اجماعا به خود جذب کرده است و از این روی عنوان دفاع از انسان را در لبنان یافته است، نه دفاع از حقوق طایفه یا فردی از این طایفه را...). او بهترین منادی وحدت بود، اگر چه رهبری شیعی بود ولی، در قلب برادران اهل سنت نیز جایگاهی خاص داشت و بزرگان اهل سنت لبنان نیز او را بزرگ می شمردند. مسیحیان نیز به او به دیده احترام می نگریستند. و ایشان را یک روحانی شیعه علاقه مند به حضرت مسیح و آشنای به آیین مسیحیت می یافتند که برایشان از انجیل و مسیح مقدس سخنها می گفت. او در روزهایی که جنگ داخلی توسط فالانژهای دست راستی به اوج خود رسیده بود در تلویزیون ظاهر شد و در یک خطابه پانزده دقیقه ای آن چنان معجزه ای نمود که مسیحیان به خیابانها و محله های شیعه نشین ریختند برادران هموطن شیعه و مسلمان خود را در آغوش گرفتند و کشیشهای لبنان اعتراف کردند که روحانیت و قداستی که امام موسی صدر در طول یک ساعت وعظ در دیرها به وجود آورد از تأثیر کشیشان در طول 7 سال بیشتر بوده است.
به طور کلی موضع امام صدر از همان آغاز جنگ داخلی لبنان یعنی از اوایل سال 1975 تا زمانی که ناپدید شد به شرح زیر استوار بوده است:
1 - حفاظت اصل همزیستی مسالمت آمیز فرقه های مذهبی مختلف کشور لبنان و تلاش در جهت جلوگیری از تجزیه کشور
2 - حفظ اصل همزیستی مسالمت آمیز لبنان و فلسطین و حمایت همه جانبه از انقلاب فلسطین.
3 - تکیه بر اصل مبارزه در جهت رفع هرگونه اختلاف و تفرقه برای به ثمر رسانیدن اصلاحات سیاسی و اجتماعی.
4 - اجتناب از تعصبات مذهبی و فرقه ای و احتراز از هر گونه درگیری و ستیز فرقه گرایانه.
5 - احترام به رعایت دفاع از خویشتن برای هر گروه و دسته یا افراد.
6 - مبارزه با خط تجزیه کشور و تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و جلوگیری از سرکوب شدن انقلاب فلسطین.
7 - مبارزه مداوم با اسرائیل تجاوزگر تا نابودی کامل غاصب فلسطین.
سرانجام این مجاهد نستوه و مبارز خستگی ناپذیر با هدف، ایجاد اتحاد بین اعراب و جلب حمایت کشورهای عربی و متقاعد ساختن آنان به منزوی کردن اسرائیل متجاوز و تحریم هرگونه رابطه با اشغالگران فلسطین و به منظور تقویت جنبش محرومین و تهیه سلاح، به کشورهای مختلف مسافرت کرد، و پس از سفر به الجزیره و مذاکره با مقامات آن کشور در تاریخ 25 اوت 1978 به همراه شیخ محمد یعقوب و یک روزنامه نگار به نام عباس بدرالدین، وارد طرابلس شد و پس از پنج روز اقامت در هتل شاطی لیبی، (همزمان با اوجگیری مبارزات ملت شریف ایران و شکوفایی انقلاب اسلامی) خبر ناپدید شدن این سلاله پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) انتشار یافت. ایشان طبق برنامه می باید پس از لیبی به ایتالیا مسافرت می کرد. دولت ایتالیا با ارائه مدارک معتبر ورود ایشان را به ایتالیا (که توسط لیبی ادعا می شد) تکذیب نمود. و تاکنون سرنوشت این مجاهد نستوه در پرده ابهام باقی مانده است.

آغاز جنگ جهانی دوم (1945 - 1939)

اول سپتامبر 1939 / 10 شهریور 1318

جنگ جهانی دوم، آتشی بود که شعله های آن تقریبا در سراسر نیمکره شرقی زبانه کشید و هستی میلیونها تن از مردم جهان را نابود کرد و در اوضاع سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی ملل جهان بویژه آنهایی که مستقیم یا غیر مستقیم درگیر آن شدند تحولات و دگرگونیهای عمیقی به وجود آورد.
مرگ آریستید بریان Aristide Briand (1932 - 1862) سیاستمدار معروف فرانسه در هفتم مارس 1932 و نیز نایل آمدن آدولف هیتلر Adolf Hitler (؟1945 - 1889) به مقام صدارت عظمای آلمان در 30 ژانویه 1933 دو روز سرنوشت ساز تاریخی بودند که، بعد از آن اروپا به سراشیبی جنگ افتاد.
