فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

تصویب قانون اساسی و مرگ مظفرالدین شاه

متن قانون اساسی تنظیم شده توسط دولت و مجلس که مشتمل بر 51 اصل و با نام نظامنامه سیاسی بود، در تاریخ 8 دی 1285 از طرف مظفرالدین شاه تصویب و امضا شد و صورت قانونی یافت و شاه 10 روز پس از امضا قانون اساسی در گذشت. البته قانون اساسی امضا شده توسط شاه دربرگیرنده خواست واقعی مردم و علما نبود و اصولاً بدون وقت کافی و با عجله به طور عمده در جهت مسائل مجلس شورای ملی تدوین شده بود و بسیاری از مسائل مهم و اساسی دیگر حقوقی را که می باید در قانون اساسی مطرح می شد، فاقد بود. از سوی دیگر روشنگری روحانیت که در صف مقدم نهضت و مبارزات مشروطیت بود، علی رغم کارشکنیهای مداوم درباریان روشنفکر و غربزده شرایط و جوی را به وجود آورد که پس از مرگ مظفرالدین شاه، در همان آغاز سلطنت محمد علی میرزا، کمیسیونی در مجلس شورای ملی به منظور تهیه متمم قانون اساسی تشکیل شد. این کمیسیون که مرکب از پنچ نفر بود متنی را براساس قانون اساسی بلژیک و فرانسه و بالکان تهیه کرد که قابل قبول همه نمایندگان مجلس نبود.
نفوذ روشنفکران غربگرا و اهمال رهبران روحانی و شاید اعتماد آنان به این عناصر، باعث شد که در تنظیم متمم قانون اساسی گرایشهای غرب گرایانه و محافظه کارانه بیشتر شود. می توان گفت اگر مقاومت شیخ فضل الله نوری که پافشاری برافزدون ماده ای بر متمم قانون اساسی نمی بود، همان ماده نیز که به تصویب رسید و بر اساس آن قرار شد پنج تن از علمای هر عصر بر مصوبات مجلس نظارت داشته باشند تا چیزی بر خلاف اسلام به تصویب مجلس نرسد به تصویب نمی رسید و متمم قانون اساسی بیش از آنچه که بود رنگ غربی به خود می گرفت. این متمم پس از تصویب در مجلس، در 15 مهر ماه 1286 شمسی به امضا محمد علی شاه رسید. با شکستن استبداد کبیر و آغاز کار اولین دوره مجلس شورای ملی در 13 مهر 1285 حکومت مشروطه عملا آغاز و وارد نخستین مرحله خود شد و با تصویب قانون اساسی در 15 مهر 1286 شکل و محتوای خود را باز یافت.

بمباران اتمی هیروشیما

6 اوت 1945 / 15 مرداد 1324

حکومت ژاپن در ژوئن 1919 م. هنگامی که عهدنامه ورسا، سرزمین (شانتونگ) را به آن واگذار نمود به موفقیت دیپلماتیک شایانی دست یافت، اما این پیروزی زودگذر بود؛ زیرا از طرفی با مخالفت شدید محافل سیاسی و مذهبی در ایالات متحده مواجه شد و از طرف دیگر سیاست انگلیس در مورد ژاپن تغییر یافت.
در مارس 1921 بمجرد روی کار آمدن جمهوریخواهان در آمریکا، ژاپن به طور مستقیم تحت فشار قرار گرفت. سیاستی که امریکا در برابر ژاپن پیش گرفت، این بود که از طرفی آن کشور را تهدید به مسابقه تسلیحاتی کند، مسابقه ای که مسلما با توجه به مقدورات ژاپن به نفع واشنگتن تمام می شد، و از طرف دیگر آمادگی خود را برای انصراف از چنین مسابقه ای اعلام دارد. مشروط بر آن که حکومت توکیو حرص و آز خود را در قاره آسیا محدود کند.
