فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

فعالیتهای امام موسی صدر در لبنان:

دهه 1970، در لبنان، دهه تجدید حیات اسلام، قدرتمند شدن مسلمانان و احیای عزت و شرف شیعیان بود. در گذشته های نه چندان دور مسلمانان شیعه لبنان احساس حقارت می کردند و در بدترین شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بسر می بردند، زیرا دولت فرانسه که به ظاهر سلطه خود را از لبنان برچیده بود، جهت محروم نگهداشتن شیعیان در آن کشور برنامه ریزی وسیعی کرده بود. شیعیان در لبنان جا، مکان حق و حقوقی نداشتند و در اثر فقر و فلاکت اجتماعی، سرکوفتهای مداوم عوامل وابسته از خود بیزاری می جستند و به مکاتب دیگر پناه می بردند. جهل به فرهنگ غنی اسلام که توسط استعمارگران، بر مسلمانان لبنان تحمیل شده بود مزید بر علت بود؛ فقر فرهنگی و اقتصادی به حدی رسیده بود که مسلمانان جنوب، مراسم عروسی و عزای خود را در کلیساها برگزار می کردند و اموات خود را در گورستان مسیحیان دفن می کردند. دختران محروم شیعه برای فرار از فقر راهی بیروت می شدند و بتدریج طعمه دام باندهای فساد و فحشای عوامل ضد اسلامی می گشتند. از سوی دیگر این فقر و جهل سبب گرایش جوانان شیعه به مکاتب الحادی شده بود تا جایی که حزب کمونیست و اکثر احزاب چپ لبنان را شیعیان سر خورده از همه جا تشکیل می دادند. در این دوران امام موسی صدر با فعالیتهای شبانه روزی و مسافرتهای مکرر، به روستاها و شهرکهای مسلمان نشین به آموزش مسائل فرهنگی و اعتقادی پرداخت. در اثر مجاهدتهای ایشان، سرنوشت لبنان عوض شد. جوانان شیعه وی را همچون نگین انگشتری در میان گرفتند، ترس و وحشت را به کناری زدند و در جهت احقاق حقوق را دسته رفته خود و بازیافتن عزت و شرف دینی خویش با امام موسی بیعت کردند.
فعالیتهای امام موسی؛ علاوه بر آگاهی دادن مستمر به شیعیان، مشتمل بر مجموعه ای از خدمات است که موارد زیر از آن جمله است:
تأسیس مؤسسه صنعتی حرفه ای جبل عامل، چندین کارگاه آموزشی، مدارس متعدد، مدرسه مذهبی صور برای تربیت روحانیون شیعه، چند انجمن مطالعات اسلامی، چند دارالایتام برای فرزندان شهدای جنگهای داخلی و علیه اسرائیل، تعدادی بیمارستان و مدرسه پرستاری و...
او سعی نمود فئودالیسم سیاسی و اقتصادی چندین خانواده حاکم بر لبنان را در هم بشکند که البته موفق هم بود. امام موسی هویت اسلامی را به محرومان جنوب و دیگر نقاط لبنان بازگرداند و همواره با بیسوادی و بیکاری و آوارگی مبارزه کردند. اما تنها کار فرهنگی کارگشا نبود و شیعیان باید به یک تشکیلات مکتبی - سیاسی برای احقاق حقوقشان دست می یافتند؛ بدین منظور با تهییج و بسیج مردم و فشار بر دولت، سرانجام توانست قانون شماره 72/67 مورخه 19/2/1967 را درباره تشکیلات مربوط به امور شیعیان در مجلس لبنان به تصویب رساند و با انتخابات آزاد از سوی مردم به ریاست این مجلس انتخاب گردید، این قانون به اعتبار این که لبنان متکی بر سیستم فرقه های مذهبی می باشد (و بر همین اساس تشکیلات خاص برای فرقه اسلامی سنی و تشکیلات ویژه ای برای فرقه دروزی تأسیس شده بود) تصویب شد.