رویداد نخست، راه اقدامات و ابتکارات ملل را برای تشکیل سازمان صلح و امنیت دسته جمعی مسدود ساخت و رویداد دوم، دول جهان را به مسابقه مجدد تسلیحاتی سوق داد. از آن به بعد قدرت جامعه ملل روز به روز به افول رفت و سیستمهای منطقه ای برای حفظ صلح که به موجب معاهده لوکارنو** پیمانی میان دولتهای آلمان و انگلستان، بلژیک و فرانسه که ضمن آن حفظ مرزهای موجود پذیرفته شد و موافقت گردید که از به کار بردن زور علیه یکدیگر خودداری کنند.Locarno *** (6 اکتبر 1925) و عهدنامه بالکان و... به رسمیت شناخته شده بودند به طور عملی ملغی شدند، در حالی که دولت آلمان نقشه وسیعی برای تجدید تسلیحات خود طرح می کرد.
آلمان در اکتبر سال 1933 از کنفرانس خلع سلاح خارج شد و در مارس 1935 با نقض پیمان ورسای** این پیمان در 28 ژوئن 1919 میان دولتهای پیروز جنگ جهانی اول و آلمان شکست خورده در کاخ ورسای در پاریس بسته شد. نخستین بخش آن مربوط به بنیاد (جامعه ملل) بود و در بخش دوم آلمان سرزمینهایی را به دول فرانسه، بلژیک، لهستان، لیتوانی، چکسلواکی و دانمارک واگذار کرد و از حاکمیت خود بر دالان دانتزیک (شمال لهستان) چشم پوشید. ضمنا نظام وظیفه نیز در آلمان لغو شد و ارتش آن به یکصد هزار نفر و نیروی دریایی اش به شش ناو جنگی محدود شد و موارد بسیار دیگر...*** خدمت نظام اجباری را مجددا برقرار ساخت. از سوی دیگر توافقی که به موجب معاهده واشنگتن (6 فوریه 1922) و معاهده دریایی لندن (22 آوریل 1930) و پیمان دریایی آلمان و انگلیس (18 ژوئن 1935) راجع به تجدید تسلیحات دریایی به عمل آمده بود یا عملی نشد و یا از طرف دولتهای آلمان و ژاپن ملغی گردید. آلمان در هفتم مارس 1936 فسخ معاهده لوکارنو را اعلام کرد و سربازان آن کشور ایالت رنان Rhenane را مجددا اشغال کردند. از طرف دیگر حمله جدید ژاپن در سال 1937 به چین مقررات متارکه جنگ را که در مه 1932 منعقد شده بود نقض کرد. ژاپن و آلمان شرکت در کنفرانس کشورهای امضاء کننده پیمان 9 دولت را که در سال 1922 راجع به امور چین منعقد شده بود به طور آشکار رد کردند. دخالت جامعه ملل که ژاپن از سال 1923 به بعد از عضویت آن استعفا داده بود، بی نتیجه ماند. آلمان نیز در اکتبر 1933 از عضویت جامعه ملل استعفا داد.
از سال 1936 به بعد محقق شد که آلمان، ایتالیا و ژاپن حاضر شده اند که خطرات جنگ را تحمل کنند. هیتلر پیشوای آلمان نازی در فوریه 1938 با در دست گرفتن فرماندهی کل قوای آلمان، موقعیت خود را استحکام بخشید و بتدریج مقامات حساس و مهم دولت را به نازی های اتریش بخشید. روز 12 مارس قوای آلمان از مرز اتریش سرازیر و روز بعد الحاق اتریش به آلمان اعلام شد.
هیتلر مصمم شد تا با یاری سه میلیون چک آلمانی زبان ساکن ایالت (سودت)، آن کشور را نیز ضمیمه آلمان سازد. در ماه مارس سال 1939 هیتلر علنا به چکسلواکی حمله کرد و سرتاسر آن کشور را اشغال و به آلمان الحاق نمود.
پس از اشغال این دو کشور هیتلر شروع به تهدید لهستان کرد و در اوت 1939 آلمان و اتحاد جماهیر شوروی (سابق) قرار داد عدم تجاوز با یکدیگر را امضاء کردند.
