فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

مهاجرت علما به حرم حضرت عبدالعظیم در اعتراض به دولت

علما که از وضع موجود در جامعه بشدت رنج می بردند با فراهم شدن این زمینه، جهت اصلاح اوضاع و فشار به دولت تصمیم به مهاجرت از تهران به حرم حضرت عبدالعظیم حسنی گرفتند. عده ای از روحانیون و طلاب و حدود دو هزار نفر از مردم و در پیشاپیش ایشان رهبران نهضت مشروطه به طرف شهر ری حرکت کردند. عین الدوله ابتدا تصمیم گرفت تا جلوی این حرکت مذهبی - ملی را بگیرد؛ اما وقتی مردم را در عزم خود راسخ دید، از قصد خود منصرف شد. این سفر که در تاریخ 16 شوال 1323 قمری مصادف با 22 دی 1284 شمسی صورت گرفت به مهاجرت صغری شهرت یافت.
هر روز به تعداد متحصنین زاویه مقدسه شاه عبدالعظیم افزوده می شد و وعاظ و خطبا دائما بر منبر رفته و از استبداد حکومت عین الدوله سخنها می گفتند و خواستار تشکیل عدالتخانه می شدند. در این زمان بازار تهران به کل تعطیل شده بود و تعداد متحصنین از مرز 10 هزار نفر تجاوز می کرد.
دیگر شهرهای کشور نیز به این حرکت پیوستند و شورشهایی در آنها رخ داد که بعضا موجب کشت و کشتار و ایجاد تلفات نیز شد.
شاه با مشاهده وخامت اوضاع در صدد حل قضیه بر آمد. متحصنین نیز در خواستهای خود را از طریق سفیر عثمانی به گوش شاه رساندند که طی آن خواستار تأسیس عدالتخانه در کلیه شهرهای ایران، اجرای قوانین اسلام در سراسر کشور و عزل مسیونوز بلژیکی و علاء الدوله حاکم تهران شدند.
سرانجام مظفرالدین شاه به خواسته متحصنین تن در داد و با آنها موافقت نمود. و با اعزام در شکه ها و کالسکه های سلطنتی، در تاریخ 22 بهمن 1284 ایشان را با احترام به تهران بازگرداند.
عین الدوله که هرگز حاضر نبود تن به خواسته مردم بدهد با گذراندن وقت و امروز و فردا کردن از پذیرش در خواست متحصنین طفره می رفت و سعی داشت تا با ایجاد اختلاف در صفوف علما و مردم و همچنین زندانی و تبعید کردن رجال و شخصیتها غائله را ختم کند.
این اوضاع ادامه داشت و علما بر فراز منبرها علیه حکومت استبداد داد سخن می دادند و شدیدا به عین الدوله حمله می کردند. در این میان آیت الله طباطبائی بارها سعی کرد تا شرایط اوضاع را به اطلاع شاه برساند ولیکن با تمهیدات عین الدوله ممکن نشد. بدین ترتیب انجمن های سری روز بروز افزایش یافت و مردم همگی خواستار مشروطیت شدند تا این که یک روز عین الدوله دستور دستگیری روحانی مبارزه شیخ محمد واعظ را که در مساجد منشاء آگاهی و حرکت مردم بود، صادر کرد. مأموران او را در خیابان دستگیر و به قراولخانه بردند. مردم و طلاب زیادی جلوی قراولخانه تجمع کردند و با حمله بدانجا او را آزاد ساختند. فرمانده سربازان دستور تیراندازی را صادر کرد در نتیجه یکی از طلاب به نام سید عبدالحمید شهید شد. مردم نیز با برداشتن جنازه شهید، تظاهرات عظیمی به راه انداختند و در مساجد اجتماع کردند و بازار تهران تعطیل شد و علمای شهر چون آقایان طباطبائی و بهبهانی و شیخ فضل الله نوری در مسجد جامع بازار گرد آمدند. نصرالسلطنه حاکم تهران با محاصره مسجد مانع از خروج مردم شد تا وارد خیابانها نشوند. مردم از مسجد بیرون ریختند و تیراندازی آغاز شد و قریب یکصد نفر کشته و زخمی شدند.
علما خواستار خروج از مسجد و عزیمت به قم شدند، عین الدوله با درخواست ایشان موافقت نمود. بدین ترتیب آقایان طباطبائی و بهبهانی به همراه عده ای از مردم به قصد شهر قم از تهران خارج شدند و شیخ فضل الله نوری که در شهر مانده بود پس از 3 روز با فراهم آوردن جمعیت بسیار زیادی از تهران به قصد قم مهاجرت نمود.
حاکم تهران قبل از سفر شیخ فضل الله چندین بار با وی مذاکره نمود تا او را از قصدش منصرف کند اما شیخ ترتیب اثر نداد و از تهران خارج شد. این حرکت شیخ در تضعیف موقعیت عین الدوله بی اندازه مؤثر بود. درست در همین زمان اولین دسته از مردم که حدود 50 نفر می شدند ناآگاهانه به سفارت انگلیس پناهنده شدند و در حیاط سفارت بست نشستند. این حرکت بواسطه دستهای مرموزی که در جریان بود و روز به روز وحشت مردم مبنی بر حمله احتمالی دولت به مردم بویژه در غیاب علما می افزود انجام شد و در واقع اولین انحراف در نهضت مشروطیت از همین جا آغاز گردید و بسرعت توسعه یافت به طوری که هر روز تعداد زیادی از مردم به جماعت حاضر در سفارت انگلیس تا حدود بیست هزار اضافه شدند. هر روز در باغ سفارت دیگهای غذا، روی آتش قرار می گرفت و عده زیادی از آن استفاده می کردند که البته هزینه آن را تعدادی از تجار به عهده گرفته بودند.
متحصنین در سفارت نیز خواسته های خود را از طریق وزیر مختار انگلیس و در طی 5 مورد به شرح زیر به عرض شاه رساندند: الف - باز گرداندن علمای مهاجر به تهران، ب - دادن تضیمن بر این که احدی دستگیر و شکنجه نخواهد شد، ج - برقرای امنیت در کشور، د - تأسیس عدالتخانه، ه تعقیب قاتلین مردم.
در خواست مهاجران به شرح زیر بود: 1 - بازگشت علما به تهران 2 - عزل عین الدوله 3 - افتتاح دارالشوری 4 - قصاص قاتلین 5 - بازگرداندن تبعید شدگان
با انتشار اخبار مهاجرت علما به قم و بست نشستن مردم در سفارت انگلستان شورشهای پراکنده ای در شهرهای مختلف کشور صورت گرفت.

