فهرست کتاب


روزها و رویدادها (جلد دوم)

علی بری دیزجی , علی اصغر کریمی شرفشاده , مجید صفائی , محمد نبی ابراهیمی , وحید صفائی

اعلان جنگ مسلحانه علیه نظام جمهوری اسلامی ایران

همزمان با عزل بنی صدر از ریاست جمهوری، منافقین که تنها امید خود را از دست رفته می دیدند در تاریخ 30 خرداد 1360 با انتشار اطلاعیه ای علیه نظام جمهوری اسلامی ایران اعلان جنگ مسلحانه کردند و در صدد نابودی انقلاب اسلامی برآمدند. منافقین با ایجاد آشوب و هرج و مرج در شهرها به آتش کشیدن وسایل نقلیه عمومی، ضرب و شتم مردم بی دفاع و ترورهای کورکورانه، علیه نظام اسلامی به پا خاستند؛ اما جبهه متحد ضد انقلاب به سرکردگی منافقین با رهنمودهای قاطع رهبر کبیر انقلاب اسلامی و هوشیاری مردم حاضر در صحنه، در همان ساعات اولیه مضمحل شد و در این حادثه 14 تن از پاسداران انقلاب اسلامی و مردم به شهادت رسیدند.
سازمان که در این روز نتوانسته بود به اهداف خود برسد، جهت تضعیف نظام و ساقط نمودن آن، دست به ترورهای ناجوانمردانه زد و ترور شخصیت ها را در سرلوحه کار خود قرار داد؛ اما از آنجایی که خداوند متعال وعده فرموده که کید و مکر منافقان را به خودشان باز می گرداند با هوشیاری مردم و شناسایی مخفی گاههای آنها در داخل کشور توسط نیروهای انقلاب، کاملا قلع و قمع شدند و سران سازمان که زمانی شعار مبارزه با امپریالیسم جهانی را سر داده بود در نهایت به دامان امپریالیسم پناهنده شدند و نوکری آنها را بر عهده گرفتند و در خارج از مرزهای کشور به توطئه ها و دسیسه های متنوع خود علیه نظام اسلامی ادامه دادند.
امام (ره) در این رابطه فرمودند:
(اینان که از امپریالیسم انتقاد سرسختانه منافق گونه می کردند، اکنون معلوم شد که چهره واقعی آنان چه چهره کریهی است و امروز به خوبی روشن است که اینان به دامان امپریالیستها پناهنده و با کمک آنان به توطئه علیه جمهوری اسلامی برخاسته اند و با شایعه سازی و دروغپردازی می خواهند جوانان معصوم را به دام بکشند و با استفاده از خون مظلومان و گول خوردگان، امر اربابانشان را اجرا کنند.)
با عزل بنی صدر و رسوایی منافقان کور دل، کوششهای جبهه ضد انقلاب در ساقط نمودن انقلاب اسلامی خنثی شد و بار دیگر لطف و عنایت خداوندی شامل حال این امت گردید.
این پیروزی بزرگ، انقلاب سوم نامگذاری شد و مردم انقلابی که درگیر با رژیم بعث عراق بودند تمام توان خویش را بعد از این حوادث، جهت پیروزی در جبهه های جنگ معطوف کردند.