روز اول سپتامبر 1939 قوای موتوریزه آلمان با حمایت گسترده (لوفت وافه) Luft Waffe (نیروی هوایی آن کشور) ظرف چهار هفته، لهستان را تصرف کرد. بهانه جنگ مزبور، ظاهرا تحمیل مقررات سنگین و حقارت آور (عهدنامه ورسای) (28 ژوئن 1919) بر آلمان بود. پس از این تجاوزات، لهستان، بریتانیا و فرانسه مشترکا علیه آلمان اعلام جنگ دادند، و در ماه ژوئیه، نبردهای هوایی آلمان و انگلیس در گرفت.
در نهم آوریل 1940، آلمان به دانمارک حمله کرد و آن کشور را وادار به تسلیم نمود. در حمله به نروژ، قوای فرانسوی و انگلیسی به کمک نیروهای نروژی شتافتند، اما مقاومت آنها نیز در 10 ژوئن پایان یافت. آلمان در 10 مه همان سال به هلند، بلژیک، لوگزامبورگ حمله، و آنها را متصرف شد. در 26 ماه مه ارتش بلژیک نیز تسلیم شد.
در روز پنجم ژوئن 1940 قوای آلمان نازی خطوط دفاعی ارتش فرانسه را در هم شکسته و بسرعت عازم جنوب شدند. ایتالیا بعنوان متحد آلمان، در روز 10 ژوئن به فرانسه اعلان جنگ داد. آلمانها پس از ورود به پاریس در 22 ژوئن 1940 شرائط صلح خود را به فرانسه دیکته کردند که براساس آن فرانسه به دو قسمت تقسیم شد. بخشی از آن زیر نفوذ آلمان و بخش دیگر که پایتختش شهر (ویشی) Vichy بود تحت حاکمیت فرانسه قرار گرفت. ریاست حکومت را مارشال پتن
Henri Philippe Petain (1951 - 1856) بر عهده داشت. فرانسه ویشی در سال 1942 توسط قوای آلمان اشغال شد اما حکومت پتن تا سال 1944 باقی ماند.
در ژوئیه 1940 نیروهای آلمانی، حملات هوایی خود را با (عملیات عقاب) علیه انگلستان آغاز کردند. انگلیسی ها به علت دارا بودن دستگاههای رادار ضربات فراوانی بر نیروهای (لوفت وافه) وارد ساختند.
در ماه ژوئن 1941 ارتشهای زمینی و هوایی هیتلر خاک اتحاد جماهیر شوروی را مورد تهاجم قرار داده و شروع به پیشروی کردند. این تهاجم با مقاومت مردم در استالینگراد (نبرد استالینگراد) متوقف شد. در طول جنگ دولتهای محور (آلمان، ایتالیا، ژاپن) سرزمینهای تازه ای را نیز فتح کردند.
در هفتم دسامبر 1941 ژاپنیها (بندر پرل هاربر** ناوگان ژاپن به فرماندهی دریاسالار ناگومو Nagumoبدون اعلان جنگ به ناوگان امریکا در بندر پرل هاربر واقع در هاوائی حمله برد، در این حمله 8 ناو زره دار، 3 رزمناو، ناوشکن و 248 هواپیمای امریکایی نابود شد.***) PEARL HARBUR را مورد تهاجم قرار دادند و سرانجام آمریکا در ماه مه 1942 علیه دولتهای محور، وارد جنگ شد.
در اواخر سال 1942 انگلیسی ها ضد حمله وسیعی را تدارک دیدند و توانستند بتدریج آلمانیها و ایتالیائیها را از شمال آفریقا بیرون برانند (جنگ العلمین)** نبرد العلمین شاهکاری است از جنگ در صحرا که در سال 1942 در شمال افریقا به وقوع پیوست و به شکست نیروهای محور منتهی شد. تاریخ 23 اکتبر 1942 تاریخ برگشت سرنوشت جنگ است. ***.
در سال 1943 متفقین با حمله به سیسیل اقدام به گشودن جبهه دومی کردند. این نیروها پس از سرنگونی موسولینی در ژانویه 1944 در بندر (گنزیو) در نزدیکی رم پیاده شدند.
در 6 ژوئن 1944 ارتشهای عظیمی از نیروهای آمریکا، انگلیس، و کانادا در ساحل (نورماندی) فرانسه که در اشغال نازیها بود پیاده شدند. در عملیات (نورماندی)به فرماندهی (ژنرال آیزنهاور)، متفقین ضربات مرگبار خود را بر پیکر ماشین جنگی آلمان وارد ساختند و پس از نبردهای شدیدی آلمانیها به عقب رانده شدند و سرانجام در روز 15 اوت 1944 قوای متفقین در جنوب فرانسه پیاده شدند.
