فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

10 مرداد 1293 / اول اوت 1914

در 28 ژوئیه 1914 اعلان جنگ اتریش و هنگری به صربستان باعث بروز یک جنگ عمومی شد که در 11 نوامبر 1918 به موجب متارکه نامه منعقده بین آلمان و متفقین، خاتمه یافت. این جنگ را جنگ بزرگ نامیده اند و منشاء آن رقابت میان دولت های بزرگ بر سر مستعمره ها و مسائل نظامی و ملی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بود.
بهانه شروع جنگ جهانی اول قتل (فرانسوا فردیناند) ولیعهد اتریش در 28 ژوئن 1914 در (سارایوو) ایالت بوسنی به دست گاوریلو پرنزیپ اهل صربستان بود. مردم ایالت بوسنی مایل بودند که به صربستان ملحق شوند، اما دولت اتریش از این کار جلوگیری می کرد. مقامات اتریش دولت صربستان را مسئول این قتل دانستند. و آن را بهانه اعلام یک اولتیماتوم (در 23 ژوئیه) و بعد اعلان جنگ به آن کشور در 28 ژوئیه قرار دادند. اعلان تجهیز عمومی دولت روس (31 ژوئیه) بهانه مداخله آلمان شد که به دولتین روس (اول اوت) و فرانسه (3 اوت) اعلان جنگ بدهد. سرانجام نیز نقض بیطرفی بلژیک از طرف قوای آلمان، دولت انگلیس را مصمم به اعلان جنگ به آلمان کرد.
در جریان جنگ (امپراتوری های مرکزی) (آلمان، اتریش و هنگری) مورد کمک ترکیه و بلغارستان واقع شدند. متفقین (بلژیک، انگلیس، فرانسه، مونته نگرو، روسیه و صربستان) نیز مورد کمک ژاپن، ایتالیا، پرتغال، رومانی، ممالک متحده آمریکا، یونان و برزیل قرار گرفتند. و به عبارت دیگر اعضای اتفاق مثلث (انگلیس، فرانسه و روسیه) و اتحاد مثلث (آلمان، اتریش و ایتالیا) به یکدیگر اعلان جنگ کردند.
ایتالیا از اتحاد مثلث خارج شد و تا سال 1915 بی طرف ماند و در این تاریخ به متفقین پیوست. علت آن بود که می خواست سرزمین های ایتالیایی زبان را که در تصرف اتریش بود به انضمام چند مستعمره در آفریقا به دست آورد. ترکیه عثمانی به طرفداری از آلمان ها برخاست تا مانع از تسلط روسیه بر تنگه های دریای سیاه شود. آمریکا در سال 1917 با قدرت نظامی، ثروت و تجهیزات فراوان هنگامی به یاری متفقین آمد و این در حالی بود که نیروهای مرکزی پس از سه سال جنگ تقریبا نابود شده بودند.
مهمترین صحنه جنگ قاره اروپا در فرانسه بود، آلمانیها از خاک بلژیک عبور و به فرانسه حمله بردند. نقشه جنگی ارتش آلمان بر آن بود که (برق آسا) به فرانسه هجوم ببرد و پاریس را اشغال کند و آن گاه برای نابود ساختن روسیه بدان کشور حمله ور شود. آلمان سه مرتبه تلاش کرد تا فرانسه را تصرف نماید: یکی در (مارن)** Marne *** (6 - 14 سپتامبر 1914) و دیگری در (وردن)** Verdun *** (فوریه 1916)، و مجددا در مارن در ژوئیه 1918.
در جبهه شرق، روسها از آلمانیها به سختی شکست خوردند و هنگامی که در سال 1917 بلشویکها بر روسیه مسلط شدند، با آلمان در شهر (برست لیتوفسک) عهدنامه ای بستند و از جنگ کناره گرفتند.
متفقین تمام مستعمرات آلمان را در آفریقا و خاور دور به تصرف در آوردند و مستملکات عثمانی در خاورمیانه یعنی سوریه و عربستان را متصرف شدند. شکست نهایی آلمانیها در نتیجه حملات متفقین در سال 1918 و به رهبری (مارشال فوش)** Foch *** فرانسوی صورت گرفت و آلمان ناچار ترک مخاصمه را خواهان شد و هنگامی که این کشور در 11 نوامبر 1918 شرایط متفقین را پذیرفت جنگ جهانی اول به پایان رسید.
عهدنامه ورسای** Versailles ***، در 28 ژوئن 1919 بر آلمان مغلوب تحمیل، و به پیروزی دولتهای متفق مهر تائید زد. این عهدنامه با عهدنامه های (سن ژرمن)** Saint - Germain *** با اتریش (1919)، (نویی)** Neuilly *** با بلغارستان، (تریانون** Trianon ***) با هنگری تکمیل شد. این جنگ خسارات بسیار زیاد جانی و مالی بر جای نهاد و مدت 1565 روز طول کشید. در طول این مدت در حدود 65 میلیون نفر بسیج شده بودند. از این عده در حدود 9 میلیون نفر کشته شدند. در حدود 22 میلیون نفر (به نسبت یک سوم) معلول و از کار افتاده و 7 میلیون نفر برای همیشه معلول و ناقص شدند. و حدود 5 میلیون نفر نیز مفقود بر جای گذاشت.
از دیگر آثار جنگ اول جهانی تغییرات ارضی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود که اهم آنها عبارتند از:
انقلاب روسیه (1917)، انحلال امپراتوری روس (1918 - 1917)، انقلاب آلمان (1918) و انحلال امپراتوری اتریش و هنگری (اکتبر - نوامبر 1918) و سقوط امپراتوری ترکیه، امضای اساسنامه جامعه ملل.
از این دوره انحطاط، دو طرز تفکر جدید پدید آمد، نخست این که (پرزیدنت ویلسن) رئیس جمهوری وقت امریکا اعلام داشت: (اکنون وظیفه مقدس ما آن خواهد بود که در راه برقرار ساختن یک دموکراسی واقعی در تمام جهان، خود سرمشق دیگران قرار گیریم و با پندها و اندرزهای دوستانه و معقول و با مساعدتهای مادی، آنها را یاری کنیم و در همین زمان صدای نیکلالنین بزرگترین مرد انقلابی بلشویک، از روسیه برخاست و وقوع یک انقلاب جهانی را اعلام کرد و با اصرار، پیروان خود را به آن داشت که تمام جهان را به صورت یک جامعه زیر سلطه کارگران متشکل سازند. هدف ویلسون جهانی نوبنیاد بود، بر مبنای دموکراسی، اما عقیده لنین آن بود که (یا همه چیز یا هیچ چیز). البته میان این دو نظریه راه سازشی وجود نداشت.

