فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

شهادت میرزا رضای کرمانی

پس از دستگیری میرزا از وی استنطاق مفصلی به عمل می آید. این استنطاق و پاسخهای مهم و در خور تأمل، به طور کامل، در روزنامه صور اسرافیل و در کتاب بیداری ایرانیان درج شده است.
میرزا در قسمتی از استنطاق خود می گوید:
(دولت ایران قدر سید را نشناخت و نتوانست از وجود محترم او فوائد و منافع ببرد به آن خفت و افتضاح او را نفی کردند...)
پس از قتل شاه بسیاری در صدد برآمدند که تا با تبلیغات گسترده از شاه معدوم، چهره ای به عنوان شاه شهید بسازند، میرزا با بیان حقایق در دادگاه فرمایشی نقشه آنها را خنثی و در کمال شهامت حکومت شاهان را رسوا می کند:
(مگر این مردم بیچاره و این یک مشت اهالی ایران ودایع خدا نیستند؟ قدری پایتان را از خاک ایران بیرون بگذارید، در عراق عرب و بلاد قفقاز و عشق آباد و اوایل خاک روسیه هزار هزار رعیت بیچاره ایرانی را ببینید که از وطن عزیز خود از دست تعدی و ظلم فرار کرده، کثیف ترین کسب و شغل ها را از ناچاری پیش گرفته اند... ظلم و تعدی بی حد و حساب چیست و کدام است از این بالاتر چه می شود؟ گوشت بدن رعیت را می کنند و به خورد چند باز شکاری می دهند. صد هزار تومان از فلان بی مروت می گیرند، قباله مالکیت جان و مال و عرض و ناموس یک شهر و یا یک مملکتی را به دست او می دهند. رعیت فقیر و اسیر و بیچاره را در زیر بار تعدیات مجبور می کنند که یک مرد، زن منحصر به فرد خود را اضطرارا طلاق بدهد و خودشان صدتا صدتا زن می گیرند و سالی یک کرور پول که به این خونخواری و بی رحمی از مردم می گیرند خرج عزیزالسلطان می کنند که نه برای دولت مصرف دارد و نه برای ملت و نه برای حفظ نفس شخصی و غیره و غیره)
میرزا در پایان دفاعیه خود به عنوان نتیجه گیری و دفاع از اقدام انقلابی خود می گوید:
(من قدری هستم، و مؤمن به قدر، و معتقد که بی حکم قدر برگ از درخت نمی افتد. حالا هم به خیال خودم یک خدمتی به تمام خلایق کرده و ملت و دولت را بیدار کرده ام و این تخم را من آبیاری کردم و سبز شد. همه خواب بودند، بیدار شوند. یک درخت خشک بی ثمری را که زیرش همه قسم حیوانات موذی درنده جمع بودند، از بیخ انداختم و آن جانورها را متفرق کردم).
افشاگریهای بموقع، قاطع و مستدل میرزا رضا در محکمه و پخش آن در سطح جامعه بسیار کارگر افتاد و تاثیر خود را به خوبی بر جای گذاشت تا جایی که حتی بعد از شهادت مظلومانه اش یاد و خاطره او پیوسته بر سر زبانها بود و با تجلیل، از جانب روحانیون و مردم از او یاد می شد. در جریان به دار کشیدن وی دستگاه قاجار با خشم و نفرت فراوان مردم مواجه شد و از این طریق نخستین ضربه را چشید.
سرانجام میرزا رضای کرمانی در روز چهار شنبه دوم ربیع الاول 1314 ه.ق برابر با 21 مرداد 1276 توسط دستگاه حکومتی قاجار به دار آویخته شد و به شهادت نایل آمد.
میرزا در آخرین لحظات، جمله ای را بر زبان آورد که نشان دهنده ادامه نهضت توسط بزرگمردان دیگری از تاریخ بود:
(این چوبه دار را به یادگار نگهدارید، من آخرین نفر نیستم...)