مسأله تسلیحات دریایی در عهدنامه ای معروف به (عهدنامه پنج جانبه) در 6 فوریه 1922 حل و فصل گردید و ژاپن نیز موافقت کرد که تناسب نیروها از لحاظ واحدهای رزمی دریایی 3 برای ژاپن، 5 برای کشورهای ایالات متحده و بریتانیای کبیر و 75/1 برای فرانسه و ایتالیا باشد. حکومت ژاپن مدتی از قبول این تناسب امتناع ورزید، اما وقتی ایالات متحده تهدید کرد که مسابقه تسلیحاتی را سرعت خواهد بخشید و آهنگ تولید ناوهای جنگی را چهار برابر آنچه ژاپن قدرت ساختن آن را دارد بالا خواهد برد، ژاپن تسلیم شد و ایالات متحده با جلوگیری از ادامه سیاست گسترش ژاپن سعی کرد، جلوی پیشرفت آن کشور را سد کند.
دولت آمریکا که از ژانویه 1939، نبرد با ژاپن و آلمان را قریب الوقوع می دید، بر آن شد که بخش بزرگتر و بیشتر امکانات خود را در جبهه های نبرد به کار گیرد.
از آنجایی که ژاپنیها در حمله به چین از تدارکات آمریکایی سود برده بودند، دولت امریکا در سال 1940 روابط تجاری خود را با ژاپن محدود کرد و پس از اشغال هند و چین فرانسه توسط ژاپنیها در سال 1941، محدودیتهای بیشتری را بر داد و ستد با ژاپن وضع کرد.
در اکتبر 1941 (ژنرال توجو) که عهده دار وزارت جنگ ژاپن بود به نخست وزیری رسید. در این زمان دولت آمریکا بر عقب نشینی قوای ژاپنی از سرزمینهای اشغالی آن کشور اصرار می ورزید اما به دلیل حضور نظامیان در کابینه، سیاست کلی دولت ژاپن با اطمینان به خود همراه بود. در همان سال به نیروی دریایی ژاپن، تحت فرماندهی (آدمیرال یاموتو) دستور داده شد که طرح یک حمله غافلگیرانه را به متفقین بریزد. در پی آن در 7 دسامبر، 183 هواپیمای جنگی ژاپن که از روی ناوهای هواپیمابر برخاسته بودند به ناوگان آمریکا در (پرل هاربر)** Pearl Harbor *** واقع در مجمع الجزایر هاوایی یورش بردند. یورش ژاپن به ناوگان آمریکا در (پرل هاربر) برتری ژاپن را در اقیانوس آرام و ورود آسیا به جنگ جهانی دوم در پی داشت.
پس از نخستین بمبی که روی پرل هاربر افتاد، ایالات متحده بی درنگ آماده جنگ شد. (پرزیدنت روزولت) در ژانویه 1942 برنامه ای برای تولید جنگ افزاری پیشنهاد کرد که هرگز در جهان سابقه نداشت.
حمله ناگهانی ژاپن، در اقیانوس آرام مشکلات زیادی برای امریکا پیش آورد و اشغال جزایر گوام** Guam ***و (میدوی Midway** ***) و (ویک)** Wake *** به وسیله ژاپن، ارتباط مستقیم ایالات متحده را با خاور دور قطع کرد. ژاپن که در (تایلند) جا پایی برای خود به دست آورده بود از راه شبه جزیره (مالایا) به طرف (سنگاپور) حمله برد. هدف نهایی ژاپن جزایر شرقی هند و هلند بود، و ژاپنیها می خواستند از ورود کالاهای آمریکایی به این منطقه جلوگیری کنند.
در 8 دسامبر 1941 آمریکا و انگلستان به ژاپن اعلان جنگ دادند و از آنجا که آلمان، ایتالیا و ژاپن در سپتامبر 1940 پیمان سه جانبه ای در مورد دخالت در نبرد، در صورت حمله دشمن به هر یک از سه کشور امضا کرده بودند، هیتلر نیز در 11 دسامبر به آمریکا اعلان جنگ داد.
