فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

تشکیل ستاد رسیدگی به امور آزادگان** مجله آزادگان - شماره 18 سال 74***

ستاد رسیدگی به امور آزادگان در 22 مرداد 1369 براساس قانون حمایت از آزادگان مصوب 13/9/1368 مجلس شورای اسلامی تشکیل شد. و در نخستین گام با تبادل انبوه اسرا مواجه گردید و براساس همان قانون و با مساعدت و همراهی دیگر دستگاهها مسئولیت این کار عظیم را به دوش گرفت و تبادل بیش از 40000 آزاده و به همین تعداد اسیر عراقی را انجام داد. این ستاد با الهام از رهنمودهای مقام معظم رهبری بیش از 270 واحد ستادی در سراسر کشور تشکیل داد و ارائه خدمات به آزادگان سرافراز را در زمینه گوناگون آغاز نمود. و در زمینه اشتغال توانست نزدیک به 96% (بیش از 36 هزار نفر) از آزادگان را در دستگاههای دولتی و غیر دولتی مشغول به کار کند.
در زمینه تحصیل کار تا سال 1375 بیش از 5300 نفر از آزادگان موفق به راهیابی و تحصیل در مؤسسات عالی کشور شده که از این عده 365 نفر در رشته پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی و 406 نفر در رشته های مهندسی و سایر رشته ها پذیرفته شدند.
حدود 5000 نفر از آنان در کلاسهای تقویت بنیه علمی و پیش دانشگاهی شرکت کردند و بیش از 700 نفر به تحصیل در مقاطع زیر دیپلم توفیق یافتند و نیمی از آزادگان بی سواد طی سالهای 74 - 1371 دوره کلاس نهضت سوادآموزی را با موفقیت طی کردند.

کودتای امریکایی

28 مرداد 1332

پس از پیروزی قیام سی تیر 1330 به رهبری آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی، دکتر محمد مصدق علاوه بر نخست وزیری پست وزارت دفاع را نیز در دست گرفت و زمینه مساعدی فراهم آمد تا بتواند اصلاحات اساسی خود را در زمینه های مختلف آغاز کند. مردم نیز که در تمامی مراحل نقش عظیمی در پیروزیها داشتند با هدایت روحانیت بعد از شروع مجدد صدارت دکتر مصدق از هیچ کوششی فروگذار نکردند و از او پشتیبانی کردند.
انتخابات دوره هفدهم مجلس شورای ملی، برگزار، و آیت الله کاشانی از تهران انتخاب و علی رغم میل باطنی به ریاست مجلس برگزیده شد. ایشان در این باره گفته اند:
(چون مقام ریاست مجلس به وجهه اینجانب چیزی اضافه نمی کند، بلکه با شائبه های سیاسی این شغل بیشتر مرا لکه دار می سازد؛ توصیه می نمایم که از اعضای فراکسیون** فراکسیون جبهه ملی با حضور آیت الله کاشانی و دکتر مصدق در 24 خرداد 1329 قبل از ملی شدن صنعت نفت تشکیل شد.*** نهضت ملی، شخصی که شایسته باشد انتخاب کنند. ولی اگر خدای نخواسته فراکسیون نتوانست توافقی پیدا کند و این عدم توافق امکان بروز اختلافات را بنماید من حاضرم فداکاری کرده و این سمت را قبول کنم. اما متأسفم که بواسطه ضعف مزاج قادر به حضور در مجلس و اداره امور آن نیستم.)
با وجود حمایت مردم و آیت الله کاشانی از دکتر مصدق، او در صدد توسعه قدرت و نفوذ خود برآمد و موجب تشدید برخوردهای اختلاف برانگیز شد. در 20 مرداد 1331 لایحه ای را به مجلس فرستاد که به موجب آن اختیار قانونگذاری را برای شش ماه در خواست کرد. دکتر مصدق برای توجیه خواسته خود، مدعی شد که چون دولت در صدد انجام کارهای بزرگ و مؤثری است، پس باید رئیس دولت اختیارات کافی داشته باشد و این اختیارات فقط در پیشبرد برنامه های سودبخش برای مردم است.
آیت الله کاشانی در عکس العمل به این لایحه نامه ای به این شرح نوشت:
(زیان بزرگ این قانون ناهنجار و نسنجیده در این است که اگر قدرتهای بزرگ خارجی به همدستی قدرتهای داخلی پرچم ملیت ایرانی را واژگون کنند، همین قانون را بر فرق ملیون این مملکت خواهند کوفت و از آن برای سرکوبی، استفاده عظیم خواهند کرد...)
سرانجام مجلس علی رغم میل باطنی موافقت کرد و بعد، لایحه جدیدی را برای انتخابات تهیه کردند که به موجب یکی از بندهای آن، تعداد نمایندگان مجلس از 136 تن به 172 نفر افزایش می یافت. در صورت تصویب این لایحه می باید 87 نماینده در مجلس حضور داشته باشند، در حالی که مجلس هفدهم فقط با 79 نفر به کار خود ادامه می داد. چون تعداد نمایندگان موجود از حد نصاب تعیین شده کمتر بود، تصویب لایحه مزبور عملا به تعطیلی مجلس منجر می شد.
اختیارات شش ماهه در شرف اتمام بود. مصدق با وجود داشتن اختیارات و حمایت آیت الله کاشانی، ماده واحده تمدید یکساله اختیارات خود را در 18 دی ماه همان سال با دو فوریت تقدیم مجلس کرد. هنگام طرح این ماده، آیت الله کاشانی که در بیمارستان بستری بود به گروهی از نمایندگان کسبه و اصناف گفتند که مصدق مرد عمل نیست و تأکید مصدق بر گرفتن اختیارات، نقض روشن و آشکار قانون اساسی است، آیت الله، پیامی نیز به مجلس ارسال داشت.
مجلس به پیروی و احترام آیت الله کاشانی تعطیل شد و مصدق از فرصت استفاده کرد و با ارسال نامه ای عدم قبول اختیارات را به مثابه رأی عدم اعتماد دانست و از این طریق آیت الله کاشانی و مجلس را در تنگنا قرار داد. آیت الله کاشانی نامه ای دیگر در 30 دی به مصدق نوشت و علی رغم میل باطنی آیت الله دو روز بعد از این نامه، لایحه مذکور به تصویب رسید ولی مصدق سکوت اختیار و حتی به نامه آیت الله نیز پاسخی نداد.
با این حال، کاشانی به منظور جلوگیری از افزایش اختلاف و سوء استفاده نکردن دشمن، و جهت حل اختلافات، ملاقات با مصدق را پذیرفت. پس از این گفتگو اعلامیه ای مشترک به شرح زیر منتشر شد:
(... لازم دانستیم به اطلاع عموم هموطنان عزیز برسانیم ما همان طور که از اوان نهضت ملت ایران همقدم بوده ایم. اکنون هم در راه مشترک، که تأمین استقلال کشور و سعادت مردم مملکت بر آن استوار می باشد، همواره مساعی بوده هر یک در انجام وظایف خود در حصول به مقصود، از هیچ گونه همکاری خودداری نخواهیم داشت...)
دکتر مصدق با داشتن اختیارات فراوان هر چه را می خواست به صورت قانون در می آورد و کافی بود که امضای خود را زیر آن بگذارد و در حقیقت اصل تفکیک قوا از بین رفته بود.