فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

از تولد تا هجرت

امام موسی صدر در 24 اسفند 1317 در خانواده ای که اصالتا از جبل عامل بود در شهر مقدس قم تولد یافت. نام این خانواده روحانی با علوم دینی، اجتهاد، ترقی خواهی و مبارزه با استکبار و شورش علیه ستمگری پیوند خورده و در همین راه بسیاری از فرزندان عالم خود را در لبنان، عراق و ایران فدا کرده است. پدر امام موسی صدر آیت الله صدر، رئیس حوزه علمیه قم، فرزند آقا سید اسماعیل صدر از مراجع بزرگ تقلید شیعه است که پس از میرزای شیرازی مرجعیت به ایشان منتقل گردید، اما ایشان از ادامه آن صرفنظر کردند. مادر امام موسی صدر، دختر آیت الله قمی (که پس از رحلت مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی، همراه با آیت الله بروجردی به مرجعیت رسیدند) می باشد.
امام موسی صدر پس از پایان دروس حوزوی وارد دانشگاه تهران و در رشته حقوق موفق به اخذ لیسانس شد. در مسافرتی کوتاه که به لبنان داشت حضرت آیت الله سید شرف الدین (رهبر شیعیان لبنان) به وی علاقمند شدند. امام موسی صدر در سال 1959 میلادی (1338) به دعوت مصرانه سید شرف الدین و به پیشنهاد حضرت آیت الله بروجردی به لبنان هجرت نمود و امام جماعت یکی از مساجد شهر صور گردید. به سبب این که آیت الله سید شرف الدین همواره سخنانی بر زبان می آوردند که حاکی از صلاحیت امام موسی صدر برای جانشینی خود بود، یکسال بعد و پس از رحلت سید شرف الدین رهبر شیعیان لبنان شد.

فعالیتهای امام موسی صدر در لبنان:

دهه 1970، در لبنان، دهه تجدید حیات اسلام، قدرتمند شدن مسلمانان و احیای عزت و شرف شیعیان بود. در گذشته های نه چندان دور مسلمانان شیعه لبنان احساس حقارت می کردند و در بدترین شرایط اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بسر می بردند، زیرا دولت فرانسه که به ظاهر سلطه خود را از لبنان برچیده بود، جهت محروم نگهداشتن شیعیان در آن کشور برنامه ریزی وسیعی کرده بود. شیعیان در لبنان جا، مکان حق و حقوقی نداشتند و در اثر فقر و فلاکت اجتماعی، سرکوفتهای مداوم عوامل وابسته از خود بیزاری می جستند و به مکاتب دیگر پناه می بردند. جهل به فرهنگ غنی اسلام که توسط استعمارگران، بر مسلمانان لبنان تحمیل شده بود مزید بر علت بود؛ فقر فرهنگی و اقتصادی به حدی رسیده بود که مسلمانان جنوب، مراسم عروسی و عزای خود را در کلیساها برگزار می کردند و اموات خود را در گورستان مسیحیان دفن می کردند. دختران محروم شیعه برای فرار از فقر راهی بیروت می شدند و بتدریج طعمه دام باندهای فساد و فحشای عوامل ضد اسلامی می گشتند. از سوی دیگر این فقر و جهل سبب گرایش جوانان شیعه به مکاتب الحادی شده بود تا جایی که حزب کمونیست و اکثر احزاب چپ لبنان را شیعیان سر خورده از همه جا تشکیل می دادند. در این دوران امام موسی صدر با فعالیتهای شبانه روزی و مسافرتهای مکرر، به روستاها و شهرکهای مسلمان نشین به آموزش مسائل فرهنگی و اعتقادی پرداخت. در اثر مجاهدتهای ایشان، سرنوشت لبنان عوض شد. جوانان شیعه وی را همچون نگین انگشتری در میان گرفتند، ترس و وحشت را به کناری زدند و در جهت احقاق حقوق را دسته رفته خود و بازیافتن عزت و شرف دینی خویش با امام موسی بیعت کردند.
فعالیتهای امام موسی؛ علاوه بر آگاهی دادن مستمر به شیعیان، مشتمل بر مجموعه ای از خدمات است که موارد زیر از آن جمله است:
تأسیس مؤسسه صنعتی حرفه ای جبل عامل، چندین کارگاه آموزشی، مدارس متعدد، مدرسه مذهبی صور برای تربیت روحانیون شیعه، چند انجمن مطالعات اسلامی، چند دارالایتام برای فرزندان شهدای جنگهای داخلی و علیه اسرائیل، تعدادی بیمارستان و مدرسه پرستاری و...
او سعی نمود فئودالیسم سیاسی و اقتصادی چندین خانواده حاکم بر لبنان را در هم بشکند که البته موفق هم بود. امام موسی هویت اسلامی را به محرومان جنوب و دیگر نقاط لبنان بازگرداند و همواره با بیسوادی و بیکاری و آوارگی مبارزه کردند. اما تنها کار فرهنگی کارگشا نبود و شیعیان باید به یک تشکیلات مکتبی - سیاسی برای احقاق حقوقشان دست می یافتند؛ بدین منظور با تهییج و بسیج مردم و فشار بر دولت، سرانجام توانست قانون شماره 72/67 مورخه 19/2/1967 را درباره تشکیلات مربوط به امور شیعیان در مجلس لبنان به تصویب رساند و با انتخابات آزاد از سوی مردم به ریاست این مجلس انتخاب گردید، این قانون به اعتبار این که لبنان متکی بر سیستم فرقه های مذهبی می باشد (و بر همین اساس تشکیلات خاص برای فرقه اسلامی سنی و تشکیلات ویژه ای برای فرقه دروزی تأسیس شده بود) تصویب شد.