عملیات مرصاد؛ مرگ سیاسی و نظامی سازمان منافقین

پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، عراق را در بن بست سیاسی نظامی شدیدی قرار داد، و توطئه های وسیعی را که از جانب استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی تدارک دیده شده بود نقش بر آب کرد و بر گروهها و عناصر باصطلاح (اپوزیسیون) نیز شوک شدیدی وارد ساخت. در این میان، منافقین به عنوان تنها گروهی که همه حیثیت (!) و هستی سازمان خود را در گرو جنگ نهاده بودند، بیشترین صدمه و لطمه را از پذیرش قطعنامه توسط ایران متحمل شدند؛ و برای خروج از بن بست، توطئه ای که مأموریت اجرای آن را به عهده داشتند به مرحله اجرا در آوردند.
منافقین در تحلیلهای درون گروهی خویش، امکان قبول آتش بس از سوی ایران را غیر ممکن دانسته و به صراحت ادعا می کردند که جمهوری اسلامی تنها زمانی به صلح رضایت خواهد داد که از جنبه های سیاسی، نظامی و اقتصادی به بن بست کامل رسیده باشد و تحت چنین شرایطی سقوط رژیم حتمی و در نتیجه قدرت حکومتی به سازمان منتقل خواهد شد. بنابراین فرصت پیش آمده را زمان مناسبی برای دستیابی به اهداف پلید خود دانسته و علی رغم آن که طرح حمله به ایران برای سالگرد جنگ تدارک دیده شده بود** برداشت از کتاب گذر از بحران 67، دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، چاپ اول، 1368 ص 134.***، به دنبال پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی، زمان آن دو ماه به جلو انداخته شد.
قبل از این، اطلاعاتی به دست آمده بود که رژیم عراق در صدد است، در مرحله جدید جنگ با استفاده از ضد انقلابیون دست به یکسری عملیات بزند، از آنجا که عراق به خاطر پذیرش قطعنامه، بهانه ای برای تجاوز جدید به ایران نداشت، با حمایت و پشتیبانی تسلیحاتی، لجستیکی و هوایی از منافقین، نیروهای خود را از انجام دخالت مستقیم در ورود به عمق خاک ایران بر حذر داشت. به همین منظور، ابتدا برای کاستن از حجم نیروهای خودی در غرب، اقدام به تک وسیعی در خرمشهر نمود و سپس با هجوم و آتش سنگین در منطقه سرپل ذهاب و صالح آباد، این مناطق را به تصرف در آورد و راه ورود منافقین به داخل را هموار ساخت، عراق همچنین، پس از ورود منافقین به داخل، جهت پشتیبانی در چندین نوبت، اقدام به بمباران هوایی خطوط و نیروهای ایرانی کرد و هلیکوپترهای نیروبر عراق نیز، طی این مدت مرتبا به پشتیبانی منافقین مشغول بودند.
هدف عملیاتی منافقین از حرکت سریعی که در عمق خاک ایران و با تانکهای برزیلی دجله (دارای چرخهای لاستیکی و سرعتی معادل 120 کیلومتر در ساعت) انجام می شد، تسخیر چندین شهر و در آخر رسیدن به تهران بود.
منافقین در نظر داشتند با وارد کردن 13 تیپ نیروی رزمی در تهران، ضمن تسخیر و اشغال مراکز مهم، قدرت را به خیال خود به دست گیرند. بر طبق زمانبندی این طرح، نیروهای آنها بایستی ساعت 5 بعدازظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمانشاه رسیده و در این شهر، دولت خویش را اعلام نمایند. اگر چه در ساعتهای مقرر به کرند و اسلام آباد رسیدند؛ اما در مسیر اسلام آباد - کرمانشاه در گردنه حسن آباد، از پیشروی آنها جلوگیری شد.
در این عملیات که منافقین نام (فروغ جاویدان) را انتخاب کرده بودند، باصطلاح با 25 تیپ (هر تیپ به طور متوسط شامل 200 نفر بوده است) شرکت داشتند و بدین ترتیب مجموعا بین 4 تا 5 هزار نیروی عملیاتی وارد خاک ایران شدند.
در چارت مربوط به این عملیات که از منافقین به دست آمده، فرماندهی کل در رأس آن قرار داشته و از طریق مسئولین محورها، عملیات را هدایت می کرد.
مقارن ساعت 30/14، در تاریخ 3/5/67 منافقین و ارتش عراق، عملیات مشترک خود را با هجوم زمینی از طریق سرپل ذهاب و هلی برد از جنوب گردنه (پاطاق) (نزدیکی سرپل ذهاب) آغاز و به طرف شهر (کرند غرب) پیشروی کردند و حدود ساعت 30/18 اولین تانکهای عراقی با آرم منافقین وارد شهر کرند غرب شدند و تا 5 کیلومتری جاده کرند - اسلام آباد اقدام به تعقیب اتومبیلهای شخصی در حال فرار کردند و مجدداً به شهر باز گشتند. در همین هنگام حدود 8 دستگاه تانک و نفربر به همراه نیروهای پیاده بعثی، شهر کرند غرب را به تصرف در آوردند، و سپس به طرف اسلام آباد غرب پیشروی کردند. بمحض رسیدن به مدخل شهر، اقدام به قطع برق و ارتباط مخابراتی و همچنین تیراندازی و آشفته نمودن اوضاع کردند. در همین حین تعدادی از نیروهای سپاه و مردم با دشمن درگیر شدند که به علت عدم انسجام نیروها و آمیختگی منافقین با مردم، اوضاع از کنترل نیروهای نظامی خارج شد و شهر به تصرف آنها در آمد. پس از تصرف شهر اسلام آباد، دشمن با استفاده از تعداد زیادی تانک (دجله) و خودرو به همراه تعدادی از نیروهای پیاده در جاده اسلام آباد به طرف کرمانشاه حمله کرد، لکن در منطقه حسن آباد (20 کیلومتری اسلام آباد) به دلیل سازماندهی جدید رزمندگان ایرانی و جمع آوری نیرو و نیز با توجه به رسیدن یگانهای منظم خودی، منافقین زمین گیر شدند. نیروهای خودی نیز در فاصله 200 متری آنان در ارتفاعات (چهارزبر) ضمن تشکیل خط پدافندی با نیروهای دشمن و ایجاد درگیری، بعدازظهر روز 4 مرداد با محاصره شهر اسلام آباد، ضمن پاکسازی و آزاد نمودن شهر، به منظور انسداد عقبه و راه فرار دشمن سه راه اسلام آباد - کرند را قطع کردند و آنها را از دو سمت به محاصره در آوردند.