ارتش ژاپن در سال 1940 و به دنبال شکست فرانسه در اروپا، منطقه هند و چین را اشغال کرد. در پنجم دسامبر 1941 هنگ کنگ به دست نیروهای ژاپنی افتاد. پس از آن در یک رشته عملیات گسترده و سریع، ارتش ژاپن توانست در مدت اندکی فیلیپین، مالایا، سنگاپور، برمه، و اندونزی را اشغال کند. در این حال، نیروهای انگلیسی از جبهه هندوستان به ژاپنیها حمله بردند و در برمه چریکهای این کشور دست به عملیات پارتیزانی در پشت خطوط ژاپنیها زدند.
تجاوز وسیع بحری و بری ژاپن در خاور دور، در 7 - 8 ماه مه سال 1942، هنگامی که دسته ای از نیروهایش در (دریای کورال** Coral Sea ***) واقع در شمال شرقی ایتالیا دستگیر شدند، متوقف گردید، و به وسیله ناوگان متفقین سخت در هم شکسته شد. نیروی دریایی آمریکا در 7 اوت 1942، در کانال (گودال)** Guadal canal ***واقع در (سالومون) Solomons** *** پیاده شدند. در همین موقع در 8 آوریل 1942، نخستین حمله هوایی ناگهانی به شهر (توکیو) به وسیله بمب افکنهای متوسط صورت گرفت.
در نوامبر 1943 سربازان امریکایی (جزایر ژیلبرت)** Gilbert Islands *** را اشغال کردند و در ژانویه 1944، بر جزایر (مارشال) حمله بردند. افراد نیروی هوایی آمریکا نیز از پایگاههای جدید (جزایر ماریانا) بر ژاپن حمله بردند و بدین ترتیب امپراتوری بزرگ ژاپن در این تاریخ به دو نیم گردید.
در اکتبر 1944، نیروهای آمریکایی، کشتیهای ژاپنی را در خلیج لیت** Leyte ***واقع در فیلیپین منهدم کردند و در نتیجه این سرزمین به دست ارتش آمریکا افتاد.
در مارس 1945، نیروهای آمریکایی جزایر (ایوجیما)** Iwo Jima ***واقع در 1200 کیلومتری توکیو را اشغال کردند و سپس در ماه ژوئن به جزیره (اوکیناوا) واقع در 550 کیلومتری سرزمین اصلی ژاپن یورش بردند. در آن زمان ژاپن به هیچ سیستم راداری مؤثری مجهز نبود و در نتیجه به هدف سهل الوصول هواپیماهای بمب افکن بی - 29 آمریکایی بدل شده بود.
کار بر روی یک جنگ افزار اتمی در حقیقت به منظور مقابله با تلاش آلمان در همین زمینه، آغاز شد.
ماجرا از این قرار بود که متفقین در جریان جنگ دوم جهانی دریافتند که فیزیکدانان آلمانی، تحقیقات مفصل و دامنه داری را در زمینه هسته ای آغاز کرده اند و از ترس این که هیتلر زودتر از دیگران به این جنگ افزار نابود کننده دست یابد و برای دستیابی به مقاصد توسعه طلبانه اش آن را به کار گیرد با سرعت زیادی دست به کار شدند. در همان ایام دو یهودی دانشمند و نابغه از ترس ماشین نابود کننده ضد یهودی فاشیسم، از اروپا به امریکا مهاجرت کردند.
