فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

آغاز اشغال ایران توسط متفقین:

تهاجم آلمان به سرزمین اتحاد شوروی، بدون مداخله متفقین، ممکن بود به همان نتایجی برسد که طی دو قرن گذشته از تهاجم نیروهای خارجی به دست آمده بود، یعنی رها کردن (سرزمینهای سوخته) در دست دشمن و گرفتار کردن او به دست (سرمای) سوزان و وحشت انگیزی که تا آن هنگام هر مهاجمی را در هم کوبیده و از پا در آورده بود. اما انگلیس جز این، در سر داشت و می خواست که با انتقال مرکز ثقل جبهه جنگ از مغرب به مشرق اروپا، خطر را از سر خود دور کند و شوروی را هر چه بیشتر در ورطه جنگ بیندازد. به همین دلیل پس از هم پیمانی با شوروی، دیگر کشورهای هم پیمان خود را بر آن داشت تا برای شوروی کمک غذایی و تبلیغاتی بفرستند. در آن زمان ایران بهترین، نزدیک ترین و مطمئن ترین راه کمک رسانی به شوروی بود. اما ایران، از همان آغاز جنگ اعلان بی طرفی کرده بود و این بی طرفی نمی توانست بدون دلیل و بهانه نقض شود. بدین ترتیب متفقین به بهانه هایی واهی از قبیل حضور جاسوسان آلمانی در ایران متوسل شدند و به اشغال غیر قانونی آن مبادرت ورزیدند. رضا شاه که مانند هر دیکتاتور مغرور به درستی از میزان پوشالی بودن حکومت خود خبر نداشت، در ابتدا تصمیم به مقاومت گرفت، اما چون او فاقد پایگاه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در کشور بود و نارضایتی عمومی مردم از سیاستها و عملکرد او به هنگام برکناری وی امری مسلم بود، به همین جهت، تهاجم بیگانگان و ورود نیروهایشان به خاک ایران با اندک مقاومتی انجام گرفت و اشغال ایران خیلی زود و بسیار آسان تحقق یافت، چرا که نهادهایی که تا پیش از این امیدی به ایستادگی و مقاومتشان بود از صحنه حذف و یا به انزوا کشیده شده بودند. سرکوب لرها، کردها، قشقایی ها، بلوچها، بختیاریها و... خلع سلاح و کوچ آنان به زور، و اعدام سران آنها، بستر حداقل پایداری را خشکانده بود و رضاشاه که از مدتها قبل تاج ساسانی را به جای تاج قاجاری به عنوان نماد احیای ایران به سر نهاده و تبلیغات حکومتی خود را از نژاد پاک ایرانی پنداشته و به مردم معرفی کرده بود ناگزیر شد در نهایت خواری و رسوایی ایران را ترک کند. اشغال ایران در سوم شهریور 1320 خیلی سریع و آسان تحقق یافت و با تهاجم نیروهای انگلیس و شوروی از جنوب و شمال صورت رسمی و جدی به خود گرفت و تا پایان جنگ در سال 1324 ادامه یافت.

عوارض سوء تجاوز متفقین:

اشغال ایران توسط قوای متفقین، عوارض و آثار گوناگونی در پی داشت که از جنبه های مختلفی قابل بررسی است؛ از سویی، با یورش نیروهای بیگانه، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی ایران پایمال شد که باعث حضور و سلطه قدرتهای استعماری تا سالیان زیادی گردید؛ از سوی دیگر بر اثر بروز جنگ، مشکلات فراوانی از قبیل قحطی و گرانی، کمبود مایحتاج عمومی گریبانگیر مردم شد و حضور بیگانگان و تأمین مایحتاج آنان نیز از داخل کشور، این مشکلات را افزونتر ساخت.
حضور قوای بیگانه علاوه بر جوانب سیاسی و اقتصادی، از جنبه فرهنگی نیز قابل تأمل است. تحریکات سیاسی مؤثر بر گروهها و احزاب تازه سیاسی که آشکار و نهان، تحت تأثیر فکر و مشی سیاسی بیگانگان قرار داشتند (بویژه حزب توده و هواداران آن)، اوضاع در هم ریخته ایران را وخیمتر کرد. این قبیل احزاب با بهره وری از احساسات بی آلایش جوانان صادق آن روزگار نه تنها عملا و علنا به توجیه اشغال ایران می پرداختند، بلکه با همکاری اشغالگران به شکار نیروهای ضد بیگانه تحت پوشش هواداری از آلمان مشغول شدند.
گذشت زمان ثابت کرد که عمل متفقین در آن زمان، نافی استقلال و حق حاکمیت کشور و تنها ناظر بر منافع طرفین درگیر، خاصه امداد رسانی به شوروی سابق بوده و عنوان ستون پنجم آلمان در ایران به مثابه توجیه اشغال کشور، افسانه و دستاویزی بیش نبوده است؛ دستاویزی که به رغم تبلیغات رسانه های متفقین، دولتها و سازمانهای اطلاعاتی آنها بیش از هرکس، بر بی پایه بودن آن واقف بودند.
ایران سرزمین کهنی است که در طول تاریخ به دفعات مورد تهاجم واقع شده است، اما آنچه بیش از مسأله اشغال کشور در شهریور 1320، دل هر آزاده ای را می آزارد، سرعت تهاجم و تسخیر و فروپاشی بعدی و مسائل مرتبت بر اشغال است.
فروپاشی نیروهای مسلح ایران که گویی تنها به کار سان و رژه می خوردند از دستاوردهای دو دهه دیکتاتوری بود و عدم مقاومت مردم نیز در رابطه با همین دیکتاتوری بیست ساله حاصل آمد. بی مایگی و سرسپردگی و عدم حمیت، جانشین دیکتاتور و دولتهای بی ثباتش چنان بود که حتی نتوانست متجاوزان را به جبران خسارت و حداقل عذرخواهی از پیشگاه ملتی وادارد که همه چیزش لگدمال شده بود.
آنچه گفته شد، قضاوت نسلی است که اینک تجربه تجاوزی دیگر را با مقاومتی هشت ساله و دفع متجاوز با مقاومت دلیرانه رد تقویم حیات خود ثبت کرده است، تجاوزی که تمامی ابرقدرتها در غالب یک کشور به حقوق ملتی دست درازی کرده بودند که با رهبری قاطع و روشن امام خمینی (ره) و دفاع جانانه جوانان غیور این ملت شکستی سخت را متحمل گشتند. این پایداری نشان داد که مردم قهرمان ایران در راه حفظ اعتقادات خود می توانند دافع هر تجاوز و عامل استقلال کشور خود باشند.

نفوذ آمریکا به ایران پس از شهریور 1320

پس از اشغال ایران توسط قوای متفقین، نیروهای آمریکایی نیز در 16 آذر 1320 وارد ایران شدند و سرهنگ شوارتسکف عملا فرمانده ژاندارمی ایران و ژنرال ریدلی مأمور تجدید سازمان ارتش شد.
آژانس مرکزی اطلاعات آمریکا (سیا) که در اواخر 1319 شمسی به وجود آمده بود، ایران را به یکی از فعالترین ستادهای ماورای دریاهای خود تبدیل کرد و در همین راستا دولتمردان بسیاری را به خدمت گرفت و احزاب و جمعیتهای دست نشانده زیادی را ایجاد کرد.