شهادت آیت الله شیخ فضل الله نوری رهبر نهضت مشروطه مشروعه

11 مرداد 1288

رهبران مشروطه چون شیخ فضل الله نوری و سید عبدالله بهبهانی به دست روشنفکران به ترتیب اعدام و ترور شدند و قلم غربزدگان و شرق زدگان روشنفکر نیز برای تخطئه و بدنام کردن رهبران واقعی انقلاب مردمی ایرانیان مسلمان - که سعی در رهایی از سلطه زورگویان استبدادی و پرهیز از تجددگرایی ضد دینی داشتند - از هیچ کوششی دریغ نورزید. البته شیخ فضل الله، در این عرصه مورد حقد و کینه بیشتری قرار گرفت زیرا او تنها شخصیت دوران خود بود که به چهره واقعی از فرنگ برگشتگان باصطلاح روشنفکر پی برده و آنان را رسوا می کرد. بنابراین خشم آنان هرگز از شیخ کاهش نیافت و هم اکنون نیز در کتب مختلف چهره این روشنفکر واقعی مسلمان را مورد هتاکی و بی احترامی قرار می دهند. روزی او را انگلیسی، دیگر روز روسی، گاهی ریاست طلب و گاه درباری، رشوه گیر، مخالف مشروطه و هوادار رژیم استبدادی معرفی می کنند.
شیخ فضل الله در سال 1259 ه.ق در نور مازندران دیده به جهان گشود. پس از طی مراحل ابتدایی تحصیل، برای تکمیل دروس خود در اوایل جوانی به نجف اشرف رفت و در سال 1292 ه.ق با مهاجرت به سامرا در زمره شاگردان درجه اول میرزای شیرازی بزرگمرد و قهرمان مبارزه با استعمار انگلیس در آمد و از محضر وی استفاده برد و سرانجام نیز در سال 1300 ه.ق جهت تبلیغ معارف اسلامی عازم ایران شد و در تهران اقامت گزید.
نیم نگاهی به اعترافات دشمنان شیخ خالی از لطف نیست:
- (... حاجی شیخ فضل الله اگر چند ماهی در عتبات توقف کند شخص اول علمای اسلام خواهد گردید، چه هم حسن سلوک دارد و هم مراتب علمیه و هم نکات ریاست را بهتر از دیگران داراست... .)
(شیخ فضل الله مقام علمی اش بالاتر از سیدین مسندنشین است، طلاب و بیشتر اهل منبر دور او را دارند...) **شهدای روحانیت شیعه در یکصد ساله اخیر علی ربانی خلخالی - جلد اول - ص 115***
(متفکر مشروطیت مشروعه شیخ فضل الله نوری از علمای طراز اول که پایه اش را در اجتهاد اسلامی برتر از طباطبائی و بهبهانی شناخته اند.)** ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران ج 1 - ص 429***
رهبری و پیشتازی شیخ در نهضت مشروطه زبانزد خاص و عام است چنانکه دشمنان قسم خورده وی نیز به آن اذعان می کنند.
(... در اول ظهور مشروطیت حاجی شیخ فضل الله با سایر روحانیون مشروطه خواه همفکر و همقدم بود و با این که با عین الدوله صدر اعظم وقت دوست بود، در مهاجرت به حضرت عبدالعظیم و قم شرکت کرد و تا صدور فرمان مشروطیت و افتتاح مجلس شورای ملی، کوچکترین مخالفتی از او مشاهده نشد...) و (... عین الدوله از حرکت حاج شیخ فضل الله (مهاجرت به قم) بی اندازه ضعیف شد... حرکت حاج شیخ فضل الله خیلی امر آقایان را قوت داد چه مراتب علمیه او از دیگران بهتر و سلوکش نسبت به طلاب و اهل علم از دیگران خوشتر بود) و (... پس از پیشرفت مشروطه و باز شدن مجلس، دیگران هر یکی بهره ای جسته به کنار رفتند ولی دو سید و حاجی شیخ فضل الله همچنان باز ماندند و چون مشروطه را پدید آورده خود می شماردند، از نگهبانی باز نمی ایستادند. ولی حاج شیخ فضل الله رواج شریعت را می طلبید...)** ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران ج 1 - ص 429***