خط کلی و روش امام صدر پیش از جنگ:

امام موسی صدر به محض انتخاب به ریاست شورای عالی اسلامی شیعی در تاریخ 22/5/1969 در یک سخنرانی که در گردهمایی انتخاب کنندگانش ایراد کرد، اهداف شورای عالی اسلامی شیعه را در زمینه تنظیم امور فرقه اسلامی شیعی و کوششهای فرزندان این مذهب به شرح زیر ترسیم نمود:
- ایفای کامل نقش اسلامی خود از حیث اندیشه، عمل و جهاد با تأکید بر این که تشکیلات مطلقا باعث تفرقه میان مسلمین نبوده، بلکه وظیفه ایجاد اتحاد کامل از طریق گفتگو و تفاهم میان نمایندگان حقیقی را آسان می سازد.
- بهبود بخشیدن به اوضاع اجتماعی، اقتصادی، بسیج جسمی - روحی آنان و تجهیز نیروهایشان برای انجام وظیفه به طور کامل برای حراست از خاک میهن و دفاع از آن در برابر دشمن غدار (اسرائیل)، ضمن مشارکت صحیح با برادران سنی برای کمک به پایداری فلسطین در جهت آزادی سرزمینهای غصب شده.
- پیکار با جهل، فقر و عقب ماندگی، بی عدالتی اجتماعی و همکاری با همه خانواده های روحانی لبنان در راه مبارزه با فساد روزافزون اخلاقی که سرنوشت لبنان و همه جهان را تهدید می کند، تا هر چه بیشتر به صورت دستی نیرومند و بازویی توانا برای لبنان و اسلام در هر جا که هست در آیند.
در نخستین بیانیه عمومی که در تاریخ 10/6/1969 صادر شد به گونه ای ویژه تأکید کرد که:
فرزندان فرقه اسلامی شیعه برای بذل همه نیروهای خود و ایثار جان در راه اعتلای اسلام و دفاع از میهن و مشارکت با کشورهای عربی برادر، در آزاد ساختن فلسطین مقدس و پشتیبانی از مقاومت فلسطینیان آماده اند.

روش امام صدر:

به هنگام تجاوز اسرائیل غاصب به جنوب لبنان سکنه این منطقه به مهاجرت پرداختند، امام صدر رهبری جنبش را به دست گرفت، از مقامات لبنانی خواست تا با تجهیز روستاهای جنوب به استحکامات دفاعی، اهالی آنجا را آموزش داده مسلح نماید. همچنین خطراتی که جنوب لبنان را در نتیجه مطامع و اهداف توسعه طلبانه اسرائیل تهدید می کرد، تشریح نمود و اهالی را به عدم مهاجرت و اقامت و استقامت دعوت کرد.
امام موسی صدر در تاریخ 13/5/1970 به ابتکار خود و با شرکت روسای دینی فرقه های مختلف جنوب، (هیأت پشتیبانی و یاری جنوب) را برای حمایت از خواسته های مربوط به پایداری و دفاع از فلسطین تأسیس نمود و مردم را به یک اعتصاب عمومی مسالمت آمیز دعوت کرد، که با موفقیت در تمام مناطق لبنان صورت گرفت و مجلس شورای نمایندگان در عصر همان روز تشکیل جلسه داد و قانون (تأسیس یک شورای ویژه جنوب برای برآوردن نیازهای منطقه جنوب و ایجاد وسایل امنیت و آرامش) را برای رویارویی جدی با اسرائیل به تصویب رساند.
امام صدر، شعار (السلاح زینت الرجل) را در لبنان فریاد کرد و اهالی جنوب را به مقاومت در برابر تجاوزات وحشیانه اسرائیل دعوت نمود. در سالن اجتماعات دانشگاه بیروت، برای بیش از هزار و دویست دانشجو به سخنرانی پرداخت و فریاد برآورد که: سکوت در برابر تجاوزات اسرائیل به جنوب، رضایت دادن به خواری، و خیانت به لبنان است... اسرائیل، اسلام و اعراب، فلسطینیان و لبنانیها را مورد تهدید قرار می دهد، راه حل فقط نابود ساختن اسرائیل است و راه رسیدن به آن همان مقاومت مؤمنانه فلسطین است که باید گسترش یابد تا هسته نبرد همه جانبه مردمی گردد. جمله معروفش برای همیشه در اذهان فلسطینیان خواهد ماند که گفت:
(مقاومت فلسطینی شعله ای است مقدس که ما آن را با جسم و جان خود حفظ خواهیم کرد.)
