فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

نحوه شهادت شهید اندرزگو

از آنجایی که مأموران ساواک به طور دایم در جستجوی شهید اندرزگو بودند، توانستند اطلاعاتی حین شکنجه تعدادی از مبارزان اسلامی، از اندرزگو به دست آورند. ساواکیها در چارچوب این اطلاعات تلفنهای قسمت وسیعی از شهر تهران را تحت کنترل گرفتند تا توانستند، رد مکالمات او را به دست آورند و پی بردند که شهید اندرزگو روز 19 ماه مبارک رمضان افطار را در منزل یکی از دوستانش خواهد بود.
شهید اندرزگو نزدیکی غروب آن روز با یک موتور گازی راهی منزل دوستش شد؛ مأموران ساواک قبلا منطقه را به محاصره خود در آورده بودند. وی پس از ورود به خیابان سقاباشی متوجه حضور مأموران ساواک شد، اما برای فرار از مهلکه، دیگر دیر شده بود، لذا با پناه گرفتن در پشت یک اتومبیل سعی در گمراه کردن مأموران کرد، اما مأموران رژیم از فاصله دور پاهای او را مورد هدف قرار دادند. شهید اندرزگو در حالی که خون، بشدت از پاهایش جاری بود توانست تعدادی از اسنادی را که در جیب داشت در دهان گذاشته و بجود و تعداد دیگر را نیز با خون خود آغشته کرد تا به دست مأموران ساواک نیفتد. دژخیمان رژیم که سخت از این چریک مسلمان وحشت داشتند از فاصله دور او را به گلوله بسته بودند و از این باک داشتند که اندرزگو به خودش مواد منفجره بسته باشد، آنها وقتی مطمئن شدند که اندرزگو قادر به انجام حرکتی نیست به وی نزدیک، و او را روی برانکارد قرار دادند، اما سید با تکانی خود را از روی برانکارد به داخل جوی آب انداخت. لحظه شهادت فرا رسیده بود و او در روز ضربت خوردن مولایش علی(ع) و در حالی که روزه بود و روزه خود را با خوردن اسناد باز کرد و به لقاء پروردگارش شتافت. سید همواره گفته بود که: (زنده مرا نخواهند یافت) و سرانجام نیز چنین شد** جنازه شهید اندرزگو در بهشت زهرا (قطعه 39) به خاک سپرده شده است.***.
شهید اندرزگو چریکی بود که دامنه مبارزاتش، از لبنان تا افغانستان گسترده بود. او در مدت اقامتش در لبنان، در تشکل بخشیدن به گروههای بسیاری از مبارزان پراکنده فلسطینی موفقیتهایی کسب کرد.
ساواک 15 سال سایه وار دنبال او می گشت، لکن هر وقت به مخفیگاه وی می رسید سید توانسته بود از دام مأموران بگریزد.
عبدالکریم سپهرنیا، دکتر حسینی، شیخ عباس تهرانی، ابوالحسن نحوی، سید ابوالقاسم واسعی، محمد حسین الجوهرچی نامهایی بودند که سید از آنها استفاده می کرد و مناسب هر نام، به چهره ای ظاهر می گردید.