منافقین در گردنه حسن آباد متوقف شدند و نیروهای خودی با سازماندهی و طرح منظم و حساب شده در روز چهارشنبه 5 مرداد عملیات (مرصاد) را با رمز یا (علی بن ابیطالب(ع) ) آغاز نمودند و طی چندین ساعت صدها تن از منافقین را به هلاکت رساندند و مابقی را به فرار واداشتند. در این عملیات، رزمندگان اسلام از قسمت سه راهی اهواز (پشت پمپ بنزین اسلام آباد) دشمن را دور زدند و تلفات زیادی به منافقین وارد کردند.
در حین عملیات نیز، هوانیروز با اعزام هلی کوپترهای کبری و نیروی هوایی با بمباران دقیق مواضع و ادوات منافقین، تلفات فراوان و موثری به آنان وارد ساختند. صرفنظر از امدادهای الهی، اصلی ترین عامل سرکوب این حرکت منافقین، هجوم گسترده نیروهای مردمی به جبهه ها و انگیزه قوی پدید آمده در آنان برای مقابله با دشمن بود که مرهون انفاس قدسیه امام خمینی (ره) و یادآور شور و هیجان روزهای نخستین جنگ بود.
در عملیات غرور آفرین (مرصاد) که برگ زرین دیگری در تاریخ جنگ تحمیلی هشت ساله است، بیش از دو هزار و پانصد تن از منافقین به هلاکت رسیدند و بیش از چهارصد دستگاه خودرو، نفربر و تانک آنان منهدم شد و باقیمانده نیروهای دشمن فرار به داخل خاک عراق را ترجیح دادند.
منافقین در این عملیات (راه بازگشت) حدود 5 هزار نفر از اعضا و هواداران خود را سازمان داده بودند. آنها آن قدر گرفتار توهمات احمقانه ناشی از شبح قدرت و نیروهای نظامی عراق شده بودند که تصمیم داشتند، حداکثر ظرف 2 روز نیروهای خود را به تهران بیاورند. رجوی به این تز ابلهانه پای فشرده بود که جمهوری اسلامی ایران و منافقین مثل دو مشت زن در رینگ بکس، با یکدیگر درگیر هستند و مردم تماشاگران این صحنه اند و برای طرف غالب ابراز احساسات می کنند.
مشخص است که این تحلیل، صرفا یک تحلیل ذهنی بیمارگونه بود که معیارهای واقعی را مد نظر قرار نداده و سازمان با این که در جریان بسیاری از تظاهرات و راهپیمایی ها، شاهد حضور گسترده مردم در حمایت از جمهوری اسلامی بود، روی عامل مردم حساب نکرده بود.
شواهد و قرائن و اسناد حکایت از آن دارد که منافقین نسبت به پیروزی خود در حرکتی که آغاز کرده بودند، اطمینان بالایی داشته اند. در این حمله تقریبا همه افراد رده بالای سازمان شرکت کرده بودند. منافقین شرکت کننده در این عملیات بسیاری از اشیاء شخصی و لوازمی که معمولا یک نیروی عملیاتی به هنگام عملیات همراه خویش ندارند (نظیر پاسپورت، عکسهای خانوادگی، شماره تلفن دوستان) را با خود آورده بودند، آنها کاملا مطمئن بودند که در طول مسیر خود با مقابله جدی و درگیری قابل توجهی از سوی رزمندگان اسلام مواجه نخواهند شد. و نهایتا به دلیل عدم احتمال برخورد با نیروهای اسلام موفقیت خود را قطعی می دانسته اند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در تحلیلی که بعد از خنثی شدن توطئه ضد انقلاب و در رأس آنها منافقین در نماز جمعه تهران به عمل آوردند اظهار داشتند:
(... اینها تحلیلشان این بود که ملت از رهبری جدا شده و مردم به جنگ نمی آیند.
ارتش حاضر نیست همراهی بکند و پاسداران هم آن صلابت سابق را ندارند بنابراین اعماق خاک ایران نفوذپذیر است و طراحی این است که یک حرکتی باید در عمق ایران انجام داد، از درون، حکومت را یا متزلزل کرده و یا سرنگون ساخت.
... اینها فکر می کردند که از خط اول ما که عبور کنند پشت قضیه دیگر چیزی نیست. حتی تعداد افراد کمیته و سپاه هر جایی را هم تعیین کرده بودند. گفته بودند این مقدار نیرو در مقابل شما هست اینها با یک سیاست خاصی به داخل کشیده شدند.
... این کاری که به سر منافقین در عملیات (مرصاد) آمد، مصداق این آیه است.
انا فتحنا لک فتحا مبینا تا به اینجا می رسد که و یعذب المنافقین و المنافقات و المشرکین و المشرکات الظانین بالله ظن السوء علیهم دایرة السوء اصلا محاصره را مجسم کرده است. من وقتی این آیه را می خواندم به آن محاصره ای که می دانستم اینها چطور تحت محاصره قرار گرفتند یک مصداق خوبی برای من بود
... یک چنین ضربه ای را به غیر از هدایت الهی و غیر از انفاس قدسیه رهبری که قضیه را به خوبی به اینجا رساندند هیچ قدرتی در دنیا نمی توانست طراحی و اجرا کند** خطبه های نماز جمعه تهران - (جمعه) 7/5/1367 - روزنامه جمهوری اسلامی شنبه 8/5/1367 شماره 2658 صفحه 9***.

روز اهدای خون