فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

آغاز فعالیت احزاب پس از شهریور 1320

پس از به قدرت رسیدن رضاخان، تأسیس هر نوع حزبی ممنوع شده بود، حتی تشکیل جمعیتهای پنج نفری خلاف قانون تلقی می شد و از 1304 تا شهریور 1320 بجز یکی دو حزب هیچ حزب دیگری فعالیت نداشت.
پس از شهریور 1320، قریب 16 حزب درافق سیاسی ایران نمودار شدند، ولی تا سال 1323 بیشتر این احزاب یا از بین رفتند و یا از فعالیت دست کشیدند و بعضی هم جای خود را به احزاب دیگر دادند و یا تجزیه شدند. هیچ یک از این احزاب نتوانست یک جنبش واقعی در میان مردم برانگیزد. نزدیک به اکثریت آنها فاقد ایدئولوژی مشخص بودند و کنار رفتن آنها از صحنه سیاست تأثیری بر شرایط اجتماعی آن روز نگذاشت. مردم سرگردان بودند از سویی دیکتاتوری و الحاد رژیم رضاخان، روح و روان مردم را خسته کرده بود و از سوی دیگر تمایلات غربگرایانه و شرق باورانه احزاب، نیاز به استقلال فرهنگی، سیاسی و اجتماعی مردم را تأمین نمی کرد. این احزاب نیز همانند احزاب پس از انقلاب اسلامی، تمامی رمز سعادت جامعه را در یکی دو واژه (دموکراسی) و (ناسیونالیسم) می دانستند و گاهی نیز (سوسیالیسم) را به این دو می افزودند.
بعد از شهریور 1320 و تبعید رضا شاه به جزیره موریس در آفریقای جنوبی، اولین حزب سیاسی که به وجود آمد (حزب توده ایران) بود که به شوروی وابسته بود و منافع آن را در ایران تأمین می کرد و با خیانت بزرگی که در جریان درخواست شوروی (امتیاز نفت شمال) از ایران داشت کاملا رسوا گردید و فرصتی پیش آمد که مردم ایران ماهیت این حزب را بهتر بشناسند. بدین معنی که در پاییز 1323 که اتحاد جماهیر شوروی درخواست واگذاری امتیاز نفت شمال را به این کشور مطرح نمود، حزب توده از این در خواست شوروی پشتیبانی کرد و در تمام شهرهای کشور میتینگ راه انداخت و از شاه خواست که به این درخواست شوروی ترتیب اثر جدی بدهد.