آغاز جنگهای صلیبی

3 شهریور 474 / 25 اوت 1095

در ساحل شرقی بحرالروم** بحرالروم با مدیترانه دریایی است بین سه قاره اروپا، آسیا و افریقا که حدود 4500 متر عمق و سه میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد و بواسطه تنگه جبل الطارق با اقیانوس اطلس و تنگه سوئز با دریای احمر مربوط می شود.*** بین شام و مصر و عربستان سرزمین کوهستانی کوچکی واقع شده که فلسطین نام دارد و مساحتش بیست و پنچ هزار کیلومتر مربع است.
شهر مذهبی بیت المقدس که به عقیده مسیحیان مدفن عیسی مسیح (ع) می باشد. در اواسط قرن هفتم میلادی به تصرف مسلمانان در آمد. چهار قرن بعد، اروپاییها ظاهراً به خاطر نجات قبر مسیح و عملاً برای تحصیل غنائم و استملاک اراضی حاصلخیز خاورمیانه به فلسطین، سوریه، لبنان، انطاکیه و مصر حمله ور شدند و از این رو جنگهای شدیدی بین دو ملت بزرگ (مسلمین و نصاری) در گرفت و مدت دویست سال یعنی از اواخر قرن یازدهم تا اواخر قرن سیزدهم میلادی به طول انجامید. چون سپاهان اروپایی در این جنگها، روی سینه و پیراهنهای خود علامت صلیب رسم می کردند و در اردوگاهها پرچم صلیب می افراشتند آنها را جنگهای صلیبی نامیدند. میان جنگ های متعدد و فزون از شماری که این مدت به وقوع پیوست فقط هشت مورد آنها حائز اهمیت بسیار می باشند.
بدون تردید، جنگهای صلیبی، نقش حساسی در تاریخ شرق و غرب داشته است و می توان آن را از جلوه های مهم نزاع اسلام و مسیحیت دانست. این جنگها پیامدهای مهمی برای دو ملت، خصوصا غرب، به دنبال داشت.
قبل از ظهور اسلام در صحنه سیاسی جهان، دو قدرت آن وقت؛ یعنی ایران و روم با هم در کشاکش دائمی، که ناشی از سلطه جویی سران و پادشاهان هر یک از دو کشور بود، به سر می بردند و تنها رقبا و قدرتهای بالفعل جهان بودند. جنگهای پی در پی، در میان آنان باعث شده بود تا از توانایی این دو قدرت به مرور کاسته شود و رنجها و بدبختیهای فراوان گریبانگیر مردم کشورهای فوق و مستعمرات آنها بشود. در همین راستا امپراتوری عظیم روم به دو قسمت تقسیم شد و امپراتوری پهناور ایران نیز دچار جنگهای شدید داخلی گردید. یکی از تحولاتی که بدون شک تأثیرات فراوانی در آینده تاریخ نیز گذاشت، تغییر دین در امپراتوری روم شرقی بود، زیرا از این دوران به بعد، نیروهای جنگنده منظم و تعلیم دیده آن امپراتوری با رنگ و آب مذهبی به کشور گشایی ها و جنگهای پی در پی دست زدند. بعد از گرویدن امپراتوری دوم شرقی به آیین مسیحیت و تغییر دین، جنگهای ایران و روم، نمایی دیگر به خود گرفت. این کشاکشهای دو امپراتوری، تا ظهور اسلام ادامه داشت، لیکن بعد از ظهور اسلام و حضورش در صحنه های سیاسی و اجتماعی دنیا، کم کم تعادل جهان آن روز به هم خورد، بدین معنا که بر خلاف گذشته گروههای انبوه مردم، از مستعمرات این دو قدرت، شاهد طرز تفکر نوین اسلامی بودند که ندای عدالت برادری را سر داده و صداقت و انسانیت را به همراه خود آورده بود؛ در نتیجه انبوه مردم به آیین اسلام روی آوردند و خود به خود تعادل به نفع اسلام به هم خورد. در قرنهای هفتم و هشتم میلادی، اسلام پیشرفتهای چشمگیری کرد و موج رو به گسترش اسلام تا نزدیکیهای اروپا نفوذ کرد و از آن به بعد امپراتوری روم شرقی خود را مواجه با حرکت نوینی دید، لذا حملات جدیدی را علیه مردم که به آیین جدید یعنی اسلام گرویده بودند، آغاز کرد. این حملات خصمانه بتدریج ریشه بین المللی به خود گرفت و فوج فوج سربازان صلیبی از اروپا، امپراتوری بیزانس (روم شرقی) و... روانه سرزمینهای اسلامی شدند تا ریشه این آیین نوپا را بر کنند.