پرفسور (انریکو فرمی) Fermi از ایتالیا و (آلبرت اینشتین) از آلمان در امریکا به هم رسیدند و به اتفاق هم برنامه تحقیقات اتمی امریکا را پی ریزی کردند. در سال 1940 تحقیقات در داخل لابراتوارهای دانشگاههای آمریکا شروع و در همان سال دانشگاه لوس آنجلس ثابت کرد که بین دو تا صد کیلوگرم اورانیوم لازم است تا بمبی تهیه گردد که دارای قدرتی معادل چندین هزار تن ماده منفجر تی. ان. تی باشد. در همین هنگام یکنفر از دانشمندان استرالیائی با مقامات امریکایی ملاقات کرد و به آنها یادآور شد که عنقریب انگلستان تحت تأثیر بمب های اتمی آلمانها محو و نابود خواهد شد. در نتیجه دانشمندان اتمی آمریکا فعالیت خود را بیشتر نمودند تا جایی که در اواخر سال 1942 بیش از یکصد هزار نفر از علمای دانشگاهی جمع شدند و با اعتبار نامحدود شروع به تحقیقات کردند. معادن اورانیوم کنگو و کانادا با جدیت فوق العاده ای به کار افتاد و سرانجام در ژوئیه سال 1945 پس از پنج سال تلاش شبانه روزی اولین بمب در حضور یکصد نفر از علمای اتمی در صحرای آلاموگوردو (Alamogordo) از ایالت نیومکزیکو واقع در جنوب غربی ایالات متحده منفجر شد.
سپس انفجار بمب اتمی روی شهر هیروشیما که در ساعت 15:08 روز دوشنبه 6 اوت 1945 انجام گرفت پیدایش قدرت فوق العاده ای را به بشر اطلاع داد و چنان مردم گیتی از این پدیده عجیب مات و مبهوت شده بودند که تا مدتها نمی توانستند تصور کنند که یک بمب کوچک چنین معرکه ای را برپا ساخته است. کسانی که از اثرات این جنگ افزار نیمه سالم مانده بودند خیال می کردند هزاران هواپیما میلیونها تن مواد منفجره مستقیما روی سر آنها فرو ریخته اند.
در آن روز جهانیان اخبار عجیبی از کشتار دسته جمعی در هیروشیما شنیدند ارقامی که تا آن زمان سابقه نداشت. بمب اتمی که روی شهر هیروشیما منفجر شد دارای قدرتی برابر نیروی انفجاری 20 هزار تن ماده منفجره تی. ان. تی (T.N.T) بود و مستقیما 60000 مرد و زن و بچه را کشت، 100000 نفر را زخمی کرد و تمام شهر هیروشیما** Hiroshima *** را با 250000 نفر جمعیت به آتش کشید و با خاک یکسان نمود.
دو روز بعد بر طبق شرایط قرار داد (یالتا) (فوریه 1945) روسیه شوروی به ژاپن اعلان جنگ داد و به مرزهای منچوری حمله برد. در 9 اوت دومین بمب اتم روی شهر (ناکازاکی)** Nagasaki ***پرتاب شد و ژاپنیها را مطمئن ساخت که دیگر مقاومت بی فایده است.
ژاپنیها در 14 اوت، شرایط پیشنهادی متفقین را پذیرفتند و در دوم دسامبر 1945 سند تسلیم بلاشرط را در کشتی آمریکایی (میسوری)** Missouri *** در خلیج توکیو امضا کردند.
استفاده از بمب اتم بر روی کشوری که تقریبا از پای در آمده و در پرتگاه سقوط قرار داشت، دو نتیجه بسیار مهم به دنبال داشت:
الف: این باور ژاپنی ها که متفقین هرگز بمب اتم را بر روی یک کشور سفید پوست مانند آلمان فرو نمی انداختند و دلیل استفاده آن علیه ژاپن، زردپوست بودن آنها به شمار می رفت، در نتیجه نفرت آسیاییها از اروپاییان و آمریکا دو چندان شد.
ب: خودداری ترومن از بیان جزئیات بمب اتم به استالین، موجب سخت تر شدن موضع روسیه نسبت به غرب و نخستین گام به سوی جنگ سرد برداشته شد.