او به حق بزرگترین یاور صدیق و حقیقی مقاومت فلسطین بود. او خود و شیعیان لبنان را سپر بلای فلسطینیان ساخت و مرتبا دامنه نبرد، بلکه صحنه های نبرد را از اردوگاههای فلسطینی به محلات شیعه نشین لبنان کشید تا مقاومت فلسطین آسیب نبیند و همانند سپتامبر سیاه اردن تجربه نگردد. او گفته بود: تا من زنده هستم نخواهم گذاشت دست احدی از شیعه به خون فلسطینیان آغشته گردد. مردم لبنان شهادت می دهند که در زمان امام صدر هیچ کس از نبرد با اسرائیل منع نشد، بلکه مبارزه با اسرائیل، افتخار و هرگونه تماس و مسالمت با اسرائیل حرام شمرده می شد زیرا امام صدر گفته بود: التعامل مع اسرائیل حرام... اسرائیل شر مطلق...
امام موسی از مقاومت فلسطین در مقابل حکومت لبنان و احزاب دست راستی قاطعانه دفاع نمود و بارها مصالح شیعیان را فدای مصالح فلسطین کرد. در سالن یونسکو صریحاً به یاسر عرفات گفت: ای ابوعمار! حرمت قدس ابا دارد از این که به دست غیر مؤمنین آزاد گردد.)
در روز جمعه 18/5/1973 طی خطبه نماز جمعه در مسجد صور، اصل مقدس بودن تلاش و جهاد در راه آزادی فلسطین را اعلام داشت و گفت: تلاش برای آزادی فلسطین، تلاش برای آزادی مقدسات اسلامی و مسیحی و تلاش برای آزادی انسان است و همچنین تلاش برای جلوگیری از آلوده شدن نام خداوند در روی زمین، زیرا صهیونیسم با رفتارهای خود نام خداوند را آلوده می سازد.
در جنگ اکتبر سال 1973 که در ماه مبارک رمضان در گرفت، امام صدر با صدور پیامی مجاهدین را به جهاد در راه خدا تشویق کرد و گفت:
- اگر پیامبر اسلام (علیه الصلوة والسلام) تأکید کرده است که ما در خلال این ماه میهمان خدا هستیم. بهترین شرایط و والاترین نتایجی که از این مهمانی حاصل می آید جهاد در راه دین و تطهیر مقدسات و شرافت انسانی است.
تظاهرات مسلحانه بعلبک که واقعا لبنان را لرزاند در خاطره ها زنده است در این راهپیمایی امام صدر از هم میهنان خواست تا اردوگاههایی برای آموزش نظامی در بقاع و جنوب ایجاد کنند. او گفت: ما می خواهیم آماده بشویم و نسلی را بپروریم که بتواند با یک دست سلاح و با دست دیگر قرآن برگیرد و باایمان به الله به مبارزه ادامه دهد. ما ناگزیر از آموزش نظامی و مسلح نمودن فرزندانمان برای حفظ و حراست از شرف و خانه هایمان و نوامیس خود هستیم در این راه پیماییها توده های مردم مسلمان سوگند یاد کردند که همچنان خواستار حقوق اجتماعی خویش و همه محرومان باشند و بدینسان (حرکة المحرومین)تولد یافت.
هیأت عمومی مجلس عالی شیعه در تاریخ 29/3/1975 با حضور 1041 عضو تشکیل جلسه داد و امام صدر رابه عنوان رئیس طایفه اسلامی شیعه تا پایان سن 65 سالگی ابقا کرد.
امام موسی نشان داد که وجدان تمام گروهها و فرق ملت لبنان نیز هست، زیرا از تأیید و حمایت رهبران فکری و اندیشمندان لبنانی برخوردار بود و 190 تن از همین متفکران نامه ای را در تأیید جنبش محرومین امضاء کردند و نیز مفسرین مطبوعاتی مطالبی تأییدآمیز درباره جنبش محرومین نوشتند.