خط کلی و روش امام صدر پیش از جنگ:

امام موسی صدر به محض انتخاب به ریاست شورای عالی اسلامی شیعی در تاریخ 22/5/1969 در یک سخنرانی که در گردهمایی انتخاب کنندگانش ایراد کرد، اهداف شورای عالی اسلامی شیعه را در زمینه تنظیم امور فرقه اسلامی شیعی و کوششهای فرزندان این مذهب به شرح زیر ترسیم نمود:
- ایفای کامل نقش اسلامی خود از حیث اندیشه، عمل و جهاد با تأکید بر این که تشکیلات مطلقا باعث تفرقه میان مسلمین نبوده، بلکه وظیفه ایجاد اتحاد کامل از طریق گفتگو و تفاهم میان نمایندگان حقیقی را آسان می سازد.
- بهبود بخشیدن به اوضاع اجتماعی، اقتصادی، بسیج جسمی - روحی آنان و تجهیز نیروهایشان برای انجام وظیفه به طور کامل برای حراست از خاک میهن و دفاع از آن در برابر دشمن غدار (اسرائیل)، ضمن مشارکت صحیح با برادران سنی برای کمک به پایداری فلسطین در جهت آزادی سرزمینهای غصب شده.
- پیکار با جهل، فقر و عقب ماندگی، بی عدالتی اجتماعی و همکاری با همه خانواده های روحانی لبنان در راه مبارزه با فساد روزافزون اخلاقی که سرنوشت لبنان و همه جهان را تهدید می کند، تا هر چه بیشتر به صورت دستی نیرومند و بازویی توانا برای لبنان و اسلام در هر جا که هست در آیند.
در نخستین بیانیه عمومی که در تاریخ 10/6/1969 صادر شد به گونه ای ویژه تأکید کرد که:
فرزندان فرقه اسلامی شیعه برای بذل همه نیروهای خود و ایثار جان در راه اعتلای اسلام و دفاع از میهن و مشارکت با کشورهای عربی برادر، در آزاد ساختن فلسطین مقدس و پشتیبانی از مقاومت فلسطینیان آماده اند.