پذیرش در خواستهای متحصنین توسط شاه

مظفرالدین شاه که از اوضاع مملکت به وحشت افتاده بود بناچار تمامی درخواستهای متحصنین را پذیرفت و در 14 مرداد 1285 شمسی طی فرمانی ضمن عزل عین الدوله دستور داد تا گروه مشورتی تشکیل شود و این گروه نظرات خود را در رابطه با دیگر موارد خواسته شده به عرض وی برساند، اما از آنجایی که مردم به خواسته های خود نرسیده بودند، دست از تحصن نکشیدند تا این که شاه مجبور شد دو روز بعد فرمانی صادر کند که طی آن دولت مأمور برگزاری انتخابات و تشکیل مجلس شورای اسلامی گردید. بدین ترتیب علما از قم به تهران بازگشتند و متحصنین در سفارت انگلیس نیز به تحصن خود خاتمه دادند و آرامش نسبی برقرار شد.
سرانجام نظامنامه انتخابات توسط عضدالملک تدوین شد و در روز پنچشنبه 23 رجب 1324 انتخابات تهران آغاز و در 18 شعبان همان سال برابر با 17 مهرماه 1285 مجلس افتتاح شد.

تصویب قانون اساسی و مرگ مظفرالدین شاه

متن قانون اساسی تنظیم شده توسط دولت و مجلس که مشتمل بر 51 اصل و با نام نظامنامه سیاسی بود، در تاریخ 8 دی 1285 از طرف مظفرالدین شاه تصویب و امضا شد و صورت قانونی یافت و شاه 10 روز پس از امضا قانون اساسی در گذشت. البته قانون اساسی امضا شده توسط شاه دربرگیرنده خواست واقعی مردم و علما نبود و اصولاً بدون وقت کافی و با عجله به طور عمده در جهت مسائل مجلس شورای ملی تدوین شده بود و بسیاری از مسائل مهم و اساسی دیگر حقوقی را که می باید در قانون اساسی مطرح می شد، فاقد بود. از سوی دیگر روشنگری روحانیت که در صف مقدم نهضت و مبارزات مشروطیت بود، علی رغم کارشکنیهای مداوم درباریان روشنفکر و غربزده شرایط و جوی را به وجود آورد که پس از مرگ مظفرالدین شاه، در همان آغاز سلطنت محمد علی میرزا، کمیسیونی در مجلس شورای ملی به منظور تهیه متمم قانون اساسی تشکیل شد. این کمیسیون که مرکب از پنچ نفر بود متنی را براساس قانون اساسی بلژیک و فرانسه و بالکان تهیه کرد که قابل قبول همه نمایندگان مجلس نبود.
نفوذ روشنفکران غربگرا و اهمال رهبران روحانی و شاید اعتماد آنان به این عناصر، باعث شد که در تنظیم متمم قانون اساسی گرایشهای غرب گرایانه و محافظه کارانه بیشتر شود. می توان گفت اگر مقاومت شیخ فضل الله نوری که پافشاری برافزدون ماده ای بر متمم قانون اساسی نمی بود، همان ماده نیز که به تصویب رسید و بر اساس آن قرار شد پنج تن از علمای هر عصر بر مصوبات مجلس نظارت داشته باشند تا چیزی بر خلاف اسلام به تصویب مجلس نرسد به تصویب نمی رسید و متمم قانون اساسی بیش از آنچه که بود رنگ غربی به خود می گرفت. این متمم پس از تصویب در مجلس، در 15 مهر ماه 1286 شمسی به امضا محمد علی شاه رسید. با شکستن استبداد کبیر و آغاز کار اولین دوره مجلس شورای ملی در 13 مهر 1285 حکومت مشروطه عملا آغاز و وارد نخستین مرحله خود شد و با تصویب قانون اساسی در 15 مهر 1286 شکل و محتوای خود را باز یافت.