تشکیل نخستین مجلس خبرگان رهبری

24 مرداد 1362

همه نظامهای مکتبی که بر ایده واحدی متکی هستند دارای رهبر و امامی می باشند که تمامی حرکات برنامه ها، افکار و راهنماییهای او برای آنان حجت است خصوصا در نظامهای الهی که اساسی ترین ارکان، مسأله رهبری است، زیرا وظیفه اصلی تمام پیامبران الهی رهبری و هدایت قوم و قبیله خود به سوی سعادت و نیکبختی بوده و در این میان تنها مکتب اسلام است که مدعی حق رهبری بشریت تا جهان آخرت (روز قیامت) می باشد.
مطالعه 14 قرن تاریخ اسلام و فراز و نشیبهای آن از یک سو و نیز بررسی نقش امام خمینی (ره) در تاریخ معاصر که منجر به انقلابی بزرگ و عالمگیر شد به روشنی نشان می دهد که مساله رهبری و جامعه و رابطه بین آنها نه تنها در سرنوشت مسلمانان موثر است، بلکه با سرنوشت همه مردم جهان نیز در ارتباط می باشد. برای اثبات این امر از دو جهت می توان مساله را بررسی کرد: اول آن که ماهیت جهانی بودن دین مبین اسلام و نیز نبوت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم در قرآن به طور واضح بیان گردیده است.
و ما ارسلناک الا کافة للناس بشیرا و نذیرا** سوره سباء - آیه 28***
(و ما نفرستادیم ترا مگر برای بشارت و بیم دادن به همگی مردم)
جهت دوم آن که آنچه تاکنون در عمل نشان داده شده و تاریخ آن را در سینه خود حفظ نموده آن است که در هر مرحله از تاریخ اسلام که مسلمانان از یک رهبری قوی برخوردار بودند، توانستند جهان را تحت تاثیر قرار داده و در اصول حاکم بین ملتها، تغییرات قابل توجهی به وجود آورند. نمونه بسیار روشن و بارز آن انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره) می باشد.
مساله رهبری (ولایت) و جامعه، در اسلام، دارای پیوند و یگانگی خاصی می باشد و امری است خاص خداوند متعال و به عنوان یک تکلیف و مسئولیت به عهده پیامبر گرامی اسلام نهاده شده است و پس از رحلت آن حضرت این مسئولیت به امر خداوند به ائمه اطهار علیهم السلام واگذار شده است که بدین جهت رهبری اهل بیت علیهم السلام یک نوع رهبری ویژه به حساب می آید که تنها رهبری حضرت رسول(ص) به آن شبیه است؛ البته بدون در نظر گرفتن مساله وحی و رسالت که با توجه به مساله عصمت وجه تمایز رهبری اهل بیت علیهم السلام با سایر رهبران تاریخ جهان کاملا مشخص می شود و الهی بودن رهبری ائمه علیهم السلام به اثبات می رسد، لذا بیعت مردم و امت اسلامی با آنها بیعت خدایی و اعتقادی است نه بیعت بر اساس رای و افکار عمومی.
این رهبری از خود پیامبر(ص) شروع شده و تاکنون - که زمان رهبری حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد - ادامه دارد. لکن در این عصر و زمان به خواست خداوند متعال که آن وجود مقدس و شریف از انظار مخفی و در پس پرده غیبت کبری قرار دارند و جامعه مسلمین از حضور فیزیکی ایشان محروم می باشد، مساله رهبری امت اسلام بلاتکلیف نمانده و حسب الامر، امام جعفر صادق(ع) بر عهده فقهای جامع الشرایط گذارده شده است یعنی حضرت، علائم و مشخصاتی را بیان کرده و فرموده اند که هر کس این علائم و مشخصات را دارد دارای شرایط جهت کسب رهبری مسلمین است.
... فاما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه، مخالفا علی هواه مطیعا لامر مولاه، فللعوام ان یقلدوه، و ذلک لایکون الا بعض فقهاء الشیعة لا کلهم** وسایل الشیعة - علامه شیخ حر عاملی - انتشارات اسلامیه - 1367 باب صفات قاضی - حدیث (20) - (33385) - ص 94 - 95***
ترجمه: پس هر کدام از فقها که دارای صیانت نفس، حافظ دین، و مخالف هوای نفس و مطیع امر مولی باشد بر مردم است که از او تقلید کنند و چنین خصوصیاتی یافت نمی شود مگر در بعضی از فقهاء شیعه و نه در همه آنها.