شهادت مظلومانه رجائی و باهنر

8 شهریور 1360

(... هر چه عزیزان این ملت را ترور می کنند...، ملت ما آگاه تر می شود)
امام خمینی (ره)
شهادت تحفه قدسی است؛ میراث مقدس اولیاء و ابرار است؛ باب خاص بهشت است. این تحفه را به هدایت هرکس نبرند و این ارث را ارزانی سفلگان نمی کنند و این در را جز به روی خاصان و خالصان نمی گشایند.
تاریخ شهادت، از هابیل تا حسین (ع) و از حسین (ع) تا امروز، مکرر بر این حقیقت مهر تایید زده است: در مسلخ عشق جز نکو را نکشند.
به برکت انقلاب اسلامی، فیض شهادت، چون باران بر سر عالم و عامی و بزرگ و کوچک این مرز و بوم بارید. کدامین روزگار را سراغ دارید که این همه ابرار به خود دیده باشد؟
در شهیدستان ایران، نه تنها آن طفل سیزده ساله که کهنسالان نیز، و نه تنها مردم عادی، که دولتمردان نیز، در صف دلسوختگان این عشق (سرکش و خونی) وارد شده اند، دولتمردانی که چون یاران مولایشان امیرالمؤمنین (ع)، زخم زجرها برگرده و رنج محرومیتها بر جبین داشتند که از (دولت محرومان) و (دولت مستضعفان)، جز این نشاید.
در تاریخ هر ملتی نشیب و فرازهای تلخ و شیرینی وجود دارند که بعضا تعین کننده سرنوشت و سازنده فرهنگ آن ملت می باشند. تحقق نظام جهوری اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (ره) بزرگمردی که جهان، مانند او را کمتر به خود دیده است و جان فشانی های فرزندان فداکار این مرز و بوم، بزرگترین و عظیم ترین فراز تاریخ ماست، که دارای خاطرات تلخ و شیرین زیادی است.
خاطرات شهادت هفتاد و دو تن و شهادت دو چهره صمیمی و فداکار اسلام رجائی و باهنر دو شهیدی که همواره در سنگرهای مختلف فکری، آموزشی و سیاسی، همکار و همرزم بودند، تا آنجا که در کنار یکدیگر به آتش کین منافقان سوختند و فصلی از شهادت را به نام (هفته دولت) در تاریخ انقلاب گشودند. علت نامگذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجائی، نخستین دولت مکتبی بود که پس از حاکمیت لیبرالها بر کشور، عهده دار امور مملکت گردید، و در آن دوره بحرانی حداکثر تلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب صادقانه اعمال کرد. صداقتی که در آن تعهد نسبت به مکتب و خط پویای امام راحل نهفته بود، تا آنجا که جان خویش را بر سر آن نهادند.
پس از آن که بنی صدر به عنوان اولین رئیس جمهور، زمام قدرت اجرائی مملکت را به عهده گرفت بنای مخالفت با روحانیت و نهادهای انقلابی و نیروهای مؤمن و متعهد در خط امام را گذاشت تا بلکه بتواند مراکز حساس حکومتی را یکی پس از دیگری به چنگ آورد و مسیر انقلاب را به میل خود تغییر دهد. او ابتدا اقدام به حمایت های ظاهری و لفظی از امام (ره) و روحانیت نمود تا توانست بین مردم وجهه ای قابل قبول کسب کند، سپس نیات و مقاصد خود را به مرور گسترش داد. تحت شرایط یاد شده و در اثر تلاشهای پیگیر نیروهای خط امام، اولین مجلس شورای اسلامی با اکثریت قاطع نیروهای مخلص و طرفدار خط امام روی کار آمد. مسلما چنین مجلسی مورد پسند بنی صدر نبود، چون می دانست که این مجلس، مجلسی نیست که به نخست وزیر مورد نظر او رأی اعتماد بدهد و دولتی را که مورد علاقه وی است روی کار آورد، عملا شروع به بهانه گیری و انتقاد نمود و مبارزه منفی را با نظام آغاز کرد. با تذکر بسیار مهم امام خمینی (ره) که فرمودند: اگر دولت مثل سابق باشد باید عزای انقلاب را بگیریم. نمایندگان مجلس با دقت و مراقبت خاص مانع روی کار آمدن نخست وزیر و دولتی همچون نخست وزیر و دولت سابق شدند.
فشارهای بنی صدر بی فایده ماند و سرانجام مجبور شد، تسلیم خواسته مجلس شود و شهید محمد علی رجائی را به مجلس معرفی کرد. با روی کار آمدن نخست وزیر و دولت مکتبی، مخالفتهای بنی صدر به اوج خود رسید.
امام (ره) که همواره جریانات را دقیقا زیر نظر داشتند، بنی صدر را نصیحت نمودند که از نزدیکی و همکاری با منافقین و مخالفت با مجلس و روحانیت دست بکشد و همگام با اصول نظام باشد، اما بنی صدر روش خود را تغییر نداد و بر اقدامات تنش زای خود افزود تا این که سرانجام امام (ره) در یک موقعیت حساس او را از فرماندهی کل قوا عزل نمودند و مجلس شورای اسلامی بلافاصله با اکثریت قاطع به عدم کفایت سیاسی بنی صدر رأی داد و آن گاه رهبر کبیر انقلاب اسلامی با استفاده از حق قانونی خود در قانون اساسی، بر اساس اصل 110 او را از ریاست جمهوری خلع کرد.
در تقابل با این اقدامات، دشمنان انقلاب سعی در براندازی حکومت اسلامی با از میان بردن مسئولین نظام کردند و فاجعه جانگداز هفتم تیر سال 1360 که منجر به شهادت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و 72 تن از یاران دلسوز و رهروان وفادار امام و انقلاب گردید ثمره تصمیم شیطانی استکبار جهانی و دشمنان انقلاب بود. گرچه عکس العمل سریع، قاطع و انقلابی رهبر کبیر انقلاب و ملت بزرگ ایران هر گونه ابتکار عمل را از آنها سلب نمود ولی کار به زعم دشمنان هنوز به اتمام نرسیده بود و طرح نابودی مسئولین طراز اول مملکت در رأس فعالیتهای آنها قرار داشت. بدین ترتیب واقعه هشتم شهریور در همان سال به وقوع پیوست و رئیس جمهور محبوب محمد علی رجائی و نخست وزیر متفکر و دانشمندش حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد جواد باهنر در انفجار دفتر نخست وزیری به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. این واقعه همچون واقعه 7 تیر علی رغم خیال باطل دشمنان اسلام که معتقد بودند موجبات منزوی شدن مردم و سقوط نظام را فراهم می آورد باعث رشد و آگاهی و حضور بیشتر فعال مردم در صحنه گردید و نظام کاملا تثبیت شد.
برای گرامی داشت خاطره این عزیزان هفته اول شهریور ماه به عنوان هفته دولت نامگذاری شد تا یادآور خاطرات تلخ و جانگداز آن دوران، دوران تلاش و سخت کوشی عناصری دلسوز و ایثارگر در نظام اجرایی انقلاب که تمام هم و غمشان رفع مشکلات محرومین و حل مسائل مردم بود، باشد.