استاد مفسر مطبوعاتی الیاس الدیری در ستون (موضع امروز) در روزنامه ای پرتیراژ (النهار) در تاریخ 1/4/1975 نوشت: (خداوند امام موسی صدر را صد و یک سال حفظ فرماید تا ناقوسی خروشان و فریادی طنین انداز در جهان باشد و وجدانی باشد که خفتگان غرق در خواب را به هنگامی که خلق از نگرانی دیده بر هم نمی گذارند و ناله می کنند، بر آشوبد. خداوند او را برای طایفه محروم خود و سایر محرومان لبنان در طول تاریخ محفوظ بدارد... شاید برای نخستین بار است که جنبش یک رجل دینی رنگ فرقه ای ندارد و از تعصب عاری است زیرا او اعجاب و تقدیر و همدلی مارونی ها، سنی ها و ارتدکسها را اجماعا به خود جذب کرده است و از این روی عنوان دفاع از انسان را در لبنان یافته است، نه دفاع از حقوق طایفه یا فردی از این طایفه را...). او بهترین منادی وحدت بود، اگر چه رهبری شیعی بود ولی، در قلب برادران اهل سنت نیز جایگاهی خاص داشت و بزرگان اهل سنت لبنان نیز او را بزرگ می شمردند. مسیحیان نیز به او به دیده احترام می نگریستند. و ایشان را یک روحانی شیعه علاقه مند به حضرت مسیح و آشنای به آیین مسیحیت می یافتند که برایشان از انجیل و مسیح مقدس سخنها می گفت. او در روزهایی که جنگ داخلی توسط فالانژهای دست راستی به اوج خود رسیده بود در تلویزیون ظاهر شد و در یک خطابه پانزده دقیقه ای آن چنان معجزه ای نمود که مسیحیان به خیابانها و محله های شیعه نشین ریختند برادران هموطن شیعه و مسلمان خود را در آغوش گرفتند و کشیشهای لبنان اعتراف کردند که روحانیت و قداستی که امام موسی صدر در طول یک ساعت وعظ در دیرها به وجود آورد از تأثیر کشیشان در طول 7 سال بیشتر بوده است.
به طور کلی موضع امام صدر از همان آغاز جنگ داخلی لبنان یعنی از اوایل سال 1975 تا زمانی که ناپدید شد به شرح زیر استوار بوده است:
1 - حفاظت اصل همزیستی مسالمت آمیز فرقه های مذهبی مختلف کشور لبنان و تلاش در جهت جلوگیری از تجزیه کشور
2 - حفظ اصل همزیستی مسالمت آمیز لبنان و فلسطین و حمایت همه جانبه از انقلاب فلسطین.
3 - تکیه بر اصل مبارزه در جهت رفع هرگونه اختلاف و تفرقه برای به ثمر رسانیدن اصلاحات سیاسی و اجتماعی.
4 - اجتناب از تعصبات مذهبی و فرقه ای و احتراز از هر گونه درگیری و ستیز فرقه گرایانه.
5 - احترام به رعایت دفاع از خویشتن برای هر گروه و دسته یا افراد.
6 - مبارزه با خط تجزیه کشور و تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان و جلوگیری از سرکوب شدن انقلاب فلسطین.
7 - مبارزه مداوم با اسرائیل تجاوزگر تا نابودی کامل غاصب فلسطین.
سرانجام این مجاهد نستوه و مبارز خستگی ناپذیر با هدف، ایجاد اتحاد بین اعراب و جلب حمایت کشورهای عربی و متقاعد ساختن آنان به منزوی کردن اسرائیل متجاوز و تحریم هرگونه رابطه با اشغالگران فلسطین و به منظور تقویت جنبش محرومین و تهیه سلاح، به کشورهای مختلف مسافرت کرد، و پس از سفر به الجزیره و مذاکره با مقامات آن کشور در تاریخ 25 اوت 1978 به همراه شیخ محمد یعقوب و یک روزنامه نگار به نام عباس بدرالدین، وارد طرابلس شد و پس از پنج روز اقامت در هتل شاطی لیبی، (همزمان با اوجگیری مبارزات ملت شریف ایران و شکوفایی انقلاب اسلامی) خبر ناپدید شدن این سلاله پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) انتشار یافت. ایشان طبق برنامه می باید پس از لیبی به ایتالیا مسافرت می کرد. دولت ایتالیا با ارائه مدارک معتبر ورود ایشان را به ایتالیا (که توسط لیبی ادعا می شد) تکذیب نمود. و تاکنون سرنوشت این مجاهد نستوه در پرده ابهام باقی مانده است.