این حقیقتی است که با آغاز مخالفت شیخ شهید با مشروطه خواهان بسیاری از عالمان اسلامی نیز که تا دیروز در راه استواری (مشروطه) با همه نیرو و توان مبارزه می کردند راه خود را از عناصری که خود را آزادیخواه و مشروطه خواه می خواندند جدا کردند و به مخالفت با آنان برخاستند تا آنجا که بنا بر نوشته کسروی (از عالمان اسلامی) هیچ کس نماند در میان مشروطه خواهان، مگر آنانکه به یکباره از پیشه ملائی و در آمد و شکوه آن ( ) چشم پوشیدند...)** تاریخ مشروطه ایران - احمد کسروی***
آری شیخ از نخستین عالمان اسلامی آن دوران بود که به نقشه استعمار در جهت اسلام زدایی و جایگزین ساختن حکومت لائیک تحت پوشش مشروطه و قانون اساسی پی برد و سعی کرد تا اجازه ندهد ملی گرایی به جای اسلام گرایی بنشیند و به نام آزادی و دموکراسی، بی بند و باری غربی در جامعه اسلامی ایران حاکم شود. چنانکه کسروی نیز به آن اشاره می کند (... چنانکه گفتیم چون پیشگامان جنبش، ملایان بودند تادیری سخن از (شریعت) و رواج آن می رفت و انبوهی از مردم می پنداشتند که آنچه خواسته می شود همین است. سپس کم کم گفتگو از کشور و توده (اومانیسم) و میهن دوستی (ناسیونالیسم) و این گونه چیزها به میان آمد و گوشها به آن آشنا گردید و بدین سان یک خواست دیگری پیدا شد که آزادیخواهان میانه آن و این دو دل گردیدند و خود ناسازگاری این درخواست بود که آزادیخواهان و ملایمان را از هم جدا می گردانید ... چیزی که هست آزادیخواهان درخواست خود را که کوشیدن به پیشرفت کشور و توده باشد، راه روشنی در پیش نمی داشتند و هرگامی رابه پیروی از اروپا بر می داشتند.
علت مخالفت شیخ با مشروطه را از کلام خود شیخ می توان باز جست.
(... و بعد همینکه مذاکرات مجلس شروع شد و عناوین دائر به اصل مشروطیت و حدود آن در میان آمد از اثناء نطق ها و لوایح و جراید، اموری به ظهور رسید که هیچ کس منتظر نبود و زایدالوصف مایه وحشت و حیرت رؤسای روحانی و ائمه جماعت و قاطبه مقدسین و متدینین شد؛ از آن جمله در منشور سلطانی که نوشته بود مجلس شورای ملی اسلامی دادیم لفظ اسلامی گم شد و رفت که رفت ... و دیگر در موقع اصرار دستخط مشروطیت از اعلیحضرت اقدس شاهنشاه... در حضور هزار نفس بلکه بیشتر صریحاً گفتند: ما مشروعه نمی خواهیم...) و در فرازی دیگر آمده است:
(.. شما که بهتر می دانید که دین اسلام اکمل ادیان و اتم شرایع است و این دین دنیا را به عدل و شورا گرفت آیا چه افتاده است که امروز باید دستور عدل ما از پاریس برسد و نسخه شورای ما از انگلیس بیاید...)
(... من آن مجلس شورای ملی را می خواهم که عموم مسلمانان آن را می خواهند به این معنی که البته عموم مسلمانان مجلس می خواهند که اساسش بر اسلامیت باشد و خلافت قرآن و بر خلافت شریعت محمدی (ص) و بر خلافت مذهب مقدس جعفری، قانونی نگذارند من هم چنین مجلسی می خواهم.)