در فوریه 1945 خط دفاعی (زیگفرید) شکسته شد و نیروهای متفقین در ماه مارس وارد آلمان شدند. در ژانویه 1945 نیروهای اتحاد جماهیر شوروی (سابق) بسرعت قوای آلمان را از خاک خود بیرون راندند و از شرق به آلمان نزدیک شدند. نیروهای مشترک انگلیس و آمریکا نیز از غرب آماده حمله به پایتخت آلمان شدند.
روز 24 آوریل قوای شوروی (سابق) وارد برلن شد و به قوای آمریکا پیوست. سرانجام ارتش آلمان تسلیم و این جنگ خونین روز هشتم ماه مه 1945 در قاره اروپا پایان یافت.
ارتش آمریکا برای تسلیم نهایی ژاپن و نیز نمایش قدرت دو فرزند بمب اتمی بر فراز شهرهای (هیروشیما) و (ناکازاکی) پرتاب کرد (6 و 9 اوت 1945) و مقاومت آن کشور را در هم شکست. ژاپنیها درتاریخ 14 اوت 1945 تسلیم بلاشرط را پذیرفتند و به این ترتیب جنگ جهانی دوم، در تمامی جبهه ها رسماً به پایان رسید.
این جنگ که بزرگترین و هولناکترین جنگ در طول تاریخ بشر، تا به امروز است چهار تغییر اساسی در وضع بین المللی به وجود آورد:
1 - سیستم قدیمی دولتهای اروپا که در جنگ جهانی اول، ضربه خرد کننده ای بر آن وارد شده بود، تقریباً از میان رفت. فرانسه دیگر به صورت یک دولت قدرتمند در قاره اروپا نبود و انگلستان دیگر قادر نبود با افزودن وزنه سیاسی خویش سیاست خود را درباره تعادل قوا، در مقابل نیرومندترین کشورهای قاره اروپا دنبال کند.
2 - صحنه قطعی قدرت جهانی، از محل طبیعی قدیمی اروپائی به ایالات متحده و روسیه شوروی تغییر مکان داد و هر کدام از این دو کشور امکان یافتند که کانون سلطه جهانی شوند.
3 - اختراع سلاح جدید، مفاهیم جغرافیای نظامی را به طور مؤثری تغییر داد، و در عصر سلاحهای اتمی، ضعف روزافزونی در ارکان دولتهای صنعتی غرب بویژه بریتانیا، راه یافت.
4 - نیروی حیاتی ناسیونالیسم تا آسیا و آفریقا توسعه یافت و ملتهای استعمار شده خواستار استقلال داخلی و پایان یافتن سلطه امپریالیزم شدند و این امر وضع موجود سیاسی و اقتصادی را واژگون ساخت.
از نتایج ناپایدار جنگ جهانی دوم می توان به: کنفرانس (یوتسدام) **Potsdam در 17 ژوئیه 1945 در پوتسدام چرچیل با استالین و ترومن ملاقات کرد تا راجع به سرنوشت آلمان پس از جنگ اتخاذ تصمیم کنند.*** که برای روشن شدن نحوه اداره آلمان در ژوئیه 1945 در شهر پوتسدام نزدیک برلین، مرکب از نمایندگان ایالات متحده، و اتحاد جماهیر شوروی تشکیل شده بود اشاره کرد. در این کنفرانس دول متفق بر محاکمه سران نازی، گرفتن غرامت جنگی به صورت جنسی از آلمان و نیز کوچاندن آلمانیهای ساکن اروپای شرقی به خاک اصلی آلمان توافق کردند. علی رغم این توافقها، اختلاف نظر شدیدی درباره سرنوشت کشورهای اروپای شرقی، آینده یونان و چگونگی کنترل تنگه های (بسفر و داردانل) میان اتحاد جماهیر شوروی (سابق) و ایالات متحده آمریکا و انگلیس بروز کرد، که این نخستین اختلاف آشکار متفقین از آغاز جنگ تا این زمان بود.
از دیگر نتایج جنگ می توان به کنفرانس صلح (پاریس) که با توافق قدرتهای بزرگ در ژوئیه 1946 مرکب از بیست و یک دولت که علیه آلمان اعلان جنگ کرده بودند اشاره کرد، هدف این کنفرانس آن بود تا به امضای صلحی میان متفقین با کشورهای ایتالیا، رومانی، بلغارستان، مجارستان و فنلاند که در طول جنگ از متحدین آلمان بودند نایل گردند. آلمان تنها کشوری بود که عقد پیمان صلح با آن انجام نگرفت؛ زیرا این کشور پس از خودکشی (؟) هیتلر فاقد دولت بود.