فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

خارج کردن رهبری از دست آیت الله کاشانی:

روند حوادث، پس از تصویب اختیارات نشان داد که هدف از گرفتن اختیارات، رفع سریعتر نابسامانیهای مملکت نبوده و عملا مسأله نفت تا پایان نخست وزیری مصدق به تعویق افتاد. نابسامانی اقتصادی کشور مردم را به ستوه آورده و آن اختیارات عملا موجب بروز بحران در کشور شکاف، چند دستگی بین مجلس و نهایتا فراهم ساختن زمینه انحلال آن شد. یکی از مهمترین پیامدهای این حوادث، بی اعتبار کردن آیت الله کاشانی بود که در اثر به راه انداختن تبلیغات سوء، جنگ روانی گسترده از سوی مزدوران بیگانه و روزنامه های وابسته به دولت علیه آیت الله کاشانی بروز کرده بود.
دکتر مصدق بدون توجه به این نکته که اگر نقش و رهبری کاشانی و حمایت روحانیون نبود، هیچ گاه نمی توانست دوباره به پست نخست وزیری برسد، به پیاده نمودن شعار (جدایی دین از سیاست) پرداخت و دست به دستگیری و بازداشت روحانیون و نزدیکان آیت الله کاشانی زد. عوامل داخلی و خارجی نیز آن چنان شخصیت این مرد بزرگ و شریف روحانی را لکه دار کردند که شاید بتوان آن را در تاریخ ایران بی سابقه دانست، این همان چیزی بود که استعمارگران انگلیس و آمریکا مایل بودند از طریق مصدق و دوستانش عملی شود.

خروج شاه از ایران مقدمه ای برای کودتا:

روز نهم اسفند 1331، بار دیگر دکتر مصدق در صدد اجرای نقشه ای بود تا صحنه را خالی کند. او می خواست با رفتن شاه از ایران سبب تحریک بعضی از گروه ها شود و با یک کودتای ساختگی مطابق همان قولی که هندرسون، سفیر آمریکا به او داده بود، با وجهه ملی کنار برود. او به یقین (یقینا) می دانست که با رفتن شاه، شورای عالی سلطنتی تشکیل می شود و به هر صورت، دست دربار از امور مملکت کوتاه نمی شود و نخست وزیر نمی تواند نظارت و کنترلی بر شاه که در خارج از ایران به سر می برد، داشته باشد. اگر واقعا توطئه ای در کار نبود، چطور این امر را از آیت الله کاشانی که عهده دار ریاست مجلس شورای ملی بود، مخفی نگه داشتند. زیرا به خوبی می دانستند که آیت الله کاشانی نمی گذارد مصدق با این نقشه، خود را کنار بکشد. از این رو، آیت الله کاشانی به عنوان رئیس مجلس و در جهت حفظ مصالح کشور و با خواهش عده ای از سران مبارز نهضت، نامه ای به شاه نوشت و در آن گوشزد کرد که بدون اجازه مجلس، مملکت را ترک نکند. پس از وقایع نه اسفند، روزنامه های دولتی آیت الله کاشانی را به باد تهمت و افترا گرفتند، کاری که مطابق میل قدرتهای بیگانه بود. وی نیز برای روشن کردن اذهان مردم و زدودن شایعات نادرست، تنها در جلسات مذهبی، سخنرانی می کرد و مدعیان آزادی و دموکراسی حق دفاع را از ایشان سلب کرده بودند و سرانجام نیز با بی حرمتی منزل آیت الله را سنگ باران، و با حمایت پلیس بدانجا هجوم بردند و دو نوه وی را به اتهام قتل دستگیر و بازداشت کردند.

شایعه همکاری آیت الله کاشانی با سپهبد زاهدی:

همزمان با قضیه خروج شاه و مخالفت آیت الله کاشانی با این اقدام که منجر به وارد آمدن اتهامات بی اساس به ایشان شد، حادثه دیگری نیز در شرف وقوع بود.
سپهبد فضل الله زاهدی که در کابینه مصدق، وزیر کشور** زاهدی زمانی که وزیر کشور بود در انتخابات دوره شانزدهم با جلوگیری از تعویض صندوقهای انتخابات، موجب انتخابات دکتر مصدق و نمایندگان جبهه ملی شد.*** بود از پست خود کناره گیری و بظاهر در جناح مخالف مصدق و در رأس آنان قرار گرفت و به عنوان کاندیدای نخست وزیری معرفی شد و برای این که روند جریانات، طبیعی جلوه کند. روز 6/12/1331 حکومت نظامی دولت مصدق، سرلشکر زاهدی را توقیف کرد. هدف این دستگیری و بازداشت، فراهم کردن زمینه و طبیعی جلوه دادن وقایع بود، تا سرانجام زاهدی بر سر کار بیاید و مصدق بدون این که از وجهه ملی اش کم شود خود را کنار بکشد. برای سهولت کار، قرار شد این اقدامات بدون حضور شاه درکشور انجام گیرد؛ ولی آیت الله کاشانی این توطئه را نیز مانند دیگر توطئه ها با ممانعت کردن از مسافرت شاه از کشور خنثی کرد، به عبارت دیگر همان کاری که در 28 مرداد 1332 صورت گرفت، بنا بود دراین مقطع تاریخی صورت گیرد، که انجام آن ممکن نشد.
قضیه پناهنده شدن زاهدی به مجلس، بزرگترین نمایشی بود که می توانست او را معروفتر کند، تا برای اجرای کودتا نظامی آماده شود.
نقشه زیرکانه مصدق این بار هم اجرا نشد و نتوانست از زیر بار مسئولیتی که داشت بگریزد. سرانجام در 29 تیر 1332 پس از این که نظر دولت و فراکسیون نهضت ملی مبنی بر انحلال مجلس هفدهم مسلم شد سرلشکر زاهدی با میانجیگری رئیس مجلس از پناهگاه خود خارج شد، بیانگر این واقعیت است که مصدق مایل به زندانی کردن زاهدی نبود وتحصن او را در مجلس فقط برای آیت الله کاشانی پیراهن عثمان کرده و برای ایجاد این ذهنیت که آیت الله کاشانی با زاهدی، در جریان کودتا همکاری داشته، موضوع کاندید نخست وزیر شدن زاهدی را از طرف آیت الله کاشانی شایع کردند.
در حقیقت با این کار دو هدف را دنبال می کردند: اول این که در صدد ایجاد ذهنیت برای مردم، نسبت به همکاری آیت الله با زاهدی بودند و دوم القای این نکته که کاشانی مخالف سرسخت مصدق در همه زمینه ها است.